ددرس‌گفتارها

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایه آیه.

سلام علیکم و رحمت الله.

عزیزانی که معمولا با نوجوان‌ها کار می‌کنند یا مثلا در اردوها اینا می‌رن یا حتی در زیارتگاه‌ها دیده می‌شه بعضی اردو دانش‌آموزی میارن یا در مدارس اینا اتفاق می‌افته که این نوجوان‌هایی که هنوز به سن بلوغ نرسیدند در صفوف بعدی قرار می‌گیرن طوری که مثلا صف دوم و سوم مثلا چی همه نوجوان غیر بالغ‌اند.

بعد اون‌هایی که پشت سر صفوف دوم و سوم یعنی پشت سر این نوجوانان غیر بالغ قرار می‌گیرن نمازشون چگونه می‌شه؟

رهبر عزیزمون فرمودند بنا به فرض مسکوت یعنی طوری که شما توضیح دادی برای ما بی‌اشکاله.

مشکلی نداره.

سخت نگیریم بزنی پس کله بچه‌ها برو اونور وایسا، بیا یکی در میون وایسا اینا اذیت نکنید بچه‌ها رو.

الا در صف اول که الآن قصه‌اش فرق می‌کنه.

اما اجازه بفرمایید که بحث رو با توجه به اون آیه که داشتیم نیمه کارمون امروز می‌خوایم یه فرمایشی رو عرض کنیم ذیل این آیه که سید الرزین میگه بهتر از این حرف نداریم.

میگه ببین چقدر حرف مهمه که سید الرزین چنین میگه.

حالا انشاالله بهش می‌رسیم.

ذیل آیه سی و هفت سوره قاف بودیم که می‌فرمود "إن في هذا لذكر لمن كان له قلب".

فقط کسایی این قرآن و این ذکر پیشینیان که دچار عذاب شدند متذکر می‌شن بر این‌ها یعنی اهل ذکر‌اند.

یاد، یاد می‌کنند در دلشون از این‌ها که چی؟

قطعا و طبعا چی باشن؟

كان له قلب اینا قلب داشته باشن، قلبشون ارتباطش قطع نشده با اون عالم بالا به یک معنا.

بعد فرمود "أو ألقى السمع" یا اینکه این‌ها تلقی قوای سامعه‌شون یا اون گوش دلشون زنده است که شاهد بر همین مدعا می‌فرمود که انتهای آیه "وهو شهيد" یعنی این‌ها به جایی می‌رسند که شهادت می‌دهند.

یعنی مقام شهودند.

مقام شهود برمی‌گرده به همون قلب دیگه.

یعنی گوش قلبشون هنوز بازه که حالا تا اینجا عرض کردیم.

بعد حالا اهمیت شنود رو شنیدن‌ها شنید‌ حالا که عرض کرده بودیم وعده داده بودیم که آیا ش-- این چیزهایی که می‌شنویم بعد از مرگمون مثلا میگن درباره‌ی ما اینا، اینا مهمه بله اگر از رو قلب باشه این آیه داره میگه اگر چیزهایی که در رابطه با تو میگن لحظه مرگ به بعد حتی لحظه، لحظه دفن از رو قلب پاشده یعنی طرف واقعا داره از دلش میگه بحث، بحث قلبه دیگه.

بله این تاثیرگذاره.

بیخود نیست که میگه میت رو سریع دفنش نکن اونجا بذار شهادت بگیر که از چهل تا مؤمن اگر اونجا چهل تا مؤمن اونجا باشن و شهادت بدن که "إنا الله نعلم منها إلا خيرا" خدایا ما جز خیر ازش ندیدیم، خدا می‌بخشش.

تو یه روایت عجیبی من دیدم والا یادم نیست که الحمدالله چون کتاب‌های مراجع رو یعنی کتاب‌های منابع غنی و درست و مجامع روایی رو می‌خونم خیالم راحته که چیزی میگم جو-- تو همین جاست.

کتاب‌های بازاری نمی‌خونیم به فضل الهی.

که اون یکی از اون کتب خوب و ما-مهممون از اون کتب ثمانیه، هشت تا کتاب، کتاب ثمانیه شیعه [مکث]، یعنی کتب اربعه بله اون چهار تای دیگه.

از اونجا دیدم که می‌فرماید وقتی کسی مرد هرکی مرد هرکس مطلقا کا-کافر یا مؤمن خدا میگه صبر کنید ببینم اینایی که الان تو نشئ طبیعت هستن درباره‌ش چی میگن.

خیلی جالبه.

حالا می‌خواد مؤمن باشه یا کافر.

اینا چی میگن؟

اگر حتی کافر باشه منافق هرچی باشه مشرک باشه، اینایی که هستن درباره‌ش خوب میگن خدا تخفیف به عذابش می‌ده و حتی اگر مؤمن باشه اینایی که هستن درباره‌ش بد میگن معذبش می‌کنه بعد می‌برش به راه نجات.

اینا، اینا چیزای خیلی مهمه ها.

یعنی اینایی که لب میت سر-- ازش می‌شنویم چی میگن درباره‌ش.

حالا یه وقت هست یکی هم تودی معرفت است اینا بحث گروه راستی اداریه چهار تا حرف رو کاغذ نوشتن آی مجاهد فلان.

اینا رو ول کن بریز بیرون.

اینا که میگن بحث‌های رسمی اینا لسانه رو قلب معلوم نیست که باشه.

اگه واقعا کسی اشک ریخت از رفتن تو، در وداع تو اشک ریخت.

مولا فرمود یه طوری ز-- پیغمبر فرمود یه طوری زندگی کنید که وقتی مردید بر شما بگرین.

یعنی دلشون بسوزه.

بگرین یعنی چی؟

ارتباط قلبه دیگه.

یعنی قلبشون با شما بوده باشه.

اینا خیلی مهمه اینکه ش-- می‌شنوی.

حالا در خصوص قیامت هم داریم منتها ما چون بحث اون چیز دیگه است به اونجا نمی‌ریم که اونجا شنیده‌ها اونجا هم تاثیر داره.

نکته‌ای که اینجا می‌خوایم عرض کنیم اینه که خلاصه‌ش اینه خلاصه چون شیب بحث قلب منزله‌ست، منزله‌ست داریم دیگه اون چکیده‌ها رو عرض می‌کنیم که هر کاری که از رو دل باشه، دیدین میگن از رو دلت حرف بزن، از رو دلت کار کن، دلی کار کن.

اینو که میگن نه اون که میگه دلت پاک باشه هرچی می‌خوای بکن نه ها، اونو نمیگیم.

اینکه هر کار، نماز می‌خونی با قلبت با حضور قلب یعنی چی؟

یعنی این.

یعنی ارتباط داشته باشی.

جانم.

[پچ، پچ] نه، نه، نه، نه نه چرا ریا باشه؟

اتفاقا بگید خیلی هم خوبه.

چرا قرآن میگه "فاما بنعمت ربک فحدث".

نه، نه اگه مخ-- مطابق با شرع باشه اشکال نداره دلت بخواد، مطابق با شرع باشه.

دل، دلم می‌خواست مثلا من امام رضا رو مثلا اون زیارت مخصوصی که معصوره نخونم.

من اصلاً دلم می‌خواست بشینم ضریحو نگاه کنم بگم سلام آقا جون چطوری؟

خوبی؟

قربونت برم دورت بگردم.

دیشب تو این برنامه این مادر ایران رو آوردن.

مادر شهید، خانم عصمت.

چقدر قشنگ با شهیداش زندگی-- حرف می‌زد.

نمی‌دونم دیدید.

مجری‌ها هم که اشک می‌ریختن.

اسماعیل عزیزم دورت بگردم قربونت قد و بالات.

ابراهیم خوشگل من چقدر تو خوشگل و قش-- اصلاً انگار زنده پسرش جلوش وایساده.

بله این، این اصلاً اتفاقا حرف ما همینه.

شما خیلی خوب گفتی به موقع هم گفتی.

زیارت به دلم نشست.

این نماز چسبید به من.

بله.

اصلاً باید این باشه.

اگر غیر از این باشه مشکله.

حالا الان سندش هم به شما عرض می‌کنم.

اینجا میگه این آیه داره تصریح می‌کنه که اگر هر کاری که رو دلت بود یعنی به شهود رسیدی، یعنی تهشو درآوردی.

توجه کردی؟

تا ته نماز رفتی، تا ته زیارت رفتی، تا ته فهم این قصه.

البته ته ته که نداره.

حالا در حد صی خودت رفتی، چیزی فهمیدی، چشیدی، گیرت اومد اون، قشنگه.

آقا ول کن من این همه میگم.

اصلاً این سبک که هدیه کردیم به شهید حججی عرض شود تسبیح از زهرا [سرفه] به همین نیت بوده.

آقا من حدیث دیدم اصلاً باقیات الصالحات یعنی از تسبیح حضرت زهرا.

تسبیح حضرت زهرا بر هر چیزی اهمیتش بالاتره.

اصلاً بین دو-- بعد از هر نمازا میگه اول اینو بگو.

بعد من هی میگم آقا بزرگان گفتن صد تا کلمه لفظ جلاله الله توشه.

همین که تند تند نگو برو.

من اینو میگم سبکش هم ساختیم.

الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر.

همه با هم بگیم چقدر شیرین.

و تو مدرسه ما اینو گفتیم.

باور کنید از صد و پنجاه تا دانش‌آموزی که دیگران آموزش و پرورش به اینا می‌گفت اراذل و اوباش، موهای سیخ و فشن و گردنبند گردن و این‌ها از صد و پنجاه تا صد و چهل تا نمازخون شدن به برکت همین تسبیحات جمع خوانیه.

حالا این طرف میاد مقدس میاد به من میگه حاج آقا این بدعت نیست شما انجام دادید.

تسبیح حضرت زهرا با هم می‌خونیم.

کجاست این؟

آدم از کو-- دردشو کجا ببره؟

مقدسا.

که علامه فرمود که آقا "وعلم آدم الأسماء كلها" ما آدم، خدا فرمود من آدم می‌خوام نه مقدس.

اونجا که گفت ملائکه فرمودند "نحن نسبح بحمدک ونقدس لك".

ملائکه گفتن برای چی آدم خلق می‌کنی؟

ما تسبیحت میگیم ما تقدیست می‌کنیم.

فرمود "إني أعلم ما لا تعلمون" من یه چیزی میدونم که شما نمی‌دونید.

چیو می‌دونست خدا؟

"وعلم آدم الأسماء كلها".

آدم می‌خواست خدا نه مقدسه یه تسبیح بگیره، یه ذکر و فر.

آقا یه تسبیح از زهرا بگو حال کن باهاش.

خدا رو شاهد میگیرم این چند روزی که حالا شما من میگم "فاما بنعمت ربک فحدث" بگو.

علامه چرا تو کتاب عرفان در انسان در عرف عرفانش بعضی از تمثلاتشو بیست و خورده‌ایشو گفته.

بعد اشاره به همین آیه می‌کنه.

اینا ریا نیست که.

بله از هزار تا یه دونشو بگو، دو تاشو بگو.

باور کنید اینجا دیروز، پریروز بود تسبیح حضرت زهرا بین دو نماز داشتیم با هم با همین سبک می‌گفتیم قلبم داشت وایمیستاد.

قرآن رو برداشتم گذاشتم رو سینه م تسبیحاتو گفتم.

خی-- یعنی اگه متوجه باشه آدم چی داره میگه.

حالا نه اینکه بگم من متوجهم، نه.

حالا تو مشرب علامه یه چیزایی به ما، یه ذره‌بینایی داده علامه به ما میگه دقت کن ما میگیم عجب چه خبره.

بحث ما حالا کجا بود؟

اون حرف مهمه.

این حرفو یادتون نره خیلی مهمه که با دل هر کاری رو با دل بکن.

این کجاست سندش؟

اجازه بفرمایید قبل از اینکه سند رو رو کنم فرمایش سید رضی رو پیرامون این مهم، مهم عرض کنم.

سید رضی در خصوص چهار تا کلمه از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که در یک روایت جمع شده در یک فرمایش اینچنین فرموده.

نظر سید رضی رو بشنوید در ارتباط با این.

بعد من فرمایش مولا رو براتون بگم.

"وهي الكلمه التي لا تُساب لها قيمة".

این کلمه‌ای که من دیدم، سید رضی میگه "لا تُساب لها قيمة" اصلاً نمیشه قیمت براش تعیین کرد.

"ولا توزن بها حكمة".

الله اکبر.

هیچ حکمتی هم وزن این کلمات نیست که مولا گفته و الان میگم چه کلماتی.

"ولا طغران الیها كلمة".

هیچ سخنی نمی‌تونه در همردیف این قرار بگیره، هم وزنش بشه و نزدیکش بشه، همردیفش بشه.

هیچ کلمه‌ای.

حالا اینا چیه؟

بسم الله.

ببینید مولامون چه قیامتی کرده که یکی از جملات این جملات اربعه مولا رو ظاهرا جمله سومش باشه.

حالا الان نگاه می‌کنیم.

ایشون علامه محمد تقی جعفری میگه در یک سمپوزیوم علمی، حالا یک مجمع علمی که اندیشمندان شرق و غرب یعنی نه فقط شیعه و مسلمون، همه جور آدم بودن.

ما دعوت بودیم پیرامون قیمت هر انسانی که قیمت هر انسانی چگونه است.

من این فرمایش مولا رو خوندم، دیدم نگفتم که حرف مولای ماست.

گفتم نظر ما اینه که المرء حالا فرمایش مولا صلوات الله عليه می‌فرمود که قدر و البته این تو این کلمات أربعه است.

چهار-- سومیش.

"قدر او قیمت کل امرئ ما یحسن".

این تو این کلمات أربعه اومده.

توی حکم که حالا این که الان میگم سندش تو بهاره عرض می‌کنم.

یه همین قسمت سوم این کلمات أربعه هم توی حکمت هشتاد و یک نهج‌البلاغه به این شکل اومده.

"قیمت کل امرئ ما یحسنه".

هر دوتاش یه ترجمه داره، یه معنی داره.

که قیمت هر مردی، قیمت هر مردی اون است که، اون چیزیه که نیکو انجامش بده.

من اینطوری تعبیر بنده از این فرمایش ارشی مولا اینه که یعنی با دلش انجام بده.

یعنی تا تهش بره.

به قول شما میگی بهم چسبید، یه همچین چیزی.

حالا اینا میتونه برای تحصیل سهولت فهم بیاره بر فرمایش ارشی مولا.

میگه من اومدم پشت تریبون، علامه جعفری، گفتم که آقا قیمت هر کسی به قدر اون کاریه که به نحو احسن انجام میده.

نیکوترین وجه ممکن انجامش میده.

این قیمت هر کسی همونه.

میگه اومدم پایین شروع کردن دست زدن.

مگه ول می‌کردن؟

همینطوری اینا دست می‌زدن.

انقدر که مات و مبهوت نشنیده بودن همچین جمله حکمت‌آمیزی رو.

ب-- مجبور شدم تا مرتبه برگشتم پشت تریبون همه رو آروم کردم.

گفتم می‌خواید بگم این از کیه؟

از من نبود.

این فرمایش مولای ما علی‌ست.

در نهج‌البلاغه حکمت هشتاد و یک.

همه متعجب.

اندیشمندان شرق و غرب روی یه جمله مولای ما.

حالا ما با این جملات مولا چه کردیم نمی‌دونم.

حالا أربعه‌ت رو براتون بخونم.

حیفه نخونم.

سند این جملات أربعه بهار جلد یک صفحه صد و شصت و پنج البته در شرح ابن ابی الحدید بر ش-- نهج‌البلاغه هم اومده.

چهارتاشو براتون می‌خونم.

مولا می‌فرماید من چهار تا سخن گفتم [نفس عمیق] که خداوند متعال در تأیید چهار سخن من چهار تا سخن در قرآن فرموده است.

خیلی عجیبه.

[خنده] اول فرمود من گفتم "المرء مخبوء تحت لسانه فإذا تكلم ظهر".

شخصیت انسان زیر زبانشه، زیر زبونش نهفته‌ست.

هنگامی که سخن بگه آشکار می‌شه.

میگه تا مرد سخن نگفته باشد عیب و، عیب و هنرش نباشد.

بعد مولا میگه قرآن، خدا در قرآن این چنین فرمود " ولتعرفنهم فی لحن القول".

یعنی منافقین از طرز سخنانشون شناسایی می‌شن، از طرز حرف زدنشون.

بعد مولا فرمود که حالا اینا خودش هر کدوم باور کنید اهلش، نه من بی‌سواد.

هر جمله رو ده ها منبر می‌خواد.

حالا جمله دوم.

من گفتم "فمن جهل شيئاً عاداه".

هر کسی دشمن اون جهلشه، چیزی رو که نمی‌دونه.

خدا در قرآن این رو نازل فرمود "بل كذبوا بلا يا بما لم يحيطوا بعلمه".

که اینا به اون چیزی که ازش آگاهی نداشتن، كذبوا تکذیبش کردن.

جاهل بودن، تکذیبش کردن یعنی دشمنی کردن باهاش.

و این سومی.

مولا فرمود من گفتم "قدر او قیمت کل امرئ ما یحسن".

همونه.

اینجا یه قدر هم اضافه کرده مولا.

اونجا که تو حکمت هشتاد و یک فقط قیمت بود.

میگه قدر و ارزش و اندازه هر کسی به اندازه اون چیزیه که به خوبی انجامش بده.

ما یحسن و به خوبی به نیکوترین وجه انجامش بده.

خدا در قرآن این چنین فرمود، نازل کرد "إن الله اصطفاه عليكم وزاده بسطة في العلم والجسم".

بحث طالوته.

که میگه خداوند بر شما طالوت رو قرار داد، استيفا کرد، برگزید و از نظر علم و جسم بهش افزایش داد.

بسطة.

علم و جسم بهش افزایش داد.

یعنی به نحو احسن طالوت هر کاری رو انجام می‌داد.

چه در مباحث جسمی و چه در مباحث فکری و علمی.

میگه در علم و جسم.

روح و عرض شود قلبش و ظاهرش، ظاهرش و باطنش.

در هر موردی به نحو احسن کار رو انجام می‌داد.

و چهارمیش هم بگم و من گفتم مولا می‌فرماید من گفتم "القتل يقل القتل".

قتل، قتل رو کم می‌کنه.

منظور قصاصه.

خدا در قرآن این چنین فرمود " ولكم في القصاص حياة يا أولي الالباب".

و چه زیبا که قصاص اومده کنار حیات.

این قصاص قهره دیگه.

زجره دیگه.

جزو اسما و اسامی، اسامی جلاله.

حیات جماله.

جمال و جلال رو اینجا خدا با هم تو اینجا آورده.

توجه کردید؟

توجه ذره‌بین بذارید متوجه می‌شید.

حالا بحث ما اینجا بود رو اون عبارت مولا که چقدر عرشی‌ست.

اون اندیشمند الهی سید رضی که شیخ مفید استادش خواب دید حضر زهرا اومده دست دو تا بچه رو گرفته آورده خدمت ایشون.

دست حسنه این رو آورده خدمت شیخ مفید میگه به اینا حکمت بیاموز، علم دین بیاموز.

تعجب کرد.

بعد صبح که شد دید یه مادری دست سید رضی، سید مرتضی رو گرفته آورده میگه به اینا.

الله اکبر.

یه همچین کسایی.

سید رضی میگه نمونه ندارد این کلام مولا.

"قیمة کل امرئ ما یحسن".

خلاصه بحث، قربونت برم.

یاد بگیریم هر کاری رو به نحو احسن.

من گاهی اوقات تعجب می‌کنم اینی که دو تا مدیریت، سه تا مدیریت.

یه جا مدیره، یه جا جانشینه، یه جا.

آخه تو یه دونش موندی تو.

تو شب نباید خواب داشته باشی اگه بخوای واقعاً کار کنی.

انقدر کار هست.

به قول رهبرمون انقدر کار هست.

تو یه دونش واقعاً باید مونده باشی.

من نمی‌دونم با یه دست چجوری دو تا هندونه برمی‌داری.

اینطوری بخوایم فرمایش مولا رو نگاه کنیم.

با-- حالا من یه وقت بحث مدیریتی و اینا چالش‌هاشو مطرح می‌کنم.

بعضیا فکر می‌کنن میگن اوه، اوه.

گربه دستش به گوش نمی‌رسه میگه پیف پیف بو می‌ده.

و همین، همین جا تو همین سازمان بارها دیدید شما مستظهر هستید.

مأموریت‌ها، حالا مسئولیت‌های مختلفی به ما پیشنهاد شد از مدیر کلی تا فلان.

خدای این حسینه رو شاهد می‌گیرم از اون مسئول مستقیم این سؤال رو اول پرسیدم.

اگر این مسئولیتو من بگیرم اصلاً کاری ندارم حقوقش زیاده، کمه، هیچی.

آیا در مسئولیت خطیر روحانیت من و این تبلیغ دین من در این حالاتی که من با بچه‌ها اینجا دارم، این ارتباط قلبی، این نماز، این روضه، این نشر معارف، آیا در این تاثیر سو می‌ذاره یا نه؟

گفتن بله می‌گذاره.

منم گفتم شرمندم.

چرا؟

برای اینکه یه کارو بکن درست انجام بده.

این ارزش تو رو می‌بره بالا.

نه تو صد تا کار دست بگیری تو همش موندی.

همین حرف خودش باور کن ده تا منبر می‌خواد که اهلش بگن.

چی بگم از درد.

رو یه جمله تمام.

کارت رو قلبی انجام بده.

والسلام.

ان شا الله عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

الله- اللهumma صل علی محمد