ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 002

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آیهٔ دوم حشر و رعب در دل منافقین

در بحث قلب مرعوب بر اساس نخستین آیه‌ای که مورد مداقه قرار گرفت، آیهٔ دو سورهٔ حشر هستیم. پروردگار سبحان به‌صریح آیه می‌فرماید و قذف فی قلوبهم الرعب: چنان رعبی در دل این منافقین افکند که یخربون بیوتهم بأیدیهم؛ دیوانه‌وار خودشان با دست‌های خود خانه‌هایشان را خراب کردند، و بأیدی المؤمنین با دست اهل ایمان. آن‌قدر این موضوع مهم است که قرآن تأکید می‌کند فاعتبروا یا أولی الأبصار: ای کسانی که اهل بصیرت و دقتید از این عبرت بگیرید. چرا این دستور خدا برای عبرت است؟ به جهت اینکه رعب یکی از لشکریان حضرت حق است؛ اصلاً جدایی‌ناپذیر از بارگاه الهی است و جا دارد روی آن کار شود.

معنای لغوی رعب نزد راغب

ابتدا در خصوص معنای لغوی و خود کلمهٔ رعب سخن می‌آید. در لغت رعب به معنای ترس درونی، اضطراب وجودی و خوفی است که سرچشمه‌اش از درون انسان می‌جوشد؛ منشأش از تو است، از درون می‌جوشد، بیرونی نیست. نه ترس طبیعی از شیء خارجی؛ چیزی نیست که انسان از یک شیء خارجی واهمه کند و یک آن بترسد. از درون به هم می‌ریزد؛ منشأش از درون است. این خود نکته‌ای است.

مرحوم راغب اصفهانی در مفردات می‌فرماید الرعب أشد الخوف: رعب شدت خوف است. این ترس ظاهری نیست. خوف را که ترس است شدت بدهی می‌شود رعب؛ یعنی چیز معمولی نیست. امکان دارد آدم از شب خوف کند؛ منشأش چیزی بیرونی است. از یک صدای مهیب بیرونی، از یک شیء بیرونی بترسد؛ صوت مادی است؛ این خوف است. مثلاً حیوانی را ببیند بترسد و خائف شود؛ این‌ها خوف است. اما رعب شدت خوف است؛ چون منشأش باطنی است شدت آن به مراتب خیلی بیشتر است. لذا مرحوم راغب می‌فرماید وهو انقباض القلب عند توقع المکروه: اصلاً بحث قلب اینجا مطرح است؛ منقبض شدن قلب وقتی مواجهه با چیزی ناخوشایند و مکروه. بله با چیزی ظاهراً ناخوشایند مواجه می‌شود؛ اما آن اتفاقی که می‌افتد در درونش می‌افتد. قلب منقبض می‌شود؛ یعنی جمع می‌شود، تو هم فرو می‌رود؛ برعکس انبساط.

رعب تجلی القهار و الجبار

رعب لشکری از جنود الهی است که مستقیماً از حضرت اسم القهار و الجبار تجلی می‌کند. به عبارت دیگر فیض قاهری حق که همه مغلوب آن می‌شوند خودش یک فیض است؛ فیضی که نازل می‌شود برای نصرت اهل ایمان. فیض قاهری حق برای اینکه همه مغلوبش شوند بر قلوب کفار جاری می‌شود. فیض قاهری حق که همه دل‌ها مغلوبش می‌شوند تحت شکنندگی آن گسترهٔ این اسم قرار می‌گیرند؛ این حالت در حقیقت تجلی اسماء القهار و الجبار است. این‌ها ظهور اسماء الهی‌اند.

در قلب مؤمن چنین چیزی به این صورت نیست. در قلب مؤمن در وادی دهشت بودیم که از عظمت حضرت حق قلب مؤمن منقبض می‌شود؛ آن قصه فرق می‌کند. آنجا هم شیء خارجی وجود ندارد؛ آن شدت معرفت است. اینجا فقط برای کفار و مشرکین و منافقین و غیر اهل ایمان است. رعب فقط برای غیر اهل ایمان.

موجودات محل تجلی اسماء و آموزش آتش

در نظام حکمت متعالیه و عرفان نظری هر موجود محل تجلی اسماء الهی است. همه موجودات وجوه حق‌اند؛ وجه الله‌اند. چنان‌که امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام وقتی شخص یهودی به او گفت چگونه می‌گویید فأینما تولوا فثم وجه الله — به هر طرف رو کنید رو به خدا کرده‌اید، رو به وجه خدا کرده‌اید — حضرت عملاً به او آموزش داد: آتشی روشن کردند و فرمودند این آتش، شعله‌های آتش به کدام سمت است؟ بالا، پایین، چپ، راست، جلو، عقب؟ آن شخص گفت به هر طرف هست؛ یک جهت نیست. حضرت فرمود این شکلی است. آتش — و تازه آن نار الله — محل ظهور نار و ناریت و سوزانندگی آتش است؛ همه‌جایش سوزانندگی را دارد. این اشیاء هم محل ظهور اسماء الهی‌اند. اسماء الهی ظهور کرده‌اند که این‌ها هستند؛ کمالات حق ظهور کرده‌اند که این‌ها هستند. والا اگر آن کمالات ذاتی از ذات غیبی مرحلهٔ وجود نمی‌آمد به الوهیت و لاهوت و نمی‌آمد به مرتبهٔ تعین اول، عقل اول، عالم عقول، جبروت و نمی‌آمد به مرتبهٔ تعین مثالی، ملکوت و نمی‌آمد به مرتبهٔ تعین عینی در عالم خارج در نشئهٔ ملک و ناسوت، اصلاً چه شیئی و چه اشیایی؟ پس ذات حضرت حق تجلی کرده به این شکل؛ پس این‌ها همه اسماء الحسنی‌اند. منتها این اسماء در هر مرحله‌ای از عوالم هستی شأنی، رتبه‌ای، شدت و ظهوری دارند.

جنود رب و تقسیم رحمت و غضب

بر همین اساس جنود الهی — لشکریان حضرت حق — اگر بگیریم همین اسماء الهی‌اند. قرآن می‌فرماید:

«و ما یعلم جنود ربک إلا هو» (مدثر/۳۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و لشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند.

هیچ‌کس لشکریان پروردگار سبحان را نمی‌داند الا خودش؛ یعنی لا تحد ولا تحصى؛ اصلاً قابل شمارش نیستند؛ بی‌انتها هم از حیث تعدد و تکثرشان هم از حیث شدت‌شان؛ قابل احصاء نیستند. حالا این را دو بخش می‌کنیم: جنود رحمت و جنود غضب. جنود رحمت می‌آیند به کمک اهل ایمان؛ جنود غضب می‌روند به طرف کسانی که شیطانی‌اند؛ دل‌های مرعوب، دل‌های کفار، مشرکین، منافقین.

نشانه‌های جنود رحمت و جنود غضب

ظهور و نشانه‌هایش چیست؟ جنود رحمت در آیات قرآن به این شکل‌ها خودش را نشان می‌دهد: مثل سکینه و آرامش. هو الذی ینزل السکینة فی قلوب المؤمنین؛ اوست که نازل می‌کند السکینة را در قلوب مؤمنین. یا به صورت اطمینان، قلب مطمئن: یا أیتها النفس المطمئنة. یا به صورت محبت؛ آیهٔ آخر سورهٔ مریم: الذین آمنوا وعملوا الصالحات؛ این دو وقتی کنار هم قرار گرفت سیجعل لهم الرحمن ودا: شدت ود، شدت محبت. کجا پیاده می‌شود؟ بین اهل ایمان. لذا اهل ایمان عاشق هم می‌شوند؛ طاقت دوری همدیگر را ندارند؛ همدیگر را دوست دارند؛ دلتنگ هم می‌شوند. روایت داریم دو برادر ایمانی وقتی از هم جدا می‌شوند دردی در وجودشان احساس می‌کنند که نه عضوی از اعضای بدنشان جدا شده. اگر این نیست باید فکری به حال خود کرد؛ و اگر هست نشانه‌اش از نزول جنود رحمانی است.

اما جنود غضب نشانه‌هایش به چه صورت است؟ جنود غضب یا با همین رعب خودش را نشان می‌دهد یا با قهر؛ شکنندگی حضرت حق که به یکباره می‌آید. در کمال مولا می‌فرماید و غلب قهرک و جرعت قدرتک: قدرت تو جاری است؛ غلب قهرک. وای از آن روزی که قهر الهی غالب شود. این‌ها جنود غضب الهی‌اند؛ به صورت قهر یا جهل یا غفلت خود را نشان می‌دهند.

قلب مغفول و قلب مقفول

در بحث قلب، دو نوع قلب است که ظاهر تلفظ‌شان شبیه است اما نوشته‌شان متفاوت: مغفول با غین، مقفول با قاف. قلب مغفول با غین یعنی قلبی که از یاد خدا غافل است؛ اصلاً حواسش نیست در محضر حضرت حق است. این نشانهٔ جنود قهر و جنود غضب است. یا قلب مقفول با قاف یعنی قفل می‌خورد به روی حقایق؛ پس می‌زند حقایق را؛ اصلاً قلبش پذیرش حقایق را ندارد. و این شدید می‌شود تا جایی که در مراتب — چنان‌که در شرح رسالهٔ سید بحرالعلوم نشانه‌شناسی‌اش گفته شد — لایه‌های ابتدایی آلوده می‌شود تا باطن. نشانه‌های آلودگی قوهٔ حس ظاهری، باصرهٔ باطن، خیال، وهم، عقل، قلب و العیاذبالله روح، نشانه‌هايش گفته شده. کار به جایی می‌رسد که قلب قفل زده می‌شود، مهر می‌خورد و دیگر پس می‌زند حقایق را. بعد نشانه‌های حقایق الهی را می‌بیند بدش می‌آید: تسبیح می‌بیند، سجاده می‌بیند، حرف این‌ها را می‌شنود بدش می‌آید؛ مسجد، محراب، آدم مؤمن، چادری، ریشو تسبیح‌به‌دست، پرچم امام حسین، حرم؛ از این حرف‌ها بدش می‌آید و فرار می‌کند. اگر خدایی‌نکرده به گونه‌ای عمل کند که اسم اعظم در وادی قهر — اسماء فعلیهٔ قهریهٔ حضرت حق — بیاید، دیگر می‌رود تو وادی معاندین؛ یعنی دشمنی‌اش به الحاد کشیده می‌شود و می‌رود به سمت قتل اولیاء خدا. اسماء الهی هم دارند جاری می‌شوند. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. یعنی وقتی حقایق را از این نگاه می‌بینی، می‌بینی تمام عوالم هستی در سیطرهٔ سلطنت حضرت حق است. ما ظهر بسته به اینکه تو چه می‌خواهی و انتخاب من چیست؛ ما فقط مختاریم که انتخاب کنیم والسلام. آن فعل، فعل الهی است؛ ظهور اسماء الهی؛ یا از حیث اسماء غضب یا اسماء رحمت.

اسماء الحسنی و کتاب حاجی سبزواری

در بحث اسماء الحسنی همیشه حضرت استاد توصیه داشتند به خوانش کتاب شریف اسماء الحسنی مرحوم حاجی سبزواری، صاحب منظومه؛ که به قول خودشان در شرح، کتابی ناقلایی است: خیلی کوچک و مختصر ولی کثیرالفروع و بسیار مغزهای عجیب دارد. آنجا رجوع کنید چیزهای خیلی شیرینی دستگیرتان می‌شود. بحث اسماء الحسنی خیلی شیرین است و نگاه را به همه‌چیز عوض می‌کند. این کتاب فقط در علم اسماء است؛ چند کتاب دیگر هم در زمینهٔ اسماء الحسنی هست؛ کتاب‌های خوبی‌اند اما مرحوم حاجی یک کتاب خیلی خاص است. کتابی هم از مرحوم آیت‌الله کاشانی — حاج حبیب کاشانی اگر اشتباه نباشد — نوشته که آن هم خیلی عالی است. پس از منظر حکمت متعالیه و عرفان نظری دو نوع جنود الهی هستند؛ لشکریان حق.

رعب تجلی جنود القهار در مرتبهٔ فعل

وقتی از این منظر نگاه می‌کنیم رعب تجلی جنود اسم القهار است؛ البته در مرتبهٔ فعل حضرت حق. اسمایی داریم که اسماء ذاتی حق‌اند و اسمایی که اسم فعلی و اسماء فعلیه‌اند؛ یعنی در پس افعال ما ظهور می‌کنند. یعنی خدا ذاتاً شدیدالعقاب نیست؛ ذاتاً المنتقم نیست؛ اما در پس عمل بنده ظهورش می‌شود المنتقم. پس رعب تجلی جنود اسم القهار در مرتبهٔ فعل است که برای نصرت حق و دفع باطل تحقق می‌یابد. حضرت حق وقتی می‌خواهد اهل حق را نصرت دهد و ظلم و ظالم و باطل را دفع کند این اسمش را ظهور می‌کند.

فرمایش علامه طباطبایی ذیل آیه

علامه طباطبایی ذیل همین آیه در تفسیر المیزان فرمایش شریفی دارند. ذیل وقذف فی قلوبهم الرعب می‌فرمایند: خداوند بدون درگیری ظاهری — مثل واقعهٔ بنی‌نضیر در آیهٔ دو سورهٔ حشر؛ جنگی صورت نگرفت؛ آنان از وحشت به فرار آمدند — خوفی در دل آنان افکند و این ترس از جنود خدا بود. اینجا ترس خودش را به چه شکلی نشان داده؟ به فرمایش علامه: میل وجود به ضعف در مقابل ظهور قهر وجود محض پدیدار می‌شود. یعنی وقتی اسم الظاهر در طرف حق جلوه‌گر شد، اشیاء باطل چون سایه‌ای از وجود خودبه‌خود منحل در خوف می‌شوند. یعنی آن اشیاء باطل بالاخره موجودند؛ این‌ها منحل می‌شوند، حل می‌شوند، می‌روند تو سایهٔ آن اسمی که ظهور کرده؛ اسم القهار حضرت حق در جنود او. آن وجود قهری حضرت حق که عظمت و سلطنت و قهاریتش را نشان می‌دهد خودش را چگونه نشان می‌دهد؟ به صورت منقبض شدن قلب کفار. این صورت ظاهرش است؛ آن ظهور اسم است. اسم الله ظهور کرده اما نشانه‌اش انقباض قلب است. قلبشان چنان درهم می‌پیچد که می‌خواهند سکته کنند؛ اصلاً خودشان هم نمی‌دانند چیست؛ وحشت‌زده می‌شوند از زمین و زمان.

مصداق نیم‌قرن و جنگ دوازده‌روزه

پروردگار سبحان وقتی خودش را به صورت رعب — که از لشکریان اوست — در دل کفار نشان می‌دهد، ظهور صدنه و خدمهٔ اسم القهار است. اگر بخواهیم مصداق و مثالی بیاوریم دقیقاً همان حالت ترس و وحشت و نگرانی و رعبی است که حدود نیم قرن دشمنان تا بن دندان مسلح جرأت نکرده‌اند به ما جسارت کنند. بعد از آن جنگ هشت‌ساله واقعاً هارت و پورت کردند و خط و نشان کشیدند اما واقعاً جرأت نکردند. و این جنگ دوازده‌روزه هم از ترسشان واقعاً اولاً از ترسشان این‌چنین با ما جنگیدند؛ والا لشکریان ظاهرین‌شان به مراتب بیشتر بود و تجهیزات و تسلیحات جنگی‌شان به مراتب مافوق آنچه استفاده کردند. یکی از ترسشان این‌طوری با ما جنگیدند؛ دو، از رعبشان زود سفرهٔ جنگ را جمع کردند؛ به التماس صلح افتادند و جمعش کردند. اصلاً جز این نمی‌شود. زمان جنگ خیلی واضح‌تر بود؛ به آن می‌گفتند امدادهای غیبی.

قبیلهٔ شایان و اسیر کردن با آفتابه

یکی از مصداق‌ها: یکی از بچه‌ها که خیلی شجاع بود؛ در شلمچه تیر خورد تو صورتش. خیلی شجاع بود، خیلی اهل نماز شب و بکا و اشک بر سیدالشهدا. آدم عجیبی بود؛ در نمازهایش معمولاً گریان بود. این بنده خدا که گردن ما واقعاً حق حیات دارد، آن‌قدر شجاع بود که وقتی لشکر کوب می‌کرد — داستانی دارد — قبیله‌ای بودند نه‌نفره به نام قبیلهٔ شایان؛ بچه‌های بسیجی با هم قبیله‌ای درست کرده بودند. وقتی لشکر کوب می‌کرد این‌ها را می‌فرستادند جلو؛ خیلی شجاع بودند؛ بعد سر می‌آوردند؛ می‌رفتی می‌دیدی هر کدام گونی روی دوششان دارند پر از سر عراقی. خیلی شجاع بودند. بعد یکی از این بچه‌ها — اگر بگویی شاید کسی باور نکند، بگوید افسانه می‌گویی؛ ولی واقعاً در زمان جنگ مصادیق زیادی داشت — با یک آفتابه دوازده نفر را اسیر کرد. اسلحه‌ای نداشت. ساق دستش را این‌طوری می‌اندازد جلوی گردن فرماندهٔ بعثی‌ها؛ یک آفتابه از پشت می‌گذارد؛ لولهٔ آفتابه را می‌گذارد روی کمر این بعثی. این فکر می‌کند اسلحه است. بعد صورتش را می‌گیرد سمت نیروهای بعثی؛ آنان فکر می‌کنند اسلحه پشتش نگه داشته. این هم از ترس راست به عربی با آنان بلغور می‌کند که تسلیم شوید والا این مرا می‌کشد؛ این فرمانده‌شان است. بعد می‌گوید همه بیایند جلو حرکت کنند. آن دوازده یا یازده نفر می‌آیند جلوی فرمانده‌شان؛ این از پشت می‌گیرد می‌آید وارد خط می‌شود. وارد خط که می‌شود همه می‌بینند یک لولهٔ آفتابه پشت سر فرمانده‌شان است؛ دوازده نفر جلوش و این بچهٔ بسیجی دارد این‌ها را می‌آورد پشت خط. ای کاش این را فیلم می‌گرفتند و عکسش بود که همه باور کنند. این جز رعب نیست؛ جز پیاده شدن اسم القهار حضرت حق به صورت رعب در قلوب کفار و مشرکین و منافقین و دشمنان اسلام. از این غافل نشویم. ردپایش را در روایات داریم؛ در عرفان و اسماء الحسنی بحث می‌کنیم؛ بعد در خود آیات می‌بینیم که چقدر شیرین خدای منان این را به ما افاضه کرده و تلقین کرده حس نترسی را:

«کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة» (بقره/۲۴۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چه بسا گروهی اندک که بر گروهی بسیار پیروز شدند.

و متأسفانه توجه نداریم. واقعاً آن حالت دلبستگی مردم به ولایت، به انقلاب، به ارزش‌ها و یکپارچگی مردم در برابر اسرائیل و آمریکا در آن جنگ دوازده‌روزه چیزی جز تجلی خدا نبود؛ تازه یک رشحه‌ای بود. خدا بخواهد تجلی کند امام عصر تشریف می‌آورد با سیصد و سیزده نفر کل دنیا را می‌گیرد. خدا بخواهد ظهور کند که یک عصای موسی نیل را می‌شکافد؛ یک انگشت مبارک مولا ماه را می‌شکافد و دو نیم می‌کند؛ شق‌القمر می‌کند. این‌ها تجلیات حضرت حق‌اند. ان‌شاءالله باشیم و آن روزها را ببینیم. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.