السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
در بحث قلب در قرآن رسیده بودیم به قلب مشروب، قلب آمیخته با غیر خدا که محبت و تعلق اضافی به خودش گرفته و تعلق پیدا کرده به غیر حق.
خیلی خطرناکه این نوع قلب.
که رسیده بودیم به این نکته از آیه نود و سه سوره بقره که پیرامون همین موضوع هست که اشاره میکنه به اهمیت شنیدن، حرف گوش دادن.
اینکه کسی حوصله نداره حرف گوش بده، حرف حق بشنوه، این نشانه اینه که افتاده تو ورطه یعنی ورطه یعنی از هلاکت میاد.
در ورطه قلب مشروب یعنی قلبش قاطی شده با محبت به غیر خدا و غیر حق.
و الا از شنیدن و گوش دادن به حرف حق لذت میبره.
"و اذ اخذنا میثاقکم و رفعنا فوقکم الطور".
اینا رو که گفتیم این میثاق چیه و کوه طور چرا بالا سر اینا قرار گرفت؟
"خذو ما آتيناکم بقوة".
بعد از اینکه میفرماید بگیرید اونچه که بر شما اومد با قوت در خصوص اون آیه که سپاه استفاده کرده "واعددوا ما استطعتم من قوة".
این قوة، قوة میگه برای مقابله با دشمنان هرچی توان دارید، قوه دارید به کار ببرید.
اینجا داره میفرماید "خذو ما آتيناکم بقوة" آنچه که بر شما آمد نازل شد یعنی در امر دینتون مطلقاً با قوت رفتار کنید.
بعد میفرماید " واسمعوا" که اگر کسی، دقت بفرمایید، اگر کسی حوصله این "واسمعوا" رو نداره یعنی حوصله نداره گوش بده به حرف حق.
حالا از زبان هر کی، یه آلودهای مثل منم بیرون اومد، اومد.
حرف، حرف حقه.
آیات الهیه، روایات آل الله.
کسی حوصله نداره.
این نشانه چیه؟
اینه که "بقوة" نگرفته اونچه که از سمت حضرت حق نازل شده.
چون بلافاصله بعد از "خذو" بگیرید "ما آتيناکم" آنچه که به شما آمد از طرف ما یعنی هرچی ما بر شما آوردیم "بقوة" محکم بگیرید یعنی جدی بگیرید یعنی شوخی نگیرید امر دینتون رو.
بعد میفرماید "واسمعوا" آقا این حرفو بشنویدا به جانتون بشنویدا.
حالا بعد میگن که قبلاً بحثش رو کردیم دیگه.
بعد گفتن "قالوا سمعنا" بله ما گوش دادیم "وعصینا ولی معصیت".
میگه که ادعا میکنند که گوش دادیم اما گوش دادنی که منجر به معصیت میشه.
چرا؟
چون صرفاً گوش ظاهریشون بود.
یعنی دل ندادن به حقایق.
این دل ندادن نتیجهش میشه قلب مشروب.
دل متعلق میشه، تعلق پیدا میکنه، متعلقش میشه هر چیز غیر از حق.
خب پس چی باعث شده که اینا حرف حق رو نشنوند؟
عدم جدیت و قوت در امر دین.
[نفس عمیق] که حالا اینجا بزرگان کتابها نوشتن دیگه که چقدر اهمیت و جدیت دادن به امر دین مهمه.
من به عنوان نمونه فرمایش امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام یه بخشیش رو از خطبه بیست و نه براتون میخونم.
فرمایش مولا رو بشنوید لذت ببرید.
"ولا یمنع ال-- ولا یمنع ضعیف" میفرماید که "من الضعیل" هرگز یه آدم ضعمو-- زبون و ذلیل، پست، اینها نمیتونه با ظلم مقابله کنه.
نمیتونه جلوی ظلم وایسته "ولا یدرک الحق الا بالجد" و هرگز نمیشه به حق رسید "لا یدرک الحق الا بالجد" مگر اینکه با جدیت، جدیت.
همون که قبلاً عرض کردیم اصلاً فصل تمایز امثال بنده با اولیای خدا در همین جدیته.
اونا حرف حق رو، امر حق رو، دین رو جدی گرفتن.
"خذو ما آتيناکم بقوة" اینجا رو گوش دادن "واسمعوا" رو گوش دادن.
گوش جان سپردن به امر دین.
حالا امر دین کجاست؟
پیش صاحب الامر دیگه "و اول الامر منکم".
دل سپردن به امام عصرشون.
حالا اینجا میفرماید مولا داره تأکید میکنه آقا اصلاً نمیشه درک کرد حق رو مگر با جدیت.
پس چرا خیلی از آدمها هستند که درکی از حق ندارند یا حق رو اونطور که شایسته است درک نمیکنند.
تو این قصه ضعف دارند.
اینجا داره حضرت رمزگشایی میکنه.
میفرماید "الا بالجد" چون جدیت ندارن، بازی گرفتن.
میخوان خوش باشن دو روزه دنیا رو کیفشونو بکنن.
اینا حالا دیندار هم باشن و ال-- وقت معصیت بله قربانگوی نفسشون باشن اما در عین حال در کسوت دین هم باشن.
این جدیت نیست که.
و لذا میبینید که سر میخوره به انواع اقسام گناهان.
امام صادق صلوات الله علیه یه فرمایشی دارن بیشتر از این جملهای که الان من یه بخشیش رو براتون میخونم.
کافی جلد پنج صفحه شصت و سه میتونید متن روایت رو ببینید امام کشاف حقایق حضرت جعفر بن محمد صادق فرمودند "ان الجبل یستقل منه بالمعول" معول یعنی کلنگ.
میشه یک کوه رو بکنی ازش با کلنگ؟
"یستقل منه بالمعول" استقلال بدی از-- ببخشی از اون کوه بکنیش با کلنگ.
اما "و المؤمن لا یستقل من دینه شیئاً" اصلا هیچی از دین مؤمن نمیتونی بکنی.
مؤمن کسی که دل سپرده مؤمن اسمش رو خودشه دیگه.
دل داده آقا.
همه تعلقاتش در حوزه دینه.
نمیتونی با کلنگ و نمیدونم تیشه و چی و اینها بکنی ازش.
این نشان دهنده چیه؟
جدیتشه.
یا مثلا مولامون علی علیه الصلاة والسلام در حکمت سیصد و سی و سه نهج فرمودند "المؤمن نفسه أصلب من السلد".
به به، به به.
فرمود مؤمن نفسش، جانش، اون روحش سختتر از سنگ خارا است.
محکمتر از سنگ خارا است.
اصلا سنگ خارا یه دلیلی که بهش میگن خارا به جهت استحکامشه.
اینا محکمتر از اینن.
حالا چرا محکمه؟
چون حرف گوش، گوش جان سپرده "و سمع".
گوش جان سپرده لذا گرفته و به قوت.
کسی هم که به قوت امر دین رو بگیره تزلزل نداره.
ضعف نداره.
چون گناه نمیکنه.
اصلا ضعف و تزلزل عزیزان دلم ماره گناهه.
هرچی انسان پاکتر، قوت و قدرتش و اس-- اون استحکامش، حکمت وجودیش بیشتر.
خدای حکیم علی الاطلاق انسان رو با حکمتش آفریده.
هرچی که طهارت به عالم بر اساس طهارت خلق شده دیگه مزاج عالم بر اساس طهارته.
هرچی طهارت نفس بیشتر، قوت نفس بیشتر.
اینکه میبینی امام، رهبر خم به ابرو نمیارن.
تمام دنیا سفارشی کنن.
الان اسرائیل قطقط میکنه بر-- برای امثال رهبر قطقط کردنه چیزی نیست.
اصلا سرش-- حالا من الان خندهش میگیره این بحث نماز رهبر رو بعضیا چرت و پرتهایی، مزخرفاتی گفتن که آقا العیاذ بالله ترسیده و فلان.
یه، یه جایی رو نگاه میکنه حضرت.
حالا بعضیا گفتن محرابو نگاه میکنه.
اینقدر بیشعور و نفهماند بر نسبت شما که اگه میخواست بترسه که این چند ساله کشتی انقلاب رو در دریای مواج مشکلات داره مدیریت میکنه.
اصلا نمیاومد نماز اگه بحث ترس بود.
اینقدر بعضیا خرفتند بر، بر نسبت شما.
خب این نشانه صلابتشه دیگه.
این اطمینان نفس از کجا میاد؟
طهارت.
مزاج عالم هم بر اساس طرا-- طهارته.
وقتی شما طاهر بودی، وقتی در سلام انتهای نمازت به عالم سلام میکنی، السلام علیکُم از امام عصر گرفته و انبیا تا همه خلائق اینا همه تسلیم تو میشن.
چرا نباشن؟
و تو چنان به استحکام و صلابت میرسی.
محکم.
بعد بهت میگن که تو کی پشتته؟
خیلی جگر داری.
خیلی جسوری.
میگه نه کسی-- خدا پشت منه.
فکر میکنن همه چی در قوالب مادی میگنجد.
حالا آلودگیها رو باید مراقب بود.
آلودگی تزلزل میاره.
من خیلی نکتهوار و در انتهای بحث بگم که این آلودگی اولا از کجا میاد و لایههای وجودی رو چگونه نشت میکنه و نشانههاش چیه.
آلودگی اولا از مرتبه نازل میاد، نه اعلا مرتبه که روح و اون اشخص مراتب وجودی ماست.
از بالا نمیاد.
قبلا بحث کردیم.
آلودگی از انزل مراتب، از نشئ ماده و طبیعت، از حواس ظاهری ما میاد، از جسم ما.
یعنی از چشم و گوش و سمع و بصر و س-- شم و از چه باید-- لمس و ذوق.
از این پنج تا ذائقه، از این پنج تا حواس ظاهری.
آلودگی از اینجا شروع میشه، خط قرمزها رو رد میکنه، بعد میزنه یواش یواش آلودگی نشت میکنه به خاطر اصرار بر گناه میزنه قوه خیال رو آلوده میکنه.
خدا نکنه کسی قوه خیالش آلوده بشه سخت میشه دیگه پاک کردن متخیلات فاسده به قول علامه.
اصرار کنه میزنه عقلش رو آلوده میکنه.
خیلی دیگه کار خطرناک میشه.
اصرار رو به گناه ببره دیگه قلبش آلوده میشه.
امان از کسی که قلبش آلوده شد، قلب مشرب پیدا کرد.
این دیگه بیرون اومدنش خیلی سخته و امان از کسی که دیگه این آلودگی بزنه از قلب به روحش.
اون دیگه مگر امام عصر توجه کنه که بتونه نجات پیدا کنه.
حالا بعد سر هم داریم اما دیگه سر رو سر نداریم چون اون کانال وجودی ارتباط با حق و رب وجودی ماست.
اصلا اون دیگه آلوده بردار نیست.
حالا از این پایین شروع میشه.
آ-- نشانههای آلودگی هم از حواس ظاهر که مشخصه دیگه.
چشم پرش میکنه، رد میکنه خط قرمز الهی رو.
گوش همینطور و...
باطن چی؟
میری به لایههای باطنی.
قوه خیال آلوده شد.
یکی از نشانههاش عمدت-- عدم تمرکزه.
تمرکز وجودی نداره.
افکارش به هم ریختهست.
تشویش خاطر داره.
مضطربه.
تصمیم جدی نمیتونه بگیره.
اینا نشانههاشه.
چون قوه خیالش مشوش شده.
آ-- س-- همش سوءظن داره.
اینا نشانههای آلودگی قوه خیاله.
اگر زد به عقل نشونش چیه؟
اینه که چون عقل برای جاهای پیچیدهست حوصلهی شنیدن مسائل قامض و پیچیده و سخت علمی و اینها رو نداره.
میگه آقا یه داستان بگو برو.
انقدر سختش نگیر.
این معلومه عقلش آلوده شده.
"و یجعل الرجس على الذین لا يعقلون".
عقل رو که تعطیل کنی رجس آلودگی اومده.
اگر عقل آلوده شد قطعاً کار تمامه.
دیگه انسان حوصله نداره اصلاً بره تو مثلاً اون ذرائف بحث حکمت و عرفان.
اصلاً میگه ول کن این حرفا چیه؟
یه عده خوندن از خودشون معرکه گیری کردن.
یه نمازامونو بخونیم بریم.
اصلاً حوصله نداره.
چرا؟
قلب، ببخشید عقل، عقل مشوب به وهم شده و توهمی زندگی میکنه.
اگر زد به باطنتر قلب خدا نکنه، قلب اگر آلوده شه چیه؟
دیگه یعنی محل تعلقه دیگه قلب.
نشونهش چیه؟
از چیزهایی که نماد مذهباند، نماد معنویت و دین و ولایتاند خیلی دوست نداره، لذت نمیبره یا محبتش به اینا رفته رفته کم میشه، تعلقش کم میشه.
هیئت میبینه، حرم میبینه، بچه هیئتی میبینه، آخوند میبینه بدش میاد.
یا اگر بدش نیاد خیلی تعلق نداره.
اه پیش تلویزیون بزن یه کانال دیگه این آخوندام ولمون نمیکنن.
خب آخوندها کیان مگه؟
تو لباس دینن دیگه.
چرا لباس دین رو میبینی بدت میاد؟
قلب آلوده شده.
یه وقت یه آخوندی فساد میکنه، خب شخص اون طرف، اون، اون شخصه، اون فرد رو باهاش مخالفت کن نه با این لباس که هر آخوندی میبینی.
این نشانه آلودگی چیه؟
قلبه.
رفته رفته تعلقش کنده میشه.
اگر زد به روح چی میشه؟
نشانهش اینه که دیگه میفته به عناد.
پشت میکنه به معنویات.
میفته به دشمنی.
حاضره جون بده ولی چهرهی اهل ایمان رو نبینه.
اینم نشانههاش بود حالا و نشانه شناسی کنیم که هر کدوم شربت منبرها میطلبه.
انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد