یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
قلب مشروب؛ آمیختگی با غیر خدا
به فضل الهی سراغ قلب جدید میرویم؛ بیستوچهارمین قلب از قلوبی که در قرآن صریحاً برایش آیه آمده. یک آیه پیرامون قلب مشروب داریم. قلب مشروب قلبی است که آمیخته شده با غیر خدا. اگر صراحتاً نمیگوید قلب کافر، چون آمیختگی دارد: ظاهر طرف و گویش و زندگیاش را که بنگری قیافه و سخنها همه الهی و خدایی مینماید؛ اما گاه خطاهایی از او سر میزند. لغزشهایی که سر میزند از آن روست که همهٔ قلبش خالصانه با خدا نیست؛ قاطی دارد؛ به قول قدیم شیشه خرده دارد. بسیار مبتلای امروز است و اگر مراقبت نشود چه بسا گرفتار شویم.
آیه را قرائت کنیم تا ببینیم چند جلسه سر سفرهٔ این آیه خدا مینشاند. آیهٔ نود و سه سورهٔ بقره:
«وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا ۖ قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ» (بقره/۹۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و یاد کنید هنگامی که از شما پیمان گرفتیم و طور را بر فرازتان برافراشتیم؛ آنچه به شما دادیم با قوت بگیرید و بشنوید. گفتند شنیدیم و نافرمانی کردیم؛ و به سبب کفرشان گوساله در دلهایشان نوشانده شد.
میثاق و رفع طور؛ اهمیت ولایت
خدا برای آنکه به قلب مشروب متذکر سازد که دلتان آمیخته به غیر خدا نباشد واقعهای را گوشزد میکند: یاد کنید هنگامی که از شما میثاقی گرفتیم. این میثاق به زمان بنیاسرائیل و حضرت موسی برمیگردد؛ اتفاقاً اکنون ایامش است — و واعدنا موسی ثلاثین لیلة فاتممناها بعشر — ایام میقات که حضرت به کوه طور برای مناجات رفته بود. شأن نزول آیه به همین ایام مربوط است.
از شما میثاق گرفتیم و رفعنا فوقکم الطور؛ برای اهمیت این میثاق — این برداشت از تفاسیر روایی و اهلبیت است — کوه طور را بالای سرتان برافراشتیم. عجب؛ آیا هرگز به این آیه چنین دقت شده بود؟ کوه را چون ابری متراکم بالای سرشان نهاد؛ گویا اهمیت میثاق را برساند؛ مانند پتکی بالای سر که بگوید اقرار میکنی یا بر سرت بکوبم. چندان این میثاق مهم بوده است.
میثاق چیست که چندان مهم بوده خدا کوه را بالای سر بنیاسرائیل ببرد؟ چه کارها با این قوم کرده و چه بهانهجو بودهاند. در تفسیر علی بن ابراهیم قمی چندین روایت از ائمه — بهویژه امام عسکری صلواتاللهعلیهم — آمده که این میثاق خلافت و ولایت پیامبر خاتم و جانشینانش بهویژه امیرالمؤمنین است. چندان ولایت آلالله و خاتمیت پیامبر و ولایت امیرالمؤمنین تا امام عصر پیش خدا ارزش داشته و دارد که وقتی از قومی میثاق میگیرد کوه را از جا میکند؛ معجزهٔ فعلی نه قولی. کوه طور شاخص بوده؛ گمان کن دماوند را از جا بکنند بالای سر نگه دارند و پیامبر خدا متذکر شود به چه خاطر است. در روایتی در تفسیر قمی حتی آتشی سوزان و دریایی شور از پیش و پس نهادند تا هیچ راه برونرفتی نباشد؛ جز بالله باید این میثاق را بگیرند. بسیار شگفت است.
دو امان؛ پیامبر و استغفار
اهمیت میثاق را بنگر. در قرآن دو امان آمده: اولی بودن پیامبر؛ دومی استغفار. حقیقت استغفار را فرمودهاند امام عصر است؛ یعنی اگر خدا بخواهد ببخشد به واسطهٔ او میبخشد. اگر امام عصر دست دعا برندارد چگونه خدا ببخشد؛ با چه واسطه و آبرو؟ چون امام عصر تشریف دارد خدا سخت نمیگیرد؛ وگرنه اگر نبود و رفعنا فوقکم الطور یکباره قلهٔ دماوند میشد بالای سر: اقرار میکنید یا بر سر و کلهتان بزنم. این اهمیت میثاق را میرساند که قرآن در ظاهر گذرا گفته تا کسی تفاسیر را نجوید متوجه نشود.
سمعنا و عصینا؛ أشربوا العجل
به جای درک اهمیت میثاق رفتند دنبال دنیا و تعلقات دنیوی؛ قلب مشروب شد. شنیدهاید عقل مشروب به وهم؛ عقلی که آلوده به وهم شده. قلب مشروب از همین آیه است؛ لغویاش بعداً. ادامه: خذوا ما آتیناکم بقوة واسمعوا. قالوا سمعنا و عصینا — شنیدیم و نافرمانی کردیم. چرا؟ اینجا قرآن نقطهٔ سرخط قلب جدید را میگذارد؛ خدا حفظ کند از این نوع قلب: و أشربوا فی قلوبهم العجل بکفرهم — در قلبشان گوساله نوشانده شد؛ چون شرابی آمیخته و مضاف. گوسالهای که داستانش با سامری است. از اثر پای رسول — برخی مفسران خود موسی و برخی جای پای جبرئیل — خاک برداشت و در گلوی گوسالهٔ زرین ریخت که از طلای مردم ساخته بود؛ صدا از آن برخاست. داستان مفصل است.
در تفسیر قمی: موسی در طور — چون چنین ایامی — با خدا گفتوگو کرد؛ خدا فرمود چنین اتفاقی خواهد افتاد؛ گفتوگوهای شیرین. چه جالب به ایامش اصابت کرده این آیه و این قلب مشروب.
امتحان موسی و اهل معرفت
حتی در این قصه خدا از موسی امتحان گرفت که الواح را کوبید. وقتی آمد و دید گرفتار گوساله شدهاند الواح را کوبید و تکهتکه شد؛ الواحی که از جانب حق به یادگار طور آمده بود. آنجا به فرمودهٔ امام عسکری خدا گوش موسی را میپوشاند: چرا آنگاه که این را در گوشت گفتم نکوبیدی؛ حالا که دیدی؟ بنگر امتحانات الهی را. هرچه رتبت پیش خدا بالاتر امتحانات سنگینتر؛ آدم معمولی امتحان سنگین کمتر میبیند.
به قول علامه — روحش شاد — در شرح مصباح الانس ابنفناری در جلسهای فرمودند آشنایی از اهل معرفت گفت خدایا میخواهم فقط برای تو باشم و فقط رضای تو. کلام مرحوم بهاءالدینی نیز فقط خدا بود. چون به خانه رفت دید خانهاش آتش گرفته؛ زن و فرزند میگریزند. آتش را خاموش کرد. چند روز بعد همه به بیماری سخت افتادند؛ فقیر شد؛ بلا پشت بلا. برگشت گفت خدایا غلط کردیم؛ چیزی گفتیم. قلب مشروب. انشاءالله عاقبت ختم به خیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
میثاق در تفاسیر روایی؛ آتش و دریا
علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش چندین روایت از ائمه — بهویژه امام عسکری — آورده که میثاق، میثاق خلافت و ولایت پیامبر خاتم و اوصیای او بهخصوص امیرالمؤمنین است. ارزش ولایت آلالله تا امام عصر نزد خدا چندان است که برای گرفتن میثاق کوه را از جا میکند؛ معجزهٔ فعلی. طور کوه شاخص بوده؛ مانند دماوند برای این سرزمین. یکبار گمان کن دماوند را برکنند و بالای سر نگه دارند و پیامبر خدا متذکر شود برای چه. در روایتی حتی آتش سوزان و دریای شور از پیش و پس نهادند تا راه گریز نماند؛ جز بالله باید میثاق بست.
استغفار؛ امان دوم و واسطهٔ امام عصر
دو امان در قرآن است: بودن پیامبر؛ و استغفار. حقیقت استغفار را به امام عصر پیوند دادهاند. اگر خدا بخواهد ببخشد به واسطهٔ او میبخشد. اگر دست دعا برندارد با چه آبرو بخششی باشد؟ چون حضرت تشریف دارد خدا سخت نمیگیرد؛ وگرنه رفع طور میتوانست قلهای بر سر غافلان شود. ظاهر آیه گذراست تا پژوهندهٔ تفاسیر بفهمد؛ غافل از کنارش میگذرد.
سامری و نوشاندن گوساله به قلب
پس از آن همه تأکید — خذوا بقوة و اسمعوا و کوه بالای سر — قالوا سمعنا و عصینا. قرآن میگوید أشربوا فی قلوبهم العجل بکفرهم: گوساله چون شراب مضاف در قلبشان نوشانده شد. سامری از اثر پا — برخی اثر موسی و برخی جای پای جبرئیل — خاک گرفت و در گلوی گوسالهٔ زرین ریخت؛ صدا برآمد. موسی در طور با خدا از وقوع فتنه سخن شنیده بود؛ گفتوگوهایی شیرین که با ایام نزول این قلب مشروب همافق است.
رتبت و سنگینی امتحان
خدا از موسی نیز امتحان گرفت: الواح را کوبید چون قوم را گوسالهپرست دید. امام عسکری فرمود گوش موسی پوشانده شد که چرا هماندم که گفتم نکوبیدی و اکنون که دیدی کوبیدی. هرچه رتبت بالاتر امتحان سنگینتر؛ آدم معمولی را کمتر به میدان سخت میبرند. حکایت اهل معرفتی که گفت فقط برای تو باشم و خانه آتش گرفت و بیماری و فقر پیدرپی آمد و گفت غلط کردیم، آینهٔ خطر دعوی خلوص با قلب هنوز مشروب است. باید میثاق را با قوت گرفت و از آمیختن دل به عجل روزگار پرهیز کرد.
جمعبندی سلوکی قلب مشروب
از مجموع آیه و روایات و حکایات سه درس سلوکی برجسته میشود. نخست آنکه خطرناکترین آلودگی دل، آلودگی پنهان است: ظاهر الهی و باطن آمیخته. دوم آنکه میثاق ولایت چندان خطیر است که خدا برای تذکرش کوه را بالامیبرد؛ پس سبک گرفتن ولایت در روزگار ما همان عصیان پس از سمعنا است. سوم آنکه دعوی خلوص بدون ظرفیت، بلا میزاید؛ موسی با همهٔ قرب امتحان کوبیدن الواح را دید و اهل معرفتی که گفت فقط تو، آتش خانه را. علاج، گرفتن ما آتیناکم بقوة است: میثاق را محکم گرفتن، استغفار حقیقی به درگاه واسطهٔ فیض، و پرهیز از نوشاندن عجلهای عصر — شهرت، مال، غضب، توجیه سیاسی — به قلب. قلب مشروب اگر تصفیه نشود، روزی که طور معنایی بالای سر بیاید دیگر سمعنا و اطعنا آسان نیست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.