یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ادامۀ بحث مزاج؛ مزاج اتم از شفای شیخالرئیس
ادامۀ بحث مزاج و وعدۀ سخن پیرامون ارتباط حیات مزاجی با وضعیت قلب — قلب منزل — به مزاج اتم یا اشرف رسیده بود. از کتاب شریف شفا، شفای شیخالرئیس، جلد یک، صفحۀ سیصدوهفتادونه بخشی خوانده میشود: انسان اتم و اعدل امزجه را داراست؛ یعنی مزاج انسانی معتدلترین و تامترین مزاجهاست و گاهی مزاج اول گفته میشود.
مزاج اول و مزاج ثانی
مزاج اول به چه میگویند؟ به همان کیفیت اصلی عناصر؛ چهارگانه. مراد از مزاج اول کیفیت اصلی عناصر است: مثال برودت، حرارت، رطوبت و یبوست. در مقابل، مزاج ثانی کیفیت حاصل از امتزاج و ترکیب اجزای عناصر است؛ با ترکیب اجزا کیفیتی حاصل میشود که از آن به مزاج تعبیر میکنند. پس مزاج اول همان کیفیت عناصر اربعه است که پیشتر بحث شد؛ و مزاج ثانی کیفیت حاصل از امتزاج و اختلاط اجزای چهارگانه با هم که کیفیت جدیدی میآفریند.
مزاج اتم؛ اکمل مزاجات در هر رتبه
مزاج اتم مزاج موجودی است که نزدیک به نوع کاملتر است؛ یا به تعبیر دیگر به مزاج انسانی مزاج اتم یا اشرف گفته میشود و مراد اکمل مزاجات است. باید توجه داشت که این مزاج اتم یا اشرف یا اکمل در هر یک از نفوس هست؛ یعنی در هر یک از رتبههای وجودی. در میان همۀ مخلوقات — اینجا نباید اشتباه شود — انسان است که مزاجش اتم و اشرف و اکمل است نسبت به رتبههای مادون خود. اما در میان انسانها، میان خود انسانها، آن که نظام و مزاجش اتم است همان انسان کامل است که اعدل است؛ یعنی اعدل امزجه را دارد. به قول شیخالرئیس چنین کسی به جهت اعدل امزجه که معتدلترین مزاجها را دارد عمرش همیشگی است مگر او را بکشند. لذا اهلبیت علیهمالصلوةوالسلام فرمودند: ما منا الا مسموم او مقتول.
مزاج اتم در حیوان و نبات؛ نزدیکی به انسان
نکته ذیل بحث اینجاست که در میان رتبههای دیگر وجود — حیوانات، نباتات، حتی جمادات — نیز آنان مزاج اتم و اشرف دارند، منتها در رتبۀ خودشان. مثلاً در حیوانات، آن حیوان که مزاجش میان حیوانات دیگر در نوع خود اتم یا اشرف است به انسان نزدیکتر است؛ یعنی کم و کیف و حالاتش به انسان نزدیکتر است. باید یافت در میان حیوانات کدام به انسان نزدیکتر است. مثلاً گوسفند را مظهر تسلیم میگویند؛ تسلیم در گوسفند بسیار بروز دارد؛ راحت میخوابانندش برای ذبح و تن میدهد. گاو چنین نیست. لذا گوسفند همه چیزش نیکو است؛ خوردنش نیکو است. گوساله نه؛ شیر گاو نیکو است و گوشتش کراهت دارد. شاید در نباتات نیز همینگونه باشد؛ آن نبات که مزاجش اتم و اکمل و اشرف است به حیوانات نزدیکتر است. شاید اینکه در قرآن بعضی نباتات مورد عنایت واقع شدهاند — مانند خرما و زیتون — از این جهت باشد که مزاجشان چنین است.
مزاج خارج و مزاج معتدل؛ شفا ج۱ ص۴۴۳
عبارت دیگری از شیخالرئیس علیهالرحمه در شفا، جلد یک، صفحۀ چهارصدوچهلوسه: آنجا میخواهند مزاج خارج را در برابر مزاج معتدل بگویند. میفرمایند مزاج خارج مزاجی است که خارج از حد اعتدال باشد؛ نامش با خودش است. اگر مزاج معتدل باشد به او مزاج معتدل گفته میشود و اگر خارج از حد اعتدال باشد مزاج خارج گویند. مزاج معتدل مزاجی است حاصل از تعادل اخلاط اربع و ترکیب عناصر؛ یعنی وقتی عناصر اربع مختلط میشوند به حالت تعادل مختلط میشوند. هرچه این اختلاط معتدلتر، صاحب آن مزاج به سمت اعتدال است؛ یعنی وجودش به عدالت نزدیک است.
رابطۀ دوطرفۀ اعتدال مزاج و اطاعت شریعت
هرچه مزاج انسان معتدلتر شد تمثلاتش روشنتر و شفافتر است — بحثش اجمالاً گذشته — و اعتدال مزاج البته به اطاعت از شریعت است. هرچه انسان اطاعتش از خداوند بیشتر باشد مزاجش معتدلتر؛ و هرچه مزاج معتدلتر، در پذیرش حقایق و معارف و صور غیبی موفقتر. این رابطهای دوطرفه است. هرچه مزاج معتدلتر، انسان سریعتر به سمت حقایق حرکت میکند؛ تمثلاتش قویتر، شفافتر و ظریفتر. وجه دیگر آنکه هرچه انسان به سمت اطاعت الهی حرکت کند باز مزاجش معتدل میشود. این پاسخ کسانی است که چون این بحثها را میشنوند میگویند مزاج ما معتدل نیست یا نبوده و گرفتاری پیش آمده؛ گناه ما چیست؟ میگوییم اصلاً خود حرکت به سمت حضرت حق اعتدال مزاج میآورد.
نکتۀ ده علامه؛ خشک و تر و گرم و سرد
از هزار و یک نکتۀ حضرت علامه، نکتۀ ده: «و بدان که هرچه مزاج معتدلتر و مراقبت قویتر باشد و صداقت و خلوص نیت و صفای قلب بیشتر باشد، تمثلات صور روشنتر و حکایت آنها از واقع بیشتر است.» سپس اشاره به فرمایش شیخالرئیس میکند: کسی که مزاجش خشک است دیرتر به حقیقت مطلب دست مییابد ولی مطلب را خوب نگه میدارد. مزاج خشک همان یابس بود؛ مربوط به خاک، عنصر خاک. کسی که مزاجش رطب است — تر، مربوط به آب، عنصر آب — مطلب را هم زود میگیرد و هم زود از دست میدهد. کسی که مزاجش حار است — گرم، آتش — حرکاتش مشوش است؛ هم در بیداری هم در خواب: در بیداری عصبی و زودآشفته، در خواب همواره در حال جنگ و درگیری و خونریزی و دعوا. کسی که مزاجش سرد است — مربوط به هوا و باد — شیخالرئیس میفرماید چنین کسی بلید و جاهل است؛ در کارها جهل از خود نشان میدهد و نادانی به خرج میدهد.
صحیحترین مزاج آن است که عادت به راستی کرده باشد. لذا فرمودهاند نیت خلاف و قول کذب — دروغ حتی به شوخی — نفس و خیال و فکر را کج و معوج میکند. برای همین در روایت به شدت نهی شده حتی به شوخی. والحمد لله رب العالمین.
جمعبندی رابطۀ قلب منزل و مزاج
پس قلب منزل با وضعیت مزاج گره خورده است. مزاج اتم انسان را در میان مخلوقات ممتاز میکند؛ و در میان انسانها انسان کامل اعدل امزجه را دارد و عمر طبیعیاش جز با قتل و سم قطع نمیشود. در مراتب مادون نیز اکمل هر نوع به مرتبۀ بالاتر نزدیکتر است؛ ازاینرو شناخت مزاج حیوان و نبات نیز در فهم قرب به انسان مفید است.
تمثلات، شریعت و پاسخ به اعتراض ناتوانی مزاجی
هرچه اعتدال بیشتر، تمثل صور روشنتر و حکایت از واقع صادقتر. این سخن علامه در نکتۀ ده با بیان شیخالرئیس در شفا همخوان است. کسی که میگوید مزاجم از آغاز نامعتدل بوده و راه بسته است، فراموش میکند که حرکت اطاعتی خود مزاجساز است؛ شریعت فقط بر مزاج سوار نمیشود، مزاج را نیز میپرورد. پس بنبست مزاجی بهانهای برای ترک سیر نیست؛ سیر خود راه گشایش مزاج است.
اثر کذب بر کژی خیال و فکر
صحیحترین مزاج عادت به راستی است. نیت خلاف و سخن دروغ — حتی به شوخی — نفس و خیال را کج میکند؛ روایت از دروغ شوخی نیز به شدت نهی کرده است. پس ادب صدق نه تنها خلقی اخلاقی که شرط سلامت مزاج و صفای تمثلات است. کسی که در قول سست باشد در خیال نیز معوج میشود و تمثلاتش از واقع دور میماند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.