ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 031

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

مزاج؛ اثر کذب و نیت خلاف

بحث مزاج را به فضل الهی در این حرم باصفا و بی‌نظیر در این فضای ملکوتی ادامه می‌دهیم. رسیدیم به آنجا که گفته شد به شدت برای اینکه نفس و خیال و فکر بر اثر نیت خلاف و قول کذب کج و معوج می‌شوند. لذا روایات زیادی داریم که نهی کرده از اینکه انسان حتی به هزل و مطایبه دروغ بگوید. به چه جهت؟ از این جهت که کذب و حتی نیت خلاف و این‌ها به یک معنا معاصی خصوصاً کذب و نیت خلاف این‌ها چه می‌کنند؟ مزاج را تخریب می‌کنند. مزاج را به هم می‌زنند.

وقتی مزاج به هم ریخت، مزاج از سلامت خارج شد، انسان مستعد معصیت‌های دیگر می‌شود و قول حق را نمی‌پذیرد و مشکلات آن‌چنانی برایش پدید می‌آید و خودش هم نمی‌داند از کجا دارد می‌خورد. نگو که از خودش دارد می‌خورد از اندیشه‌های باطلی که داشته، از اندیشهٔ کج و فکر گناهی که داشته که نفس و جان و روحش را آلوده کرده و مزاج خراب شده از اعتدال خارج شده. کارهایی می‌کند ناشایست. و خودش هم در کارهای خودش حتی شاید بماند.

فکر گناه نکنید؛ تمثیل آتش در اتاق سفید

لذا از امام صادق صلوات‌الله‌علیه حدیث داریم که حتی فرمودند من نمی‌گویم گناه نکنید که هیچ، نباید گناه کرد؛ بلکه می‌گویم فکر گناه هم نکنید. این فکر گناه هم که همین فکر رفته‌رفته نیت را تشکیل می‌دهد. فکر زیاد به گناه مخصوصاً تشکیل نیت می‌دهد و قصد می‌کند.

انسان مثل یک اتاقی است که حالا مثالی که عرفا زده‌اند همچون اتاقی که دور تا دور این اتاق و سقف و دیوارها همه را رنگ تمیز و سفیدی زده باشند. بعد وسط این اتاق یک آتشی روشن کنند. این آتش ولو اینکه آن آتش خانه را نمی‌سوزاند اما دیوارهای سفید و براق خانه را کدر و سیاه و دودی می‌کند. همچنین رفته‌رفته وجود انسان تاریک می‌شود، مزاج به هم می‌ریزد و دیده می‌شود که در پس همین تدریج در آلودگی ضمنی و عارضی بعد به گونه‌ای می‌شود که انسان بر اثر تصفیف و سوف‌سوف کردن و فردا فردا کردن در تطهیر وجود خودش و قوای وجودی‌اش، آن آلودگی‌ها بر پس آلودگی‌ها رفته‌رفته به جایی می‌رسد که دیگر خود طرف از خودش شرمنده می‌شود و دیگر خودش را رها می‌کند. می‌گوید دیگر کار از کار گذشت؛ نمی‌دانم آب از سر گذشت؛ یک وجب چه ده وجب. و این‌ها دیگر به اینجا می‌رسد که خیلی انسان باید مراقب باشد که حالا بحثش خواهد آمد.

فارابی؛ مزاج اعدل و چشمهٔ تسنیم

اجازه دهید نقل کنم از عیون مسائل فارابی که حضرت علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه نیز اشاره به این جملهٔ حضرت فارابی دارند در خصوص همین بحث مزاج که ایشان می‌فرمایند: و من تلک العیون التی مزاجها من تسنیم عیناً یشرب بها المقربون ان المزاج کلما کان اعدل کان مزاجها افضل و اکمل و اشرف. همان بحث مزاج افضل و اکمل و اشرف و اتم و این‌هاست که این‌ها همین مزاج شریف‌تر به جایی می‌رساند که آیهٔ قرآن درباره‌اش می‌فرماید که یشرب بها المقربون. از آن تسنیم، از آن چشمهٔ تسنیم که شاید به همین رایحهٔ خوش است به همین دلیل است که حضرت علامه جوادی آملی اسم تفسیر قرآنشان را تسنیم گذاشتند که ان المزاج کلما کان اعدل. وقتی که این معتدل‌ترین حالت را مزاج پیدا کرد، دیگر این مقام مقربون است که از آن چشمهٔ جوشان الهی می‌نوشند. باز یعنی دارد می‌زند به مزاج. یعنی مزاج وقتی اعدل شد اجازهٔ چشیدن از آن چشمهٔ الهی که قرآن می‌گوید پدید می‌آید.

«وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ ۝ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ» (مطففین/۲۷–۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آمیزه‌اش از تسنیم است؛ چشمه‌ای که مقربان از آن می‌نوشند.

دو تکلیف؛ عبادت تا یقین و اعتدال مزاج

یکی تا می‌توانیم تا آنجا که ظرفیت داریم:

«وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» (حجر/۹۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پروردگارت را عبادت کن تا یقین به تو برسد.

که این مزاج ما را به یقین برساند. این‌قدر عبادت بکنیم تا مزاج معتدل بشود به حقیقت یقین که اسم اعظم حضرت حق است دسترسی پیدا کنیم. دو، بتوانیم مزاجمان را با توجه به این علم مزاج‌شناسی و شناخت مزاج خود به گونه‌ای به سمت اعتدال بکشیم که کار ما در تهذیب و در تحصیل هر دو آسان‌تر بشود. گفته شد دیگر کسی که مزاجش معتدل‌تر است بهتر یاد می‌گیرد و دیرتر هم از ذهنش می‌رود. این‌هایی که بعضی می‌بینید زود یادشان می‌رود. اصلاً یکی از دلایل خودفراموشی یا زودفراموشی یا حتی آلزایمر این‌ها همه خروج از نحو اعتدال مزاج است که سبب می‌شود انسان خیلی چیزها را فراموش کند. بنگرید چقدر این‌ها به هم مرتبط‌اند.

حیات ذاتی بدون حیات مزاجی کافی نیست

پس کسانی که صرفاً به حیات ذاتی توجه می‌کنند و حیات مزاجی را رها کرده‌اند قطعاً در مسیر سیر و سلوکشان به مشکلات جدی برمی‌خورند. و این‌ها نباید منتظر این باشند که به حضور یک عارف کامل واصلی برسند، ذکری بگیرند، ختم‌هایی بگیرند، یک نفسی بهشان بخورد که مثلاً بخواهند یک‌دفعه رها بشوند. این چنین نیست. باید تلاش کرد و

«وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» (نجم/۳۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اینکه برای انسان جز آنچه کوشیده نیست.

آیا چیزی جز سعی کردن برای انسان هست؟ از آن تلاشش چیزی جز تلاشش برایش هست؟ ان‌شاءالله که این امام مهربان همهٔمان را کمک کند.

زنجیره از فکر تا عمل

فکر گناه نیت می‌سازد؛ نیت خلاف و کذب مزاج را می‌شکند؛ مزاج شکسته حق را پس می‌زند و معصیت تازه می‌زاید. صدق و فکر پاک برعکس این زنجیره را به سوی تسنیم می‌کشاند. نهی از دروغ هزل‌آمیز، ادب ظاهری تنها نیست؛ نگهداشت ظرف وجود برای یقین است.

هشدار یأس پس از آلودگی

شرمندگی از خود اگر به «کار از کار گذشت» برسد، همان دامی است که آلودگی می‌خواهد. تطهیر تدریجی و ترک سوف‌سوف راه است. مراقب باید بود پیش از آنکه مزاج چنان کج شود که قول حق شنیده نشود.

هزل و مطایبه نیز ممنوع

روایات حتی دروغ شوخی را نهی کرده‌اند چون اثر مزاجی‌اش جدی است. زبان یک‌بار کج می‌شود و خیال عادت می‌کند. نیت خلاف نیز همان کجی را در باطن می‌کارد پیش از آنکه زبان بجنبد.

از فکر تا رها کردن خود

توالی خطرناک است: فکر گناه، نیت، دود گرفتن دیوار وجود، تأخیر در تطهیر، شرم، سپس رها کردن. جملهٔ «آب از سر گذشت» پایان مراقبت نیست؛ آغاز سقوط است. بحث آیندهٔ مراقبت همین نقطه را هدف می‌گیرد.

تسنیم نام تفسیر و نام چشمه

انتخاب نام تسنیم برای تفسیر، اشاره به همین پیوند مزاج و معرفت است. مقربان از چشمه می‌نوشند چون ظرفشان اعدل است. فارابی با زبان فلسفی می‌گوید هرچه مزاج اعدل، شرافت بیشتر؛ قرآن همان را با تصویر تسنیم می‌گوید.

یقین به مثابه افق عبادت

واعبد ربک حتی یأتیک الیقین عبادت را زمان‌دار و هدف‌دار می‌کند. یقین اینجا نامی از اسماء و حقیقتی چشیدنی است. مزاج نامعتدل مانع وصول است؛ از این رو عبادت و مزاج‌شناسی دو بال یک پروازند.

فراموشی و آلزایمر مزاجی

زود از یاد بردن درس و ذکر، همیشه پیری نیست؛ گاه خروج از اعتدال است. پیوند دادن حافظه به مزاج، مسئولیت تازه‌ای برای سالک می‌سازد: خواب و خوراک و صدق، بخشی از برنامهٔ حفظ معارف‌اند.

نفی انتظار معجزهٔ ذکر بدون سعی

رسیدن به عارف کامل و گرفتن ذکر مبارک است؛ اما جایگزین سعی نیست. آیهٔ نجم حجت را تمام می‌کند: برای انسان جز کوشیده‌اش نیست. امام مهربان کمک می‌کند بر بستر کوشش، نه بر جای خالی کوشش.

جمع مزاجی سلوک

صدق، ترک فکر گناه، عبادت تا یقین، شناخت مزاج، و امید بدون یأس، برنامهٔ عملی این جلسه‌اند. حیات ذاتی بدون این‌ها در هوا می‌ماند؛ حیات مزاجی بدون آن‌ها به سلامت حیوانی فروکاسته می‌شود. جمع هر دو، راه مقربان است.

فضای حرم و ادامهٔ بحث مزاج

ادامهٔ بحث در فضای ملکوتی حرم یادآوری می‌کند که مزاج فقط طب نیست؛ بستر پذیرش انوار همانجاست. کذب و نیت خلاف در چنین فضایی نیز اثر می‌کند؛ قداست مکان جایگزین صدق زبان نمی‌شود.

ناشایست‌کاری بی‌آنکه بداند از کجاست

وقتی مزاج خراب شد، انسان کارهای ناشایست می‌کند و در همان کارها می‌ماند و سبب را نمی‌شناسد. جلسه می‌گوید سبب اغلب اندیشهٔ باطل و فکر گناه است نه فقط حادثهٔ بیرونی. تشخیص سبب، نیمه‌راه درمان است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.