ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

اگر چنانچه در نماز مسافر [مکث] اون کسی که مأموم هست مقلد مرجعی باشد و امام جماعت مقلد مرجع دیگری باشد خصوصا حالا در نماز جمعه.

خب نماز مسافر هم که شکسته است.

اینجا آیا این اقتدا جایز میشه یا نه؟

رهبر عزیزمون فرمودن که اختلاف در تقلید مانع از صحت اقتدا نیست.

صرف این که یعنی صرف این که [مکث] مأموم و امام تقلیدشون از دو تا مجتهده مانع نیستش که بگیم والا پس نماز اشکال داره؟

اقتدای به این امام اشکال داره؟

این مشکلی نیست اما اقتدا در نمازی که طبق فتوای مرجع تقلید مأموم شکسته باشه، قصر باشه و طبق فتوای مرجع تقلید امام جماعت تمام باشه یا بالعکس، اینجا دیگه اقتدا صحیح نیست.

ادامه بحث [مکث] قلب منزل رو به فضل الهی پیش میگیریم.

توجه دارید که بحث مزاج رو ما اصلا قصد تفصيل نداشتیم و تفصیلاً هم بیان نکردیم.

به پافشاری خود شما دوستان که براتون نکته جالب بود و گمان نمی‌کردید که حیات مزاجی این چنین اهمیت داشته باشه حتی در سیر و سلوک ما بیشتر مطلب گفتیم و البته دیگه بقیش رو سپردیم به خودتون.

انشاالله اهل تحقیق و پژوهش هستید و پییش رو میگیرید نسبت به مزاج خودتون و خانواده‌هاتون.

[نفس عمیق] دیگه سراشیبی بحث قلب منزل هست.

البته سراشیبی که چه عرض کنم ما انقدر مطلب پیرامون قلب به فضل الهی داریم که بگیم یعنی بزرگان گفتن ما که نمیگیم.

اما دیگه قصد ما هم قصر هست.

لذا دیگه جلسات پایانی هست.

اجازه بفرمایید یکی دیگه از آیاتی رو که پیرامون قلب منزل صریحاً سخن گفته مورد بحث قرار بدیم که این آیات صد و نود و دو تا صد و نود و چهار سوره شعراء رو اگر دقت بفرمایین دو تا نکته تو این آیات عرض کنیم.

اول میفرماید و انه لتنزیل رب العالمين.

قطعاً قطعاً دو تا تأکید، یکی ان، یکی هم لام لا تنزیل.

دو تا تأکید میاره که قطعاً این قرآن توسط خ-- رب العالمين نازل شده است.

رب العالمين که حالا این نکته اینجاست عرض می‌کنم.

آیه بعد نزل به الروح الامین.

چه کسی اینو نازل کرد؟

روح الامین که در میان ملائکه الله اعظم ملائکه است، مقامش خیلی بالا است.

به کجا نازل کرد؟

آیه بعد.

على قلبک.

ببینید نزل رو بیارید به على قلبک میشه قلب منزل.

نزل به الروح الامین على قلبک لتكون من المنذرین.

برای چی؟

برای اینکه تو از انذار دهندگان باشی.

على قلبک البته.

خب چند تا نکته رو به فضل الهی اینجا بیان کنیم و یا الله کنیم.

اولاً میفرماید رب العالمين طبق بحثی که قبلاً داشتیم خب از احدیت مقام احدیت که می‌شود بعد از مقام احدیت می‌شود مقام واحدیت روح ما مرتبه احدیت است و و اتصال به مرتبه اهدی حضرت حق دارد و قلب ما مرتبه الوهیت وجود است، وجود ماست.

خب عرض کردیم الله، الله اولین اسم است که از ذات حضرت حق منتشر شده.

خب این الله برای اینکه مالک است، رازق است و باید نسبت به مقتضا اون حالا اون هر کدوم از کلمات وجودی نظام هستی یک غذای خاصی برای خودشون دارن، یه غذای خاصی می‌خورن.

مثل اینکه بچه در دوران طفولیت در دوران شیرخوارگ-خوارگی شیر باید بخوره.

رزقش شیره.

در شکم مادر رزقش خونه.

بعد شیره.

بعد از اینکه از شیر گرفتی غذاهای مختلف.

همینطور [نفس عمیق] تا مزاج هرچی هی معتدل‌تر میشه غذاها هم فرق می‌کنند.

خب اون الله وقتی می‌خواد رزق رو از خدای منان الله می‌شود کانال فیض می‌خواد رزق رو برسونه که عرض کردیم قلب همون مقام الوهیت یعنی الله رو دارد.

این می‌شود برزخ.

برزخ بین باطن و ظاهر می‌شود کانال فیض.

وقتی می‌خواد رزق رو به هر موجودی برساند، این کانالی که از الله رزق می‌رسد به تمام کلمات وجودی نظام، نظام هستی اون می‌شود رب.

رب به هر شیئی می‌شود اون کانال رزقش.

کانالی که رزق از خدا به او می‌رسه.

البته این یک معنا از رب است که حالا معنای متعالی‌تر از این هم هست که انشالله بعدها عرض خواهیم کرد که در fusus ابن عربی علیه الرحمه به وضوح بیان شده.

پس این یک نکته که این رب العالمين یعنی اینکه داره نشون میده که چون حالا رب، رب اینجا چی بود؟

معنا، معنا و مفهوم رب اینجا رازق بود.

رازق و مالک بود.

اون میگه رب العالمین یعنی پروردگار همه عالم.

خب چون این مقام رازقه است پس و همه عالم، همه عالم دقت بفرمایید رب العالمین است.

یعنی رزق همه عوالم از او می‌رسد.

خب این رزق رو قبلاً عرض کردیم رزق همه عوالم در کجا بود؟

در قرآن بود.

چون قرآن همه فیض را دارد، همه علم را دارد، همه به یک معنا نور را دارد.

قرآن مقام جمع دارد.

لا تنزيل ورب العالمین.

چون پروردگار عالمین این رو نازل کرده پس رزق همه عوالم هستی در قرآن هست.

این یک نکته.

نکته بعد اینکه همونطور که هرچی شخصیت کسی بالاتر باشه خب هم شأنش سعی میشه یک مثلاً حافظی، نگهبانی، محافظی چیزی براش قرار بدن یا لااقل در تشریفات و اینا بیشتر استفاده میشه.

خدا هم تشریفات رو حفظ کرده.

در نازل شدن این قرآن حضرت روح الامین رو که بالاترین مرتبت رو میان ملائکه داره، ایشون همراهی قرآن می‌کنن که اون در حقیقت تشریفات قرآن هم چی شده؟

حفظ شده.

اما نکته سوم اینکه بر کجا نازل شده؟

علی قلب که بر قلب پیغمبر نازل شده.

پس محل نزول رزق همه عالم شده قلب پیغمبر.

پس قلب مقام نزول رزق هست.

محل نزول فیض هست که پیغمبر عزیز عالم به این آیه متوجه میشیم که واسطه فیض است.

واسطه رزق است میان رازق علی الاطلاق و همه مرزوقین عالم.

الله اکبر!

ببینید مقام جامعیت در برزخ رو اینجا چگونه پیغمبر دارد.

و نکته سوم و آخر اینکه به-- حالا این قرآن نازل شد، تشریفاتش هم انجام شد به قلب تو هم یا رسول الله نازل شد.

برای چی؟

این برای چی‌ش خیلی مهمه.

لتکن من المنذرین.

تا اینکه تو انذار بدی، بترسانی به دیگران ابلاغ کنی و بترسانی دیگران رو.

بهشون نهیب بزنی که از غفلت بیرون بیان حواسشون جمع باشه که کجا.

خب پس این نکته سوم می‌شود این که تا حقایق قرآن بر قلب تو نازل نشود نمی‌توانی منذر باشی.

از کجا اینو درآوردی؟

چون می‌فرماید علی قلب که، که چی بشه؟

برای چی این نازل شده به قلب تو؟

لتکن من المنذرین.

یعنی همه این حقایق به قلب تو نازل شده است تا به مقام انذار برسی.

انم که انما قرآن می‌فرماید انما انتم انذر ولکل قوم هاد.

فقط منحصراً تو اون انذار دهنده‌ای.

چرا انما انتم انذر فقط تو؟

چون همه قرآن به قلب توست.

به یک معنا یعنی تو انذار میدی به همه عوالم هستی.

یعنی هرکس هم در مقام انذار قرار بگیرد در طول شما باید باشد.

یعنی از شما اخذ کند، از قرآن اخذ کند، از روح الامین اخذ کند و از خدای رب العالمین اخذ کرده باشد.

پس تا کسی حقایق به قلبش نازل نشده است، نمی‌تواند در مقام انذار باشد.

جا قابل توجه اونهایی که بدون بهره گرفتن از قرآن، بدون اینکه قلبشون محل نزول حقایق قرآنی باشد، میرن به خطابه و وعظ و موعظه و عرض شود در مقام انذار و این‌ها قرار می‌گیرن.

یک در حقیقت خیلی گوش عجیبی اینجا پیچونده این آیه از امثال بنده که خیلی باید مراقب باشیم.

پس اگر کسی در مقام انذار قرار بگیرد اما سخنش سخن قرآنی نباشد وا مصیبتا.

بیانش بر مبنای قرآن نباشد وا مصیبتا.

در بین صحبت‌هاش اصلاً طول صحبتش در خصوص قرآن نباشد وا مصیبتا.

یعنی اگر غافل از قرآن باشد وا مصیبتا.

حتی در هر موضوعی بخواد سخن بگه، یه قرآن وفل اروع آیات للمؤمنین از آیه‌های حضرت حق بر اهل یقین در ارض هم در زمین هم هست.

ان فی خلق السماوات والارض واختلاف الليل والنهار.

در آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز و اینا هم چی هست؟

اینا آیات الهین دیگه.

پس حتی هواشناسی، زمین شناسی، خاک شناسی، کره شناسی، علم نجوم، هیئت، ریاضیات اینا همش هم قرآنیه.

همه این علوم قرآنی ان.

توجه کردید چی عرض می‌کنم؟

پس ما ربط این تنزل یافته‌ها رو به وجود حضرت حق به اون ذات غیب الغیوب از قرآن می‌یابیم و باید بیابیم که غیر-- اگر غیر از این باشد ما به بیراهه رفتیم و خطر جدی ما رو تهدید کرده که می‌کنه و متاسفانه خیلی، خیلی ماها فاصله از قرآن داریم که من یادم نمیره متاسفانه تلخی که در کام ما بود اون مدت که چندین سال حدود ده سال مثلاً ناظر برنامه‌ها بودیم و مثلاً، مثلاً به، به عنوان نمونه برنامه‌هایی که البته بعد از پخش، بعد از پخش نظارت می‌کردیم یا ارزشیابی بهتره بگیم می‌کردیم.

برنامه‌ای رو دیدیم که کارشناس روحانی بود و محور بحث پیرامون تربیت اولاد به سبک اسلامی بود.

دریغ از یک آیه قرآن و حتی یک حدیث که این کارشناس بگه و ما اونو گزارش کردیم.

فقط تجربیات خودش رو اون کارشناس با روابطش با دانشجوها و تو دانشگاه و تو بین مردم و اینا در قالب خاطره و داستان و اینها می‌گفت.

متاسفانه، متاسفانه، متاسفانه.

خدا ما رو حفظ کنه از اینکه از قرآن غافل باشیم و محل فیض و نزول حقایق قرآنی نباشیم.

ان شا الله که عاقبتمون ختم بخیر باشد به برکت صلوات بر محمد.