ددرس‌گفتارها

سلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

معمولا در جاهای زیارتی پیش میاد در نماز جماعت که یه وقت انسان می‌بینه که صف جلوییش همه نمازشون شکسته است.

جاهای زیارتی پیش میاد.

میره یه دفعه اقتدا می‌کنه، می‌بینه همه اونایی که مثلا حداقل اونایی که اتصالش رو به امام برقرار می‌کردن نمازهاشون شکسته است.

پیش میاد.

اینجا چیکار باید بکنه؟

آیا اون‌هایی که به هر حال این اتفاق براشون می‌افته نمازشون درسته یا اونجا باید بشکنند یا مثلا چه کنن بالاخره تکلیفشون چیه؟

رهبر عزیزمون فرمودن که احتیاط کردن رهبر.

فرمودن که نمازشون مورد اشکال است.

اینکه مورد اشکال است یعنی احتیاط کنند و چون فتوا ندادن و احتیاط کردن میگیم مورد اشکال است یعنی فتـ-- یعنی احتیاط.

این کلمه رو یادتون باشه.

مثلا میگن مورد اشکال است یا احوط هست.

اینا یعنی احتیاط.

احوط احتیاط کرد.

چون اینجا فتوا نداده میشه احتیاط واجب و یا باید اینو عمل کنی یا رجوع کنی به مجتهدی که بعد از مرجع تو اعلمه.

پس مورد اشکال است یعنی احتیاط کنید.

بعد رهبر فرمودن که ادامه همین جواب، جوابشون برای این استفتائا فرمودن که احوط این است یعنی باز احتیاط.

احوط این است که اونایی که این اتفاق براشون می‌افته از اون لحظه‌ای که می‌بینن دیگه اتصال قطع شده نیت فراده کنن نمازشون رو ادامه بدن.

احتیاطش چی میشه این بار؟

واجب میشه.

[نفس عمیق] اصلا محال ممکنه عزیزان کسی هوای نفس برش داره و قلبش محل نزول حقایق بشه.

مطلقا.

بذارید برای اینکه حالا این بحث‌های حکمی و عرفانی هم یه مقدار شیرین‌تر هم بشه، یه مطلب خیلی عجیبی رو براتون بگم از قول حاج ملا آقا جان زنجانی بزرگ.

ایشون بالا منبر بود.

پایین منبرش هم خب وقتی حاج ملا آقا جان م-منبر باشه که ارتباط با امام هستش خب قطعا بزرگان هستن.

یکی از مراجع معاصر ما هم اونجا بوده.

ایشون اصلا نقل می‌کنه قصه رو که من اسمشو نمی‌برم.

میگه شیخ رجب علی خیات هم تو جمع ما نشسته بود.

حاج ملا آقا جان شروع کرد به صحبت‌هاش که تموم شد رفت تو روضه.

شیخ رجب علی خیات عادتش بود بلند گریه می‌کرد.

اصلا عادت داشت.

چه عادت قشنگی.

اونایی که اینطوری بلند برای اهل بیت گریه می‌کنند و پدر مادر خودت که نیست مادر هستیه کشتن.

تعجب اینه که مثل شمع گریه کنی.

اینجا شمع گریه کردن معنا نداره.

[نفس عمیق] خب بلند گریه می‌کرد.

اونجا خود این حالا من اسم نمی‌برم از ایشون این مرجع معاصر ما تا حاج ملا آقا جان شروع کرد روضه خوندن و شیخ رجب علی دادش بلند شد، میگه تو ذهن من این اومد که حجا آدم ریاکاریه‌ها.

حالا نمی‌خواست، نمی‌تونستی آروم گریه کنی؟

حتما باید داد بزنی.

این چیزا تو ذهن ما گاهی اوقات میاد ها و ما راحت از کنارش می‌گذریم.

حالا ببین ار-- یعنی این تاثیری که این نی-- یعنی حالا چی بگیم؟

یه خلع هم بگیم چیه؟

گوشه ذهن این مرجع اومده، این مجتهد اومده چه تاثیری تو مجلس می‌گذاره؟

عجب!

دیگه تو خودش که بماند.

حاج ملا آقا جان بالا منبر گفت "هوا آمد، هوا آمد، نشست زمین".

روضه رو ول کرد.

نشست زمین.

شیخ رجب علی خیات از دست از گریه‌اش کشید.

تو گوش این کسی که این فکر رو درباره‌ش کرده بود گفت "فکر در-- بدی درباره گریه من کردی توبه کن" [خنده].

بله.

مجلسی که منبریش حاج ملا آقا جان باشه گریه کننده‌اش هم باید ناف ضمیر بخونه [خنده].

بعد این آقای مجتهد میگه من اصلا یهو تعجب کردم اینا کی‌ان دیگه.

اون گفت "هوا آمد، هوا آمد، نشست".

این گریه کنه داره تو گوش من.

سرمو انداختم پایین گفتم استغفرالله و اسأله التوبه و حاج ملا آقا جان نشست بالا منبر گفت "هوا رفت، هوا رفت".

شروع کرد روضه‌شو ادامه دادن.

دوباره شیخ رجب علی داد و فریاد.

این یه نهی به حالا در قالب یک داستانی که اتفاق افتاده منم خیلی دوست ندارم داستان بگیم ولی خب چون کمک می‌کنه به اصل موضوع ما، بحث ما قلب منزل بود، محل نزول.

اگر کوچک‌ترین هوا، هوس، اصلا اینطوری بگم تمام منافذ قلب رو می‌بنده.

هوا و هوس.

بدگمانی یا کسی خدایی نکرده بخواد مثلا این هوائه دیگه.

هوای نفسه که اجازه به خودش میده نفسش رو و رها می‌کنه اجازه بده در مورد کسی قضاوت غلط بکنه.

این خیلی خطرناکه.

مجلس دیروز اینجا چقدر زلال بود برای حضرت زهرا.

هرچی روضه می‌خوندن جا داشت، کشش داشت.

بعد یهو برگرده یکی به این مثلا مداح‌ها یه نیش ز-- یه نیش زبونی بزنه مثلا.

اینا خیلی بده.

بگذریم الان متاسفانه در قاعده‌ی مداحی این هست.

اصلا متاسفانه یه کلاسی هست که به عنوان مداح خراب کردن.

یعنی مثلا تو رفتی بلندگو گرفتی چجوری مداح قبلیتو ضایع کنی.

تو مثلا گل بندازی.

یه سری از مسائل بسیار زشت و کریه.

اصلا آدم میگه حالش بد میشه.

ولی اینکه ما بیاییم مثلا به فلانی بگیم آه فلانی بازارتو فلان مداح کساد کرد و اینجور حرفا.

اینا حرفای زشتیه.

اینا باعث میشه که اصلا فیض قطع بشه.

توجه کردین؟

چون من شنیدم میگم.

ترسیدم.

خیلی ترسیدم یا اینایی که مثلا مدیریت می‌گیرن پشت میز می‌شینن دستی به قلم دارن اینا به راحتی در رابطه با زیردستشون قضاوت می‌کنن.

به راحتی بالا پایین می‌کنن.

با یه نامه‌ی اداری جاشو عوض می‌کنن.

مو-- تو رزقش دست می‌برن.

اون رزقشو خدا از جای تو نداده دیگه از جای دیگه خدا براش می‌رسونه.

ولی تو رو بدبخت می‌کنه خدا.

خیلی اینا، این هوای نفس، نفس.

ببینید بذارید توجه به یه آیه بدم خودمون، خودم و شما رو.

آیه‌ی صد و نود و سه سوره شعرا صراحتا میگه "الا قلبک".

آیه قبلش که صد و نود و سه، صد و نود و دو، صد و نود و سه و نود-- صد و نود و چهار.

این سه تا آیه پشت سر هم دارن یه چیزو تز-- تصریح می‌کنن که "انه و انه لتنزیل".

قطعا نازل شده.

چی؟

قرآن.

کی نازلش کرده؟

رب العالمین که حالا بحثش گذشته.

نمی‌خوام دیگه واردش بشم.

"نزل به الروح الامین".

اینم بحثش گذشته وارد نمی‌شم.

به چی نازل شده این همه حقایق که همه علم و همه فیض و همه رزقه "الا قلبک لتكون".

برای اینکه تو چی باشی؟

من المنورین.

انذار بدی.

اینا چون بحثش گذشته من ورود نمی‌کنم.

نکته‌ای رو می‌خوام عرض کنم.

اینو شما داشته باشید بر قلب چه کسی همه حقایق قرآن، همه حقایق نظام هستی که در قالب قرآن به نحو دفعی و انزالی نازل شده بر قلب نازل شده، یک.

دو، کسی که آیه سه و چهار سوره نجم میگه "و ما ینطق عن الهوی".

تو از رو هوا و هوس حرف نزدی.

اصلا این نطق تو، نطق تو هوا نیست.

"انه الا وحی یوحى".

هرچی بر نطق جار-- تو جاری می‌شه وحیه.

حالا در شأن نزولش می‌دونید عزیزان مستحضر هستید.

دو تا روایت تقدیم کنم.

مثلا محمد ابن عباس یه روایتو به شش واسطه از امام صادق، یه روایتو به چهار واسطه از امام صادق.

همین آقا محمد ابن، ابن عباس نقل می‌کنه که چی؟

محمد ابن عباس، آقا اون یکی ابن عباس معروف قاطی نشه.

ایشون میگه که وقتی که پیغمبر اومد تو جمع خودش تو سید الناس معرفی کرد که یاسین یعنی ای سید بشر.

بعد گفت علی صلوات الله علیه هم سید المومنین است.

یه سری چهره‌ها بر افروخته شد و پچ پچ پچ تو گوش همدیگه گفتن ببین تو رو قرآن استغفرالله هوای پسرعموشو داره مثلا.

داره به قول ماها پارتی بازی داره می‌کنه و اینا.

این یه روایته که بعد میگه این آیه نازل شد.

"ما ینطق عن الهوی انه".

هرچی تو میگی وحیه.

زد تو دهن اینا.

یه آیه دیگه که میگه، یه روایت دیگه که عرض کردم همین آقا میگه بعد از غدیر، یعنی بعد خطبه غدیر.

اعلام غدیر که رخ داد [مکث]، سه دسته شدن.

امام صادق صلوات الله علیه می‌فرماید اینا که منحرف شدن که اکثریت متاسفانه اینا بودن سه دسته شدن.

یه سری گفتن پیغمبر گمراه شده.

یک سری گفتن به اق-- مثلا اغوا کشیده شد.

یه سری گفتن که استغفرالله همین معنا.

پارتی بازی و مثلا هوای [اه] قوم و قبیله و اهل بیت و پسرعموش و دامادش و اینا رو داره مثلا اینا.

توجه کردی این آ-- صریحا این آیه نازل شد که نه تو از رو هوا نمیگی.

چرا خدا می‌زنه تو دهن اینا؟

که اصلا اگر سر سوزنی هوا، هوس تو قلب پیغمبر بود، مطلقا اصلا این قلب شایستگی اخذ قرآن، اونم ال‌قرآن رو به نحو جمعی نداشت.

اصلا نمی‌شه.

ببینید من وقتتون رو نگیرم.

تو یه جمله همه‌ی زورمو بزنم.

پنجاه سال خدا لطف داده، لطف کرده ما حالا منبر گردی، چی بگیم؟

حالا بعضیا هیت گردی، هر اسم می‌خوای بذاری.

عالم که نشدیم ولی عالم گردی کردیم، منبر گردی، بزرگان، هیأت‌ها، خیلی جاها، خیلی.

لطف کرد خدا به ما.

می‌خوام به شما بگم اگر هوای قلب، سر هوای نفس، سر سوزن، هوس، هوای نفس، سر سوزن تو قلب ما باشه، حتی شأنیت اخذ یک حرف از آیات قرآن رو نداریم.

یک حرف.

چه برسه به-- نگاه نکن دیگه آقا یه-- این حرفا چیه؟

فلانی اون همه هوای نفس داره بعد کل قرآن هم حفظه.

این ظاهره.

اینو ولش کن.

اخذ حقیقت چیز دیگه‌ست.

میگه هر حرف، هر حرف بحثش گذشته برا شما، هفتاد هزار معنا.

الله اکبر که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود اگر من فقط اون باء بسم الله رو، باء بسم الله رو بعضیا گفتن نه فرموده نقطه تحت باء بسم الله رو بخوام برای شما بازش کنم، یک کاروان شتر هشتاد شتری، حالا یه روایت میگه هشتاد، یه روایت هفتاد.

این اختلاف در روایات اومده.

هشتاد تا شتر به نحو وغر "و فى آذانهم وقر" سنگین می‌شه گوششون.

که کمر این شترا خم شده فقط بار کتابا می‌شه.

که من حالا من-- از من و شما بپرسن آقا این نقطه زیر باء بسم الله چیه؟

اصلا نمی‌دونم.

نمی‌تونم حرف بزنم.

[مکث] یک حرف قرآن، یک با نقطه اونجاست.

بعد جالبه که فرمودن العلم نقطه.

اصلا علم یه نقطه‌ست.

کثرہ الجاهلون.

جهال بهش کثرت دادن و الا علم یک نقطه‌ست.

و چه شیرین که فرمود انا نقطه تحت الباء اصلاً اون نقطه زیر پا خود منم.

من دارم خودم رو برای شما باز می‌کنم.

کتاب وجودی خودم رو ورق می‌زنم برای شما و گیـ-- گنجایش عقل دانشمندای شما از اول تا آخر شاید هشتاد تا شتر باشه نه اینکه من انقدر توان دارم، نه.

توجه کردید؟

اینو خیلی حواسمون جمع باشه.

من به عنوان یک نهیب برای خودم حدیث نفس، برای خودم ترسیدم.

بعد از این جلسات فاطمی‌ها یه دفعه دوباره غیبت و تهمت و زیر آب زدن و این اونو تخریب کنه، اون بره اون بزنه، اون.

این چیه اینا؟

من نمی‌دونم چیه.

یعنی حیف نیست؟

حیف نیست حضرت زهرا [سلام الله علیها] به تو محل گذاشته، صدیقه طاهره [سلام الله علیها] به من محل گذاشته بعد بزنم مثل گاو نه من شیر ده.

خیلی، خیلی حیفه.

من غصه خوردم که اینو منبر امروز قرار دادم برای خودم و شما.

چون بعد از جلسه بوی غیبت و بوی خدایی نکرده تهمت و تخریب کردن و اینا مطلقا یعنی خیلی حواسمون جمع باشه.

فیض داره می‌ریزه.

این بذارید همین جا فرود بیام.

بارها گفتیم از ناحیه فاعلیت نظام هستی مطلقا بخل نیست.

او جود محض است.

وجود، وجود از صمد است.

واوشو برداری می‌شه جود.

وجود عین جوده.

دائما در حال فیض و فیضان و ریزش رزق و وجود و نیاز توست.

اینطوری بگیم نیاز تو چیه؟

همش داره می‌ریزه.

اما آنچه که اشکال وجود داره در قابلیت‌هاست.

این قلب‌ها کدر شده، محجوب شده، بسته شده، گرفتار شده، محل نزول دیگه نیست.

یه وقت یه دفعه حضرت زهرا [سلام الله علیها]ست دیگه شوخی نیست.

قابض الارواح رو رد کرده سه بار در خونه حضرت زهرا [سلام الله علیها]ست.

خدا رحمت کنه.

از حضرات لزمه آقای مرت-- آقا مرتضی تهرانی ما معذرشون یه مدت می‌رفتیم استفاده می‌کردیم.

ایشون گفت آقا این قدرت حضرت زهرا [سلام الله علیها] رو می‌رسونه.

فکر نکنید حضرت زهرا [سلام الله علیها] نمی‌شناخته.

اگه بگی نمی‌شناخته جسارت کردی به حضرت زهرا [سلام الله علیها].

می‌دونست قابض الارواح است گفت برو.

قدرت داره.

اینایی که فکر می‌کنن آخر عمرشونه حواسشون باشه دامن حضرت زهرا [سلام الله علیها] رو بگیرن.

یه همچین شخصی مثلا قابض الارواح رو رد کرده.

خب یه همچین شخصی یهو رخ نشون بده.

معلومه.

دیروز یه جمله گفتم تو این اوج گریه هاتون گفتم وقتی دل سنگی مثل من می‌جوشه عنایت شده.

تو این فسق و فجور عجیب و غریب امروزه گریه کردن برای حضرت زهرا [سلام الله علیها] هنره.

هنر هم از اونجاست، نه از من و شما.

آنی، آنی.

من به اون مدحه‌ای که دیروز خیلی خوشگل خوند اینو بهش گفتم.

گفتم آنی فکر کنیم این فیض از منه، تمام.

تموم می‌شه.

اصلاً فیض قطع می‌شه.

خیلی باید حواسمون جمع باشه که این نزول داره همینطوری می‌ریزه حفظش کنیم.

به آقای قلبت این رو بگیره و حفظ کنه.

ببخشید در حد من این حرفا نیست.

من خودم گرفتارم.

خدا می‌دونه گرفتارم.

چه کنم دلم می‌سوزه.

دلم می‌سوزه دیگه.

خدا می‌دونه فقط دلم می‌سوزه همین.

نسبت به امام عصر عزیزمون و مادرش حضرت زهرا [سلام الله علیها] صلوات فرستادیم.

الله [چند نفر با هم] صلوات الله علیه و علی روحنا و ارواح [همهمه].