و بهین هسته.
[نفس عمیق] السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام.
[نفس عمیق] تبریک و تهنیت عرض میکنم این عید بسیار با عظمت و بینظیر رو که عید الله اکبر است.
با توجه به شب مبارک و پربرکت عید غدیر و اینکه سلسله بحثمون هم پیرامون قلب مشروب قطع نشه، ما دو تا بحث رو در هم توأمان ارائه میدیم.
فرمایشی رو از رهبر عزیزمون قطعا شنیدید پیرامون علت عید الله اکبر بودن غدیر.
چند تا وجه رو ایشون میشمرن.
مهمترین وجه رو میفرماین این هست، عین سخن مبارک ایشون اینه که غدیر یک جنبهاش نصب امامت هست؛ یعنی پیشوایی این خانواده در امر آخرت و دنیا.
او امام هست دیگه، پیشواس، جلودار است.
ما مأمومیم.
ما به او اقتدا میکنیم.
اینجا نکتهای که رهبر تصریح دارن، [نفس عمیق] میفرماین که هم در امر آخرت هم امر دنیا.
چون میدونید اونها رشوه دادن، تطمیع کردن مردم رو نانجیبا.
گفتن خلافت باطنی با امیرالمؤمنین یعنی امر آخرت.
که الان هم در گوش میتهاشون [نفس عمیق] میرن میگن حق با علی بودا وقت موت، وقت دفنشون.
این کارو میکنن.
[نفس عمیق] و خلافت ظاهری یعنی در دنیا، سیاست، تمدن اینا با ما.
یه همچین کاری کردن، یه اختلافی انداختن [نفس عمیق] که همش نتیجهش شد این همه اختناق و نفاق و خونریزی و و متاسفانه به قهر قرار رفتن ملتها.
[نفس عمیق] رهبر عزیزمون میفرمود که این امامت، نصب امامت در عید غدیر اتفاق افتاده.
اونم هم در امر دنیا هم آخرت.
یعنی علی دیگه میشه ترازو، دیگه میشه میزان، دیگه میشه محک.
یعنی امشب یا به عبارتی فردا، این شب عزیز، این روز مبارک جدا کنندهی بین حق و باطله.
هرکس در صف غدیر با حقه.
مع الحق.
هرکس که نیست مقابل حقه.
دیگه بینش رو ما نداریم.
این نکته بسیار مهمه.
اصلاً از همین جهت فرمودن که عید الله اکبر، نصب امامت که اگر این نبود همه متحیر بودن، حیران بودن.
از سرگشتگی ما را نجات داد پیغمبر در یه همچین روز مبارکی.
لذا میگه حمد کن.
چه شیرین که میگه هر مؤمنی رو دیدی بگو الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المؤمنین.
سرش در چیه؟
یعنی اینکه دیگه من و شما دیگه حیران نیستیم.
حمد، حمد و ثفاست که او شد الگوی ما، جلودار ما و مورد توجه ما.
[سرفه] معمولا ما در حیث چه امور دنیوی و اخرویمون میگیم آقا به ما توجه کن.
درسته، درست هم هست، غلط نیست.
آقا باید به ما توجه بکنه.
امیرالمؤمنین باید امشب به ما توجه کنه.
اما چرا در دعای توسل در شروع تو-- اون توسل مبارکی که شیخ عباس قمی فرمودن "من نخواندم در امری مگر اینکه نتیجه گرفتم".
همین دعای توسل معمولی رو حفظ کنید.
هر روز که دارین میاد اداره تو راه بخونید.
ده دقیقه طول میشه.
خیلی شیرین.
چرا اولش میگه اللهم انی اسألك و اتوجه الیک، من توجه میکنم به تو اتوجه الیک بنبيك یعنی به وساطت پیغمبر توجه به تو میکنم.
بهخاطر اینکه اون محکه، اون میزانه.
اون جدا کننده بین حق و باطله که اگر امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام نبود، این دیگه پیدا نبود.
یعنی همه متحیر بودن.
اصلاً فلسفه خلقت میرفت زیر سؤال.
چگونه است که خدا رحمت کنه مرحوم علامه حلی رو چه در کتاب شریفشون [نفس عمیق] اه ش-- میفرمود که چگونه است که پیغمبر عزیز عالم پیرامون جزئیترین شؤونات حتی پست بشر مثل تخلی، پستترین شؤونات بشر دستور العمل داره.
چقدر دستورات مستهبات، مکروهات، واجبات اینا بعد در خصوص مهمترین موضوع مورد نیاز جامعه بشری که زعامت امته حرف نزده باشه؟
مگه میشه همچین چیزی؟
این حرف فرمایش علامه حلیه.
[نفس عمیق] که قریبه به دو هزار دلیل میاره برای حقانیت امیرالمؤمنین در کتابش.
[نفس عمیق] اینجا یعنی که اول تو باید متوجه امام باشی.
اصلاً اینکه پیغمبر دست یا بازو یا کتف مولا رو میگیره و میگن مولا رو از زمین میکنه بلند میکنه که به همه نشون بده، یه کار عجیبی میکنه پیغمبر.
یعنی انقدر که مهمه با تمام قوا مولا رو از زمین بلند میکنه، نه فقط دستشون رو.
یعنی اینکه دیگه از اینجا به بعد توجه شما به این آقا باید باشه.
شما باید متوجه به این آقا باشید.
خب با بغضتون بر اساس او تأمین بشه.
به قول اساتید عزیز ما اصلاً عید غدیر عود است.
عید یعنی عود، برگشت.
عود است به پدر اصلی، به آل الله، به انسان کامل که همهی آنچه که جهتگیری داری، حب و بغضت اینها همشو و همش رو با او بسنجی، با او تنظیم کنی که اگر او رو ورداری دیگه تمیزی نمیشه قائل شد بین مشرک و منافق و مسلمون و کافر و اصلاً دیگه اصلاً معنا پیدا نمیکنه اگر او نباشه.
برای همین میگه حمد کن، حمد کن، تک-- این همه ما داریم مؤمن میبینیم.
ها؟
میگه هرکیو دیدی حمد کن.
حالا نمیخواد بلند هم بگی روت نوشته تو دلت.
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایت امیر المؤمنین.
سر درش دیگه.
یعنی بدون توجه داشته باش این نعمت چقدر نعمت بزرگیه.
حالا ربطش به قلب مشروب چگونه است؟
تو اون آیه که "اشربوا فی قلوبهم العجل بکفرهم" عرض کردیم که در غیبت حضرت موسی توجهشون به خلیفه نرفت و "قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی" دیگه.
تو خلیفه منی، جانشین منی.
اینا توجه به خلیفه نکردند اون بلا سرشون-- کارشون به گوساله پرستی کشید.
توجه کردی چی شد؟
اگر ما متوجه انسان کامل نباشیم از خلیفه که امشب و فردا پیغمبر عزیز عالم به رخ جهانیان میکشد و او رو وسی خودش معرفی میکنه، کارمون به گوساله پرستی میکشه، به پست پرستی، به نژادپرستی، به پولپرستی.
عذر میخوام به شهوتپرستی، به مقامپرستی.
اگر علی تراز، محک، میزان و جلودار و امام نباشد.
خیلی موضوع مهمی اتفاق افتاده.
اصلاً اینکه خدا میفرماید "ونفخت فیهم روحی" من از روح خودم دمیدم در انسان.
انسان در وجود خودش ظرفیتی دارد که میتواند الهی بشود چون روح الهی درش دمیده شده.
خب این روح الهی از کجا اومده؟
از عالم بالا اومده.
امیرالمؤمنین رفته دیگه منتهی الیه عالم بالا.
میخوای هرچی اسمشو بذار.
اون بالاترینها که صادر اوله.
یعنی همه روح رو داره.
یک بخشیش هم به تو بخشیده شده و تو باید از اون استفاده کنی.
در ما ظرفیت خلیفة الله شدن هست.
ولی الله شدن هست.
ما از اون بهره نبردیم.
چگونه هست؟
وقتی علی حضرت وسی امام تو باشه، جلودار تو باشه و تو اول توجه کنی به امامت که او متوجه به تو بشه.
درسته از حیث عرفانی چون یک اون اول میگه خدا اینا رو دوست داره "یحبهم".
تو قرآن میفرماید خدا اینا رو دوست داره و "يحبونه" اونها هم خدا رو دوست دارن.
اما چون اول مقدم دوستی خدا بر بندگانش اومده میگه دوستی تو بین دو تا دوستیه.
مثل اینکه توبه تو بین دو تا توبه است.
اول خدا توبه میکنه به سمت تو تا تو توبه کنی بعد دوباره توبه میکنه به سمت تو که توبتو قبول کنه.
توجه هم این چنینه.
اول او به ما متوجه میشه.
به ما این عنایت رو میکنه که بتونیم متوجه امام باشیم.
توجه کردی؟
اون همه رو دعوت کرده.
به من میگن آقا واقعاً کسی میره کربلا چیه قصه مثلاً قسمته چیه مشیته، طلبه، دعوته هرچی.
میگم آقا امام حسین همه رو دعوت کرده نه فقط من و شما رو که همه عالم رو دعوت کرده.
حالا کی اجابت کنه؟
کی توجه کنه به امام؟
اگر توجه از تو حاصل شد، توجه بعدی از امام میاد.
همینطوری ضریب میخوره.
قصه اینجاست.
میشه نظر.
یعنی اگر تو توجه کردی به امام، امام به تو نظر میکنه.
آخر نوتبچی میگی "فنظر الینا نظرة رحیم".
اون نظره رحیمیه بعد از توجه ما به امامه.
اصطلاحا میشیم توجه عرفانی.
نه فقط بریم دوای توسلی به سنگ و چوبی تو حرمشون زیارت کنیم بیاییم.
یعنی اصلاً او امام ماست، پیشوای ماست.
همه حرف همینهها که رهبر فرمودن.
در امر دنیا و آخرت مطلقاً اون امام ماست.
اون هم انسان کامله.
اصلاً اطمینان اونجاست.
الان مریضی غالب نوع بشر به نظرتون چیه؟
اضطرابه، استرسه به قول امروزیها.
ها؟
پریشانیه، حیرانیه.
همه اینها در عدم توجه به انسان کامله.
چون ما ضعیفیم، ناقصیم.
به اونکه کامله و قویه، شدید القواست توجه نکردیم.
همش در پی اینه.
توجه به امیرالمؤمنین یعنی اطمینان.
اصلاً مگر قرآن نفرمود "الا بذكر الله تطمئن القلوب" با ذکر الله دلها به اطمینان میرسه، اضطراب برداشته میشه.
بله از اون طرف فرمود "من اعرض عن ذکری الا بذكر الله" اینجام "عن ذکری فان له معیشة ضنكا ونحشره يوم القيامة اعمى" معیشت زنگ گرفتار میشه.
زنگ معیشتی.
بعد قیامت نابینا میشه.
کسی که غافل بشه، پشت کنه به ذکر الله.
"من اعرض عن ذکری" به ذکر الله.
اینجا تفاسیر شیعه به نقل از ائمه معصومین علیهم السلام همه آوردن که این "ذکری" یعنی ذکرنا یعنی ذکر ما یعنی ذکر انسان کامل یعنی ذکر امیرالمؤمنین علی حضرت وسی.
که ما متأسفانه از این حضرت وسی غافلیم.
جمعه عرض کردم در شرح مسائل سید بحر العلوم که همه میگیم "من کنت مولا فقط علی مولا به حق".
ولی یه عده سنیها هم چیکارش میکنن؟
این رو تحریفش میکنن.
میگن منظور اینجا اینه که هرکس منو دوست داره علی رو دوست داشته باشه قریب به هجده تا معنا به مولا دادن اینو برداشتشون اینه.
یعنی محبت.
یعنی سه روز پیغمبر تو آفتاب گرم همه رو نگه داره همه رو گرم که بگه هر کی منو دوست داره این آقا رو دوست داشته باشه.
اینه واقعا؟
سرپرستی باید از-- توجه را چون توجه به این پیام خطبه غدیر نداریم که فرمود وسیع من علی است.
وسیع یعنی دیگه فاصلهای بین پیغمبر و او نیست و شما این فاصله رو انداختید.
لذا حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه همیشه میفرمودند که بگید حضرت وسیع.
بگید مولا، بگید امیرالمؤمنین اما حضرت وسیع.
اینو تأکید کنید.
که حالا او باید به ما نظر کنه.
اگر نظر کنه، نظره آقا در پس توجه ما به انسان کامل قرار بگیره، به ما بیفته دیگه همه گرهها باز میشه.
اطمینان میاد، نشاط میاد، سرور میاد، فرح میاد، بهجت میاد.
اصلا دغدغه ها برداشته میشه.
آدم از بند تعلق آزاد میشه.
استقلال میاد، آزادی میاد، شجاعت میاد، نترسی میاد.
سیاستمداران ما دیگه میرن تو گفت و گوی تمدنی نه تو گفت و گو انفعالی.
صرفا برن از رو ترس و رعب که بخوان یه مثلا امتیازی بگیرن بلکه یه گفت و گویی بکنن که اون اصلا گفتوگو نیست، گفت و گفته.
به قول اساتید ما.
هی میگن، میگن.
اون گفت خب حالا تو هم بگو گفتوگو بشه.
نمیشه که.
اگر علی علیه الصلاة والسلام جلو، جلو دار باشه میشه دیپلماسی انفعالی نه، دیپلماسی تمدنی با قدرت، با شجاعت.
یعنی مقاومت.
یه فرمایشی هم خدا رحمت کنه.
من توصیه میکنم آثار حضرت استاد هاوری شیرازی رو دقت کنید.
خیلی نو-- واقعا بصیرت عمیق.
بیخود نبود رهبر عزیزمون ایشون رو بعد از ارتحال بزرگان اهل معرفت در تهران از جمله آقای حق شناس و دیگران از ایشون دعوت کردن بیان جای پا-- خالی اینها رو پر کنن در تهران.
از شیراز ایشون اومدن تهران.
متأسفانه خب چهارشنبهها در شهرک محلاتی اینجا برنامه داشتن.
بعد دیگه به رحمت حق رفتن.
آقا یکی از جملات بسیار عالی ایشون که به نظر بنده از افاضات حضرت حق به اوست، وقتی که خبرنگاران اتریشی میان ازش سؤال میکنند که آقا ما خب شما انقلاب کردید، این همه از سال از انقلاب گذشته و ما میبینیم که جوانان دارن از انقلاب گریزان میشن، رو برمیگردونن.
شما تأیید میکنید حرف ما رو یا نه؟
ایشون اشاره میکنه به اون حدی-- آیه شریفه "ل یمیز الله الخبیث من الطيب".
خدا مثلا این قاعده الهیه که میخواد ممتاز کنه، جدا کنه خبیث و طيبو از هم.
بعد ایشون میفرماید آقا ما انقلاب رو چنان صادر کردیم و میکنیم که تمام پاکانی که در کشورهای شما هستن به ما میان، به ما برمیگردن.
ما جمعشون میکنیم.
الان ببینید مقاومت تو کشورهای حتی اروپایی و آمریکایی چه کرده.
میبینید؟
یعنی پاکهای اونجا دارن برمیگردن به سمت مقاومت.
یعنی به سمت علی.
یعنی به سمت غدیر.
چون اون پرچمش پرچم مقابله با زور و ظلم بود.
اما شما چه میکنید؟
چون گفته بود جوونا دارن از انقلاب گریزан میشن.
خیلی زیرکی میخواد این فرمایش با استناد از آیه قرآن.
فرموده بود شما چیکار میکنید؟
خبیثهای ما رو دارید انتخاب میکنید، میکشید سمت خودتون.
ببرید آقا در جبهه شما خبیثین و خبیثات عالم جمع بشن، طيبین و طيبات عالم هم تو جبهه ما جمع بشن و همین اتفاق خواهد افتاد و منجر به ظهور حضرت ولی عصر انشاالله خواهد شد.
این نظر، نظر انداختن باید اه-- انسان کامل به انسان نظر کنه.
یه فرمایش از مرحوم حضرت آقا شوشتری بخونم براتون روحش شاد.
میرفتیم محضرش اصفهان.
میفرماید یک نظر دقت کنید خیلی شیرینه.
"یک نظر پیر به از صد چله".
یک نظر پیر یعنی یه نگاه امیرالمؤمنین بهت بکنه کارت تمومه.
"یک نظر پیر به از صد چله".
همون چیزی که بنیاسرائیل غافل شدن ازش.
نظر، نظره حضرت موسی که ازشون برداشته شد رفت به میقات.
اینا ریختن به هم.
گوساله پرست شدن.
بعد ادامه میده حضرت آقا شوشتری روحش شاد.
"اگر انسان به یک مرد کاملی برسد و اگر استاد نظری به انسان کند، انسان کلی راه میرود، کلی موانع را پشت سر میگذارد.
مور بودم نظر پیر سلیمانم کرد." به به به.
یه جمله هم از حضرت استاد علامه بخونمو بسه امروز.
شب عید غدیر یه ذره بیشتر صحبت کردم.
تبرکاً ببخشید.
حضرت علامه هم یه جمله خیلی طلایی دارن.
میفرمایند البته همه جملات ایشون طلاییه، زبرجدیه، یاقوتیه، زمردیه، مرواریدیه.
چه کنیم؟
چه عرض کنیم؟
میفرماید نفس انسانی خوپذیر است.
انسان به هرچه رو کند، اصلا دلیل امامت نصب امیرالمؤمنین به امامت خو-- رو کردن ما به امامه.
رو کردن ما که مأمومین به امام دیگه.
میفرماید انسان به هرچه رو کند آن میشود.
دیگه میشه لا فرق بینه و بین حبیبه.
یعنی تو هم میشی علی.
خب.
بعد ادامه میدن.
یک قطع زغال، مثال میزنن، یک قطع زغال در اثر مجاورت با آتش برافتوخته میشود.
انسان هم بر اثر مراقبه و همنشینی با ملکوت، الهی میشود.
همنشینی با ملکوت یعنی توجهت بیفته به حضرت حق، بیفته به امیرالمؤمنین، به ملکوت عالم از ظاهر و تعلقاتش بکنی چی میشه؟
میشه مثل اون زغاله.
چنان اثر در تو، تو هم الهی میشی به جهت اون روحی که در من و شما هست که در هیچ کس نیست جز انسان.
انشاالله که عاقبتمون فتح به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله- [هم پوشانی گوینده ها]