ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 005

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

قلب مشروب و میثاق ولایت

به فضل الهی ادامهٔ بحث قلب مشروب. از خطرات آن است که فرموده‌اند «اشربوا فی قلوبهم العجل بکفرهم». ابتدای آیه با اخذ میثاق و رفع طور آغاز می‌شود؛ میثاق، میثاق ولایت است. گروهی اصلاً حاضر به عهد با خدا و ولایت الله نیستند. گروهی دیگر می‌آیند و میثاق می‌بندند؛ این خود نشان اهلیتی است. پس چرا کارشان به نقض عهد می‌کشد؟ آیه علت را می‌گوید: چون قلب مشروب می‌شود — آمیخته با غیر خدا؛ علاقه و انگیزهٔ غیر خدا وارد می‌شود. بسیاری که از راه به بیراهه رفتند و حتی در برابر انقلاب و ارزش‌ها ایستادند، روزی علمدار بودند؛ اگر آن روز می‌گفتند سال‌ها بعد چنین خواهی شد، چه بسا انکار سخت می‌کردند.

ابن‌ملجم؛ عهد و چرب‌زبانی

مانند آن شقی ابدی ابن‌ملجم مرادی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام به او فرمود تو قاتل منی. جماعتی از یمن برای عهد آمده بودند؛ یکی سخت چرب‌زبان سخن گفت. بدون نام، سخنش خوانده و ترجمه شد و حدس زدند مالک یا ابوذر یا سلمان است؛ گفته شد خیر، قاتل امیرالمؤمنین است. پس از آن چرب‌زبانی، مولا در گوشش فرمود تو مرا می‌کشی. گفت اگر چنین است همین‌اکنون کارم را تمام کن. اما کار به همان‌جا کشید. باید از قرآن درس گرفت نه فقط ثوابِ تلاوت. علت چیست؟ تعلقات؛ قلب مشروب و متمایل به دنیا شد؛ به حق خود قانع نبود و سختی را برنتابید.

قاعدهٔ عالم سختی است:

«يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» (انشقاق/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای انسان، تو به‌سوی پروردگارت سخت کوشانی، پس او را دیدار می‌کنی.

پدر و مادر خانواده سختی می‌کشند؛ علم‌آموزی سختی دارد. آنکه عافیت‌طلبی پیشه کند پیمان را نگه نمی‌دارد. اگر بسیاری در شعب ابی‌طالب بودند — سه سال تحریم و قطع مراوده و بی‌غذایی که در روایاتی یک خرما برای دوازده تن — چه کسی جگر می‌داشت؟ آنجا از گرسنگی شهید شدند؛ فشار اقتصادی امروز نیز هست و بار را باید کشید. نقض پیمان بسیار سنگین است.

دو آیه در عقوبت نقض عهد

آیهٔ بیست‌وپنج رعد:

«وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ۙ أُولَٰئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» (رعد/۲۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کسانی که پیمان خدا را پس از بستنش می‌شکنند و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده می‌گسلند و در زمین فساد می‌کنند، بر آنان لعنت است و بدیِ سرای دیگر.

لعنت خدا و منزلگاه بد؛ شوخی نیست.

و آیهٔ هفتادوهفت آل‌عمران که سخت‌تر است:

«إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (آل‌عمران/۷۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهایی اندک می‌فروشند، آنان را در آخرت بهره‌ای نیست؛ و خدا با آنان سخن نمی‌گوید و روز قیامت به آنان نمی‌نگرد و پاکشان نمی‌سازد؛ و عذابی دردناک دارند.

عهد را به ثمن بخس فروختن — چنان‌که برخی در تاریخ انقلاب کردند — عاقبتش: هیچ نصیب در آخرت؛ خدا سخن نمی‌گوید؛ نظر نمی‌کند؛ تزکیه نمی‌کند؛ عذاب الیم. اینجا گریه را ناز می‌خرند؛ آنجا بر چهره می‌زنند. دنیا را اختیار کردند و عهد خدا را فروختند.

سامری؛ از دفاع موسی تا گوساله

وعده بود قصه‌ای از سامری بنی‌اسرائیل. نام اصلی‌اش موسی بن ظفر است؛ از انقلابیون زمان خود. وقتی قرآن می‌گوید موسی قبطی کافر را زد و کشت، میانجی‌گری بر سر نزاع همان مؤمن — سامری — با قبطی بود؛ موسی مشت زد و کار تمام شد. همان که موسی از او دفاع کرد بعدها مردم را منحرف ساخت. وقتی موسی به طور رفت تا الواح و تورات بیاورد، او سوءاستفاده کرد؛ چنان‌که برخی چون جای خالی امام را دیدند از امام بعدی روی برتافتند و به اغوا پرداختند. قلب مشروب شد؛ دنیا گرفت و عهد شکست.

موسی پس از بازگشت گوساله را شکست و ریز کرد و طلا را ذوب نمود. سامری از اثر پای رسول در دهان گوساله خاک ریخته بود؛ با سوراخ‌هایی در پیکر، باد صدایی چون صدای گوساله برمی‌آورد. خدا به موسی فرمود این صدا را من درمی‌آورم تا مردم را بیازمایم. امتحان‌های الهی عجیب است؛ الکِ خدا دانه درشت را نیز قادر است فرو افکند. پس از خرد نمودن گوساله و ریختن در نیل، تنبیه سامری تبعید از اجتماع اهل ایمان بود: برو به بیابان. خدا نیز بیماری «لامساس» در او نهاد که پیش از او بدین شکل نبود: هیچ‌کس مسش نکند و با او سخن نگوید — همان‌گونه که آیه گفت خدا در قیامت با ناقضان سخن نمی‌گوید و نظر نمی‌کند. هرکه فرمان ولیّ زمان را نادیده می‌گرفت و دزدکی نزدیک می‌شد بیماری می‌گرفت؛ گویی در آتش افکنده شده؛ بندبند می‌سوخت و درمان نبود.

عبرت برای نگهداشت عهد

عقوبت آنکه عهد می‌شکند و به دنیا می‌گراید چنین است. در عرصهٔ عمومی نیز باید پیشینه و کارنامه را دید؛ گاه کسی دیرزمانی از قطار مسیر فاصله گرفته و سپس با واژگان زیبا دعوی پیروی کامل می‌کند. قرآن بر نیزه نمودن و خواندنِ ظاهریِ کلمات مقدس برای انحراف مردم، نمونه‌ای تاریخی است. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

وزنِ نقض پیمان در تاریخ و نفس

نقض پیمان فقط حادثهٔ سیاسی نیست؛ بیماریِ قلب مشروب است. آنکه روزی با چرب‌زبانی عهد می‌بندد و روزی دیگر با اندک متاع دنیا می‌فروشد، همان الگوی ابن‌ملجم و سامری را تکرار می‌کند. آیهٔ آل‌عمران درجات قهر را بالا می‌برد: بی‌بهرگی آخرت، قطع کلام خدا، قطع نظر، نفی تزکیه، سپس عذاب الیم. این سلسله نشان می‌دهد فروش عهد به ثمن بخس فقط «اشتباه سیاسی» نیست؛ گسست از رحمتِ خطاب الهی است.

سختیِ شعب ابی‌طالب و کدحِ آیهٔ انشقاق معیار است: اگر تحمل گرسنگی و قطع رابطه نباشد، هنگام فشار اقتصادی یا محرومیت اجتماعی عهد می‌شکند. عافیت‌طلبی ریشهٔ مشروب شدن است؛ علاقهٔ غیر خدا انگیزه را جابه‌جا می‌کند تا جایی که انسان باور نمی‌کند روزی در برابر همان ارزشی بایستد که دیروز پرچمش را می‌کشید.

سامری از حمایت‌شوندهٔ موسی به گوساله‌ساز بدل شد چون جای خالیِ حضور موسی را فرصتِ اغوا دید. کسانیکه امامِ زنده را وقتی هست همراهی می‌کنند و چون رخ بربندد یا جای خالی ببینند به اغوا می‌پردازند، قلب‌شان همان «اشربوا العجل» را زیسته است. صدای گوساله را خدا برای امتحان به جریان انداخت؛ امتحان الهی دانه درشت را نیز غربال می‌کند. تبعید و لامساس تصویرِ دنیویِ همان قهری است که آیه برای قیامت کشیده: نه سخن، نه نظر، نه تزکیه.

پس نگهداشت میثاق ولایت یعنی قانع بودن به حق خویش، تحمل کدح، و پرهیز از آمیختن قلب با متاع اندک. پیشینه و کارنامه از شعار مهم‌تر است؛ دعویِ پیرویِ کامل با زبانِ زیبا، اگر از قطار فاصله گرفته باشد، همان ثمن قلیل است. قرآن بر نیزه و کلمات مقدسِ بی‌عمل، ابزار انحراف‌اند نه نجات. ان‌شاءالله دل از مشروب شدن نگاه داشته شود.

جمع پیمان و عاقبت

سه لایه در این جلسه روی هم نشست: تعریف قلب مشروب به‌عنوان آمیختگی به غیر خدا؛ بیانِ شرعیِ عقوبت ناقضان در رعد و آل‌عمران؛ و دو قصّهٔ تاریخی — ابن‌ملجم و سامری — که نشان می‌دهد سابقهٔ همراهی ضمانتِ عاقبت نیست. میثاق بستن اهلیت می‌آورد اما مشروب شدن آن را می‌سوزاند. راه پیشگیری زهدِ عملی در برابر دنیا و پذیرشِ سختیِ راه است، نه تکیه بر خاطرهٔ روزهای اولِ شور.

جزئیاتِ گوساله و امتحان

گوساله از طلای ذوب‌شده ساخته شد و خاکِ اثر پای فرستاده در دهانش ریختند؛ سوراخ‌هایی تعبیه بود تا نسیم صدا برآورد. این صدا را خدا برای امتحان به جریان انداخت تا معلوم شود چه کسی میثاق طور را نگه می‌دارد و چه کسی به بانگِ ساختگی دل می‌سپارد. پس از بازگشت موسی، پیکر گوساله خرد و در نیل ریخته شد؛ اما عقوبتِ شخصِ سامری جدا بود: خروج از صف اهل ایمان و بیماری‌ای که تماس را حرام می‌ساخت. همان‌که نزدیک می‌شد می‌سوخت؛ تصویرِ حسیِ قهر الهی در دنیا.

این داستان با آیهٔ «اشربوا فی قلوبهم العجل» گره می‌خورد: عجل فقط مجسمه نیست؛ علاقهٔ دنیوی است که در قلب نوشانده می‌شود تا میثاق را تلخ کند. انقلاب‌های ایمانی نیز عجل‌های تازه می‌سازند اگر انگیزه غیر خدا وارد شود: شهرت، منصب، ثروت، یا فرار از سختی. آنکه در روزِ اول تعصبِ آتشین دارد و در روزِ فشار پیمان می‌فروشد، همان مسیر سامری را رفته هرچند نامش عوض شده باشد.

ابن‌ملجم نیز با زبانِ عهد آمد و با تیغِ نقض رفت. چرب‌زبانیِ یمن فریبِ ظاهر بود؛ باطنِ قلب مشروب بود. ازاین‌رو سنجش افراد به کلامِ روزِ بیعت نیست؛ به صبرِ روزِ کدح است. آیهٔ رعد قطعِ آنچه خدا به وصلش امر کرده را کنار نقض عهد نهاده: یعنی گسستن پیوندهای ایمانی و ولایی خود فساد در زمین است. آل‌عمران فروش عهد را به فقرِ مطلق اخروی و قطعِ رابطهٔ خطاب الهی می‌کشاند. این دو آیه تفسیرِ عملیِ قلب مشروب‌اند.

در پایان، توصیهٔ عملیِ جلسه روشن است: میثاق را با زهد و تحمل سختی نگه دارید؛ کارنامه را از شعار جدا کنید؛ و از آمیختن قلب با غیر خدا بپرهیزید تا روزی نرسد که خود را در برابر همان حقیقتی بیابید که دیروز پرچمش بودید. صلوات بر محمد و آل محمد مُهرِ امید بر این هشدار است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.