ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

در ادامه مبحث قلب منزل بودیم و عرض شد که قلب ما منزل و فرودگاه حقایق باید باشد که اگر این نباشد ما در مرحله حیوانیت مانده‌ایم و عقل رو تعطیل کرده‌ایم چه برسد به مافوق طور عقل.

اجازه بفرمایید که امروز یکی از شیرین‌ترین روایات رو به کام دل تشنه شما بگذاریم.

این ذائقه دل شما امروز شیرین بشود بهتر از اون روزی که دو جلسه پیش پیرامون اون حکمت، اون چهار جمله حکمت آمیز و چهار جمله و جملات اربعه مولا که به قول سید رضی نمونه‌اش نبود رو گفتیم چقدر کامتون شیرین شد.

بعضیا اشک شوق ریختن.

اجازه بفرمایید که امروز هم به همان وزان جلو بریم.

ذیل آیه نزل به الروح الامین بودیم.

على قلبک لتکن من المنذرین آیات صد و نود و دو تا صد و نود و چهار سوره شعرا.

که اینجا قطعاً نزولی صورت گرفته است به توسط حضرت روح‌الامین بر قلب پیغمبر عزیز عالم رضا.

سمت انذار عالم رو به ایشون داده.

برویم سراغ معصوم، قربان دهان پاک معصوم.

روایتی است از تفسیر اهل بیت علیهم السلام، جلد ده، صفحه ششصد و هجده.

بله البته در کتاب کافی جلد یک، صفحه چهارصد و دوازده، بحار جلد سی و شش، صفحه نود و پنج، بصائر الدرجات، صفحه هفتاد و سه.

همچنین در کتاب‌های شریف دیگری مثل مثلاً تأویل الآيات الواحره، صفحه سیصد و هشتاد و هشت، نور الثقلین، تفسیر البرهان و خیلی.

این نشون میده که چقدر استخوان محکمی داره این روایت، سلسله سندش این‌ها.

حالا روایتو دقت بفرمایید.

ذیل این آیه است.

ذیل همین آیه‌ای که قرائت کردیم.

از امام باقر صلوات الله علیه سؤال شده.

عن سالم بن حنط قال.

ایشون سؤال کرده که میگه به خدمت امام باقر صلوات الله عليه عرض کردم که قلت لأبی جعفر عرض کردم آقا جون أخبرنی عن قول الله تبارك وتعالی نزل به الروح الامین.

به من خبر بده از این قول خدای منان که خدای تبارك وتعالی که فرموده نزل به الروح الامین على قلبک لتکن من المنذرین.

به لسان عربی مبین این منظور چیست؟

اینو به من خبر بده.

تأویل یعنی زرنگ بوده دیگه.

ظاهر که مشخصه.

معلومه که سائل با زیرکی میخواد تأویل بگیره، باطن آیه رو متوجه بشه.

امام هم پیداست که ظرفیتش رو در ایشون دیده.

حضرت این چنین فرمودند قال فرمودند هي الولاية لأمير المؤمنين صلوات الله عليه.

منظور از اون ولایت امیر المؤمنین صلوات الله عليه هست.

به به به چقدر شیرین.

پس این همه ما بحث کردیم که این تشریفات و این عظمتی که روح الامین و جبرائیل با اون تو-- اوصاف عجیبی که ما براشون بیان کردیم بر قلب مقدس پیغمبر در قالب قرآن نازل می‌شود چیزی نیست جز اون ولایت کلیه الهیه یا ولایت امیر المؤمنین صلوات الله عليه.

حالا جا نداره که پدر و مادرتو دعا کنی؟

اون‌هایی که در رسیدن این فیض به من و شما سهیم بودند در سلسله طولیه نزولیه این فیض سهیم بودند از اصلاب پدرانمون تا ارحام مادرانمون تا لسان گوهربار معلمينمون، اساتیدمون این‌ها دعاگوشون باشیم.

ها؟

چقدر خدا به ما لطف کرده است.

چقدر کرم کرده است که اونجا فرمود لتسألن يومئذ عن النعیم لا قطعاً تسألن قطعاً از شما سؤال میشه اون روز از نعیم که بعد فرمود این نعمت ولایت است.

اونجا فرمود انا عرضنا الامانة على السماوات والارض فابین ای يحملنهَا بشفق منهَا فحملها الانسان.

چی شد که تو پذیرفتی؟

که اگر وجود تو آمادگی و گنجایش و ظرفیت و انشراح پذیرش این امانت رو نداشت، خدا که نمی‌داد.

وجودت آمادگی داشته، صعه داشته که داده که فحملها الانسان.

تکویناً اون فطرت تو که عرض شود فطرت الله التي فطر الناس عليها توسط حضرت حق تعبیه شد، ایجاد شد.

اگر این ظرفیت نبود چگونه داد؟

که اگر پدر و مادران ما کانال وجودیشون تطهیر نشده بود این ولایت چگونه به ما می‌رسید؟

این امانت رو چون فرمودن ولایت است دیگه.

حرف شنیده هستید شما دیگه عزیزان.

عزیزان عرضنا الامانة این امانه‌ست، بار ولایت است.

چقدر باید ما خدا رو شاکر باشیم.

چقدر تشکر کنیم که ان‌شاءالله شب وجود ما که چاره‌ای هم ازش نبود در سلسله نزولیه هرچه از بالا به سمت پایین میاد از شب به روز میای باید می‌آمدیم به شب.

شب وجود ما به نهار بدل بشود یعنی به صعود، به عروج.

به معراج برگردیم و "إنا إليه راجعون".

اونجا که فرمود "ان جعل الله عليكم الليل سرمدا إلى يوم القيامة" خب بعد می فرماد که "من إله غير الله يأتيكم بزيغ أفلا تسمعون" که اگر همیشه شب بود، اگر همیشه نزول بود، هیچ صعودی نبود، چه کسی برای شما زیاد رو میاورد؟

"أفلا تسمعون" گوش بده، گوشت رو بسپر، شبه، نزوله، انزاله.

در این نزول گوش بده تا به چی برسی؟

به صعود برسی.

بعد آیه بعد "قل أرأيت من جعل الله لكم النهار سرمدا إلى يوم القيامة أن النهار سرمدا نهار من إله غير الله يأتيكم بليل تسكنون".

بعد پی-- عرض شد دیگه قبلاً در بحث شنود و شهود.

بعد می فرمود که "فيه أفلا تبصرون".

آیا نمی بینی؟

انشاالله این شنود به شهود برسد.

این ليل به نهار تبدیل شود که وقتی صعود شروع میشه، عروج شروع میشه.

از، از ليل به نهار سفر می‌کنی، از شب به روز می‌روی.

می‌شود عروج، می‌شود صعود.

عزیز دلم.

این باید باشد که حالا این صعود رو چی برای ما، برای ما میاره؟

در انزال، در بحث انزال خدای منان این امانت رو سپرد.

درست.

در بحث عروج، صعود و "إنا إليه راجعون".

در اون بحث دیگه باید زحمت کشید.

باید حکمت به خرج داد، تلاش کرد.

دیگه بحث تنزل هست.

من عکل یا عکل من تحت أرجلهم کلاس رفتن، سر کار رفتن اینا همه چی عکل من تحت أرجلهمه.

باید تلاش کرد تا به چی برسی؟

عکل من فوق.

عکل من فوق میشه دیگه بحث عروج، تعالی، دیگه بی واسطه.

دیگه این در دسترس همه نیست.

فقط با ولایت می‌شود صعود کرد و عروج کرد.

همونطور که فقط با ولایت نزول رخ داد و انزال رخ داد.

ولایت علی بود دیگه.

"نزل به الروح الامین على قلبک لتكون من المنذرین" ولایت مولا بود دیگه.

در صعود هم فقط ولایت مولا.

منتها ما چون نفوس مستکفیه هستیم نه مکتفی باید از عکل من تحت أرجلهم از کلاس رفتن، قلم زدن، درس و بحث، شیار بزنیم، شخ بزنیم وجودمون رو با این کلاس‌ها، با این درس و بحث‌ها، با نفس استاد تا بحث تنزل رخ بده.

تنزل که رخ داد بعد دیگه عروجه.

عروج دیگه عکل من فوقه.

تو بدون واسطه حرکت می‌کنی.

اونجا دیگه اونا دستتو می‌گیرن بالا می‌برنت.

اونا میگن ارفع رأسک سرتو بالا بگیر و به سمت ما بیا.

منتها باید حرکت، باید تلاش کرد.

نمیشه ساکن نشست و تلاش کرد تا به حکمت برسی با زحمت، با تلاش.

اون عرض شد دیگه در ذیل آیه دویست و هفتاد و سه بقره که "ومن يؤت الحكمة فقد أوتي خيرا كثيرا" اون خیر کثیر رو که حکمت قرآن یاد می‌کنه امام صادق صلوات الله علیه در کافی شریف بود دیگه.

محضرتون عرض شد دیگه "هِيَ طَاعَةُ اللهِ وَمَعْرِفَةُ الإِمَامِ".

این معرفت امام که در طول طاعت الهیه معرفت علی ابن ابی طالب، معرفت ولایت، شناخت ولایت با ولایت می‌شود عروج کرد، با ولایت می‌شود حکمت که بشود خیر کثیر.

صدیقه طاهره است که "إنا أعطيناك الكوثر".

بله عزیزم.

این شبه.

غیر از این اصلاً معنا ندارد.

هرکس به غیر از مسیر ولایت دم از حکمت بزند، عرفان بزند، از قرآن دم بزند، اون تو خالیه.

یه حرف فقط داره میزنه.

درون نداره.

مایه نداره به قول قدیمیا.

عزیزانه دلم حواسمون باشه باید زحمت کشید، تلاش کرد.

به ولایت در عروج هرچی بیشتر به ولایت رسیدی معنای قرب داره.

هرچی بیشتر به ولایت رسیدی معنای علم داره.

هرچی بیشتر به ولایت رسیدی مظهر بیشتر اسماء شدی، معنای اسم داره.

هرچه بیشتر به اسماء رسیدی معنای این رو داره که ظرف نزول حقایق و معارف شدی.

هرچه بیشتر به ولایت رسیدی یعنی اتصاف به صفات حضرت حق پیدا کردی.

یعنی به عروج رسیدی، به معراج رفتی.

تو زحمت بکش من یه سری رو به شما بگم حالا که اینطور شد در این روزهای پایانی قلب منزل نمی‌خواستم به این زودی‌ها این سر رو فاش کنم.

عزیزان حتی اون‌هایی که به عین ثابتشون، حالا اینو خیلی حرف‌ها هست که ما الان نباید بزنیم.

انشاالله یه سری بحثی باید پیش بریم.

باور کنید عزیزان هستند در هیئت یا زهرا جاهای دیگه که مثلا بیست سال پیش، بیست و پنج سال پیش، حتی سی سال پیش ما بهشون می‌گفتیم یه حرفایی هست که ما بیست سال بعد، ده سال بعد باید برای شما بزنیم.

باور نمی‌کردن.

الان دارن می‌شنون.

همینطور الان به شما عرض می‌کنم اگر عمری باقی باشد، توفیق برقرار باشد، خدای منان دست ما رو محکم بگیرد و رها نکند و در دست امام عصرمون قرار بدهد که "والعصر إن الإنسان لفي خسر إلا الذين آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر" و ما داریم تواصی می‌کنیم به حق و به صبر.

صبر داشته باشیم انشاالله خدا لطف کنه.

خیلی حقایق و معارف و مطالبی هست که انشاالله بعدها انشاالله بعدها شاید ده سال دیگه اگر زرنگ باشیم پنج سال دیگه، ده سال، بیست سال دیگه چه عرض کنم اون موقع انشاالله.

انشاالله به قول استاد کل حضرت تعلم علیه الرحمه به وقتش، به وقتش عجله نکنیم.

انشاالله به وقتش در عرض شود قوس نزول یا در انزال دفعی اون حالات خوشی که داشتی، یه شبی دلت شکست در حرمی، در هیئتی در نمازی در سجده‌ی طولانی چه دل شکسته ای، چه سوزی، چه آهی، چه ناله‌ای بلند شد که دست خودت نبود.

انزال دفعی رخ داد.

حقایقی در کتاب وجودت صد صد نوشته شد.

این‌ها خوانده نشده اجازه بده بهت اجازه-- میگن بخون.

حالا اقرأ كتابك.

اقرأ قبل از اینکه اون روز موعود برسد بعد از مرگ و بعد از موت همین جا موت قبل ان تموتو یه معناش اینه.

کتاب خو-- وجود خودت رو بخوان می‌شود موت.

موت در حقیقت همین که دنبالش می‌گردی.

موت قبل از اون موت اضطراری و اجباری.

این موت قبل ان تموتو موت اختیاری بخوان.

یه معناش اینه.

یه معنای دیگه‌ش دوباره رخ داد.

چندین معنا ما گفتیم بنویسید اینا رو.

موت قبل ان تموتو بخوان.

اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبا در انزال دفعی در وجودت ریخت.

حضرت زهرا صلوات الله علیها ریخت.

ابی عبدالله ریخت زیر بغل اربابمون ابا عبدالله ریخت.

ابالفضل العباس واسطه شد ریخت [خنده] و ما نتونستیم نگهش داریم.

حالا انشاالله خود اون‌ها برامون نگه می‌دارن.

یه روزی اینا جوشش داره، خروش داره، تلاطم داره و دو مرتبه [قرائت قرآن] [خنده] یه طوری بیرون می‌ریزه که [قرائت قرآن] میگی چه خبر شد این ثقیلا این سنگینی‌ها چه خبر شد؟

اینا کجا بودن؟

می‌ریزه بیرون از وجودت، می‌ریزن بیرون.

به انزال چی؟

تدریجی.

حالا وقتش که برسه انشاالله به انزال تدریجی مثل اشکی که از چشمات چگونه نازل می‌شه همینطور حقایقی که دفعاً ریختن می‌ریزه.

می‌خواستم نکته‌ای بگم یهو جوشید.

این نکته رو بعدها انشاالله باید روش کار کنیم.

عزیزان دلم، اون‌هایی که حتی در عین ثابتشون در اون قابلیت محض اولیه‌شون حتی در اون هم قابلیت کمی داشتن.

نمیگم نداشتن، قابلیت کمی داشتن.

نتونستن سیر کنن.

خودشون رو آدم ندونستن که علم ادم الاسماء رخ بدهد.

آدم ندونستن خودشون رو.

خدا رحمت کنه شهید قربانخانی مجید قربانخانی رو که در بین الحرمین با رفیقای لاتش به قول ما رفته بودن محضر آدم لات مس اینطوری باشه محضر ارباب فریاد کشیده "حسین جان هرکی هرچی می‌خواد بهش بده [خنده] مجید رو هم آدم کن" [خنده] و رفیقاش گفتن تو آدم شدنی نیستی.

گفت راست میگی.

ببین خریدنش یه هفته بیشتر نـ-نرفت.

شاید تنها شهیدی بود که بلافاصله بعد از اعزام هم و اولش یه هفته بعد شهید شد.

خدا رحمت کنه شهید کریمی رو که دستش رو گرفت و آوردش هیئت گفت چرا بیکار نشستی؟

رفقا هیچوقت بیکار نباشید.

الانم که فاطمیه داره میاد خودتون رو وقف و خرج و نذر حضرت زهرا کنید [عصبی] و ایشون رفیقش گفت چرا بیکاری؟

گفت راست میگی بیکاری بده.

چه کنیم؟

گفت بیا بریم هیئت.

رفتن هیئتی که پیرامون شهدای مدافع حرم صحبت می‌کردن.

دلش سوخت.

خواستنش دیگه خریدنش، خریدنش.

حالا وقت نزول تدریجیش رسیده.

انزال دفعی اونجا که رخ داد تو همون هیئت انقدر سوخت و گریه کرد از حال رفت.

آب پاشیدن بیدارش کردن.

دیگه یه هفته انزال حالا چقدر یه هفته چقدر انزال تدریجیش رخ داد.

از این رو به اون رو شد.

دیگه رفت گفت من باید برم مدافع حرم بی بی.

رفت و شاید تنها کسی بود که یه هفته بیشتر نرفت و بعد یه هفته به، به شهادت رسید.

بدنش خال‌کوبی بود.

کسی باور نمی‌کرد یه همچین کسی.

اما بخوان بخرن.

این چنینه عزیز دلم.

وقتی نزول-- تو جلوشو نگرفتی و اون نزول دفعی تبدیل به تدریجی شد، راه رو مسدود نکردی با غفلت محض و با اصرار بر گناه، خودشون می‌کشنت بالا.

بحث اینجا بود.

وقتی داشت می‌رفت به پسرخاله‌ش گفت شهید قربانخانی گفت عزیزم من دارم میرم حواست باشه یه هفته دیگه جنازم برمی‌گرده، خبر شهادتم به شما می‌رسه.

مادرم رو آماده کن.

گفت تو؟

تو و این حرفا.

چی داری میگی مجید؟

گفت آخه دیشب خواب حضرت زهرا رو دیدم.

[خنده] فرمودن مادر که مجید یک هفته‌ی دیگه تو مهمان ما هستی.

یک روز بعدشم مادرت باخبر می‌شه.

[خنده] حالا که حالمون به گرگونه به حق این شهید قسم می‌دیم این انزال‌های دفعی رو برای ما حفظ کنن.

دست ما رو باز نکنن.

نقش بر آب نکنن.

خودشون دستگیری کنن و انزال تدریجی رو ما رو با خودشون همراه کنن.

چی می‌خواستم بگم؟

این چنین بردنتون، رشدتون دادن، صعودتون دادن، عروجتون دادن، کشیدنتون بالا، نگاهتون رو رفعت بخشیدن عزیزان دلم.

و عرض کردم که حتی اگر در قوس نزول این دیگه حرفیه که بعدها باید می‌زدیم دیگه به برکت این شهید داریم الان میگیم در قوس نزول اگر قابلیتت کم بود مثل من فرمودن دو تا چیز دو تا کار را-- دو تا کار قابلیت رو افزایش می‌بخشه حتی اون عین ثابتت رو.

الله اکبر الله اکبر می‌تونه تغییر بده.

یکی تلاش و کوشش و حالا من اسمشو می‌ذارم سوختن، خواستن.

در جهت خواستنت اگر، اگرچه نمی‌توانی ولی می‌خواهی بسوزی [خنده] تلاش کنی و مرتبه بعدیش می‌شود دستگیری حجت بن الحسن همون صاحب مقام کن که به در اوج در صعودش به مقام صادر اول اتحاد وجودی برقرار کرد که صادر اول می‌شود همان کن که ام الاكوان هم بهش گفته‌اند.

امام عصر و ما ام الاكوان است.

لا اله الا الله.

ما تحت عنایت و سیطره حضرت انشاالله حضرت دست ببره کن بگوید که فیکونش بشود.

الى مقام الشهداء ان شاء الله [grunts] فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر [grunts] يا الله اني معكم من المنتظرین انهم يرونه بعيدا ونراه قريبا ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.

از بحر نجاتم کمک فاطمه کافیست.

از باغ بهشتم فدک فاطمه کافیست.

از اطعمه و اشربه جنت فردوس قدر سر سوزن نمک فاطمه کافیست.

والحمد لله رب العالمین