ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.

سلام علیکم و رحمة الله.

بحث ما پیرامون دل قفل شده بود بر اساس آیه بیست و چهار سوره حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم که فرمودند "أفلا يتدبرون القرآن أم على قلوب أقفالها" که اساسا قرآن نازل شده است تنز-- یکی از علل تنزل قرآن تدبر ما در قرآنه.

آیه بیست و نه سوره انبیا می فرماید "کتاب أنزلناه إليك".

این کتابی که نازل شده به سوی تو که چی؟

اولا "مبارك".

این کتاب مبارک است.

مثل کتاب‌های دیگه نیست.

حالا وظیفه تو چیه؟

"لتدبر آياته".

برای اینکه اهل تدبر در آیاتش باشی.

اگر کسی دقت بفرمایید تدبر در قرآن نکند، در آیات قرآن نکند، به این کتاب مبارک بی‌احترامی کرده، بی‌حرمتی کرده.

یعنی ما چاره‌ای جز این نداریم.

لکن بر اساس این آیه بیست و چهار که عرض کردیم در سوره رسول خدا دقت بفرمایید می‌فرماید که آیا تدبر نمی‌کنید شما تو قرآن؟

"أم على قلوب".

بلافاصله بحث قلب رو میاد کنار تدبر در قرآن معرفی می‌کند.

اونم قلوبی که دچار قفل زدگی شدن، قفل‌اند.

درشون بسته شده به سوی حقایق و ملکوت نظام هستی.

خب این نشون میده که با قلب باید تدبر در قرآن صورت بگیره.

در حقیقت تدبر در قرآن صرفا علم فکری نیست که با حوزه عقل و اندیشه و فکر و این‌ها بری سمتش بلکه باید دل بدی.

چون بلافاصله بعد از قصه تدبر در قرآن مشکل رو می‌بره سر قلب پیاده می‌کنه.

میگه قلب مشکل داره که اهل تدبر نیستی.

پس عزیز دلم اگر قفل دل باز بشه ق-- بقیه قصه‌ها حل میشه.

حالا همه این‌ها هم بستگی داره وضعیت قلب ما اگر قفل شده بستگی داره به ورودی‌هاش.

ورودی‌هاش در حقیقت واردات دل صادرات رو می‌سازه.

یه کارخونه وار-- بر اساس مواد اولیش وارداتی که در اون کارخونه وارد میشه هر چقدر اون واردات همون مواد اولیه مرغوب‌ترند صادراتش بهتره.

باید دید چی وار-- چی وارد دل ما شده.

اینکه پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمودند "غضوا أبصاركم ترون العجائب" چشماتون رو ببندید تا ببینید عجائب روزگارو.

مگه چه اتفاقی میفته؟

اگر ما چشممون رو ببندیم بعد عجائب رو می‌بینیم.

خب چشمو که بستیم که.

غ-غضوا أبصاركم ببندید.

خب بستیم.

در حقیقت وقتی ما چشم بستیم دیگه چیزی نباید ببینیم که.

ولی چرا میگه تازه چشمت باز میشه؟

اون چشم دله.

چشم قلبه.

میگه اگر این ورودی‌ها یعنی نگاه‌ها درست شد، اون موقع یعنی چشم ظاهرت درست عمل کرد، چشم باطنت باز میشه.

در حقیقت ورودی اگر درست شد خروجی درستی پیدا می‌کنه.

اینجا ارزش و اهمیت کنترل نگاه، کنترل زبان، شنیده‌ها، تفکرات، جهت‌گیری‌ها، نیات، اینا مشخص میشه که این ورودی‌ها خروجی‌ها رو می‌سازه.

بله از ظاهر بگیر به باطن.

دیگه حالا بحث ظاهر و باطن خیلی بحث عمیقیه.

اینکه ما برای جسممون هم وظیفه داریم که مراقب باشیم هر غذایی رو نخوریم.

غذای مسموم ظاهری نخوریم.

مسموم باطنی هم نباید بخوریم.

چطور روایت داریم که برای امیرالمؤمنین قربونش بریم یه طعامی هدیه آوردن مثل اینکه یه وقت نذری در خونه ما میدن.

حضرت فرمودن هر چیزی رو نخورید.

هر چیزی رو به عرض شود تحمیل به وجود خودتون نکنید.

اون آیه بیست و چهار سوره عبس رو برید ملاحظه کنید.

"فلينظر الإنسان إلى طعامه".

خب آیا پس وقتی که انسان نگاه می‌کنه به طعامش این چه طعامیه؟

ظاهراً این غذای ظاهریه دیگه.

درسته؟

در حالی که امام صادق-- امام باقر صلوات الله علیه فرمودن این باطنش چون آیات قرآن باطن داره، ظاهرش اینه که غذای مسموم نخور.

غذای که مریضت کنه جسم و بدنت رو ظاهر تو مریض کنه نخور.

یه لایه پنهان‌ترشو امام باقر باز کرده فرموده ببین علمت رو از کجا اخذ می‌کنی.

علم.

این "فلينظر الإنسان إلى طعامه" یعنی إلى طعام روحش، علمش.

اعتقاداتت چیه؟

اگه اعتقاداتت درست نباشه میزنه حوزه قلبت رو بیچاره می‌کنه.

در قلبتو قفل می‌کنه و نمی‌تونی تدبر در قرآن بکنی.

اونجا که برای امیرالمؤمنین غذا آوردن مولا بو کرد.

نه بوی ظاهری.

متوجه شد که این غذا باطن درستی نداره.

حالا شبحناکه، حرامه، هرچی هست.

فرمود که کسی از این غذا نخوره.

ولی خب تو روایت میگه حضرت زینب سلام الله علیها که بچه سال بودن گرسنه بودن.

عجله کرده بودن مقداری از این غذا خورده بودن.

به محض اینکه مولا ف-- متوجه شد زینبش رو خواست، دست برد تو حلق حضرت زینب.

تو روایت میگه یه کاری کرد که خانم پس بزنه غذا رو.

بعد فرمود که این تو رو آلوده می‌کنه.

یعنی ببینید یه غذا ظاهرش مشکلی نداره که غذای نذری آوردن هدیه دادن.

اما باطنش میگه زینب جان این تو رو تاریک می‌کنه.

چرا؟

باطن نداره این غذا شبحناکه یا حرام هرچی.

می‌خوام عرض کنم که حتی غذایی که ما می‌خوریم ظاهرش هم درست باشه اما باطن وقتی نداشته باشه میزنه قلب انسان رو قفل می‌کنه روی حقایق.

حالا این اگر ورودی‌ها چه غذا برای بدنمون، چه غذا برای باطنمون درست نشه، قلب قفل میشه.

مثل یه دستگاهی حالا کامپیوتر، تلفن همراه هرچی که یهو قفل کنه باید ریست بشه.

باید به روز بشه دیگه.

برگرده به کارخانش.

اون کارخانه هم چیزی نیست جز اهل بیت و ولایت.

باید به دامان اون‌ها برگردیم و قلبمون رو باز کنیم.

اگر ختم کلام خستتون نکنیم.

اگر چنانچه ما از ظاهر قرآن به باطن عبور نمی‌کنیم، اگر نمی‌تونیم تدبر در قرآن کنیم، علت اصلی این است که قلب قفل شده.

چرا قلب، قلب قفل شده؟

احتیاج به به‌روزرسانی دارد به جهت اینکه ورودی‌ها، اون مواد اولیه مسموم بوده، خراب بوده.

شنیده‌ها، دیده‌ها، گفته‌ها، چشیده‌ها، ملموسات، این‌هایی که لمس کردیم، هرچی تفکرات، نیات خراب بوده، مسموم بوده، قلب رو قفل کرده.

قلب باید دو، دو، دو مرتبه چی بشه؟

به‌روزرسانی بشه، باز بشه.

علت شرکت کردن ما در جلسات روضه سید الشهدا که بر-- به قول مرحوم نراقی بهترین کار و سریع‌ترین کار برای به‌روزرسانی قلبه همینه.

علت زانو زدن در برابر قرآن، علت نشستن پای جلسات علما همینه.

این قلب به‌روز بشه، قفلش باز بشه.

یواش یواش شروع کنیم به به‌روزرسانی وجودمون و انشاالله حقایق رو بفهمیم.

این بحث ادامه داره.

انشاالله که عاقبت هممون ختم به خیر بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد