ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 034

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

اختلاف تقلید و صحت اقتدا

اگر در نماز مسافر مأموم مقلد مرجعی باشد و امام جماعت مقلد مرجع دیگری — به‌خصوص در نماز جمعه — آیا اقتدا جایز می‌شود یا نه؟ نماز مسافر شکسته است. رهبر انقلاب فرموده‌اند اختلاف در تقلید مانع از صحت اقتدا نیست. صرف اینکه مأموم و امام تقلیدشان از دو مجتهد است مانع نیست که گفته شود پس نماز اشکال دارد یا اقتدا به این امام اشکال دارد. این مشکلی نیست. اما اقتدا در نمازی که طبق فتوای مرجع تقلید مأموم شکسته و قصر باشد و طبق فتوای مرجع تقلید امام جماعت تمام باشد یا بالعکس، اینجا دیگر اقتدا صحیح نیست.

ادامهٔ قلب منزل و یادآوری بحث مزاج

ادامهٔ بحث قلب منزل به فضل الهی پیش گرفته می‌شود. توجه باشد که بحث مزاج اصلاً قصد تفصیل نداشت و تفصیلاً نیز بیان نشد. به پافشاری خود دوستان که نکته برایشان جالب بود و گمان نمی‌کردند حیات مزاجی چنین اهمیتی حتی در سیر و سلوک داشته باشد، بیشتر مطلب گفته شد و بقیه به خودشان سپرده شد. ان‌شاءالله اهل تحقیق و پژوهش‌اند و نسبت به مزاج خود و خانواده‌ها پیش می‌گیرند.

اکنون سراشیبی بحث قلب منزل است. البته سراشیبی به این معنا نیست که مطلب کم باشد؛ به فضل الهی پیرامون قلب آن‌قدر مطلب هست که بزرگان گفته‌اند. اما قصد قصر است؛ لذا جلسات پایانی است. اجازه داده شود یکی دیگر از آیاتی که پیرامون قلب منزل صریحاً سخن گفته مورد بحث قرار گیرد: آیات صد و نود و دو تا صد و نود و چهار سورهٔ شعراء.

«وَإِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۹۲﴾ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ ﴿۱۹۳﴾ عَلَىٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ ﴿۱۹۴﴾» (شعراء/۱۹۲–۱۹۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بی‌گمان این قرآن فروفرستادهٔ پروردگار جهانیان است. روح امین آن را فروآورد بر قلب تو تا از بیم‌دهندگان باشی.

نکتهٔ اول: رب العالمین و رزق عوالم

اول می‌فرماید: و إنه لتنزیل رب العالمین. قطعاً — دو تأکید، یکی إن و یکی لام لتنزیل — این قرآن توسط رب العالمین نازل شده است. نکته اینجاست. طبق بحث پیشین، از مقام احدیت که بگذریم مقام واحدیت می‌شود. روح ما مرتبهٔ احدیت است و اتصال به مرتبهٔ اعلی حضرت حق دارد؛ قلب ما مرتبهٔ الوهیت وجود ماست. گفته شد الله اولین اسم است که از ذات حضرت حق منتشر شده. این الله چون مالک و رازق است باید نسبت به مقتضای هر یک از کلمات وجودی نظام هستی غذای خاصی برساند. چنان‌که کودک در دوران شیرخوارگی شیر باید بخورد؛ در شکم مادر رزقش خون است؛ بعد شیر؛ بعد از شیرگرفتن غذاهای مختلف؛ همین‌طور تا مزاج هرچه معتدل‌تر شود غذاها فرق می‌کنند.

آن الله وقتی می‌خواهد رزق را از خدای منان برساند کانال فیض می‌شود. گفته شد قلب همان مقام الوهیت یعنی الله را دارد؛ این می‌شود برزخ میان باطن و ظاهر و کانال فیض. وقتی می‌خواهد رزق را به هر موجودی برساند، کانالی که از الله رزق به تمام کلمات وجودی نظام هستی می‌رسد همان رب می‌شود. رب هر شیء کانال رزق اوست؛ کانالی که رزق از خدا به او می‌رسد. البته این یک معنا از رب است و معنای متعالی‌تر نیز هست که بعدها بیان می‌شود و در فصوص ابن‌عربی علیه‌الرحمه به وضوح آمده است.

پس این یک نکته که رب العالمین نشان می‌دهد چون رب در اینجا به‌معنای رازق و مالک بود، رب العالمین یعنی پروردگار همهٔ عالم. چون این مقام رازقیت است و همهٔ عالم، رب العالمین است یعنی رزق همهٔ عوالم از او می‌رسد. این رزق پیش‌تر گفته شد در کجا بود؟ در قرآن. چون قرآن همهٔ فیض را دارد، همهٔ علم را دارد، به یک معنا همهٔ نور را دارد؛ قرآن مقام جمع دارد. لأنه تنزیل رب العالمین: چون پروردگار عالمین این را نازل کرده پس رزق همهٔ عوالم هستی در قرآن هست. این نکتهٔ اول.

نکتهٔ دوم: همراهی روح امین

نکتهٔ بعد اینکه همان‌طور که هرچه شخصیت کسی بالاتر باشد شأنش ایجاب می‌کند حافظ و نگهبانی برایش قرار دهند یا لااقل در آداب ظاهری بیشتر رعایت شود، خدا نیز حرمت را حفظ کرده است. در نازل شدن این قرآن حضرت روح امین را که بالاترین مرتبت را میان ملائکه دارد همراه قرآن کرده تا حرمت قرآن حفظ شود.

نکتهٔ سوم: علی قلبک؛ قلب مقام نزول فیض

نکتهٔ سوم اینکه بر کجا نازل شده؟ علی قلبک؛ بر قلب پیامبر نازل شده. پس محل نزول رزق همهٔ عالم شده قلب پیامبر. پس قلب مقام نزول رزق است؛ محل نزول فیض است که از این آیه متوجه می‌شویم پیامبر واسطهٔ فیض است؛ واسطهٔ رزق است میان رازق علی‌الاطلاق و همهٔ مرزوقین عالم. مقام جامعیت در برزخ را اینجا پیامبر چگونه دارد!

غایت: لتکون من المنذرین

نکتهٔ سوم و آخر در غایت نزول است و این برای‌چه‌اش بسیار مهم است. لتکون من المنذرین: تا اینکه تو انذار بدهی، بترسانی، به دیگران ابلاغ کنی و نهیب بزنی که از غفلت بیرون آیند و حواسشان جمع باشد. پس این نکته می‌شود که تا حقایق قرآن بر قلب تو نازل نشود نمی‌توانی منذر باشی. از کجا این درآورده شد؟ چون می‌فرماید علی قلبک که چه شود؟ برای چه این نازل شده به قلب تو؟ لتکون من المنذرین. یعنی همهٔ این حقایق به قلب تو نازل شده است تا به مقام انذار برسی.

قرآن می‌فرماید انما أنت منذر و لکل قوم هاد. فقط منحصراً تو آن انذاردهنده‌ای. چرا انما أنت منذر فقط تو؟ چون همهٔ قرآن به قلب توست. به یک معنا یعنی تو انذار می‌دهی به همهٔ عوالم هستی. یعنی هرکس هم در مقام انذار قرار بگیرد در طول شما باید باشد؛ یعنی از شما اخذ کند، از قرآن اخذ کند، از روح امین اخذ کند و از خدای رب العالمین اخذ کرده باشد. پس تا کسی حقایق به قلبش نازل نشده است نمی‌تواند در مقام انذار باشد.

هشدار به واعظان و پیوند علوم با قرآن

جای توجه آنهایی که بدون بهره‌گرفتن از قرآن، بدون اینکه قلبشان محل نزول حقایق قرآنی باشد، می‌روند به خطابه و وعظ و موعظه و در مقام انذار قرار می‌گیرند: در حقیقت خیلی گوش عجیبی اینجا پیچانده این آیه از امثال بنده که خیلی باید مراقب باشیم. پس اگر کسی در مقام انذار قرار بگیرد اما سخنش سخن قرآنی نباشد وا مصیبتا. بیانش بر مبنای قرآن نباشد وا مصیبتا. در بین صحبت‌هایش اصلاً طول صحبتش در خصوص قرآن نباشد وا مصیبتا. یعنی اگر غافل از قرآن باشد وا مصیبتا.

حتی در هر موضوعی که بخواهد سخن بگوید، قرآن و آیات برای مؤمنین هست؛ آیات حضرت حق بر اهل یقین در زمین هم هست. إن فی خلق السماوات والأرض واختلاف اللیل والنهار؛ در آسمان‌ها و زمین و رفت‌وآمد شب و روز این‌ها آیات الهی‌اند. پس حتی هواشناسی، زمین‌شناسی، خاک‌شناسی، کره‌شناسی، علم نجوم، هیئت، ریاضیات این‌ها همه‌اش هم می‌تواند قرآنی باشد. پس ما ربط این تنزل‌یافته‌ها را به وجود حضرت حق به آن ذات غیب‌الغیوب از قرآن می‌یابیم و باید بیابیم که اگر غیر از این باشد به بیراهه رفته‌ایم و خطر جدی تهدیدمان می‌کند. متأسفانه خیلی از ما فاصله از قرآن داریم.

خاطرهٔ نظارت برنامه و دعای ختم

یاد نمی‌رود تلخی‌ای که در کام بود آن مدت که چندین سال — حدود ده سال — ناظر برنامه‌ها بودیم و به‌عنوان نمونه برنامه‌هایی که بعد از پخش ارزشیابی می‌کردیم. برنامه‌ای دیدیم که کارشناس روحانی بود و محور بحث پیرامون تربیت اولاد به سبک اسلامی بود. دریغ از یک آیهٔ قرآن و حتی یک حدیث که این کارشناس بگوید و گزارش کردیم. فقط تجربیات خودش را آن کارشناس با روابطش با دانشجویان و در دانشگاه و میان مردم در قالب خاطره و داستان می‌گفت. متأسفانه، متأسفانه، متأسفانه. خدا ما را حفظ کند از اینکه از قرآن غافل باشیم و محل فیض و نزول حقایق قرآنی نباشیم. ان‌شاءالله که عاقبت ختم به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.