ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 003

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

قفلِ قلب و مانعِ تدبّر

«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» (محمّد/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دل‌ها قفل‌های آن نهاده شده است؟

آیا اهلِ تدبّر در قرآن نیستید، یا بر دل‌ها قفل است و حقایقِ قرآن و نظامِ هستی در قلب وارد نمی‌شود؟ آنچه سبب می‌شود تدبّر در قرآن سخت و سنگین گردد و آدمی طرفش نرود، خباثت و نجاستِ نفس است؛ یعنی به گناه افتادن و بیرون کردنِ نفس از طهارت. و آنچه سببِ قفل شدنِ قلب بر روی حقایق می‌شود نیز خبیث شدن و نجس شدنِ قلب بر اثرِ قذارات و آلودگی‌هاست: رفتن به سوی خباثات و خروج از طهارت. آنچه پس از این قفل رخ می‌دهد، موضوعِ این گفتار است.

دو گونه سوءِ عاقبت؛ از اسرار الصلاة

خدا رحمت کند میرزا جواد آقا ملکی تبریزی علیه‌الرحمه را. در کتابِ اسرار الصلاة — که بسیار پررمز و راز است — می‌فرماید عاقبت، عاقبتِ سوء خواهد بود. آن‌که قلبش بر حقایق و اسرار قفل شده، نمی‌فهمد و درک نمی‌کند؛ نور و رحمتِ الهی واردِ قلبش نمی‌شود. قطعاً چنین کسی عاقبتِ نیک نخواهد داشت. لیکن همین سوءِ عاقبت دو گونه است: یا با انکار و شک از دنیا می‌رود که کارش بسیار دشوار است و خلود در آتش دارد؛ یا به‌سببِ کثرتِ گناه و فسق و فجور رو به دنیا کرده و پشت به آخرت از دنیا می‌رود و دچار عذاب می‌شود، اما امید هست که پس از مدّتی از عذاب بیرون آید.

انکار در سکرات؛ غذایِ عقلیِ نادرست

دربارهٔ رفتن با کفر و انکارِ حق، در پیِ قفلِ قلب، به قلمِ خودِ ملکی تبریزی خوانده می‌شود تا حدیثِ نفس نیز باشد: «این در صورتی است که در سکراتِ مرگ که به‌واسطهٔ اضطرابِ روح بعضی از احوالاتِ آخرت برای انسان مشهود می‌گردد و پرده‌ها اندکی کنار می‌رود، انسان به‌واسطهٔ عقایدِ نادرست و ملکاتِ ناپسند و یا بر اثرِ اعمالِ گذشته برایش حالتی پدید می‌آید که موجبِ شک و یا انکارِ او شود و این شک و انکار بر قلبِ او غلبه کند و پروندهٔ کارِ او در همین حالت بسته می‌شود؛ که این سببِ خلود و جاودانگیِ او در آتش خواهد شد.»

دستِ نخست را بر عقاید می‌گذارد: آنچه باعث می‌شود انسان با انکار و شک و ریب از دنیا برود، عقایدِ ناصحیح است؛ علوم و معارفی که کسب کرده. این بسیار مهم است: غذایِ عقلی و روحی که خورده است. چنان‌که پیشتر از آیهٔ قرآن آورده شد که «فلینظر الإنسان إلی طعامه»، و امام باقر و امام صادق علیهماالسلام فرمودند مقصود از طعام می‌تواند علوم باشد. باید دید دانش و اعتقاد از کجا اخذ شده؛ آنچه خورده شده، در سکرات آشکار می‌گردد.

اصرار بر گناه و قبضِ روح رو به دنیا

بخشِ دوم نیز سوءِ عاقبت دارد، اما فسق و فجورِ نامهٔ عمل سببِ آن است، نه اعتقادِ غلط. اعتقاد درست بوده اما عمل نشده؛ و این نیز خطرِ بزرگ است. باز به قلمِ همان بزرگوار: «این در صورتی است که انسان بر انجامِ بعضی از گناهان اصرار داشته باشد و بر اثرِ اصرار بر آن گناه و تکرارِ آن معصیت، محبّتِ آن گناه در دلِ او ریشه دوانیده و یا یادِ آن گناه بر قلبِ او غلبه کرده باشد. چون هنگامِ مرگ رسید، صورتِ آن گناه در نظرش مجسّم شود و میل به انجامِ آن در او پیدا شود؛ و در همان حال که وجهِ روحش به عالمِ طبیعت و رویِ دلش به سمتِ دنیاست، جانش گرفته شود. چنین کسی که سرش را به طرفِ دنیا برگردانیده و قبض روح شده است، از لقاءِ پروردگار محجوب خواهد بود.»

محبّتِ «آن گناه» — نه لزوماً گناهانِ بسیار — کافی است. وجهِ روح یعنی صورتِ روح. چنین کسی چون قلبِ قفل‌شده، حقیقتِ وجودیش قفل شده؛ خدا برایش محجوب است و نمی‌تواند او را ببیند. «و آنگاه که انسان از خدایش محجوب گشت، عذاب بر او نازل می‌شود و آثارِ گناهش ظاهر می‌گردد.»

محبّتِ گناه؛ نهیبِ عملی

این نقطهٔ ترس و نهیب است که آدمی به گناه محبّت داشته باشد. گاه کسانی در لباسِ دین، گناه نمی‌کنند اما دندان بر جگر گذاشته‌اند؛ دوستدارِ گناه‌اند و می‌گویند حیف که دین دست را بسته. چون لحظه‌ای برسد که آن بند برداشته تصوّر شود، دستِ همهٔ خلافکاران را از پشت می‌بندند. خطرِ بزرگِ قفلِ قلب همین عاقبت است. عاقبتِ خیر به برکتِ صلوات بر محمّد و آلِ محمّد خواسته می‌شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.