یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نقض پیمان و آمیختگی قلب
در ادامهٔ بحث قلب مشروب روایتی میآید دربارهٔ ریشهیابی و چرایی اینکه بنیاسرائیل با آنکه با حضرت موسی و ولایت زمان خود میثاق بسته بودند — و پیشتر گفته شد که همهٔ انبیا از مریدانشان ولایت کلیهٔ الهیه و ولایت اهل بیت را گرفتهاند — پیمان را شکستند و قلبشان با غیر خدا آمیخته شد. علت اصلی در روایتی از تفسیر اهل بیت، جلد یک، صفحهٔ پانصد و پنجاه، از امام عسکری علیهالسلام آمده است. این روایت نهیب و هشدار است: انسان نیز در معرض آمیختگی قلب با غیر خدا و نقض پیمان ولایت است.
سمعنا و عصینا؛ جدایی زبان و دل
امام دربارهٔ همان بنیاسرائیل که عهد شکستند و گوسالهپرست شدند میفرماید که گفتند شنیدیم — قول حق و حرف حق را با گوش شنیدیم — اما عصیان کردیم؛ در دل نپذیرفتیم. زبان گفت شنیدیم، دل زیر بار نرفت. ریشهٔ مشروب شدن قلب همین است: دل مغایر با زبان، یا زبان مخالف با قلب؛ ظاهر چیزی میگوید که قلب بدان تعلق ندارد و آن را نپذیرفته است.
امام عسکری میفرماید وقتی به ظاهرشان نگاه کنی همه اهل اطاعت و اظهار بندگی و صاغرین در درگاه حقاند؛ گویی خادم بیتالله و نهایت عرفاناند؛ سخن و قیافه فریبنده است، اما کسی از باطن خبر ندارد.
ظاهر و باطن و توحید
جملهٔ اسمیه با «هو» آغاز میشود: هو الأول والآخر والظاهر والباطن — همه هو. وحدت وجود واحد است؛ اما برداشت اخلاقی این است: اول هو، آخر هو، ظاهر هو، باطن هو. کدام یک ظاهر و باطنش یک حقیقت است و دم از یک چیز میزند؟ علت اصلی نقض پیمان در سخن امام عسکری همین بود که گفتند اما با دل نپذیرفتند.
از اینرو در آخرالزمان دعای تثبیت قلب بسیار وارد شده است: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب — ثبت قلبی علی دینک. نمیگوید لسانی؛ میگوید قلبی. ارزیابیهای مردم بر اساس ظاهر و زبان است و به باطن کمتر توجه میرود؛ حال آنکه خدا هم خدای ظاهر است و هم خدای باطن.
خدای آسمان و زمین در وجود انسان
آیه میفرماید:
«وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَٰهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَٰهٌ» (زخرف/۸۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اوست که در آسمان معبود است و در زمین معبود.
توحید صمدی قرآن از حیث حکمی همین است؛ از حیث معرفتی و سلوکی نیز میتوان گفت جسم و جسد ارض وجود است و روح سماء وجود. الهی که ظاهر را میبیند باطن را نیز میبیند. مردم از خلوت و باطن خبر ندارند و فقط ظاهر را مینگرند: عبا و قبا و عمامه و سخن خوش و خضوع در عبادت و حال و زیارت. قیافهای میبینی و میگویی شهید زنده است؛ حال آنکه از همین چهرههای ظاهرالصلاح بارها خیانت دیده شده است.
لم تقولون ما لا تفعلون
قرآن تشر میزند:
«لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ» (صف/۲–۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چرا چیزی میگویید که انجام نمیدهید؟ نزد خدا بسیار منفور است که بگویید آنچه را عمل نمیکنید.
گناه بزرگ آن است که چیزی بگویی که عمل نمیکنی، یا بدتر، بدان اعتقاد نداری و دین را کیسهٔ دنیا کردهای. اگر عواید دنیایی دینداری حذف شود بسیاری در معرکهٔ دین نمیمانند. چرا اهل بیت یار کم داشتند؟ چون همراهبودن با آنان مساوی دنیادار شدن نبود؛ هر که با اهل بیت بود بیچارهاش میکردند، میکشتند، آبرویش میبردند و از مناسبات اقتصادی و اجتماعی محرومش میساختند. امروز چنین نیست؛ گاه برای زیادت نان قیافه تغییر میکند.
دو روایت کافی دربارهٔ خطیب و چراغ دل
کافی، جلد دو، صفحهٔ چهارصد و بیست و دو. امام صادق علیهالسلام فرمود: چه بسیار مردی که واو و لام را جا نمیاندازد؛ خطیبی فصیح و سخنوری زبردست است؛ اما قلبش از تاریکی شب تار هم تاریکتر است. گول ظاهر کسی را نباید خورد؛ قرآنبهنیزهکردن دیده شده بود و نهجالبلاغهبهنیزهکردن نیز دیده شد.
و فرمود: چه بسا کسی که نمیتواند آنچه در دل دارد به زبان آورد؛ سخنور نیست؛ اما قلبش مانند مصباح نور میدهد. خدا که خدای باطن و ظاهر است فقط خضوع را نمیبیند؛ خشوع را نیز میبیند. مردم فقط خضوع را میبینند.
احمق به عین در کلام مولا
مولا علی علیهالسلام فرمود: کسی که به عیوب مردم بنگرد و آن را زشت شمارد — «من نظر فی عیوب الناس فأنکرها» — سپس همان را برای نفس خود بپسندد — «ثم رضیها لنفسه» — در حالی که در وجود خودش گندتر از آن اخلاق نهفته و کسی خبر ندارد، مولا او را چه نامید؟ فرمود: «فذاک الأحمق بعينه» — این احمق به عین است؛ سرتاپا آلوده و گیرداده به آلودگی دیگران.
خدایا رحم کن و عاقبت را خیر گردان؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
هشدار نقض پیمان در آخرالزمان
ثبت قلبی در دعاهای آخرالزمان از آنرو پررنگ است که خطر آمیختگی قلب با غیر خدا و دوگانگی قول و قبول همواره هست. بنیاسرائیل قول حق را شنیدند و به زبان اقرار کردند اما دل نپذیرفت؛ نقض میثاق ولایت از همین شکاف برخاست. ظاهر عبادت و صغار بدون پذیرش قلبی، همان مشروب شدن قلب است. خدا ظاهر و باطن را با هم میبیند؛ ارزیابی خلق بر لباس و سخن و خضوع ظاهری است و از خلوت بیخبر.
اگر عواید دنیا از دینداری برداشته شود، بسیاری در میدان نمیمانند. روزگار اهل بیت گواه است که همراهی با ولایت برابر رفاه نبود. روایت خطیب تاریکدل و انسان کمسخن نورانی، و نامگذاری مولا بر کسی که عیب غیر را انکار و همان را برای خود میپسندد، سه آینه برای سنجش خویشاند.
دین بیعایدهٔ دنیا
بارها گفته شده باید باور کرد که اگر عواید دنیایی دینداری حذف شود بسیاری در دین باقی نمیمانند و پای دین نمیایستند. اهل بیت یار کم داشتند چون همراهی با آنان مساوی دنیادار شدن نبود؛ هر که با ایشان بود بیچارهاش میکردند، میکشتند، آبرویش را میبردند و از رفتوآمد اقتصادی و شؤون اجتماعی محرومش میساختند. امروز وضع دیگر است؛ گاه برای اندکی نان بیشتر قیافه و سخن عوض میشود. این سخن را نباید سیاسی خواند؛ سخن روایت است.
ارزیابی خلق و خلوت بندگی
مردم خبر از خلوت انسان ندارند؛ ارزیابیشان بر عبا و قبا و عمامه و کلمات قصار و خضوع ظاهر و حال زیارت است. چهرهای میبینی و میگویی از قبر شهید برخاسته؛ حال آنکه از همین ظاهرهای شهیدمانند بارها خیانت دیده شده است. قرآنبهنیزه در مناظرات دیده شده بود؛ نهجالبلاغهبهنیزه نیز دیده شد. خدا خشوع را میبیند نه فقط خضوع را.
نور دل و تاریکی سخنوری
امام صادق دو تصویر گذاشت: یکی خطیبی که حرفی از واو و لام کم نمیگذارد و دلش از شب مظلم تاریکتر است؛ دیگری کسی که از بیان آنچه در قلب دارد ناتوان است اما قلبش چون مصباح میدرخشد. این دو تصویر میزان سنجش ظاهر و باطناند. مولا نیز کسی را که عیب مردم را زشت میشمارد و همان را برای خود میپسندد احمق به عین نامید؛ آلودگی خود پنهان و گیر به آلودگی غیر.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.