ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 001

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

دلِ قفل‌شده و تدبر در قرآن

بحث پیرامون دلِ قفل‌شده است، بر پایهٔ آیهٔ بیست‌وچهار سورهٔ محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله:

«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» (محمد/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند، یا بر دل‌هایی قفل‌ها نهاده شده است؟

از علل تنزل قرآن، تدبرِ ما در آن است. آیهٔ بیست‌ونهٔ سورهٔ ص می‌فرماید این کتاب به‌سوی تو نازل شده است:

«كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ» (ص/۲۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کتابی است که آن را به‌سوی تو نازل کردیم؛ مبارک است، تا در آیاتش تدبر کنند.

این کتاب مبارک است؛ مانند دیگر کتاب‌ها نیست. وظیفه آن است که اهل تدبر در آیاتش باشیم. آنکه در آیات قرآن تدبر نکند، به این کتاب مبارک بی‌حرمتی کرده است. چاره‌ای جز تدبر نیست.

بر اساس همان آیهٔ سورهٔ محمد، پرسش این است: آیا در قرآن تدبر نمی‌کنید؟ سپس بی‌درنگ می‌فرماید «أم على قلوب». قلب را کنار تدبر در قرآن می‌نشاند؛ قلب‌هایی که دچار قفل‌زدگی شده‌اند و درِ آن‌ها بر حقایق و ملکوت نظام هستی بسته است. این نشان می‌دهد که تدبر در قرآن با قلب صورت می‌گیرد. تدبر صرفاً علم فکری نیست که تنها با عقل و اندیشه پیش رود؛ باید دل داد. پس از قصهٔ تدبر، مشکل را بر سر قلب می‌آورد: قلب مشکل دارد که اهل تدبر نیستی. اگر قفل دل باز شود، باقیِ داستان‌ها حل می‌شود.

واردات دل و صادرات آن

همهٔ این‌ها به وضعیت قلب وابسته است. اگر قلب قفل شده باشد، به ورودی‌هایش بستگی دارد. واردات دل، صادرات را می‌سازد. کارخانه‌ای را در نظر بگیر که بر پایهٔ مواد اولیه کار می‌کند؛ هرچه واردات مرغوب‌تر باشد، صادرات بهتر است. باید دید چه چیزی وارد دل شده است.

پیامبر عظیم‌الشأن فرمودند: «غضوا أبصاركم ترون العجائب» — چشم‌ها را فرو بندید تا شگفتی‌ها را بنگرید. چه روی می‌دهد؟ اگر چشم ظاهر بسته شود، چرا تازه چشم باز می‌شود؟ آن چشمِ دل است؛ چشم قلب. اگر ورودی‌ها — یعنی نگاه‌های ظاهری — درست شود و چشم ظاهر درست عمل کند، چشم باطن گشوده می‌شود. ورودیِ درست، خروجیِ درست می‌آورد. اینجا ارزش کنترل نگاه، کنترل زبان، آنچه شنیده شده، تفکرات، جهت‌گیری‌ها و نیت‌ها روشن می‌شود: این ورودی‌ها خروجی‌ها را می‌سازند. از ظاهر به باطن باید رفت.

طعام ظاهر و طعام باطن

بحث ظاهر و باطن عمیق است. برای جسم نیز وظیفه است که مراقب باشیم هر غذایی نخوریم؛ نه غذای مسموم ظاهری و نه مسموم باطنی. در روایت آمده برای امیرالمؤمنین علیه‌السلام طعامی هدیه آوردند — مانند نذری که به خانه می‌آورند. حضرت فرمودند هر چیزی را نخورید و بر وجود خود تحمیل نکنید.

آیهٔ بیست‌وچهار سورهٔ عبس را باید ملاحظه کرد:

«فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ» (عبس/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس انسان باید به خوراک خود بنگرد.

آیا این طعام، همان غذای ظاهری است؟ ظاهر آیه چنین می‌نماید؛ اما امام باقر صلوات‌الله‌علیه باطن را گشوده‌اند، زیرا آیات قرآن باطن دارند. ظاهر آن است که غذای مسموم نخور و بدنت را بیمار نکن. لایهٔ پنهان‌تر را امام باقر باز کرده فرموده‌اند: بنگر علمت را از کجا می‌گیری. «فلینظر الإنسان إلى طعامه» یعنی به طعام روح و علم بنگر. اعتقادات چیست؟ اگر اعتقادات درست نباشد، حوزهٔ قلب را بیچاره می‌کند، قلب را قفل می‌زند و تدبر در قرآن ممکن نمی‌شود.

داستان طعامِ بی‌باطن در خانهٔ امیرالمؤمنین

آنجا که برای امیرالمؤمنین غذا آوردند، مولا بویید — نه بوی ظاهری. دریافت که این غذا باطن درستی ندارد؛ شبهناک است یا حرام یا هرچه. فرمود کسی از این غذا نخورد. در روایت آمده حضرت زینب سلام‌الله‌علیها که خردسال و گرسنه بودند، شتاب کرده مقداری خورده بودند. چون مولا آگاه شد زینب را خواست، دست در حلق ایشان برد و کاری کرد که غذا را پس دهند. سپس فرمود این تو را آلوده می‌کند. ظاهر غذا مشکلی نداشت؛ نذر و هدیه بود. اما باطن می‌گفت زینب جان، این تو را تاریک می‌کند؛ چون باطن ندارد. حتی غذایی که ظاهرش درست باشد، اگر باطن نداشته باشد، قلب را بر حقایق قفل می‌زند.

به‌روزرسانی قلب نزد اهل‌بیت

اگر ورودی‌ها — چه غذا برای بدن و چه غذا برای باطن — درست نشود، قلب قفل می‌شود؛ مانند دستگاهی که ناگهان قفل کند و باید بازنشانی شود و به کارخانه بازگردد. آن کارخانه چیزی نیست جز اهل‌بیت و ولایت. باید به دامان ایشان بازگشت و قلب را گشود.

اگر از ظاهر قرآن به باطن عبور نمی‌کنیم و نمی‌توانیم در قرآن تدبر کنیم، علت اصلی قفل‌شدن قلب است. چرا قلب قفل شده؟ نیاز به به‌روزرسانی دارد؛ زیرا ورودی‌ها و مواد اولیه مسموم و خراب بوده است: آنچه شنیده و دیده و گفته و چشیده و لمس شده، و نیز تفکرات و نیت‌های خراب، قلب را قفل کرده است. قلب باید دوباره به‌روزرسانی شود و باز گردد.

علت شرکت در جلسات روضهٔ سیدالشهدا — به قول مرحوم نراقی بهترین و سریع‌ترین کار برای به‌روزرسانی قلب — همین است. علت زانو زدن در برابر قرآن و نشستن پای جلسات علما نیز همین است: تا قلب به‌روز شود و قفلش باز گردد. آرام‌آرام وجود به‌روزرسانی می‌شود تا حقایق فهمیده شود. این بحث ادامه دارد؛ عاقبت همه به خیر باد، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.