بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين.
السلام عليك يا داعي الله ورباني اياته.
سلام عليكم ورحمة الله.
ادامه بحث مزاج رو قول داده بودیم که پیرامون ارتباط حیات مزاجی با وضعیت قلب، قلبمون منزل صحبت بکنیم.
که رسیده بودیم به مزاج اتم که وعده داده بودیم که مزاج اتم یا اشرف رو بیان کنیم.
اجازه بفرمایید در همین خصوص از کتاب شریف شفا، شفا شیخ الرئیس، جلد یک، صفحه سیصد و هفتاد و نه، یه بخشی رو بخونیم که ایشون می فرماید انسان اتم و اعدل امزجه را داراست.
یعنی مزاج انسانی معتدلترین و تامترین مزاجهاست و گاهی گفته میشود مزاج اول.
مزاج اول به چی میگن؟
به همون کیفیت اصلی عناصر.
به اون میگن مزاج اول.
چهارگانه.
مراد از مزاج اول کیفیت اصلی عناصر است.
مثال برودت، حرارت، رطوبت و یبوست.
در مقابل مزاج ثانی که کیفیت حاصل از امتزاج و ترکیب اجزای عناصر است که با ترکیب اجزای عناصر کیفیتی حاصل میشود که از آن کیفیت تعبیری مزاج میشود.
پس مزاج اول همون کیفیت عناصر اربعهش هستش که بحث شد قبلاً و اما مزاج ثانی کیفیت حاصل از امتزاج و ترکیب اجزاء یعنی اختلاط، اختلاط اون اجزاء چهارگانه با هم یک کیفیت جدیدی رو ایجاد میکنند.
حالا مزاج اتم، مزاج موجودیست که نزدیک به نوع کاملتر است یا به تعبیر دیگه، به مزاج انسانی مزاج اتم یا اشرف گفته میشه که مراد از مزاج اتم، اكمل مزاجات است.
حالا این، باید توجه داشته باشن عزیزان که این مزاج اتم یا اشرف یا اكمل در هر کدوم از نفوس هست، یعنی در هر کدوم از رتبههای وجودی هست.
یعنی اینکه در میان کل مخلوقات، اینجا رو توجه بکنند عزیزان که بعد اشتباه نشه.
در میان همه مخلوقات انسان است که مزاجش مزاج اتم و اشرف و اكمل است نسبت به رتبههای مادون خودش.
اما در میان انسانها، بین خود انسانها، اون که نظامش، مزاجش اتمه، اون دیگه میشه انسان کامل که اعدله.
یعنی اعدل امزجه رو داره.
که لذا به قول شیخ الرئیس چنین کسی به جهت اعدل امزجه که معتدلترین مزاجها رو داره، دیگه عمرش همیشگیه.
مگر اینکه او رو بکشند.
لذا اهل بیت علیهم الصلاة والسلام فرمودند که ما منا الا مسموم او مقتول.
حالا این نکتهای که میخواستم عرض کنم ذیل بحث اینجاست که حالا در میان خود رتبههای دیگر وجود مثل مثلاً حیوانات، نباتات، حتی جمادات، اینها، اونها هم اتم، مزاج اتم و اشرف و اینا دارن، منتها در رتبه خودشون و در رتبه خود اونها مثلاً در حیوانات، اون حیوانی که مزاجش بین حیوانات دیگر در نوع خودش اتمه، مزاجش اتمه یا اشرفه، اون به انسان نزدیکتره.
یعنی مزاج اون کم و کیف و حالاتش به انسان نزدیکتره.
حالا باید پیدا کرد که در میان حیوانات کدوم حیوان به انسان نزدیکتره.
مثلاً گوسفند میگن مظهر تسلیمه.
تسلیم خیلی در گوسفند بروز داره، ظهور داره.
مثلاً راحت میخوابونیش که بخواد ذبحش کنن راحت تن میده.
اما گاو اینها اینطوری نیستند.
لذا گوسفند همه چیش خوبه.
همه چیش، خوردنش خوبه.
اما گوساله نه.
گوسفند، گاو نه.
اینا، گاو و گوساله و اینا مثلاً شیرش خوبه.
گوشتش کراهت داره و نه شده.
اما مثلاً در شاید نباتاتم همینطور.
اون نباتی که مزاجش اتمه، میخوام بگم اونها هم دارن در رتبه وجودی خودشون.
اون که مزاج اتم دارد، مزاج اكمل و اشرف دارد، اون باز به حیوانات نزدیکتر است و باز باید پیدا کرد.
یه شاید اینکه در قرآن بعضی از نباتات هستند که مورد عنایت واقع شدن مثل خرما، مثل زیتون، اینها شاید مزاجشون این شکلی باشد.
اما باز عبارت دیگری رو از شیخ الرئیس علیه الرحمه بخونیم در کتاب شفا، جلد یک، صفحه چهارصد و چهل و سه.
ایشون میفرماید، حالا میخوان اینجا مزاج خارج رو در برابر مزاج معتدل بگن.
میفرمایند مزاج خارج مزاجیست که خارج از حد اعتدال باشد.
دیگه اسمش رو خودشه.
اگر مزاج معتدل باشد به او مزاج معتدل گفته میشود و اگر مزاج خارج از حد اعتدال باشد، به آن مزاج خارج گویند.
مزاج معتدل مزاجیست که حاصل از تعادل اخلاط اربع و ترکیب عناصر است.
یعنی وقتی که مختلط میشوند این عناصر، عناصر اربع مختلط میشوند به حالت تعادل مختلط میشوند.
حالا این در حقیقت، اِاِاِ هر چقدر که این اختلاط این عناصر اربع معتدلتره، صاحب اون مزاج- معتدله.
آره اون به سمت اعتداله دیگه.
یعنی وجودش به عدالت نزدیکه.
خب این هم یک موضوع که حالا هرچه مزاج انسان معتدلتر شد پس تمثلاتش روشنتر است، شفافتر است که بحث قبلاً بحثش گذشت اجمالاً و اعتدال مزاج البته به اطاعت از شریعت است.
که هرچه انسان اطاعتش از خداوند بیشتر باشه مزاجش هم معتدلتر و هرچه مزاج معتدلتر باشه در پذیرش حقایق و معارف و صور غیبی موفقتره.
این یک رابطه دو طرفه است.
یعنی نکته اینجاست که این رابطه دو طرفه است.
هرچه که مزاج معتدلتر، انسان به سمت حقایق سریعتر حرکت میکند.
تمثلاتش قویتر، شفافتر، ظرافتتره که عرض کردیم.
یک وجه دیگه هم هست که هرچه انسان به سمت اطاعت الهی حرکت کنه باز مزاجش معتدل میشه.
این در جواب اونهاییه که وقتی این بحثها رو میشنوند میگن خب ما چه کنیم؟
حالا مثلاً مزاج ما معتدل نیست یا نبوده و گرفتاری پیش اومده.
چه کنیم؟
گناه ما چیه؟
میگیم اصلاً خود به سمت حضرت حق حرکت کردن، اعتدال مزاج میاره.
باز دقت بفرمایید نکتهی دیگری رو بخونید برای همین بحث.
که از هزار و یک نکته حضرت علامه، نکته ده.
ببینید چقدر شیرین ایشون میفرماید "و بدان که هرچه مزاج معتدلتر و مراقبت قویتر باشد و صداقت خلوص نیت و صفای قلب بیشتر باشد، تمثلات صور روشنتر و حکایت آنها از واقع بیشتر است." که بعد اینجا اشاره به فرمایش شیخ الرئیس میکنه که حالا کسی که مثلاً علامه با ش-- فرمایش شیخ الرئیس این نکته رو ادامه میده که کسی که مزاجش خشکه دیرتر به حقیقت، به حقیقت مطلب دست پیدا میکنه.
ولی مطلب رو خوب نگه میداره.
مزاج خشک چی بود؟
همون یابس بود.
یعنی مربوط به خاک، عنصر خاک.
کسی که مزاجش رطبه یعنی تره که مربوط به آب هست، عنصر آب.
مطلب رو هم زود میگیره و هم زود از دست میده.
دقیقا مثل من.
و کسی که مزاجش حاره.
حالا من سریع میگم رد میشم چون دیگه صدای عرض شود قرآن حرم هم بلند شد بگذریم.
کسی که مزاجش حاره یعنی گرمه.
برای همین هم حرکاتش مشوشه.
[صدای اذان] هم در بیداری هم تو خوابش.
هم در بیداری عصبیه و زود براش افته میشه و هم در خواب همیشه در حال جنگ و درگیری و خونریزی و دعوا و خوابهاشم این چنینه.
اما کسی که مزاجش خشک، حالا اون حار چی بود؟
همون آتش.
اما مزاج سرد [صدای اذان] که ربط دارد به هوا، وارد، باد.
اینها.
این شیخ الرئیس میفرماید چنین کسی بلیده، جاهله یعنی جاهله و یعنی خیلی نادونی میکنه.
تو کاراش میبینی همش جهل نشون میده از خودش.
نادونی به خرج میده که البته صحیحترین مزاج اونه که عادت به راستی کرده باشه.
لذا فرمودند که نیت خلاف و قول کذب و اینها دروغ حتی به شوخی نفس و خیال رو، فکر رو کج و معوج میکنه.
برای همین در روایت به شدت نهی شده حتی به شوخی.
والحمد لله رب العالمین.
ان شا الله عاقبتمون ختم به خیر بشه.
حرکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله-