ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 002

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتای عدول از نیت در نماز قضا

در موضوع عدول از نیت در احکام سیر می‌شد. تبرکاً استفتایی از رهبر معظم انقلاب نقل می‌شود: نماز قضای صبح را آغاز کردم؛ الله‌اکبر گفتم و خواندم. در رکعت دوم پس از تشهد باید سلام می‌دادم؛ حواسم نبود بلند شدم. یک‌باره یادم آمد که باید تشهد و سلام می‌گفتم و دو رکعت نماز صبح تمام می‌شد، اما بلند شده بودم. یادم آمد نماز ظهرِ قضا هم دارم. آنجا نیت را برگرداندم به نماز قضای ظهر و ادامه دادم و چهار رکعتی تمام کردم. آیا چنین کاری جایز است؟

رهبر فرمودند نه؛ جایز نیست و صحیح نیست. اصلاً آن نماز اشکال دارد و باطل است. جاهای خاصی هست که انسان می‌تواند از نیت نماز عدول کند؛ چند مورد پیش‌تر گفته شده و بقیه در جای خود می‌آید.

قلب مطبوع؛ مهر دل از تبعیت هوا

دومین قلب در قرآن قلب مطبوع است؛ یعنی قلبی که مهر خورده. آیاتش پیش‌تر اشاره شده بود. نکتهٔ بسیار مهم در آیهٔ شانزده سورهٔ محمد — که دربارهٔ کسانی است که دلشان مهر می‌خورد — این است که مشخصه‌شان تبعیت از هوای نفس است: پیرو خواهش‌های دل بوده‌اند، ترمز نداشته‌اند و هرچه دل خواسته دنبال آن رفته‌اند. این بسیار خطرناک است.

«أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً» (جاثیه/۲۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا دیدی کسی را که هوای خود را خدای خویش گرفت و خدا او را از روی علم گمراه کرد و بر گوش و دلش مهر زد و بر دیده‌اش پرده نهاد؟

هشدار پیامبر از دو چیز

حدیث شریفی از پیامبر عظیم‌الشأن اسلام که مرحوم مجلسی در بحار نقل کرده پیش‌تر خوانده شده بود. حضرت خطاب به مردم فرمودند بیشتر از هر چیز برای شما از دو چیز نگران و ترسانم: یکی تبعیت از هوای نفس؛ دیگری آرزوی طولانی. هوای نفس مقدس و غیرمقدس نمی‌شناسد؛ چیزی در درون ماست، شیطانی نهفته که سر بزنگاه خود را نشان می‌دهد.

قتال با نفس؛ کلام قاضی و حداد

جمله‌ای از استاد هاشم حداد رحمة‌الله‌علیه هست که از قول استادشان آقای قاضی نقل کرده‌اند؛ جملهٔ بسیار عجیبی است. آقای قاضی فرمودند: زمانی که نفس غیر از خواستهٔ معشوق طلب کرد، واجب است انسان آمادهٔ قتال و جنگ با او باشد. وقتی می‌بینی نفست طلبی جز آنچه محبوب و معشوقت دوست دارد می‌کند، بر تو واجب است با او بجنگی. نفس اعدی عدوّ ماست؛ بدترین دشمنان ماست و واقعاً بدتر از یزید. وقتی نام شمر و یزید می‌آید بغض می‌جوشد و لعنت می‌فرستیم — و بسیار خوب؛ اما شمر وجودمان و یزید وجودمان چه؟

شذرات المعارف؛ معشوقهٔ نفس

آیت‌الله نورالله شاهرودی کتابی دارند به نام شذرات المعارف؛ کتابی بسیار گران‌بها. در صفحهٔ صد و سی و یک نوشته‌اند: مادامی که انسان مبتلا به معشوقهٔ نفس است — یعنی معشوقه‌اش نفسش می‌شود و قبله‌اش نفسش — هرچه دل خواست دنبال همان می‌رود. و چون از این اشتباه خارج نشده و با خود مبارزه نکرده، به وصال معشوق حقیقی نائل نمی‌شود. وصل به خدا و اهل‌بیت و قرآن و حقیقت روح قرآن و امام عصر محال است برای کسی که عشقش نفسش باشد. «عشقم کشیده، دوست دارم» — ملاک و مبنا چیست؟ هیچ.

در بخش دیگری از همان کتاب می‌فرمایند هرچند خدا وعده داده ما خود این ذکر — یعنی قرآن — را حفظ می‌کنیم، قطعاً حفظ می‌کنیم؛ اما اکنون نیز وظیفه داریم نسبت به دینمان. نباید دنبال هواهای نفسانی برویم. سنت خدا عوض نمی‌شود؛ خدا از طریق اسباب کار می‌کند. می‌خواهد فیض برسد؛ هم و غم ما باید حفظ قرآن و آیات باشد. آنچه سبب می‌شود از قرآن فاصله بگیریم و به معشوقمان که همان قرآن است نرسیم، این است که نفس را معشوقه قرار دهیم. اگر چنین شد — خدا نکند — روزی می‌رسد که دل مهر می‌خورد؛ هرچه از قرآن بگویی بدش می‌آید و فرار می‌کند.

محک مجلس؛ قال الصادق و گریز دل

بیازمایید: در گردهمایی فامیلی چرت‌وپرت بگو و بخند؛ همه کیف می‌کنند. به‌محض آنکه قال الصادق علیه‌السلام بگویی، بعضی کاری ندارند، التماس دعا، خداحافظ؛ بارها آزموده شده. بعضی اصلاً بدشان می‌آید؛ میل دل برگشته. به‌قول آقای شاهرودی این همان طریقهٔ بنی‌اسرائیل است.

بنی‌اسرائیل به موسی گفتند خودت برو با خدایت با فرعون بجنگ؛ وقتی پیروز شدید ما ملحق می‌شویم. غافل بودند که آنان نیز وظیفه‌ای نسبت به دین و کتاب و پیامبرشان دارند. خدا چهل سال آواره‌شان کرد؛ از شهرنشینی محرومشان کرد و در بیابان‌ها سرگردان بودند؛ چون گرفتار نفس و خواهش‌های نفس شدند. خدا به دلشان مهر زد و پیامبرشان را از آنان گرفت.

غیبت امام و محبت عملی آل محمد

چرا اکنون امام زمان از ما گرفته شده؟ گمان نکنیم مدافعان حرم نیز می‌گفتند خدایا خودت از حرم اهل‌بیت دفاع کن. مگر خدا خود از دینش دفاع کند و بندگان معاف باشند؟ در همین بخش آقای شاهرودی به حدیثی اشاره می‌کند: من مات علی حب آل محمد فهو شهید — هر که بر محبت آل محمد بمیرد شهید است. حدیثی بسیار مهم از رسول خدا در منابع معتبر.

سپس می‌گوید آیا رفته‌ایم ببینیم حب چیست؟ می‌گوییم دلمان علی را دوست دارد؛ اما دنبال به عمل کشاندنش نمی‌رویم. محبت باید مودت شود و سه شق دارد: شق قلبی که الحمدلله هست — وگرنه نفاق بود؛ شق زبانی: آیا زبان به نفع آنان حرکت می‌کند؛ شق عملی: آیا التزام عملی به دستوراتشان داریم. نهیب می‌زند: اگر ادعا می‌کنی دوست داری، در عمل نیز باید پی این دوستی بروی؛ کاری که مدافعان حرم کردند.

یکی از علما اخیراً فریاد می‌زد: چقدر بگوییم امام حسین دوستت دارم و حضرت زینب دوستت دارم و بأبی أنت و أمی؛ حرمش در خطر افتاد، چند نفرمان رفتیم؟ می‌خواستند با خاک یکسانش کنند — نمونهٔ سامرا. چند نفرمان حتی دغدغهٔ رفتن داشتیم؟ شاید همه نمی‌توانستند بروند؛ اما دغدغه چند نفر بود؟ این نهیب است. مبادا دل مهر بخورد با خواهش‌های دل و دنیا و از وظایف غافل شویم؛ آنگاه روزی سر برداریم و ببینیم به‌خاطر همین خواهش‌ها آقا نیامده و امام عصر به‌خاطر خواهش‌های دل امثال ما غیبت داشته. وا مصیبتا. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود.

حفظ دین از مسیر اسباب

وعدهٔ الهی بر حفظ ذکر و قرآن قطعی است؛ با این حال وظیفهٔ بندگان ساقط نمی‌شود. سنت خدا بر جریان فیض از مسیر اسباب است. همّ و غم باید حفظ آیات و پاسداشت دین باشد. آنچه انسان را از معشوق حقیقی — قرآن و حقیقت روح آن — دور می‌کند، نشاندن نفس در جایگاه معشوقه است. چون دل مهر خورد، هر دعوت قرآنی مایهٔ رمیدن می‌شود؛ چنان‌که در مجالس، سخن باطل کام‌ها را شیرین می‌کند و سخن صادقان را سنگین.

این همان الگویی است که بنی‌اسرائیل پیمودند: بار دین را بر دوش پیامبر نهادند و خود را معاف دانستند. نتیجه، مهر دل و گرفتن پیامبر و آوارگی طولانی بود. امروز نیز اگر محبت آل محمد در قلب بماند اما بر زبان و عمل ننشیند، و اگر دغدغهٔ حرم و حق در جان نجنبد، بیم آن می‌رود که خواهش‌های نفس پردهٔ غیبت را ضخیم‌تر کند. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.