د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳
دارای متن همگام
قفلِ قلب و مانعِ تدبّر
قلب مقفول6_ج284
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۶:۵۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## قفلِ قلب و مانعِ تدبّر
۰:۰۰
## دو گونه سوءِ عاقبت؛ از اسرار الصلاة
۱:۱۹
## اصرار بر گناه و قبضِ روح رو به دنیا
۴:۱۹
## محبّتِ گناه؛ نهیبِ عملی
۴:۵۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين.
السلام عليك يا داعي الله و رباني آياته.
السلام عليكم ورحمة الله.
افلا يتدبرون القرآن
یا في القرآن؟ یا شما اهل تدبر در قرآن نیستید؟
ام على قلوب اقفال.
یا اینکه قلبتون قفل شده
و حقایق قرآن و نظام هستی در قلب شما وارد نمیشه.
دیروز عرض کردیم که آنچه که سبب میشود ما
تدبر در قرآن برامون سخت باشه و سنگین لذا طرفش نریم
خباثت و نجاست نفس است؛
یعنی به گناه افتادن و
بیرون کردن نفس از طهارت است.
و آنچه هم که سبب قفل شدن نفس میشود، قل قفل شدن قلب میشود به روی حقایق هم،
اون هم خبیث شدن و نجس شدن قلب است بر اثر قضارات و آلودگیها.
در حقیقت به سمت خباثات رفتن و از طهارت بیرون رفتن.
لکن اون چیزی که بعد از قفل شدن قلب رخ میده رو میخوام امروز عرض کنم.
به قول خدا رحمت کنه امیرجواد آقا ملکی تبریزی علیه الرحمه
در کتاب اسرار الصلاةش که بسیار
کتاب پر رمز و رازیه
میفرماید که اولاً عاقبت، عاقبت سوئی خواهد بود.
یعنی میگی خدایا ما رو عاقبتمون رو به خیر کن.
کسی که قلبش قفل شده باشه بر حقایق و اسرار،
نمیفهمه، درک نمیکنه، نور و رحمت الهی وارد قلبش نمیشه،
قلب-- قطعاً همچین کسی عاقبت
خوبی نخواهد داشت. عاقبتش سوئه.
لکن همین عاقبت سوء، امیرجواد
آقا میفرماید دو گونه است
یا اینکه با انکار و شک
از دنیا میرود که خیلی کارش دشواره و چنین کسی خلود در آتش دارد
یا اینکه به جهت کثرت گناه و فسق و فجورش
رو به دنیا کرده و از دنیا میرود و پشت به آخرت که دچار عذاب میشه.
ولی امید هست که چنین کسی بعد از مدتی از عذاب بیرون بیاد.
حالا این دو دسته رو اجازه بفرمایید من به قلم خود حضرت آمیرجواد آقا براتون بگم، برای خودمم حدیث نفس بخونم
که در خصوص با کفر و انکار حق رفتن،
از دنیا رفتن، در پس چی؟
قفل شدن قلب. میفرماید این قلم خود آمیرجواد آقا است.
"این در صورتیست که در سکرات مرگ
که به واسطهی اضطراب روح، بعضی از احوالات آخرت برای انسان مشهود میگردد
و پردهها اندکی کنار میرود،
انسان به واسطهی عقاید نادرست و ملکات ناپسند
و یا بر اثر اعمال گذشته" اول دست میذاره رو عقاید.
یعنی اون چیزی که باعث این میشه انسان با انکار و شک و تردید و ریب از این دنیا برود
چیه؟ عقاید ناصحیحه.
اون علوم و معارفی که کسب کرده.
این خیلی مهمه. غذای در حقیقت غذای عقلی و روحی که
میخورده. "و یا بر اثر اعمال گذشته برایش حالتی پدید میآید
که موجب شک و یا انکار او شود
و این شک و انکار بر قلب او غلبه کند
و پرونده کار او در همین حالت بسته میشود."
در حال انکار و شک. "که این سبب خلود و جاودانگی او در آتش خواهد شد."
یعنی این فني الروح الانسان الا طعامه که،
الا طعامه که چند روز پیش از آیه قرآن آوردیم اینو دقت نداشته که امام باقر، امام
صادق علیهم السلام فرمودن این طعام منظور علومه.
دانش. از کجا این علم و دانش و این اعتقادات رو داری اخذ میکنی؟
این آقا هر غذایی رو خورده و الان داره بالا میاره.
ببخشید. پس میزنه.
خب. اما بخش دوم
یعنی اون کسی که به گونه-- اون هم سوء عاقبت داره اما
فسق و فجور نامه عملش سبب سوء عاقبتش شده، نه اعتقادات غلطش.
اعتقاداتش درست بوده اما عمل نکرده.
خب اینم خطر بزرگیه. اینم به قلم خودشون بخونم.
"این در صورتیست که انسان بر انجام بعضی از گناهان اصرار داشته باشد
و بر اثر اصرار بر آن گناه و تکرار آن معصیت،
محبت آن گناه در دل او ریشه دوانیده
و یا" میگه آن گناه، نه گناهان.
یعنی یک گناه میتونه این بلا رو سر آدم بیاره.
اما چی؟ محبت به اون گناه.
"و یاد آن گناه." قلم امیرجواد آقاست.
"و یاد آن گناه بر قلب او غلبه کرده باشد.
چون هنگام مرگ رسید،
صورت آن گناه در نظرش مجسم شود
و میل به انجام آن در او پیدا شود." میل پیدا میکنه که این گناه رو چون هب داشته دوباره انجام بده.
"و در همان حال که وجه روحش" یعنی صورتش.
"وجه روحش به عالم طبیعت
و روی دلش به سمت دنیاست، جانش گرفته شود.
چنین کسی که سرش را به طرف دنیا برگردانیده و قبض روح شده
است، از لقاء پروردگار محجوب خواهد بود." مثل اون قلبی که قفل شده.
اینم چی؟ حقیقت وجودیش قفل شده.
محجوب. خدا براش محجوبه.
اصلاً نمیتونه خدا رو ببینه.
"و آنگاه که انسان از خدایش محجوب گشت،
عذاب بر او نازل میشود
و آثار گناهش ظاهر میگردد."
اینم یه نقطه ترس و
در حقیقت نهیب که آدم به گناه محبت داشته باشه.
گاهی اوقات میبینی اینایی که تو لباس دینن خدا نیاره اون روزو برا ما.
یه دفعه که چپ میکنن بدجور چپ میکنن.
یعنی دست همه خلافکارها رو از پشت میبندن.
چرا؟ وقتی که گناه نمیکردن دندون رو جیگر گذاشته بودن گناه نمیکردن.
یعنی هبه به گناه داشتن.
دوست داشتن این گناه رو. ولی میگفتن حیف که این دین دست ما رو بسته
و اینور. بعد وقتی که اون لحظهای که
دیگه دین میره کنار دستش باز میشه، دیگه دست همه رو از پشت خودش بسته.
این خطر بزرگیه قفل شدن قلب.
ببین چه عاقبتی در پی داره.
انشاالله خدا عاقبت هممون رو ختم به خیر کنه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
جلسه قبل
جلسه بعد