د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲
دارای متن همگام
قلب مشروب؛ محبتِ غیر در دل
قلب مشروب2_ج457
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۴:۴۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## قلب مشروب؛ محبتِ غیر در دل
۰:۲۴
## تمام الحج لقاء الامام
۳:۰۶
## اباصالح باش؛ از سبیل مفسدین مرو
۸:۵۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اللهم صل علی
محمد و آل
محمد بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله
و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
ادامه قلب مشروب رو
قلبی که آمیخته شده با غیر خدا.
بریم به امید خدا رو آیه کار کنیم که خیلی هم مرتبطه اتفاقا با این ایام.
آیه نود و سه سوره بقره عرض کردیم که
میفرمود "و اذ اخذنا میثاقکم و رفعنا فوقکم الطور
خذوا ما آتيناکم بقوة واسمعوا قالوا سمعنا وعصينا و اشربوا
اشربوا في قلوبهم العجل".
محبت گوساله افتاد به دل اینها قاطی شد دلشون
آمیخته شد دلشون با
محبت غیر. این بلا سرشون اومد.
حالا اونجا انقدر عرض کردیم انقدر این
میثاق چون ابتدای آیه میفرمود "و اذ اخذنا میثاقکم"
اون موقعی رو یادآوری میکنه که
از شما میثاقی گرفتیم.
این میثاق به قدری با عظمت است که خدا یه معجزهای انجام میده.
معجزه فعلیه که گفتیم کوه طور رو میاره بالا سر اینا
مثل یه تیکه ابری کوه بالا سرشون
که اگر شما این میثاق رو این عهد رو نپذیرید
با خدا عهد نبندید، این کوه به سر شما
برخورد میکنه. میریزه رو سرتون.
اینا یعنی همچین-- حتی میگن که در تفاسیر دیدم در تفسیر اهل بیت که
وقتی اینها میخواستن سجده برن
از ترسشون اصلاً از اینجا این رسم یهود
شکل گرفت که سجدهشونم دقت کردید
به بغل صورته.
بغل صورتشون میذارن زمین یهودیا
مثل ما پیشونی نمیذارن. چرا؟
برمیگرده به همین آیه که اینا از ترس این کوهی که بالا سرشونه اینجوری
صورتشونو کج میکردن با گوشه چشمشون کوه بالا سرشونو میدیدن که الان سرشون نخوره
سجده کنن. یه همچین حالته.
چرا؟ به جهت عظمت این میثاق که عرض کردیم این میثاق، میثاق
ولایت اهل بیت بوده.
ولایت پیغمبر عزیز عالم بوده که
همه ولایت پیش ایشون بود
و پیغمبر ختمی بود
و همه انبیا هم
شاگرد ایشون محسوب میشن
و شا-- اون جانشین و اوسیاء بلا فصل ایشون از امیرالمؤمنین بگیرید تا امام عصر ما.
این میثاق، میثاق با امام.
اتفاقاً ایام حج هم هست.
ما از امام باقر صلی الله علیه در مجامع روایتمون داریم که
تعجب روایت شیرینی.
چهار کلمهست اما غوغاس.
چهار طرف عالم رو میگیره این پیام.
میفرماید "تمام الحج".
به نظر شما همه حج چیه؟
"تمام الحج لقاء الامام".
اگر کسی-- اصلاً حج یعنی قصد.
روز جمعه عرض کردم. حج یعنی قصد کردن.
یه طرف قصد کرده، قصد خدا کرده.
اما اگر داره میره به سمت خدا
قصد امام نکرده باشه اصلاً حجش باطله.
هیچوقت فکر کردیم ما که این
دهه چرا این نماز
و وعدنا اومده و چرا ما رو در ثواب حاجیان سهیم میکنه؟
این چراییهاش خیلی قشنگه دیگه آدم توجه کنه.
البته که این ثواب رو دیگه اهل حکمت و عرفان باید اشتباه نکنن.
ثواب نه یعنی اینکه
به شما، به شما یه سیب و گلابی میدن مثلاً توی پروندهی یه چیزی به شما اضافه بر سازمان مینویسن
اضافه حقوق مثلاً. این نه، این نیست.
اثر نفس در-- اون اثری که در نفس شما از اون عمل ایجاد میشه، به اون میگن ثواب.
درست شد؟ پاداش، جزا،
نفس عمله. مثلاً میگه آقا
شما این نماز رو در دهه اول ذی الحجه بخونی بین نماز مغرب و عشا اون نماز و وعدنا رو
بخونی در ثواب حاجیان سهیمی، شریکی.
یعنی چی؟ یعنی اون اثری که حج
در وجود شما در نفس شما میذاره، اگه میرفتی چقدر تاثیر میگذاشت این نماز انقدر تاثیر داره.
عجب! چرا؟ مگه چه خبره تو این نماز؟
برو کار کن رو اون وا، وعدنا رو اون آیه ببین چه خبره.
توجه بکنین بهش یه لحظه.
"و وعدنا موسی ثلاثین الليلة".
ما وعده دادیم به موسی سی شب.
اونم سی شب. س-- سی شبانه روز بوده دیگه.
چرا لیلة ثلاثین الليلة به جهت عظمت شبه،
لیلة. خب "و اتممناها بعشر"
اصلاً سر هرچی که هست برمیگرده به این "و اتممناها بعشر" به این ده شب اضافه.
به این ده شب اضافه برمیگرده.
قرار بود اینا میدونستن که حضرت موسی قراره سی شب با خدا میقات بره.
بره کوه طور مثلاً زیارت کنه،
میقات باشه و اینا. ده
شب اصلاً مخصوصاً تو این آیه اومدهها "و اتممناها بعشر" ده شب اضافه شد
آقا اینا تحمل نکردن غیبت
حجت خدا رو ده روز بیشتر ببینن.
ده روزم که چه عرض کنم همون روزای اول
به محض اینکه سی شب شد سی و یک شب،
سی و دو شب شروع شد دیگه شب
سه شب اضافه شد دیگه گوساله اون سامری دست به کار شد.
اینجا که میفرماید و ътشربو فی قلوبهم العجل.
عجل اینجا چیه؟ گوساله است به کفرهم.
اینا دلشون متمایل به اون گوساله شد که جریانشو قبلاً عرض کردم.
جریان تاریخیش و گوساله پرست شدن.
میگه سرش رو دقت بفرماییدا خیلی مهمه.
میفرماید که اینا چند روز غیبت حجت خدا رو تحمل نکردن.
توجه کردی؟ داره من و شما رو این رمز
این شبا که این نمازو میخونیم حواس ما رو جمع میکنه
که حواست جمع باشه الان در زمان غیبت حجت خدایی تو هم دلت
و ътشربو فی قلوبهم العجل بکفرهم نشه.
نره به سمت گوسالههای زمان.
متمایل به سمت دنیا نشی.
تعلقات دنیوی تو رو در غیبت امامت نگیره.
اصلاً همه حج لقاء امامه.
اگر تو این شبا با این نماز نسوزی از
نبود آقات اصلاً به چه درد میخوره
این نماز و اون حج؟ حجی که میگه کعبه یک سنگ نشانیست که ره گم نشود.
حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست.
قصد امام باید کرد رفت به حج مثل علی بن مهزیار قوم که
اهوازی که بیست سفر رفت و آقاشو بالاخره دید
و جالبه اونجا آقا به ایشون تشرف دادن.
فرمودن بیست ساله منتظر شما هستم نیومدی.
خیلی عجیبه این فرمایش آقا برید روش کار کنید که بعد حضرت جواب میده خودشون
که چرا بیست سال آقا من اومدم چطور شما میفرمایید نبو-- نیومدی.
حضرت فرمود نه شما این کارا رو نکردید.
حالا ببینید روایتشو الان مربوط به بحث ما نیست.
انقدر مهمه توجه به امام و تا از-- شما توجه به خود آیه دوباره ادامشو ببینید.
میفرماید و اتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین ليله چهل شب.
وقال حالا اینجا وقال
موسی لاخیه
موسی به برادرش گفت. کیه برادرش؟
هارون. لاخیه هارون اخلفنی
بحث خلافته و اصله بر ه-- بحث
صالحیته. تا شما صالح نباشی چگونه میخوای مصلحت مردم رو بفهمی و بسنجی و
صلح برقرار کنی و تا صالحیت نداشته باشی، تا خودت صالح نباشی چگونه میخوای
صالحیت ایجاد کنی و مردم رو به سمت صلاح دعوت کنی؟
باید أبا صالح باشی.
پدر همه صلحا باشی
تا بتونی مردم رو بکشونی به سمت حضرت حق و عمل صالح و.
و اصله ولا تتبع سبيل المفسدين.
یه وقت نری تو زمین دشمن.
تبعیت از مفسدین نکنی.
مفسد یعنی کسی که خروج کرده از مسیر ولایت.
حالا وقتی این ظاهر بشه میشه فسق.
فساد درونه. باطن نسبت به امام زمانش
مشکوک میشه. ای بابا این همه کشتن زدن.
عرض شود فلسطین رو با خاک یکسان کردن.
پس کو آقا امام؟ کو؟
ببینید مشکوک میشه دلش. توجه کردی این
شکی که نسبت به امامش
در دلش ایجاد میشه میکشونش به وادی کفر.
میگه حواست جمع باشه اینطوری نشی
و اصله ولا تتبع سبيل المفسدين.
بعد نگی حالا دیگه بری به سمت چی؟
این شک باطنیت میشه
فساد اینو ظهورش بدی در عمل بیخیال بشی اصطلاحاً بهش میگن فسق.
میگه اصلاً بحث، بحث خلافته.
وقال موسی لاخیه هارون اخلفنی.
تو جانشین من باش.
من از شما سؤال میکنم. حالا شما هر جا مشغولید،
هر جا جای خیلی مهمی دارید، کارخونهای دارید، کاسبی دارید،
مغازهای دارید، مؤسسهای دارید،
میخواید برید جایی چیو جانشین خودتون قرار میدید؟
کسی که به صفات خود شما باشه مثل شما فکر کنه.
درسته؟ غیر از اینه؟ عقل اینو جواب میده دیگه.
میگه مخت-- میشه-- میفرماید خلیفه به صفات مستخلف عنه باید باشه.
خب خلیفه امام--
خلیفه پیغمبر الان کیه برای ما؟
امام عصر که به همه صفات
حضرت حق همه اسماء در او پیاده شده.
اصلاً بحث، بحث این شبا شب بحث خلافته.
خلافت الهی روی زمینه و توجه به امامه
و اینه که حواست جمع باشه در غیبت امام زمان نری تو زمین دشمن نری به سمت ولا تتبع سبيل المفسدين و أصل الصلاح
اهل صلاح و اهل عمل صالح باشی و اصله و دیگران را هم به صالحیت بکشونی.
این با توجه به امام حاصل میشه.
همین حرف ما اینه که اتفاقاً
خیلی شیرین این آیه و بحث قلب مشرب برخورد کرده به همین ایام.
حالا امروز هم که روز عرفه است.
نکته آخر. اصلاً چرا بهش میگن عرفه؟
هیچوقت فکر کردین؟ ریشه لغویش
به کجا میخوره اصلاً؟ عرفه یعنی چی؟
یعنی شناخت، عرفان، عرفان،
معرفت. اینا همه از یک ریشهاند.
یعنی شناخت. یعنی امروز هر کسی تونست
یه پله بره به سمت شناخت امام عصرش به حقیقت حج نزدیک شده
که تمام الحج لقاء الامام
خوش به حال کسی که امروز
با روزهای دیگهش نسبت به ولی خدا و خلیفه خدا روی زمین
شناختش بیشتر بشه و نزدیکتر بشه به حضرت و بسوزه.
اصلاً سر امروز به سوختنه.
کسی که دوری امام عصرش رو درک نمیکنه و نمیسوزه به درد لای جرز میخوره.
میخواد من باشم یا هر کس دیگهای.
اون فرمایش امام صادق یادتون نره.
خیلی این فرمایش عرشیه.
اصلاً مال من و شماست که از حضرت سؤال کردن همه ساله من عرض میکنم خدمتتون روز عرفة
سؤال کردن آقا چرا شما فرمودید
همه الحج عرفة
اصلاً حج یعنی عرفة. در صورتی که سرزمین عرفات
که نیمه شب دیشب
رفتن حاجیها تو منا و بالاخره از حرم
خارج شدن جزء حرم نیست.
سرزمین عرفات کیا اینجا حج رفتن؟
سرزمین عرفات جزء حرم نیست.
چرا همه حج عرفة شه؟
امام صادق صلوات الله علیه فرمود سر همینه.
شما رو از حرم بیرون میکنه خدا
که فراق حرم شما رو به سوختن بندازه.
اون سوختنه موضوعیت داره.
به آه بیفتید، آه بکشید، بسوزید، زجه بزنید، ناله بزنید.
اون سوختن از دوری حرم از دوری امام
تو رو به همه جا میرسونه. آقا به خدا قسم سوختن از دوری امام حسین و کربلا ارزشش خیلی بالاتر از رفتن و
نفهمیدن و سنگ و چوب دیدنه.
اصلاً اگر این سوختن نباشه، اون وصال شیرین نیست اصلاً.
ما رو دارن آماده میکنن
برای اون وصال abadi انشاالله.
ولی با یک عمر سوختن.
چقدر اصلاً سوختم بیچاره شدم.
سخت شده بر من که همه رو میبینم تو رو نمیبینم.
پسر احمد، پسر فاطمه، پسر امیرالمؤمنین، امام عصر.
آیا راهی هست تا من تو رو ملاقات کنم؟
این سوختن سر سوختن امروز ماست.
خوش به حال کسی که امروز
بسوزه در
غیبت امام عصرش.
این سر عرفه است و بهش شناخت میدن.
معرفت میدن. انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد