ددرس‌گفتارها

[همهمه] بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

آیه بعدی که در خصوص قلب مرعوب در قرآن شریف اومده آیه دوازده سوره انفاله.

می فرماید: "إذ يوحي ربك إلى الملائكة".

اون روزی که اون لحظه اون موقعی رو به یاد داشته باش که ما وحی کرد، وحی کرد پروردگار تو، "يوحي ربك" پروردگار تو وحی کرد "إلى الملائكة" به سوی ملائکه.

که چی بشه؟

وحی پروردگار سبحان به ملائکه اینجا به چه خاطره؟

"إني معكم" خواستید به اونا بگین که بیاین.

خودشون بخوان میان.

رفتند.

"إني معكم" من به اتفاق شما.

ببینید خدای منان به کسی برگرده بگه "إني معكم" من معیت با شما دارم.

چه قدرتی در انسان ایجاد میکنه.

چه شجاعتی، چه عزتی، چه شوکتی.

اینه که ملائکه به خودشون میبالن دیگه.

یکی از اونجاهایی که به نظر بنده حقیر ملائکه مباهات می‌کنن اینجا همین آیه است که پروردگار سبحان به اونها میگه: "إني معكم" من همراه شماام.

برید.

برید که من با پشت سر شمام.

فخوب حالا "إني معكم" که چی بشه؟

"فثبت الذين آمنوا" برای اینکه شما تثبت بدید به اونایی که اهل ایمانن.

"فضربوا فوق الأعناق واضربوا منهم كل بنان".

خیلی جالبه.

می فرماید که به زودی، اولا این تیکشو نخوندیم.

"سألقي في قلوب الذين كفروا الرعب".

"سألقي" اون سینش سین صوفه است دیگه.

یعنی به زودی "ألقي".

من میندازم در دل کفار چی رو؟

الرعب.

بعد دستور میده.

یعنی خود حضرت سبحان دست به کار میشه رعب رو میندازه تو دل کفار.

بعد دستور میده که "فضربوا فوق الأعناق" بزنید به سرهاشون.

یعنی جاهای حساسشون.

"واضربوا منهم كل بنان" بزنید ازشون.

ولی کجا؟

"كل بنان".

به سرانگشتانشون.

یعنی جاهای حساسشونو نشونه بگیرید.

خیلی جالبه.

خدا بهشون فنون رزمی رو هم یاد میده.

در هر حال می فرماید که یاد کن هنگامی را که پروردگارت به فرشتگانت وحی کرد، به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم.

پس مؤمنان را ثابت قدم دارید "فثبت الذين آمنوا".

به زودی در دل کافران ترس می‌اندازم.

پس سرهایشان را در هم کوبید و همه انگشتانشان را قطع کنید.

از راغب، راغب اینجا کتابش هست خواستید نگاه کنید.

مرحوم راغب اصفهانی.

دیگه کتاب المفرداتش، المفردات ایشون معروفه دیگه.

پیرامون کلمات قرآنیه.

نگاه کردم ایشون می فرماید که اصلاً در خصوص رعب، معنای رعب.

می فرماید انقطاع و لا علاجی از کثرت خوفه.

معنای رعب.

اولا انقطاعه.

قطع میکنه از هر کسی که این پشتش به اونا گرم بوده.

لا علاجی.

هیچ علاجی براش نیست.

این معنای رعب.

که اگر علاجی باشه رعب دیگه نیست.

دیگرش فرمود که از کثرت خوف این اتفاق میفته.

خوف، ترسی که علاج درش باشه رعب نیست.

توجه کردید؟

این معنایی که راغب میگه.

بعد بنان رو فر-- که مفرد بنانه، مفردش میشه بنانه.

اونجا می فرماید چی؟

"واضربوا منهم كل بنان".

این بنان مفردش میشه بنانه یعنی سرانگشتان.

اینجا که می فرماید بزنید به سرانگشتانشون بعضی از مفسرین هم هستن مثل مرحوم طبرسی.

کدوم کتاب رو داره؟

تفسیر مجمع البیان.

که میدونید تفسیر مجمع البیان طبرسی یا طبرسی میشه گفت به یک معنا خلاصه تبیان شیخ طوسیه.

رواییه پس.

بله رواییه.

از تفاسیر روایه خیلی هم علامه تاکید داشتن به این تفسیر.

مثل صافی و نور الثقلین و در المنثور و اینا.

مرحوم طبرسی بنان رو به معنی اطراف بدن گرفته، نه سرانگشتان.

مثل مثلاً دست‌ها، پاها.

سها اللغه که یه کتابی مثل مفردات مرحوم اصفهانیه، اونم سها اللغه قطعاً شنیدید.

اون میگه نه همون سرانگشته.

حالا در هر حال هر کدوم رو بگیریم یعنی میگه بزنید جاهای حساسشون.

اینا اگه سرانگشتشونو بزنی، تو سرشونم بزنی یا نه اطراف بدنشون بگیر دست و پا بزنی دیگه اینا نمیتونن حرکتی بکنن این خیلی جالبه.

قرآن داره به اهل ایمان [سرفه] یا به م-ملائکه فنون رزمی آموزش میده.

و متاسفانه اینکه پیغمبر فرمود مراقب باشید که دشمنان ما بر شما سبقت نگیرن.

در چی؟

در عمل به قرآن.

دیگران سبقت نگیرن.

الان می‌بینید که سبقت گرفته شده.

یعنی تو همین جنگ دوازده روزه واقعاً سردسته‌های ما رو زدن دیگه.

چیزی که قرآن داره به ما میگه اونا این کار رو کردن.

تو تفسیر نور آقای قرائتی نظرش اینه که می‌فرماید شاید منظورش از فوق الاعناق، اینم نکته‌ی جالبیه.

یعنی برداشت قشنگیه.

هر کسی این برداشتو نمی‌کنه.

می‌فرماید شاید منظورش اون افراد سرشناسه.

نه اینکه مثلاً از یک نفر جاهای حساسش رو بزن.

شاید منظور اون سرکرده‌ی کفار، سرکرده‌ی منافقین، رئیسشون، فرمانده‌شون، سرلشکرشون.

آقای قرائتی نظرش اینه.

میگه شاید مثل آیه فقاتلوا ائمه الكفر.

می‌فرماید که تو تفسیر فرقان، آیه دوازده سوره توبه است.

می‌فرماید بکشید اون سرکرده‌هاشون، ائمه الكفر، اون رهبرانشون، اونا رو بکشید.

حالا نکته‌ی جالب دیگه‌ای که اینجا توی آیه من اینجا نوشتم براتون بگم، دقت که می‌کردم به آیه، یکی اینکه اینجا که می‌فرماید اليوحي ربک الالملائكة اني معكم.

می‌گه وقتی که پروردگار تو وحی می‌کنه به ملائکه که اني معكم.

این نشون میده که اگرچه ملائکه اولاً کثرت خلقت‌اند.

یعنی بیشترین خلق الهی ملائکه‌اند.

وسائط فیض اند ثانیا.

هر اتفاقی از حیث نزول فیض، اعم از رسیدن رزق، قوت، تکلم، عمر، هرچی، معنوی، مادی، علمی، مالی، هرچی که می‌رسه از طریق ملائکه می‌رسه.

هر کدوم ناموس‌دار و کلیددار یک وجهی هستند.

اما این مهمه که بدونیم همشون قدرتشون رو از خدا دارن.

پروردگار سبحان به اینا تقسیم قدرت کرده.

این نکته‌ای که از اینجا میاد بیرون.

اليوحي ربک الالملائکه اني معكم.

یعنی اون ملائکه هم به خودی خود قدرتی ندارن.

پروردگار سبحانه که به اینا تقسیم قدرت می‌کنه.

نکته‌ی دیگه اینکه پروردگار سبحان تشویق اهل ایمان رو وقتی می‌خواد میگه مستقیم باشید به ملائکه میگه که فثبتوا.

این‌ها رو ثبات قدم بدید.

کسایی که اهل ایمانن رو ثبات قدم بدید.

این رو به کی می‌سپاره؟

به ملائکه.

تثبت وجودی اهل ایمان رو سپرده به ملائکه.

اما اون زدنِ تو آیه می‌فرماید سألقي، سألقي في قلوب الذين كفروا رعب.

انداختن رعب در دل کفار رو به کی نسبت داده؟

سألقي.

در آینده خودم می‌ندازم.

خودم القا می‌کنم این رعب رو.

که جلسه پیش یادمه که اینو صحبت کردیم چند دقیقه‌ای.

که چرا پروردگار سبحان انداختن رعب در دل دشمن رو به خودش نسبت داده.

نکته‌ی دیگه اینکه به قول آقای قرائتی در تفسیر نورش می‌فرماید ببینید چقدر گرایش‌ها، انگیزه‌ها، اعتقادات، اینا همه در سرنوشت انسان‌ها تأثیرگذارن.

چرا که در خصوص اهل ایمان میگه فثبتوا.

در خصوص اهل کفر میگه في قلوب الذين كفروا رعب.

رعب می‌ندازه.

چرا برای اون‌ها تو دلشون رعب می‌ندازه؟

چرا برای این‌ها تو دلشون تثبت میاره، ثبات میاره، استحکام میاره؟

چون اینا اهل ایمانن، اونا اهل کفرند.

از این نکته تفسیر نور نتیجه گرفته که اعمال انسان انقدر تأثیرگذاره در نحوه‌ی رفتار خدای منان با خودش.

اگر خدا با من و شما این چنینه که تا حالا بوده، همش به اعمال ما بستگی داره.

چرا اعمال من این جو-- اینگونه بوده که پروردگار سبحان به من.

و الا فیض حضرت حق علی الدوام بر تمام کائنات جاریه.

فیض پروردگار سبحان اونم به نحو مطلقی.

حالا یکی ظرفش بزرگه همه رو برمی‌داره، یکی هم کمتره به این شکل.

یکی هم اصلاً ظرفشو برعکس گذاشته که فیض توش نمی‌ریزه.

پس همش بستگی به خود انسان داره.

اینم یه نکته‌ی مهم.

اما این به نظرم شیرین‌ترین نکته‌ای که می‌خوام عرض کنم.

چنده؟

[خنده] شیرین‌ترین نکته‌ای که می‌خوام عرض کنم برام خیلی جالب بود.

مخصوصاً حالا عزیزان از مسجد بلال اومدن.

چنانچه خاطر شریفتون باشه یه روزی ما سلسله طولیه ریزش یا القای الهام رو بر دل‌ها گفتیم.

اگر خاطرتون باشه تو سالن آمفی‌تئاتر بودیم سالن...

گفتیم که الهام از کجا منتشر میشه؟

اصلاً الهام از کجا میاد؟

آفرین.

از عشق، از محبت شدید.

و شما که تشریف نداشتید، بچه‌های مسجد بلال تو یه جلسه‌ای ما اونجا براشون اثبات کردیم که الهام از شدت مود-- محبت ایجاد میشه.

یعنی کسی که به شدت عاشق شد، حب حضرت حق و اولیایش تو وجودش ریخت، این منجر میشه به الهام.

فقط سطحی؟

بله الهامات الهی.

اصلاً به جز حب، شدت حب الهامی نیست.

بعد این الهام منجر میشه به چی؟

اینو خی-- این رو یادتون هست؟

بعد الهام منجر میشه به چی؟

اگه- الهام و- نه شدت محبت، الهام.

بعد نه الهام رو بعد اومدیم اون روز که تو خود مسجد بودیم از نظر حضرت علامه و شیخ اکبر در فتوحاتش این کتاب از رو براتون خوندیم.

چنانچه خاطر شریفتون باشه که الهام منجر میشه به حکمت.

اگر کسی دنبال حکمته باید از الهام به دست بیاره.

الهام از کجا میومد؟

شدت محبت.

حالا خود حکمت چی بود؟

علم به احوال اعیان موجودات.

یعنی باطن اشیا رو خوندن.

باطن علمه.

پشت پرده علمه.

حکمت.

ارزشش بالاتر از علمه.

می‌تونه انسان به علم دست پی-- دسترسی پیدا کنه اما حکمت کار هر کسی نیست.

حکمت رو مستقیم از ولی خدا گرفت.

اگرچه علم هم که رشحه‌ای از اوست، اون هم در دامن اونهست.

اما باز رسیدن به علم آسون‌تره.

بله حقیقت خود حقیقت خود حضرت عالی.

باطن شما حقیقتت چیه؟

به این میگن حکمت.

خب.

حالا این تفسیری که این روایتی که می‌خوام از تفسیر اهل بیت براتون بخونم، جلد پنج صفحه چهارصد و نود و شش.

اینو هفته پیش بود آماده کردم که دیگه نرسیدم تا از مسجد بلال رسیدم اینجا مال چهارشنبه‌ست.

دیگه رسیدم اینجا نصف دیگه چهار بود [خنده].

چند تا جلسه پشت سر هم.

آره چند تا جلسه پشت سر هم.

این موند حالا روزی‌تون شد امروز.

از امام باقر علیه الصلاة والسلام راوی میگه پرسیدم که منظور از آیه [مکث] إذ يوحي ربک إلى الملائکة إني معکم چیست؟

همین آیه‌ای که مورد بحث ماست ها.

آقا مصطفی نبودین؟

آیه دوازده سوره انفال در خصوص قلب مرعوب.

از حضرت سؤال شده که منظور از این تیکه آیه چیه؟

إذ يوحي ربک إلى الملائکة.

وقتی که پروردگار تو به ملائکه وحی می‌کنه که چی؟

إني معكم، إني معكم من با شمام.

منظور از این چیست؟

چقدر شیرین حضرت امام باقر علیه السلام تو یه کلمه منظور این آیه رو فرمودن.

قال الهام.

منظور از این الهامه.

منظور از چی؟

از این وحی که پروردگار سبحان به ملائکه می‌کنه.

که میگه من با شمام.

این به نحو الهامه.

نوع رفتار خدای منان با ملائکه‌ش همون جنسی‌ست که با اهل ایمانی که شدت محبت به اهل بیت پیدا کردن می‌کنن.

یعنی کاملاً روحانی، رحمانی، ملکوتی، عرشی با بنده‌ش رفتار می‌کنه.

وحی الهام نیست دیگه.

الان تو اینجا- بله.

میگه که وحی.

ولی اینجا امام باقر گفته که منظورش الهامه.

الهام.

وحی هم- خب اگر خاطر شریفتون باشه ما گفتیم به ترتیب که شمردیم گفتیم از اعلام شروع میشه.

بعد القائه.

اعلام و القا رو شیاطین هم می‌تونن داشته باشن.

ولی الهام بعد ایها.

این دو تا فقط الهیه.

حالا ایها میشه شدت الهام ما فوق الهامه.

یعنی الهام میاد بعد تبدیل میشه به ایها.

[نفس عمیق] یه روایت دیگه هم تقدیم کنیم برای امروز بحث از تفسیر اهل بیت علیهم الصلاة والسلام.

جلد پنج صفحه چهارصد و نود و شش.

این روایت رو ابن عباس نقل کرده.

فرموده که فرشته‌ای به صورت شخصی که مسلمان‌ها اون رو نمی‌شناختن.

ببخشید مسلمان‌ها اون رو می‌شناختن.

یه آدمی بود که مردم مثل دهیه کلبی که یه جوان خوش سیما و نورانی بود.

پیغمبر خیلی به ایشون علاقه‌مند بود، خیلی نورانی بود، اهل نماز شب و اینا.

حضرت جبرائیل بالاخره چون میدونه پیغمبر به ایشون علاقه‌منده معمولاً به چهره اون شخص متمثل میشد در صغی-- پیغمبر.

حالا این شخص رو هم م-- مسلمونا می‌شناختنش اما ملکی بوده.

فرشته‌ای بوده.

متمثل میشده به چهره اون مؤمن.

اینا هم نمی‌دونستن ملکه.

خب؟

متمثل میشد تو قوه خیال اینا.

اینو ابن عباس داره میگه.

دیگه از روایات خیلی مهم احادیثه.

که متمثل میشد که چی بشه تا ایشان را ثابت قدم سازد.

چرا؟

به اونا چی می‌گفت که اینا ثابت قدم پیدا کنن؟

بهشون می‌گفت من رفتم نزدیک مشرکین شدم.

شنیدم که دارن با هم صحبت می‌کنن.

میگن اگه مسلمونا به ما یورش بیارن ما تاب مقاومت نداریم.

نمی‌تونیم جلوشون مقابله کنیم.

تعداد مشرکان اندکی بیش نیست.

من رفتم دیدمشون.

بعد، پس بیایید حالا که اینطوره با همدیگه بریم و بهشون یورش بیاریم.

این تهییجی بود که این شخصی که ملک بود کسی هم نمی‌دونست، امام رمزگشایی کرده در بین اهل ایمان ایجاد می‌کرده بعد اشاره میکنه به همین آیه که امام عباس می‌فرماید چنانچه خداوند عزوجل می‌فرماید [سرفه] اذ یخی اذ یخی ربک ربک ال الملائکه انی معکم.

این یه نکته‌ای رو تو خودش داره، اونم اینکه یادش بخیر یکی از بچه‌های مقاومت اومده بود خیلی سال‌های پیش برای ما از لبنان اومده بود می‌گفتش که بارها و بارها ما شاهد بودیم، می‌دیدیم که شهدای ما که رو زمین می‌افتند وقت شهادتشون می‌گفتن هذا صاحب الزمان و هذا امام الخمینی.

اون لحظه حضرت امام رو، امام زمان رو می‌دیدن حضرت امام رو هم می‌دیدن.

می‌گفتن ما هیچی نمی‌دیدیم ولی بارها اینو از شهدامون وقتی می‌افتادن زمین لحظه شهادتشون می‌شنیدیم.

این شاید همون معنای رجعتیه که حضرت استاد نظرشونه.

چون نظر استاد در رجعت، رجعت جسمی و مادی نیست.

چون این از قالب استعداد و ماده دیگه خارج شد رفت مجرد شد دو مرتبه بخواد-- فعلیته اونجا دیگه.

اون فعلیت بخواد برگرده به استعداد و قوه و منه امکانش نیست.

محال عقلیه.

می‌تونه اینطوری باشه.

پس خیلی موقعا می‌بینی مثلا شاید خضرا رو دیدی یه جایی داره بهت چیزی الهام می‌کنه [خنده].

عنایتی می‌کنه راه رو بهت نشون میده [خنده].

اهل ایمان، حالا نذار کردن که از این حالت چردالودی بیاد بیرون.

بالاخره اهل ایمانی که می‌شناسید ملائکه متمثل می‌شن.

حالا س-- یه سؤال توی یکی دو دقیقه که مونده آیا شیطان هم می‌تونه متمثل بشه به چهره‌ی اهل ایمان؟

نظر شما اینه که می‌تونه.

شما؟

نمیشود.

یعنی خداوند این امکان رو برای شیطان- یه حدیث داریم که در خصوص اهل بیت علیهم الصلاة والسلام، ائمه و اولیا و انبیا مطلقاً نمی‌تونه متمثل بشه شیطان.

تا من به همین گمان بودم و به همین روایتی که دیده بودم تا از حضرت استاد شنیدیم که ایشون فرمودن حضرت علامه روح‌الله فرمودن که من یه حدیثم-- بنده این حدیث رو ندیدم خودم از ایشون شنیدم.

فرمود من یه حدیث دیدم که تو اون روایت می‌فرماید نه می‌تونه به چهره‌ی ائمه و انبیا دربیاد و نه اهل ایمان.

اهل ایمان هم نمی‌تونه.

امکان نداره.

وقتی ملائکه می‌تونن متمثل بشن به چهره‌ی اهل ایمان پس دیگه شیاطین نمی‌تونن باشن.

اینم یه نکته.

[سرفه] حالا فقط یه مسئله‌ست آقای جوادی آملی اینجا یه انقلتی دارن.

می‌فرمون که خب درست، اصلاً به چهره‌ی امام معصوم که صد در صد در نمیاد.

شما مگه امام معصوم رو دیدی که چه شکلیه؟

نه.

احسن.

شاید تو خواب دیدی.

من اینو از خود آقای ج-جوادی شنیدم.

دیدی متمثل شده به چهره‌ای که این چهره‌ی امام معصوم نیست.

ش-شما فکر می‌کنی چهره‌ی امام معصومه.

ولو به اون چهره‌ی اصلی امام معصوم، چهره‌ی اصلی یا اهل ایمان نمی‌تونه دربیاد.

حالا چه کنیم؟

پیچ‌واپیچ شد قصه.

بالاخره از کجا تشخیص بدیم؟

راه تشخیص چیه؟

حضرت علامه کد دادن، رمز دادن.

فرمودن ملاک نفسه.

اگه نفست از دیدن این تمثلات منبسط شد، شرح صدر پیدا کردی، حال خوب بهت دست داد، حال سلام علیکم و رحمة الله.

حال بهشتی پیدا کردی بدون که چیه؟

اون رؤیای صادقه است و اون ملائکه‌اند.

فایده‌ش- سلام علیکم.

اون شیطان نیست.

اون رو-- اون رؤیا، رؤیای صادقه است.

شیطان تصرف نکرده.

اما اگر به عکس، ولو خواب دیدی که با خیلی کسا، آدمای خوب و جاهای خوبم رفتی اما حال روحیت منقبض بود وقتی از اون حالت اومدی بیرون.

ملاک نفسه.

نفس خیلی حرفش مهمه تو سلسله بحث‌های حکمت و عرفان اصلاً موضوع نفس کلیدیه دیگه.

طلایی‌ترین بحثه که شاهراه رسیدن به توحیده.

اون حالت انقباض رشحی از جهنمه.

رؤیا صادقه نبود، رؤیا الهی نبود، پیام الهی نبود.

تمثلات شیاطین و اجنه بود که اصطلاحاً بهش می‌گیم ازغاس أحلام.

بسته‌های بیخودی که هشت و نشت داشتی تو در طی روز با اون‌ها.

حالا شیطان از همونا تمثلات برات آورده.

خواب آشفته اصطلاحاً بهش می‌گیم.

تعبیری هم نداره.

اینم یک نکته.

انشاالله این بحث قلب مرعوب رو ادامه میدیم.

دو تا آیه رو تا حالا گفتیم.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين.

صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل-