د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۸
دارای متن همگام
تدبر قلبی در قرآن، نه علم فکری صرف
قلب مقفول12_ج290
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۲:۲۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۰ سرفصل
## تدبر قلبی در قرآن، نه علم فکری صرف
۰:۰۰
## آیهٔ بیستوسه سورهٔ زمر
۱:۰۵
## خشوع باطنی، نه خضوع ظاهری صرف
۱:۳۱
## قلوبهم الی ذکر الله
۱:۵۱
## مراتب هر موجود: ملک، مثال، عقل، الهی
۴:۲۵
## نشئهٔ طبیعت تحت مشیت الهی؛ آخرت تحت مشیت انسانی
۵:۳۰
## لهم ما یشاءون؛ کن فیکون
۷:۰۵
## از صفت تا ملکه و مقام
۸:۱۳
## دنیا مزرعهٔ آخرت؛ سر سفرهٔ خود
۹:۴۰
## تدبر: سیر از ظاهر به باطن
۱۰:۰۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
الله الرحمن الرحیم و به ان استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.
سلام علیکم و رحمة الله.
یکی دیگه از آیاتی که
به زیبایی تمام بحث قلب رو
اینجا معرفی میکنه و این که ما عرض کردیم بر اساس آیه قرآن
وظیفه ما تدبر در قرآنه یعنی این که با قلب
به قرآن بپردازیم. به مرتبه شهود
قرآنی برسیم نه صرفاً علم فکری.
کسی که صرفاً میره دنبال علم فکری در خصوص قرآن و
حفظ میکنه روایت ذیل آیات و تفاسیر و اینا، این به حقیقت تد-تدبر در قرآن که وظیفه ش در خصوص قرآنه نرسیده.
گمان میکنه و بعداً میبینه که چه خاکی به سرش شده.
مثل کسی که صرفاً نماز رو میخونه تو تیوری حفظ کرده دو لا راست میشه بعد-- ولی از مرتبه ظاهر
نماز عبور نکرده به باطن نماز نرسیده به مرتبه شهود
و معراج. مگه نمیگه از صلاة معراج الالمم نرسیده.
خب این چه نمازیه؟ این نماز اصلاً نماز نیست.
وقتی نمازه که به مرتبه
شهود قلبی برسه، درک کنه، حضور رو درک کنه
که هرچی این حضور بیشتره مراقبت بیشتر و هرچی مراقبت بیشتره درک و
شهود بیشتره. حالا آیه بیست و سه سوره زمر رو بفر-- دقت بفرمایید.
چقدر زیباست این لحظاتی که ما پای
به هر حال آیات قرآن میشینیم.
خیلی شیرینه. اینم بعد از نماز.
الله نزل احسن الحديث كتاباً متشابها.
میگه خدا نازل کرده.
اولاً انزال این بحث نزول قرآنه.
یعنی این حقی-- این چیزی که شما دارید به ظاهر میبینید این
مرتبه نازله قرآنه.
یه مرتبه عالیهای داره که شما باید به شهود قلبیتون،
به کشف قلبیتون برسید به اون حق-حقیقت عالیه قرآن.
نزل احسن الحديث كتاباً متشابها
مثاني تحشعر منه جلود اللذين.
حالا این اومده برای کسانی که
خصوصیتهایی دارن. الذین يخشون ربهم.
اینا خشوع دارن. نمیگه فقط خضوع.
ببینید خضوع مرتبه ظاهره،
خشوع باطنه. یعنی رفته تو دلشون،
تو قلبشون. قرآن مرتبهش رفته تو قلب
نه ظاهراً. حالا باز مشخص میکنه علامتها رو میده.
ثم تلين جلودهم.
جلد. جلد مال مرتبه ظاهره دیگه.
یه ن-- یه مرتبه دیگه یعنی یه شانه دیگه اینجور آدما که با قلب
رفتن به حقیقت قرآن رسیدن اینه که وقتی که قرآن میخونن، وقتی که حقایق بهشون
نزل احسن الحديث.
این نازل میشه حقایق ملکوت عالم به ملک وجودشون، به عرض وجودشون، به ظاهرشون
وقتی نازل میشه میبینی که
این دلشون نرم میشه و پوستشون به لرزه، ظاهرشون به لرزه میفته.
یا تو میبینی که همه اثر اون
باطن رو در ظاهر میبینی.
رنگشون میپره، بدنشون به لرزه میفته.
بالاخره تأثیر میذاره در ظاهر.
باطن آدم در ظاهر تأثیر میذاره
و قلوبهم و قلوبهم و قلوبهم إلى ذكر الله.
این بحث قلبه. دوباره میگه آخرین بار دیگه میاد میگه بحث
قلب رو که به مرتبه ذکر الله رسیده.
یعنی نمیشه اصلاً به جز مرتبه قلب اگر کسی
بخواد به حقایق عالم برسه یه چیزی کم داره.
اصلاً شما حالا البته آیه ادامه داره.
ذلک هدى الله يهدي به من يشاء
و من يضلل الله فما له من هاد.
بحث هدایت و ضلالت و اینا رو گُم رُه م--
معرفی میکنه و همه رو میبره حول من يشاء.
من يشاء. اینجا دیگه خیلی حرف پیاده میشه.
حکما حرف-- مفسرین خیلی حرف نزدن اما حکما،
فلاسفه ما و عرفا خیلی اینجا رو من يشاء حرف زدن.
این من يشاء اگر بخواد درک بشه باید بری با مرتبه قلبت قرآن رو درک کنی.
چون ببینید ملاصدرا علیه الرحمة میفرما شما رو هر چیزی دست بذاری،
هر چیزی رو تو مد-- نشئیت طبیعت همین عالم نگاه کنی،
شما ظاهراً فقط ماده و طبیعتشو میبینی، ملکشو، عرضشو میبینی، ظاهرشو میبینی.
اما یک ز-- ماده و طبیعت دارد یعنی یک ظاهر دارد.
بعد یک جنبه مثالی دارد، یک وجه مثالی دارد یعنی یک باطن دیگری دارد.
دو مرتبه اگر خیلی رقیق بشوی یه باطن دیگری دارد که مربوط به عقل همان چیزه.
هر-- همه چیا حتی یه سنگ ریزه،
یه مرتبه ظاهری داره، یک مرتبه مثالی داره، یک مرتبه
عقلی داره و یک مرتبه
الهی یا به اص-اصطلاح حالا حکما میگن مرتبه وجودیشه.
وجود مطلقه مربوط-- بالاخره همه چی وجوده دیگه.
وجود مطلق هم که حضرت حق اول و آخر نظام هستی هم که خودشه.
یعنی یک شأنی از شؤون حضرت حقه که حالا فعلاً اونجا رو ما کاری نداریم.
اما باید رفت و به اونجا رسید.
اگر کسی در مرتبه نازله و انزل مراتب
در ظاهر گیر کنه بمونه حتی در قرآن، حتی در نماز، حتی در دعا
و به مراتب باطنی نه فقط مثال و عقل بلکه قلب،
کشف، شهود، دیدن، چشیدن نرسه به اون حقیقت نرسیده.
لذا ما وقتی که در همین نشئه طبیعت
حالا اون بحث میش رو هم بخوایم پیاده کنیم، نکتهای عرض کنیم در این نشئه طبیعت
ما در نظام مشیت الهی نشستیم.
همه چی رو خدا دست گرفته.
البته تدبیر نظام عالم همه جا هست.
چه اینجا چه اونور همه جا.
اما اینجا ما نخواستیم که بیاییم.
ما خواستیم، ما خواستیم این شکلی باشیم؟
نه. نظام تکوین بر اساس تدبیر الهی
ما رو این شکلی در قوس نزول انا لله آورد تو این عالم به این شکل.
نطفه تکون پیدا کرد،
علقه و مضغه و جنین و همینطوری سیر تطوری وجود ما اومده رسیده به اینجا.
نظام احسن عالم و که نشئه طبیعت
تحت تدبیر نش-- حضرت حق بوده و به این شکل.
اصلا ما دخالتی نداشتیم.
ولی دقت بفرمایید که بزرگان
بلاتفاق هم عرفا هم حکما نظام بعدی و مرتبه بعدی و اون نظام اخری حالا آخرت یعنی آخرت رو نگیرید مثلا آخر،
آخر نه بگیرید
آخر یعنی یک چیز دیگری.
اصلا یه چیز دیگهای. همینه ها همین نشئه است.
اما یه دفعه چشم که باز میشه طور عوض میشه.
یه چیز دیگهای میبینی. همین خورشید و زمین و آسمان رو یک طور دیگهای میبینی.
کلا بحث مفصلیه. اونجا دیگه ن--
فرمودن نظام اینو دقت کنید.
نظام، نظام مشیت انسانیست.
اونم به صورت کامل. یعنی خواست انسان.
یعنی چی؟ بازم تدبیر حضرت حق هست.
اما دیگه هرچی خودت خواستی.
لذا میگه من یشاء.
قرآن میگه لهم ما یشاءون فیها.
تو بهشت هرچی که انشا کنند، بخواهند
همون لحظه می-میباشد.
میگه کن فیکون درجا میباشد.
هرچی که خود طرف بخواهد.
این خواستههاشو از کجا آورده؟
اون طرف چطور یه سری
گرگ و پلنگ و نمیدونم مار و عقرب و آتش و اینها میخوان خواست وجودیشون اونه لذا همونها رو میبینن.
و یه سری هم روح و ریحان و اینها رو میخوان همونو میبینن.
این خواست از کجا اومده؟
از همین نشئه دنیا، از همین نشئه طبیعت.
لذا میگه من یشاء. هرکی هرچی بخواد.
ببینید مثال میزنم.
شما میخوای یه چیزی رو بنویسی.
اول که میخوای بنویسی اراده میکنی بنویسی.
بهش میگن صفت نوشتن.
بر اثر تمرین و ممارست و تکرار
این صفت، صفت نویسندگی در وجود تو اصطلاحا میگن راسخ میشه.
محکم میشه. در
فلسفه یا حکمت بهش میگن ملکه میشه.
در عرفان میگن مقام میشه.
اون صفت بر اثر تمرین و ممارست
به کسی میبخشه. انقدر میبخشه دیگه صفت وجودیش یعنی ملکه میشه راسخ میشه
مقام میشه بخشندگی. اصلا نمیتونه نبخشه.
یکی هم بالعکس. بخل میشه صفت وجودی.
این بعد تبدیل به ملکه که شد این ملکات وجودی با خودش
میبره. هرچی که هست ملکات وجودی با خودش میبره.
بر اساس این ملکه وجودی صفتی که در وجودش طرف راسخ شده، ریشه دوانده،
مقام شده، میخواد دیگه وقتی که مرد دیگه انشا میکنه.
بر اساس ملکاتش میخواد.
خواستههاش بر اساس ملکات وجودیشه.
یعنی اون صفاتی که در وجودش ریشه دوانده.
لذا بعد از ما-- ما وقتی که میمیریم سر سفره خودمون میشینیم.
سر سفره خودمونیم. البته خدا میگه أأنتم تزرعونه.
تو فکر میکنی تو داری زراعت میکنی؟
أم نحن الزارعون. ما هستیم که زراعت میکنیم.
یعنی چی؟ یعنی تو دانه رو کاشتی.
دانه خوب کاشتی یا بد.
ولی ما هستیم که الزارعون ما رشدش ما سبزش میکنیم.
دانه بد کاشتی ما سبزش میکنیم.
دانه خوب کاشتی ما، ما سبز میکنیم.
اما تو کاشتی. پس
اینکه میگه دنیا مزرعه آخرته همینه.
بعد از مرگ ما سر سفره خودمونیم
و انشاؤات نفس ناطقهست.
لذا ختم کلام اینکه آنچه که ما بعد از مرگمون اراده میکنیم، میخواهیم
و هر چیزی که سر سفرهش نشستیم
میخواد عرض شود ملاقات با حضرت حق باشه، میخواد حوری بهشتی و سیب و گلابی بهشت باشه،
هرچی باشه عزیز دلم، اون صور
و اشکال یعنی شکل،
صورت، صور و اشکال ملکات نفس ناطقه خودونه.
ملکات. هرچی که صورت گرفت این قوه خیال انقدر قویه،
هرچی که ملکه وجودی توئه همونو صورت بهش میده
و اساسا بهشت تو خود ماست.
جهنم تو وجود ماست. ولی یک عالمیه.
میدونی بهشتی در وجود خودت، قوه خیالت،
تصور و تصویرسازی میکنه، شکل بهش میده که
عرضش اندازه آسمون و زمین همین کره خاکیه.
اصلا انتها نداره. و همچنین جهنم.
ببینیم یه مرتبه الان ما حرکت کردیم با هم.
یه حرکت از ظاهر به باطن الان کارگاهی انجام دادیم رو این منبر.
دیدیم یعنی چی؟ تدبر یعنی اینکه تو از این مرتبه ظاهر بری به باطن.
یعنی تو بری به کشف و شهود. اما اینو بدون
اون کشف و شهود همون ملکات نفسانی خودته.
در حقیقت تو به کشف خودت میرسی.
تو به دیدن خودت، به نظارهگری خودت میرسی وقت مرگ.
خودت رو یکپارچه میبینی. لذا دیگه اونجا نش-- اونجا میگن نشئه
عرض شود مشیت انسانیه است
به صورت کامل. هرچی خودت خواستی اونورت همونه.
انقدر خدا حال داده بهت. دیگه چی بگه خدا؟
هرچی میخوای، هرچی میخوای بسم الله من کمکت میدم.
من فقط رشدش میدم بر اساس تدبیر نظام هستی.
دیگه خودتی و خودت. حالا یه مرتبهای بود اگه دوست داشتید همین رو باز
یه ذره شکوش کاریتر میکنیم بیشتر دربارهش حرف میزنیم.
مثلا سیر تدبر در قرآن یعنی چی؟
سیر ت-تحول یا
رفت و برگشت از ظاهر به باطن یا همون تدبیر در قرآن چیه؟
این مرتبه قلبه نه فکر
صرف. انشاالله عاقبتمون خیر باشه و برکت و صلوات بر محمد و آل محمد.
سلام الله علی محمد و آل محمد و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
جلسه قبل