د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲
دارای متن همگام
آیهٔ دوم حشر و رعب در دل منافقین
قلب مرعوب2_ج503
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۸:۰۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۱ سرفصل
## آیهٔ دوم حشر و رعب در دل منافقین
۰:۱۴
## معنای لغوی رعب نزد راغب
۱:۲۹
## رعب تجلی القهار و الجبار
۳:۵۳
## موجودات محل تجلی اسماء و آموزش آتش
۵:۳۵
بر همین اساس جنود الهی — لشکریان حضرت حق — اگر بگیریم همین اسماء الهیاند. قرآن میفرماید:
۸:۲۰
## نشانههای جنود رحمت و جنود غضب
۸:۴۰
## قلب مغفول و قلب مقفول
۹:۲۴
## اسماء الحسنی و کتاب حاجی سبزواری
۱۴:۵۴
## رعب تجلی جنود القهار در مرتبهٔ فعل
۱۶:۳۱
## فرمایش علامه طباطبایی ذیل آیه
۱۹:۰۷
## مصداق نیمقرن و جنگ دوازدهروزه
۲۲:۲۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام علیکم و رحمه الله.
خب در بحث قلب مرعوب بودیم
بر اساس اولین آیه ای که مورد
مداقه قرار دادیم، آیه دو سوره حشر.
که در صریح آیه پروردگار سبحان می فرماید و قذف في قلوبهم الرعب.
پروردگار سبحان چنان رعبی تو دل
این منافقین انداخت که يخربون بيوتهم با أيديهم.
دیوانه وار خودشون با دستای خودشون خانههاشون رو خراب کردن.
و با أيدي المؤمنین و با دست
اهل ایمان. انقدر این موضوع مهمه که
قرآن تاکید میکنه فاعتبروا يا اولي الابصار.
ای کسانی که اهل بصیرت و دقتیاید
از این عبرت بگیرید. چرا این
دستور خداست برای عبرت؟
به جهت اینکه رعب عرض کردیم یکی از لشکریان حضرت حقه.
اصلا جدایی ناپذیره از
بارگاه الهی. یکی از لشکریان حضرت حقه که جا داره روش مقدار کار کنیم.
ابتدا، ابتدا در خصوص معنای
لغوی و خود کلمهی رعب
صحبت کنیم. در لغت رعب
به معنای ترس درونی،
اضطراب وجودی.
و خوفیست که سرچشمهش از درون انسان می جوشد.
از تو خود آدم این
منشأشه. از تو می جوشه، از درون.
بیرونی نیست. نه ترس
طبیعی از شیء خارجی.
چیزی نیست که انسان از یک شیء خارجی
واهمه کنه و یک آن بترسنه.
از درون به هم میریزه.
منشأش از درونه. این خودش یه نکتهست.
مرحوم راغب اصفهانی تو مفرداتش می فرماید که الرعب
أشد الخوف. رعب شدت خوفه.
این ترس ظاهری نیست.
خوف رو که ترسه شدت بهش بده میشه رعب.
یعنی یه چیز معمولی نیست.
انس-- امکان داره آدم از شب خوف کنه.
منشأش یه چیز بیرونیه.
از یک صدای مهیبی که بیرونیه،
یک شیء بیرونیه بترسه.
صوت مادیه. این خوفه.
مثلا حیوان. یک حیوانی رو ببینه بترسه،
خوف کنه، خائف بشه. اینا میشه
خوف. اما رعب شدت خوفه.
چون منشأش باطنیه شدتش خ-- به مراتب خیلی بیشتره.
لذا مرحوم راغب می فرماید وهو انقباض القلب عند توقع المكروه.
اصلاً بحث قلب اینجا مطرحه.
منقبض شدن قلب
وقتی مواجهه با یک چیز ناخوشایند و مکروه.
بله با یک چیز ظاهراً ناخوشایند
مواجه میشه. اما اون اتفاقی که میفته در درونش میفته.
قلب منقبض میشه.
منقبض میشه یعنی جمع میشه،
تو هم فرو میره. برعکس انبساطه.
رعب لشکری از جنود الهیست که مستقیماً
از حضرت اسم القهار
و الجبار تجلی میکند.
خیلی شیرینه. به عبارت دیگر
فیض قاهری حق
که همه مغلوب اون میشن خودش یک فیضه.
فیضیست که نازل میشه برای نصرت اهل ایمان.
فیض قاهری حق برای اینکه همه مغلوبش بشن
بر قلوب کفار جاری میشود.
فیض قاهری حق که همه
دلها مغلوبش میشن
تحت شکنندگی
اون گستره این اسم قرار میگیرن این حالت رو.
که در حقیقت تجلی اسم حضرت، کدوم اسماء حضرت حق تجلی میکنن؟
القهار، الجبار.
تا حالا به این از این منظر دقت کرده بودید
که این- اسماء الهی.
اینا ظهور اسماء الهیاند.
و در قلب مؤمن نداره که چنین چیزی؟
نه، در قلب مؤمن ما در وادی دهشت داشتیم که
در از عظمت حضرت حق قلب مؤمن منقبض میشه، اون قصهش فرق میکنه.
اون باز شیء خارجی وجود نداره.
اون شدت معرفته، خب.
بعد تجلیش- توی اینجا فقط برای مورد کفار و- بله دیگه.
غیر مؤمنین. رعب فقط برای کفار، مشکین، منافقین، غیر اهل ایمان.
غیر اهل ایمان. حالا در نظام حکمت متعالیه و عرفان
نظری هر موجود
محل تجلی اسماء الهیست.
همه موجودات از همینم
میگن که اینها وجوه حقند.
وجه اللهاند. مثل که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام اون شخص یهودی بهش
گفت آقا چگونه شما میگید فإنما تولوا فثم وجه الله به هر طرف رو کنید رو به خدا کردید، رو به وجه خدا کردید
حضرت عملاً بهش چگونه آموزش داد؟
آتشی رو روشن کردن
فرمودن خب این آتش شعلههای آتش
رو به کدوم سمته؟ بالاست، پایین، چپ، راست، جلوی، عقبه.
اون شخص گفت به هر طرف هست.
این شعلههای آتش-
یک جهت نیست دیگه. یک جهت نداره به هر طرفی هست.
حضرت فرمود این شکلیه. خیلی راحت به این شکل-
آتشه. آره تازه اون که نار الله.
این، این محل ظهور
یعنی اون شعله آتش محل ظهور
نار و اون ناریت و سوزانندگی آتشند دیگه.
همه جاش سوزانندگی رو داره.
این اشیا هم
محل ظهور اسماء الهی هستند.
اسماء الهی ظهور کردن که اینها هستند.
کمالات حق ظهور کردن که اینها هستند.
و الا اگر اون کمالات ذاتی
از ذات غیبی مرحله وجود
نمیآمد به الوهیت مرحله الوهیت و
لاهوت و نمیآمد به مرتبه
تعین اول، عقل اول، عالم عقول،
جبروت و نمیآمد به
مرتبه تعین مثالی،
مرتبه ملکوت و نمیآمد به مرتبe تعین عینی در عالم خارج در نشئه ملک
و ناصوت. اصلاً چه شیئی؟
چه اشیایی؟ پس ذات حضرت حق تجلی کرده به این شکل.
پس اینها همه اسماء الحسنیاند.
منتها این اسماء در هر مرحلهای از عوالم هستی
یک شأنی دارن، یک رتبهای دارن، یک شدت، یک شدتی، یک ظهوری دارن.
این تا اینجا، اینو قشنگ متوجه شدین دیگه.
حالا میایم بر همین اساس
جنود الهی رو، لشکریان حضرت حق رو اگر بگیریم همین اسماء الهی،
تو قرآن هم میفرماید "و ما يعلم جنود"
جنود لشکریان.
"جنود ربک الا
هو". هیچکس
لشکریان پروردگار سبحان رو
"لا يعلم". نمیداند "الا هو"
الا خودش. یعنی "لا تحد ولا تحصى" اصلاً قابل شمارش نیستند.
بیانتها هم از حیث تعدد و
تکثرشون، هم از حذ-حیث شدتشون.
اصلاً قابل احصاء نیستند. حالا این رو دو بخش میکنیم.
جنود رحمت بر اساس همین بحثی که کردیم و جنود غضب، جنود غضب.
مشخصه دیگه. جنود رحمت
که میان به کمک اهل ایمان.
جنود غضب
که میرن به طرف-
اونهایی که شیطانیاند. دلهای مُرغ خورده،
دلهای کفار، مشرکین، منافقین.
حالا این خودش رو چگونه نشون میده این؟
ظهورش به چه صورته؟ نشانههاش به یک معنا چیه؟
جنود رحمت در آیات قرآن داریم
به این شکلها خودش رو نشون میده مثل سکینه،
آرامش. "هو الذي ينزل
السکينة في قلوب المؤمنين".
اون از سکینه، این آرامش.
اوست که نازل میکند. "أنزل السکينة في قلوب المؤمنين".
یا به صورت اطمینان،
قلب مطمئن. "يا أيتها النفس المطمئنة".
یا به صورت محبت. آیه آخر سوره مریم "الذين
آمنوا وعملوا الصالحات".
این دو تا وقتی کنار هم قرار گرفت
"سيجعل لهم الرحمن ودا".
شدت ود، شدت محبته.
کجاست؟ این جنود الهی،
این اسم الهی کجا پیاده میشه؟
"الذين آمنوا وعملوا الصالحات" بین اهل ایمانه.
لذا میبینید که اهل ایمان عاشق هم میشن.
طاقت دوری همدیگه رو ندارن.
همدیگه رو دوست دارن. دلتنگ هم میشن.
روایت داریم دو تا برادر ایمانی وقتی از هم جدا میشن
دردی رو احساس میکنند تو وجودشون که نه عضوی از اعضای بدنشون جدا شده.
و اگر این نیست که ما باید یه فکری به حال خودمون بکنیم و اگر هست نشانهش از نزول جنود رحمانی است.
اما جنود غضب از ک- چگونه نشانههاش به چه صورته؟
جنود غضب یا همین رعب،
خودش رو با رعب نشون میده یا با قهر نشون میده.
شکنندگی حضرت حق
که به یکباره میاد و غلبه تو کمال میگه مولا میفرماید و غلب
قهرک و جرعت قدرتک.
قدرت تو جاریه غلب قهرک.
وای از اون روزی که قهر الهی
غالب بشه. غلب قهرک.
اینا جنود غضب الهین.
به این شکل خودشون رو نشون میدن به صورت قهر
یا جهل یا
غفلت. تو بحث، بحث
قلبه مقفول ما دو نوع قلب، قلب حالا ظاهرش به یک شکل تلفظ میشه اما
نوشتهش متفاوته.
مغفول با غین،
مقفول با قاف. قلب مغفول با غین یعنی
قلبی که از یاد خدا غافله.
اصلاً حواسش نیست در محضر حضرت حقه.
این نشانه جنود قهرها،
جنود غضبه. اینطوری میشه حالش
یا قلب مغفول به غاف یعنی قفل میخوره.
قفل میخوره به روی حقایق.
پس میزنه حقایق رو. اصلا قلبش پذیرش حقایق رو نداره.
و این شدید میشه، شدید میشه، شدید میشه تا جایی میره تو مراتب حالا شرح
رساله سید بحر العلوم یادمه
روحش شاد، اونجا خیلی جلسات پیش نشانههاشو ما گفتیم
که نشانههای نشانه شناسیه.
اینکه انسان لایههای ابتداییش آلوده میشه میره تا باطنش
نشانههاش چیه؟ اینکه کسی ص-صرفا
مثلا قوه حس ظاهریش آلوده شده،
یعنی قوه باصرش آلوده شده، هنوز نرفته به قوه باصره باطنش،
نشونهش چیه؟ بعد همینطور گفتیم تا قوه خیالش نشونه چیه؟
یه کسی وهمش یا عقلش آلوده شده یا خدایی نکرده قلبش
آلوده شده یا العیاذ بالله روحش
ناپاک بشه. اینا نشانههاشو ما گفتیم.
کار به جایی میرسه که میشه قلب دیگه قفل زده میشه،
مهر میخوره و دیگه پس میزنه حقایق رو.
بعد نشانههای حقایق الهی رو میبینه بدش میاد.
مثلا تسبیح میبینه، سجاده اصن حرف اینا رو میشنوه بدش میاد.
مسجد میبینه، محراب میبینه،
آدم مؤمن میبینه، چادری میبینه، ریشو تسبیح دست میبینه،
نمیدونم پرچم امام حسین میبینه، حرم.
این حرفا اصن بدش میاد فرار میکنه.
اگر خدایی نکرده این به گونهای عمل کنه که اون
اسم اعظم در وادی قهر،
اسمای فعلیه قهریه حضرت حق بیاد،
اون دیگه میره تو وادی معاندین.
یعنی دیگه اصن دشمنیش به الحاد کشیده میشه و میره به سمت قتل
اولیاء خدا. توجه کردید؟
باز شما هرچی میشنوید میگید اِاِاِ اسمای الهی هم دارن جاری میشن که.
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
یعنی شما به این نگاه وقتی میبینید حقایق رو،
میبینید که تمام عوالم هستی در سیطره سلطنت حضرت حقه.
ما ظهر عرض کردیم بسته به اینکه تو چی میخوای،
من چه، انتخاب من چیه؟
ما فقط مختاریم که انتخاب کنیم والسلام.
اون فعل، فعل الهیه.
ظهور اسماء الهیه. یا
از حیث اسماء غضب
یا اسماء رحمت.
این خیلی-- حالا در بحث اسماء الحسنی
همیشه روحش شاد حضرت استاد
توصیه داشتن به خوانش
کتاب شریف اسماء الحسنی مح-- مرحوم حاجی سبزواری،
حاجی سبزواری، صاحب منظومه.
که به قول خودشون در شرح یادمه فسوس ازشون شنیدم
که فرمودن کتاب ناقلاییه.
یعنی خیلی کوچیک،
مختصر ولی خیلی نا-- خیلی
کثیر الفروع و بسیار
مغزهای عجیبی داره. اونجا مثلا رجوع کنید چیزای خیلی شیرینی دستگیرتون میشه.
خیلی شیرینه بحث اسماء الحسنی.
من خیلی دوست دارم که اصن یه بحث
متفاوت و مجزایی
یک عنوانی با عنوان اسماء الحسنی روش کار بشه، روش
بحث بشه، فحص بشه.
خیلی شیرینه. اصن نگاه ما رو به همچی عوض میکنه.
این کتاب فقط در این زمینه است؟
بله فقط در علم اسماء.
اسماء. بله. هست چند تا کتاب هست در زمینه اسماء الحسنی.
کتابای خوبین اما مرحوم حاجی یه کتاب خیلی--
یه کتابی هم اینجا من دارم اونم خیلی شیرینه.
مرحوم آیت الله کاشانی،
حاج حبیب کاشانی اگه اشتباه نگم اسمشو،
نوشته اونم خیلی عالیه. پس این دو نوع
از منظر حکمت متعالیه و عرفان نظری دو نوع جنود الهی هستند که لشکریان حق.
حالا وقتی از این منظر نگاه میکنیم
رعب تجلی
جنود اسم چیه؟
رعب تجلی جنود
اسم؟ احسنت. اسم القههار.
البته در مرتبه فعل،
در مرتبe فعل حضرت حق.
ما اسمایی رو داریم که اسمای ذاتی حقن.
اسمایی رو داریم که بهش میگن اسم فعلی،
اسماء فعلیه اند. یعنی در پس افعال ما ظهور میکنند.
یعنی خدا ذاتاً
شدید العقاب نیست. ذاتاً المنتقم نیست.
به این شکل گفتم. اما در پس عمل بنده ظهورش
میشه المنتقم. [سخنگوی 1]
این فعل از او صدور--
صادر شد از پدر.
به این شکله. حالا
پس وقتی این چنین نگاه میکنیم رعب میشه تجلی دو-- جنود اسم القهّار در مرتبه فعل
که برای نصرت حق
و دفع باطل تحقق مییابد.
حضرت حق وقتی میخواد حق رو،
اهل حق رو نصرت بده، یاری بده
و ظلم رو، ظالم و باطل رو دفع کنه
این اسمش رو ظهور میکنه. حالا چون
سه دقیقه وقت داریم فقط فرصت میکنیم فرمایش علامه طباطبایی رو چون از
ملاصدرا و از علامه عسگرزاده از عارف عربی
آماده کرده بودم نظرات اونها رو هم بیان کنیم انشاالله جلسات بعد.
علامه طباطبایی ذیل این آیه تو ت-تفسیر المیزان فرمایش شریفی دارن.
میفرمایند یعنی ذیل همین آیهای که خوندیم
"وقذف في قلوبهم الرعب".
یعنی خداوند بدون درگیری ظاهری
مثل همین جرقهای که حالا بن نضیر که تو آیه دو سوره هشت عرض کردیم، درگیری نشد.
درگیری شد؟ جنگی صورت نگرفت.
اونا ال فرار. رو اومدن تا-
وحشت کردن و ال فرار.
یعنی خداوند بدون درگیری ظاهری خوفی در دل آنان افکند و این ترس از جنود خدا بود.
این فرمایش علامه طباطباییه. اینجا ترس به صورت
میل وجود، اینجا رو دقت کنید از
جمله جا نمونید. اینجا ترس خودش رو به چه شکلی نشون داده؟
به فرمایش علامه. میل وجود
به ضعف در مقابل ظهور قهر وجود محض.
یه بار دیگه میخونم. میل وجود
به ضعف در مقابل
ظهور قهر وجود محض
پدیدار میشود. یعنی وقتی اسم الظاهر
در طرف حق جلوه گر شد،
اشیاء باطل چون سایهای از وجود خودبهخود
منحل در خوف میشوند.
یعنی چی؟ یعنی اینکه
اون اشیاء باطل بالاخره وجود دارن یا نه؟
موجودن دیگه. اینها
منحل میشن، حل میشن.
میرن تو سایه اون اسمی که ظهور کرده.
اسم القهّار حضرت حق در جنود اوه.
حالا اون خودش رو به چه شکل نشون میده؟
اون وجود قهری حضرت حق.
که داره خودنمایی میکنه دیگه.
خودش رو داره، عظتش رو، سلطنتش رو، قهاریتش رو
داره نشون میده. خودش رو چگونه نشون میده؟
به صورت منقبض شدن قلب کفار.
این صورت ظاهرشه. اون ظهور اسمه.
اسم الله ظهور کرده اما خودش رو که عرض کردیم نشونهش چیه؟
انقباض قلب دیگه. قلبشون چنان
در هم میپیچه میخوان سکته کنن.
اصلاً خودشونم نمیدونن چشونه.
وحشتزده میشن از زمین و زمان.
دقیقاً همین وحشتیه
که اگر بخواید حالا مثال بیاریم دقیقاً همین وحشت و همین رعبیه انصافاً
که آقای خواجه عبدالله،
آقای خواجه عبدالله. سلام علیکم.
سلام علیکم عرض کنم. بفرمایید. سلام علیکم.
حضرت آقای خواجه عبدالله فیروزکوهی هستن.
خوش آمدین. بفرمایید. خوش آمدید.
بله شما. حال شما خوبه آقا سعید؟
خوش آمدین. دیگه آخر بحثه.
اِاِاِ یه صلوات بفرستین.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
بله. الان
معلوم میشه که پروردگار سبحان وقتی خودش رو میخواد نشون بده
به صورت رعب که از لشکریان خودشه در دل کفار
که صدنه و خدمه اسم القهّاره نشون میده.
ظهور صدنه و خدمه اسم القهّارشه.
اگر بخواهیم این رو براش مصداق و مثالی الان بیاریم دقیقاً حالت ترس و وحشت و
نگرانی و رعبیه که
از این جهت گفتیم خواجه عبدالله بگه
که چهل و چند ساله؟
نیم قرن. بله حدود نیم قرنه که دشمنان
تا بن دندان مسلح ما
جرأت نکردن تا حالا به ما جسارت کنن.
بعد از اون جنگ هشت ساله واقعاً هی هارت و پورت کردن، هی خط و نشون کشیدن اما واقعاً جرأت نکردن.
و این جنگ دوازده روزه هم شما قبول کنید که
از ترسشون واقعاً اولاً از ترسشون
این چنین با ما جنگیدن.
و الا اونها، اون
در حقیقت لشکریان ظاهرینشون به مراتب بیشتر از این حرفا بود.
تجهیزات و اون تسلیحات جنگیشون به مراتب مافوق این چیزی بود که استفاده کردن.
یک از ترسشون اینطوری با ما جنگیدن.
دو، از رعبشون
زود جمعش کردن سفره جنگ رو.
به التماس صلح افتادند و
جمعش کردن. اصلاً جز این نمیشه.
حالا الان به این شکله. زمان جنگ خیلی واضحتر بود.
بهش میگفتن امدادهای غیبی.
یه دونهش رو من خدمتتون عرض کنم الان به ذهنم اومد
یکی از بچهها بود که خیلی شجاع بود.
تو شلمچه تیر خورد تو صورتش.
خدا حقش رو از ما حلال کنه. خیلی شجاع بود، خیلی اهل نماز شب و بکا و اشک بر سید و شهدا.
یه آدم عجیبی بود. تو نمازاش معمولا گریان بود ها.
این بنده خدا که گردن ما واقعا حق حیات داره،
انقدر شجاع بود که وقتی که لشکر کوب میکرد--
حالا داستانی داره یه وقت فرصت بهتری براتون.
یه قبیلهای بودن نه نفری بهشون میگفتن قبیله شایان.
بچه های، نه نفر بچه های بسیجیها بودن با هم یه قبیله درست کردن به نام قبیله شایان.
وقتی لشکر کوب میکرد اینا رو میفرستادن جلو.
خیلی شجاع بودن. بعد سر میاوردن.
اینا میرفتن گونی مثلاً یه دفعه میبینی هر کدوم یه گونی رو دوششون دارن میان توش پر سر عراقیه.
خیلی کار، اینا شجاع بودن.
بعد یکی از این بچهها اگه بگی شاید کسی باورش نشه.
یعنی بگی افسانه داری میگی. ولی واقعا اینها در
زمان جنگ ما مصادیق زیادی داشت.
با یه آفتابه دوازده نفر رو اسیر کرد.
با یه آفتابه. اسلحه ای نداشته.
اینطوری اِاِاِ در حقیقت ساق دستشو اینطوری
میندازه جلوی گردن فرمانده بعثیا،
یه آفتابه از پشت میذاره لوله آفتابه رو میذاره رو کمر این بعثیه.
این فکر میکنه اسلحه است. بعد میگیرش سمت،
یعنی صورت این بعثیه رو میگیره سمت نیروهای بعثی.
اونا فکر میکنن اسلحه پشتش نگه داشته دیگه.
اینم از ترس راست به عربی با اونا بلغر میکنه که آره تسلیم شید و الا این منو میکشه.
این فرماندهشون. بعد
میگه همه بیان رو، رو
یعنی جلوی اینا حرکت کنن.
اون دوازده یا یازده نفر میان جلوی فرماندهشون این از پشت میگیره میاد وارد خط میشه.
وارد خط که میشه همه میبینن یه لوله آفتابه پشت سر
فرمانده ایناس دوازده نفر جلوش اینم داره این بچه بسیجی داره اینا رو میاره پشت خط.
ای کاش اینو فیلم میگرفتن و عکسش بود که همه باور کنن.
این جز رعب، این جز پیاده شدن
اسم الغار حضرت حق به صورت رعب
در قلوب کفار و مشرکین و منافقین و دشمنان اسلامه.
ما از این غافل نشیم. حالا ما رد پاش رو در روایات، در
الان داریم در عرفان و اسماء الحسنی بحث میکنیم.
بعد در خود آیات میبینیم که چقدر شیرین خدای منان این رو
به ما افاضه کرده.
تلقین کرده به ما حس نترسی رو.
"کَم مِنْ فَعْتٍ قَلِيلٍ غَلَبَتْ فَعْتًا كَثِيرًا"
و ما متاسفانه توجه نداریم.
واقعا اون حالت دلبستگی مردم به ولایت، به
انقلاب، به ارزشها
و یکپارچگی مردم در برابر اون
اسرائیل و آمریکا تو اون جنگ دوازده روزه واقعا اون
چیزی جز تجلی خدا نبود.
واقعا چیزی نبود. تازه یه رشه ای بود.
خدا بخواد تجلی کنه امام عصر تشریف میاره با سیصد و سیزده نفر کل دنیا رو میگیره.
خدا بخواد ظهور کنه که یه عصای موسی نیل رو میشکافه.
یه انگشت مبارک مولا ماه رو میشکافه و دو نیم میکنه.
شق القمر میکنه. اینا تجلیات حضرت حقاند دیگه.
ایشالله باشیم و اون روزها رو ببینیم.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات بفرستید. اللهم
صل على محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد