ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

[نفس عمیق] در موضوع عدول از نیت داشتیم سیر می‌کردیم تو احکام که تبرّکاً عرض کردیم استفتار شده از رهبر عزیزمون که من ااا نماز قضای صبح رو خون-- ا الله اکبر گفتم خوندم بعد خب باید رکعت دوم بعد از تشهد سلام می‌دادم.

حواسم نبود بلند شدم.

یه دفعه یادم افتاد که خب من الان باید تشهد بعد از شش-- تشهد سلام می‌گفتم تموم می‌شد دو رکعت نماز صبح دیگه، ولی بلند شده بودم.

یادم افتاد که نماز ظهر قضا هم دارم.

اونجا نیت رو برگردوندم به نماز قضای ظهرم و ادامه دادم چهار رکعتی تموم کردم.

آیا اجازه همچین کاری هست؟

رهبر فرمودند نه خیر جایز نیست، صحیح نیست این کار.

اصلاً اون نماز اشکال داره، باطله.

[نفس عمیق] یک جاهای خاصی هست که انسان می‌تونه عدول از نماز از نیت بکنه که من چند تاشو گفتم بقیه‌ش هم انشاالله عرض می‌کنم.

[نفس عمیق] خب ما رسیدیم به دومین قلب در قرآن که قلب مطبوع باطله دسته‌دار بود، یعنی قلبی که مهر خورده و آیاتش رو عرض کردیم محضر شما خوبان.

امروز اشارتا عرض می‌کنم [نفس عمیق] نکته خیلی، خیلی، خیلی مهمی که در آیه شانزده سوره رسول الله وجود داره در خصوص کسانی که مشخصه کسانی که مهر می‌خوره قلبشون فرمودند که [آیه قرآن] اینا مشخصه‌شون اینه از این جهت مهر خورده دلشون که [آیه قرآن] اینا هوای نفسشون رو تبعیت کردن، پیرو خواهش‌های دلشون بودن، ترمز نداشتن.

هرچی که دلشون خواست دنبال اون رفتن و بسیار این خطرناکه.

یادمه که قبلاً این حدیث شریف رو از پیامبر عظیم الشأن اسلام که مرحوم مجلسی در کتاب بحار الشعل七 صفحه چهارصد و هفده نقل کرده بود قبلاً توضیح داده بودیم براتون خوندم که حضرت فرمودند [آیه قرآن] ببین خطاب به همه مردم پیامبر داره می‌فرماد [آیه قرآن] بیشتر از هر چیزی من برای شما از دو چیز نگران و ناراحتم، ترسانم.

اول فرمود [آیه قرآن] تبعیت کردن هوای نفس.

بعد فرمود [آیه قرآن] آرزوی طولانی.

هوای نفس مقدس و غیر مقدس هم نمی‌شناسه.

یک چیزی که در درون ماست، شیطانی‌ست که در درون ما نهفته‌ست و سر بزنگاه خودش رو نشون میده.

یه جمله‌ای از آستاد هاشم حداد رحمة الله علیه هست که از قول استادشون آقای قاضی را نقل کردن.

جمله خیلی عجیبه.

می‌فرمود آقای قاضی فرمودند زمانی که نفس غیر از خواسته معشوقه طلب کرد، واجب است انسان آماده‌ی قتال و جنگ با او باشد.

میگه تو اصلاً واجبه برات وقتی می‌بینی نفست طلبی به غیر از اون چیزی که محبوبه، معشوقت دوست داره می‌کنه باهاش بجنگی.

من واقعاً با نفسم می‌جنگم.

nefsi که اعدی عدو ماست، بدترین دشمنان ماست و واقعاً بدتر از یزیده.

ما وقتی ش-- اسم شمر و یزید رو می‌شنویم لعنت الله علیه بغضمون هم بجوشد خیلی هم خوب.

اما شمر وجودمون چی؟

یزید وجودم چی؟

[نفس عمیق] حضرته آیت الله نورالله شاهرودی یه کتابی دارن به نام شذرات المعارف.

کتاب خیلی ذی قیمتی‌ست.

در صفحه صد و سی و یکش می‌فر-- اینو نوشته فرموده که مادامی که انسان مبتلا به معشوقه نفس است، یعنی معشوقه‌ش میشه نفسش، قبله‌ش میشه نفسش.

هرچی که دلش خواست دنبال همون میره.

فرمود و از این اشتباه خارج نشده، یعنی همینطوری مونده تو این اشتباه با خودش مبارزه نکرده البته به وصال معشوقه حقیقی نائل نشود.

اصلاً وصل به خدا و اهل بیت و قرآن و حقیقت روح قرآن و امام عصر و این‌ها محاله کسی دنبال معشوقه نفسش، یعنی عشقش بشه نفسش.

آقا عشقم کشیده دوست دارم.

آقا ملاکت چیه؟

مبنات چیه؟

هیچی.

در یک قسمت دیگه‌ای از این کتاب شریف شذرات المعارفش ایشون این جمله رو میاره می‌فرماید هرچند خدا فرموده که [آیه قرآن] خدا وعده داده تو قرآن که ما هستیم که این ذکر یعنی قرآن رو حفظ می‌کنیم.

قطعاً ما حفظش می‌کنیم.

ولی الان شما هم وظیفه داریم نسبت به دینمون.

نباید دنبال هواهای نفسانی و خواهش‌های نفسانیمون بریم.

باید ببینیم حالا که خدا فرموده من حفظ می‌کنم اما خدا سنتش [آیه قرآن] سنت خدا عوض نمیشه.

خدا از طریق اسباب کاراش رو انجام میده.

می‌خواد فیض به من و تو برسه.

من و تو باید هم و غممون این باشه که قرآن رو حفظ کنیم، آیات قرآن رو حفظ کنیم و اون چیزی که سبب میشه ما از قرآن فاصله بگیریم به معشوقمون که همون قرآنه نرسیم اینه که نفسمون رو معشوقه قرار بدیم.

اگر کسی اینطور شد خدا نکره یک وقتی می‌رسه که دیگه دلش مهر می‌خوره.

هرچی از قرآن و این‌ها بهش بگی بدش میاد، فرار می‌کنه ازش.

امتحان کنید یه جا گرده‌ای باشه فامیلی جمعین چرت و پرت بگو، بگو بخند همه کیف می‌کنن.

به محض اینکه می-- قال الصادق علیه السلام خب کاری ندارید التماس دعا خداحافظ شما من بارها اینو امتحان کردم.

اصلاً بعضیا بدشون میاد.

اقال الصادق والباطل.

دوست ندارن.

اصلاً میل دلشون برگشته.

و این دقیقاً، اِاِاِ به قول آقای شاهرودی این کاری بود که بنی اسرائیل کردن، این طریقه‌ی رفتار ما.

بنی اسرائیل به موسی گفتن موسی خودت برو با خدات برو با فرعون بجنگی.

تو و خدا با فرعون بجنگید.

وقتی پیروز شدید ما میایم و شما ملحق میشیم.

خب خدا-- ولی غافل بودن از اینکه نه اینا هم وظیفه ای دارن نسبت به دینشون، به کتابشون، به پیغمبرشون.

لذا خدا چهل سال اینا رو آواره کرد.

از شهرنشینی محرومشون کرد.

چهل سال تو بیابون‌ها آواره بودن.

چرا؟

چون که گرفتار نفس و خواهش‌های نفسشون شدن.

خدا هم به دلشون مهر زد.

پیغمبرشون رو ازشون گرفت.

چرا الان امام زمان رو از ما گرفته؟

شما گمان کنی مثلاً مدافعین حرم هم می‌گفتن که خب حالا خدایا برو تو از حرم اهل بیت خودت دفاع کن دیگه اهل بیت تو بودن دیگه اینا برو ازشون دفاع کن.

این چه کلامیه؟

اصلاً مگه خدا خودش از دین خودش دفاع کنه؟

اتفاقاً تو همین کتاب، تو همین بخش آقای شاهرودی می‌فرماید که این حدیث رو اشاره می‌کنه به ممات علی حب آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم.

[هم پوشانی گوینده با صدای زمزمه کنندگان] فرمود اگر کسی بمیره با محبت آل پیغمبر آل رسول الله رسول اعظم صلی الله علیه و سلم می‌فرماید فهوا شهیده.

این حدیث بسیار مهمی‌ست از رسول خدا و تو منابع مهم ما اومده.

بعد اینجا آقای شاهرودی اشاره می‌کنه میگه خب ما هیچوقت رفتیم به دنبال اینکه ببینیم حب چیه؟

ما می‌گیم خب دلمون دوست داره علی رو دیگه قلباً ما علی رو دوست داریم، اهل بیت رو دوست داریم اما نمی‌ریم دنبال به عمل کشوندنش.

یعنی این محبت بشه مودت است چون سه شق داره دیگه.

شق قلبی‌ش رو ما داریم الحمد لله دوست داریم.

اگه نداشتیم که منافق بودیم.

اما زبانی‌ش چی؟

یعنی لسانت هم به نفع اونا حرکت می‌کنه.

عملی‌ش چی؟

آیا عملیات التزام عملیه به دستورات اون دارم من؟

این یک.

میگه، می‌فرماید که نهیب می‌زنه.

میگه اگر تو واقعاً ادعا می‌کنی دوست داری در عمل هم باید پی این دوستی بری.

کاری که مدافعین حرم کردن.

یکی از علما اخیراً داد می‌زد می‌گفت آی مردم چقدر بگیم امام حسین دوستت دارم حضرت زینب دوستت دارم و ابی انت و امي.

خب حرمش در خطر افتاد.

چند نفر، چند نفرمون رفتیم؟

حرمشو می‌خواستن با خاک یکسان کنن.

میگه نمی‌کردن نمونه‌ش سامرا.

چند نفرمون دغدغه رفتن داشتیم؟

حالا یه ظواوی داشت همه نمی‌تونستن برن اما دغدغه رفتن چند تامون داشتیم.

واقعاً نهیبه دیگه.

نکنه ما خدایی نکرده دلمون مهر بخوره با خواهش‌های دل و دنیا و بعد از وظایفمون غايل– غافل بشیم.

بعد تازه یه روزی العیاذ بالله ختم کلام اینکه سر برداریم ببینیم عجب اصلاً به خاطر این خواهش‌های ما آقا نیومده.

امام عصر به خاطر خواهش‌های دل امثال من بوده که غیبت داشته.

وا مصيبتا.

ان شاء الله عاقبتمون ختم به خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل