یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
عید غدیر؛ عیدالله اکبر و نصب امامت در دنیا و آخرت
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام. این عید باعظمت و بینظیر عیدالله اکبر است. با توجه به شب مبارک غدیر و آنکه سلسلهٔ بحث قلب مشروب قطع نشود، دو بحث توأمان ارائه میشود.
فرمایش رهبر دربارهٔ علت عیدالله اکبر بودن غدیر چند وجه دارد؛ مهمترین وجه آن است که غدیر یک جنبهاش نصب امامت است: پیشوایی این خانواده در امر آخرت و دنیا. او امام است، پیشوا و جلودار؛ ما مأمومیم و به او اقتدا میکنیم. رهبر تصریح دارند که هم در امر آخرت هم در امر دنیا. میدانید که برخی رشوه دادند و مردم را تطمیع کردند و گفتند خلافت باطنی — یعنی امر آخرت — با امیرالمؤمنین است؛ حتی اکنون در گوش میتهایشان هنگام موت و دفن میگویند حق با علی بود. و خلافت ظاهری — دنیا، سیاست، تمدن — را برای خود گرفتند. چنین اختلافی انداختند که نتیجهاش اختناق و نفاق و خونریزی و قهر و فرار ملتها شد.
رهبر میفرمایند نصب امامت در عید غدیر اتفاق افتاده، هم در دنیا هم در آخرت. یعنی علی ترازو میشود، میزان و محک. این شب و این روز مبارک جداکنندهٔ حق و باطل است. هر کس در صف غدیر است با حق است، مع الحق؛ هر کس نیست مقابل حق است؛ میانه نداریم. از همین جهت فرمودند عیدالله اکبر؛ نصب امامتی که اگر نبود همه متحیر و حیران میماندند. پیامبر در چنین روزی از سرگشتگی ما را نجات داد؛ لذا میگوید حمد کن. چه شیرین که میگوید هر مؤمنی را دیدی بگو: الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین. سرّش چیست؟ آنکه دیگر حیران نیستیم؛ حمد و ثناست که او الگوی ما، جلودار ما و مورد توجه ما شد.
توجه به امام؛ دعای توسل و استدلال علامه حلی
معمولاً در امور دنیوی و اخروی میگوییم آقا به ما توجه کن؛ درست هم هست. امیرالمؤمنین باید به ما توجه کند. اما چرا در دعای توسل — همان که شیخ عباس قمی فرمودند در امری نخواندم مگر آنکه نتیجه گرفتم؛ همین دعای توسل معمولی را حفظ کنید و هر روز در راه بخوانید؛ ده دقیقه طول میکشد — در آغاز میگوید: اللهم انی اسألک و اتوجه الیک بنبیک؛ من به واسطهٔ پیامبر به تو توجه میکنم؟ بهخاطر آنکه او محک و میزان و جداکنندهٔ حق و باطل است؛ اگر امیرالمؤمنین نبود این پیدا نبود و همه متحیر میماندند؛ فلسفهٔ خلقت زیر سؤال میرفت.
مرحوم علامه حلی میفرمود چگونه است که پیامبر دربارهٔ جزئیترین شؤونات حتی پستترین امور بشر مثل تخلی دستورالعمل دارد — مستحبات و مکروهات و واجبات — اما در خصوص مهمترین موضوع مورد نیاز جامعهٔ بشری که زعامت امت است حرف نزده باشد؟ مگر چنین چیزی میشود؟ این فرمایش علامه حلی است که قریب به دو هزار دلیل برای حقانیت امیرالمؤمنین در کتابش میآورد. پس اول تو باید متوجه امام باشی. اینکه پیامبر دست یا بازو یا کتف مولا را میگیرد و مولا را از زمین بلند میکند تا به همه نشان دهد کاری عجیب است؛ چنان مهم است که با تمام قوا مولا را از زمین بلند میکند، نه فقط دستشان را. یعنی از اینجا به بعد توجه شما باید به این آقا باشد؛ حب و بغضتان بر اساس او تأمین شود.
به قول اساتید، عید غدیر عود است؛ عید یعنی عود، بازگشت به پدر اصلی، به آلالله، به انسان کامل؛ تا همهٔ جهتگیری و حب و بغض را با او بسنجی و تنظیم کنی. اگر او را برداری دیگر تمیزی میان مشرک و منافق و مسلمان و کافر نمیشود قائل شد؛ اصلاً معنا پیدا نمیکند. برای همین میگوید حمد کن؛ هر که را دیدی حمد کن — لازم نیست بلند بگویی؛ در دلت بگو الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین. بدان این نعمت چه اندازه بزرگ است.
پیوند با قلب مشروب؛ غفلت از خلیفه و گوسالهپرستی
ربط این بحث به قلب مشروب چگونه است؟ در آن آیه که أشربوا فی قلوبهم العجل بکفرهم گفته شد که در غیبت حضرت موسی توجهشان به خلیفه نرفت.
«وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي» (اعراف/۱۴۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و موسی به برادرش هارون گفت: در قوم من جانشین من باش.
تو خلیفهٔ منی، جانشین منی. آنان توجه به خلیفه نکردند و کارشان به گوسالهپرستی کشید. اگر ما متوجه انسان کامل نباشیم — خلیفهای که امشب و فردا پیامبر به رخ جهانیان میکشد و او را وصی خود معرفی میکند — کارمان به گوسالهپرستی، پستپرستی، نژادپرستی، پولپرستی، شهوتپرستی و مقامپرستی میکشد؛ اگر علی تراز و محک و میزان و جلودار و امام نباشد.
خدا میفرماید ونفخت فیه من روحی؛ من از روح خودم در انسان دمیدم. انسان در وجود خود ظرفیتی دارد که میتواند الهی شود چون روح الهی در او دمیده شده. این روح الهی از عالم بالا آمده. امیرالمؤمنین به منتهیالیه عالم بالا رفته؛ بالاترینها که صادر اول است؛ یعنی همهٔ روح را دارد. بخشی هم به تو بخشیده شده و باید از آن استفاده کنی. در ما ظرفیت خلیفةالله شدن و ولیالله شدن هست؛ اما بهره نبردهایم. چگونه؟ وقتی علی وصی و امام و جلودار تو باشد و تو اول توجه کنی به امامت تا او متوجه تو شود.
حب الهی، توجه متقابل و رفع اضطراب
از حیث عرفانی اول میگوید خدا اینان را دوست دارد — یحبهم — و یحبونه؛ آنان هم خدا را دوست دارند. چون دوستی خدا بر بندگان مقدم آمده، دوستی تو میان دو دوستی است؛ مثل آنکه توبهٔ تو میان دو توبه است: اول خدا به سمت تو توبه میکند تا تو توبه کنی، بعد دوباره توبه میکند تا توبهات را قبول کند. توجه هم چنین است: اول او به ما متوجه میشود و عنایت میکند که بتوانیم متوجه امام باشیم. او همه را دعوت کرده. میپرسند واقعاً کسی که به کربلا میرود قسمت و مشیت و طلب و دعوتش چیست؟ امام حسین همهٔ عالم را دعوت کرده، نه فقط ما را؛ حالا کی اجابت کند و کی توجه کند به امام؟ اگر توجه از تو حاصل شد، توجه بعدی از امام میآید و ضریب میخورد؛ میشود نظر. اگر تو به امام توجه کردی، امام به تو نظر میکند. در نعت میگویی فنظر الینا نظرة رحیم؛ آن نظرهٔ رحیمیه پس از توجه ما به امام است. اصطلاحاً میشویم توجه عرفانی؛ نه فقط دعای توسلی و زیارت ظاهری حرم. او امام ماست، پیشوای ما؛ همهٔ حرف همین است که رهبر فرمودند: در امر دنیا و آخرت مطلقاً او امام ماست، انسان کامل است، اطمینان آنجاست.
اکنون مریضی غالب نوع بشر چیست؟ اضطراب، استرس، پریشانی، حیرانی. همه در عدم توجه به انسان کامل است. چون ضعیف و ناقصیم و به آنکه کامل و قوی و شدیدالقواست توجه نکردهایم. توجه به امیرالمؤمنین یعنی اطمینان.
«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/۲۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرام میگیرد.
با ذکر الله دلها به اطمینان میرسد و اضطراب برداشته میشود. از آن سو فرمود:
«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ» (طه/۱۲۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر که از یاد من روی بگرداند، زندگی تنگی دارد و روز قیامت او را نابینا محشور میکنیم.
کسی که غافل شود و پشت کند به ذکر الله معیشت تنگ دارد و قیامت نابینا میشود. تفاسیر شیعه به نقل از ائمه همه آوردهاند که این «ذکری» یعنی ذکرنا، ذکر ما، ذکر انسان کامل، ذکر امیرالمؤمنین وصی. متأسفانه از این حضرت وصی غافلیم.
تحریف معنای مولا و تأکید بر وصی
جمعه در شرح مسائل سید بحرالعلوم گفته شد که همه میگوییم من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛ اما عدهای از اهل سنت آن را تحریف میکنند و میگویند مقصود آن است که هر کس مرا دوست دارد علی را دوست داشته باشد. قریب به هجده معنا به مولا دادهاند و برداشتشان محبت است. یعنی سه روز پیامبر مردم را در آفتاب گرم نگه دارد تا بگوید هر که مرا دوست دارد این آقا را دوست داشته باشد؟ این است واقعاً؟ سرپرستی باید باشد. چون توجه به پیام خطبهٔ غدیر نداریم که فرمود وصیی علی است. وصی یعنی فاصلهای میان پیامبر و او نیست و شما این فاصله را انداختهاید. لذا حضرت استاد علامه حسنزاده همواره میفرمودند بگویید حضرت وصی؛ بگویید مولا، بگویید امیرالمؤمنین، اما حضرت وصی را تأکید کنید. او باید به ما نظر کند. اگر نظر آقا پس از توجه ما به انسان کامل بیفتد، همهٔ گرهها باز میشود؛ اطمینان میآید، نشاط و سرور و فرح و بهجت میآید؛ دغدغهها برداشته میشود؛ آدم از بند تعلق آزاد میشود؛ استقلال و آزادی و شجاعت و نترسی میآید. سیاستمداران ما دیگر به گفتوگوی تمدنی میروند نه گفتوگوی انفعالی از روی ترس و رعب برای گرفتن امتیاز؛ بلکه گفتوگویی که گفتوگو باشد نه گفتوگفته. اگر علی جلودار باشد دیپلماسی تمدنی با قدرت و شجاعت میشود؛ یعنی مقاومت.
استاد هادی شیرازی؛ تمیز خبیث از طیب
توصیه میشود آثار حضرت استاد هادی شیرازی دقت شود؛ بصیرت عمیق داشت. بیسبب نبود که رهبر پس از ارتحال بزرگان اهل معرفت در تهران از جمله آقای حقشناس از ایشان دعوت کردند جای خالی آنان را پر کنند؛ از شیراز به تهران آمدند. چهارشنبهها در شهرک محلاتی برنامه داشتند و بعد به رحمت حق رفتند.
یکی از جملات بسیار عالی ایشان — که به نظر از افاضات حضرت حق است — وقتی خبرنگاران اتریشی پرسیدند شما انقلاب کردید و سالها گذشته و میبینیم جوانان از انقلاب گریزان میشوند؛ تأیید میکنید؟ ایشان به آیهٔ شریفه اشاره کرد:
«لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ» (انفال/۳۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تا خدا ناپاک را از پاک جدا کند.
قاعدهٔ الهی آن است که خبیث و طیب را ممتاز کند. سپس فرمود ما انقلاب را چنان صادر کردهایم و میکنیم که تمام پاکان کشورهای شما به ما میآیند و برمیگردند؛ ما جمعشان میکنیم. اکنون ببینید مقاومت در کشورهای اروپایی و آمریکایی چه کرده؛ پاکان آنجا به سمت مقاومت برمیگردند؛ یعنی به سمت علی، به سمت غدیر؛ چون پرچمش پرچم مقابله با زور و ظلم بود. شما چه میکنید؟ خبیثهای ما را انتخاب میکنید و به سمت خود میکشید؛ ببرید تا در جبههٔ شما خبیثین و خبیثات عالم جمع شوند و طیبین و طیبات در جبههٔ ما؛ و همین منجر به ظهور حضرت ولیعصر خواهد شد. این نظر انداختن است؛ انسان کامل باید به انسان نظر کند.
یک نظر پیر؛ خوپذیری نفس و مثال زغال
مرحوم آقا شوشتری — که به محضرشان در اصفهان میرفتیم — میفرماید: یک نظر پیر به از صد چله. یک نگاه امیرالمؤمنین به تو کافی است. همان چیزی که بنیاسرائیل از آن غافل شدند: نظر حضرت موسی که از ایشان برداشته شد و به میقات رفت؛ آنان به هم ریختند و گوسالهپرست شدند. ادامه میدهد: اگر انسان به مرد کاملی برسد و استاد نظری به انسان کند، انسان کلی راه میرود و کلی موانع را پشت سر میگذارد؛ مور بودم نظر پیر سلیمانم کرد.
جملهای نیز از حضرت استاد علامه: نفس انسانی خوپذیر است. انسان به هر چه رو کند آن میشود. دلیل امامت و نصب امیرالمؤمنین رو کردن ما مأمومین به امام است. میفرماید انسان به هر چه رو کند آن میشود؛ میشود لا فرق بینه و بین حبیبه؛ یعنی تو هم علی میشوی. مثال میزنند: یک قطعه زغال در اثر مجاورت با آتش برافروخته میشود؛ انسان هم بر اثر مراقبه و همنشینی با ملکوت الهی میشود. همنشینی با ملکوت یعنی توجهت به حضرت حق و امیرالمؤمنین و ملکوت عالم بیفتد و از ظاهر و تعلقاتش بکنی؛ مثل آن زغال اثر میگیرد و الهی میشوی به جهت آن روحی که در انسان هست و در غیر او نیست. انشاءالله عاقبت به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.