د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۹
دارای متن همگام
فاصلهٔ مأمومان در نمازِ جماعت
قلب منزل29_ج401
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۴۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۸ سرفصل
## فاصلهٔ مأمومان در نمازِ جماعت
۰:۰۰
## قلبِ منزل؛ وظایفِ ناشناخته و فرصتسوزی
۰:۲۰
## حیاتِ مزاجی؛ رابطه با شهود
۲:۳۹
## اصلِ پانزدهم؛ جدولِ وجودی و اختلافِ امزجه
۴:۰۵
## حیاتِ ذاتی در کنارِ حیاتِ مزاجی
۷:۱۲
## پاسخ به اختلافِ سرعتِ جرقه و مکاشفه
۷:۴۳
## قطبالدین شیرازی؛ امتزاجِ عناصر و کیفیتِ متوسط
۹:۵۶
## شیخالرئیس؛ مزاج کیفیتِ تفاعل است
۱۱:۵۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام علیکم و رحمة الله.
فاصلهای که مأمومین در نماز جماعت
حد اکثر فاصلهای که میتونن از هم داشته باشن.
حالا قدیمها در فقه فرمودن
به اندازه لم دادن یک گوسفند یا یک گوسفند لمیده.
فعلاً فرمودن حداکثر به اندازه یک متر.
مخصوصاً در این دوران کرونایی و اینها،
اون فاصلهای که جهت رعایت فاصلههای بهداشتی میگفتن در نماز جماعت نباید بیش از یک متر باشد که
نه دیگه نماز جماعت اتصال برقرار نیست در این صورت.
اما بریم سراغ بحث قلب منزل.
چقدر ما در خصوص
قلعمون وظایف داریم که از این وظایف بیخبریم.
چقدر فرصتهامون رو، اوقات عمرمون رو،
فرصتها رو سوزاندیم و فرصتسوزی کردیم و به جای اینکه بپردازیم به مهمات زندگیمون،
متأسفانه وقتهامون رو
جاهای دیگه گذاشتیم مثل دیدن
تلویزیون و عرض شود این
فیلمها و سریالهایی که جز اینکه
ذهن ما رو آشفته کنه و متخیلات فاسده ما رو
در قوه خیال اون بیش از پیش کنه عایدی نداشت برای ما.
امیدوارم که خدای منان
به داد ما برسه و اون لحظهای که
دست دراز میکنیم تا حجت خدا دستمون رو بگیره،
حجت خدا بتواند که دست ما را بگیرد که جز با طهارت نمیشود که "نما یرید الله لیلث
عنکم الرجس اهل البت ویطهرکم تطهيرا" در خصوص اونها
"ولا یمسه الّا المتهرون" در خصوص ما
که اگر دست ما طهارت لازم رو نداشته باشد چگونه اونها دست ما رو بگیرن؟
باید آماده شد که قرآن میفرماید ابتدا "ویزکیهم" تذکره مقدم قرار داده.
سپس "ویعلمهم الكتاب والحکمة".
عزیزان حدیث نفس البته برای خودم میخونم.
نشه اون جایی که ابا عبدالله با اون همه رأفت و مهربانی
میرفتن در یک مسیری، یکی از دوستانشون
تشریف اومدن رسیدن محضر حضرت شرفیاب شدن.
دست دراز کردن امام حسین در روایت هست دستش رو کنار کشید.
فرمود تو با دستت گناه کردی امروز و توبه نکردی.
نشه به اون روز و به اون حال ما گرفتار بشیم.
چقدر ما بحث حیات مزاجی رو که بیان کردیم چقدر عزیزان رو
منقلب کرده، چقدر مضطرب کرده،
چقدر نگران کرده و چقدر عزیزان رو به فکر فرو برده.
خب چه کنیم؟ نگیم؟ یک وظیفه است که باید بگیم.
بگیم یک مشکل است که
این چنین بازخوردهای
به هر حال گوناگونی از
نوع عزیزان دارد که
ما هم که چقدر فرصت مگر داریم، چقدر همدیگر رو میبینیم.
خدای منان برکت بدهد ان شاء الله به وقت و اوقات ما.
بحث ما بحث حیات مزاجی بود
و همونطور که عرض شد
میدانید که هر چه مزاج انسان سالمتر و به اعتدال نزدیکتر، شهود حقایق
و مشاهدات انسان شفافتر و زلالتر.
در حقیقت یک رابطهی مستقیمی بین
میزان اعتدال مزاج انسان
و شفافیت
شهود و زلال بودن شهود برقرار است.
از این جهت اجازه بفرمایید که اصل پانزدهم
حضرت علامه در کتاب شریف انسان در عرف عرفان رو با هم بخونیم.
در اصل پانزدهم این کتاب شریف
حضرت استاد میفرمایند "اصل دیگر اینکه وارداتی از قبیل تمثلات و مکاشفات
و دیگر القاءات صبوهی در حال مراقبت و توجه مثلاً پیش میآید.
بدین معنی نیست" حالا اون میفرماید که اون توجهاتی که
انسان دارد خب یک
القاءاتی رو صورت میگیره برای هرکی به یک نسبت.
بعد حضرت میفرمایند که، ایشون میفرمایند که "بدین معنی نیست که برای هر سالکی یکسان روی آورد
زیرا که هر شخص جدولی خاص از بحر بیکران هستی است
و نصیب او از این جدول وجودی خاصش
به اقتضای مناسبتی میان او با واقع
عاید او میشود. خلاصه اینکه آنچه در خواب و بیداری نصیب هر کسی میشود،
میوههاییست که از کمون شجرهی وجود او بر،
بروز میکند و اختلاف امزجه را دخلی تمام
در واردات و القاءات و منامات است." خیلی
جالبه که حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه
این کلاً واردات و القاءات و منامات و اینها رو میفرماید این اختلاف
امزجه درش دخل و تصرف تام و تمام دارد.
و خیلی جالبه که ایشون میفرماید هم در خواب هم در بیداری
در هر دو موردش این اصل
پا برجاست و خیلی باید مراقبت کرد در خصوص مجا-- مزاج که این مزاج رو به هم نزنیم.
مزاج رو از بین نبریم، تخریبش نکنیم بلکه به سمت اعتدال بکشونیم.
حالا ما که بحثمون مزاج شناسی نیست دوستان.
دوست داریم که این بحث رو ادامه بدیم.
اما چه کنیم؟ بحث ما قلب سیر،
بحث قلب در قرآن است و رسیدهایم به
بیست و یکمین قلب، نوع قلب در قرآن
به نام قلب منزل. و چون
عرض کردیم که القاءات حضرت حق، تنزلات حضرت حق، اون فیضی که از سمت ناحیه
حضرت حق بر قلب
انسان نازل میشود کاملاً،
ااا مرتبط با
امزجه و نوع مزاج انسانهاست.
از همین حیث ما مجبور شدیم یه چیزکی پیرامون،
ااا مزاج و حیات مزاجی صحبت کنیم.
و الا سخن به مراتب بیش از اینهاست دامنهی بحث
و نیاز ما هم به مراتب
بسیار است نسبت به شناخت مزاج و نوع مزاج
و چگونگی این که انسان چگونه به سمت اعتدال برود.
حالا ما چیزکی عرض میکنیم اما چه کنیم
که بحث ما این نیست. حالا اگر خدا لطف کرد توفیق داد بعدها
حالا به قول علامه به وقتش
در این خصوص هم سخن خواهیم گفت.
اما تشنهگان این موضوع
میتوانند رجوع کنند به رسالات
و ارباب این علم.
پس توجه داشتید، متوجه شدید بر اساس این اصل پانزدهم کتاب شریف انسان در عرف عرفان حضرت علامه،
حتی ایشون نوع مکاشفات و القاءات و اینها تمثلات که برای انسان رخ میدهد چه در بیداری چه در خواب رو
جالبه که بدانید همونطور که در
عین متن قرائت کردیم
به جدول وجودی ما هم مرتبط میدونه.
نه صرفاً به حیات مزاجی بلکه به حیات ذاتی هم مرتبط میداند.
که حالا بعضیا اشکال داشتن به این قصه
که چرا شما
بحث حیات ذاتی رو هم اینجا مطرح کردید و
اینکه د-- هم در حیات مزاجی و هم در حیات ذاتی
ما این اختلاف رو داریم
در حالی که این چنین نیست.
اتفاقا اینجا حضرت علامه اگه دقت کردید
فرمودند زیرا که هر شخص جدول خاص از بحر بیکران هستی است
و نصیب او از این جدول وجودی خاصش به اقتضای مناسبتی میان او با واقع عاید او میشود.
پس جدول وجودی هم کاملاً
در این قصه سهم به سزایی دارد
که هرچه مزاج به سمت اعتدال میرود،
هرچه مزاج سالمتر است،
انسان در تمثلات و مکاشفات و القاءاتش موفقتر است.
حالا ما داریم تقریباً جواب اون عزیزان رو هم میدیم که بعضیا
خیلیا یعنی یا به حالا به اون کانالهایی که
این مباحث مطرح میشه درش
از مدیران اون کانالها میپرسن یا حضوری از خود حقیر که
سؤالشون این هست که چگونه است که
ما هرچه زحمت میکشیم به تعبیر خودشون برکت در
کارهای ما نیست یا دیر جرقه میخوریم، دیر وجودمون روشن میشود
یا بعضیا زودتر، بعضیا دیرتر، بعضیا حتی میترسند از خودشون.
به حالت ترس و رعب از خودشون افتادن
که خیلی سریع جرقه میخورند.
خیلی سریع به مکاشفه میافتند.
خیلی سریع به خوابهای آنچنانی حتی طی الارض میرسند.
اینها دیگه بستگی دارد به همون بحث مزاج و جدول وجودی
که اینها بحث بسیار دقیق و ظریفیست عزیزان.
که اونها الان تقریباً جواب خودشون رو دارن میگیرن
و اگر کسی بتواند
اعتدال مزاج رو در خودش حفظ کنه یا
به اون سمت حرکت کنه خیلی زودتر به
نتیجه ممکن خواهد رسید که حالا راههاش رو بعضیاش رو که حالا وقت ما ایجاب میکند و سیر بحث
انشاالله در آینده و به مور--
به مرور عرض خواهیم کرد. اجازه بفرمایید به همین مناسبت
یه چند جملهای هم از مرحوم قطبالدین شیرازی از همین خصوص عرض کنیم
که ایشون میفرمایند چون عناصر اربعة بعضی با بعضی دیگر مجتمع شوند،
همون چهار تا عنصری که عرض کردیم،
اینها با هم مجتمع میشن، اجتماع میکنند،
اختلاط پیدا میکنند با هم، امتزاج پیدا میکنند
که آتش بود و
عرض شود آب بود و خاک بود و هوا.
چنانچه عزیزان سیر بحث رو داشتن اینها رو عرض کردیم.
حالا ایشون میفرمایند که به واسطهی کیفیات متضاده تا حدی که حاصل شود از ایشان کیفیتی متشابه
در جمع اجزای این اجتماع امتزاج ایشان باشد
و آن کیفیت متوسط را مزاج گویند.
یعنی اینها بالاخره هر کدوم یه، هر کدوم از این عناصر اربعة
خودشون یک کیفیاتی داشتند دیگه.
برودت بود و حرارت
و رطوبت بود و یبوست.
اینها امتزاجی که با هم پیدا میکنند،
هر کدوم یک کیفیت خاصی رو پیدا میکنند که حالا از امتزاجشون
همون مزاج ایجاد میشه و حاصل میشه
که ایشون میفرمایند و آن کیفیت متوسط را
مزاج گویند. متوسط یعنی همون حالت اعتدالی که ایجاد میشود از امتزاج اینها.
و البته ایشون میفرمایند و فساد با مزاج فرق دارد.
آقا خیلیا اینجا متوجه مسئله نیستند و فساد رو با مزاج یکی میگیرند.
در حالی که فساد تبدیل بصاعته.
توجه داشته باشید. یعنی بعضی
به بعضی دیگر ااا اینها
تبدیل میشن. یعنی انقلاب عنصری به عنصر دیگر رخ میده
و اما در مزاج این چنین نیست.
در مزاج حد مت-- حد متوسط
تجمعات است. ربطی به بدل عنصری و تبدل عنصری به عنصر دیگر ندارد.
و اتفاقاً مرحوم
شیخ الرئیس در جلد یک شفا، صفحه
چهارصد و بیست و سه، اونجا در خصوص
موضوع مزاج میفرمايد
اصلاً ااا
چون اختلاط عناصر موجب پیدایش کیفیت مخصوصه است،
اصلاً مزاج کیفیتیست
که از تفاعل کیفیات متضاده موجود در عناصر یعنی همین عناصر اربعة
حاصل میشه. یعنی بالاخره هر کدومشون یک کیفیتی دارند که
متضاد با هماند. یعنی برودت،
برودت متضاد با حرارت است
یا رطوبت متضاد با
یبوست است. اینها همونطور که ملاحظه میفرمایید
به روایت بزرگان اهل معرفت
اهمیت این موضوع
حتی در ساختن ابدیت ما موثر است.
چه به نه فقط همین دو روزه دنیا، بلکه
ما به قول بزرگان
از حضرت علامه طباطبایی علیه رحمة بگیر تا استاد کل حضرت
علامه حسن زاده ابد در پیش داریم و در این ابد ساختن ابد خودمون
کاملاً نیاز مبرم داریم به شناخت
این کیفیات حاصله
و چه حیات از حیث حیات
ذاتی و چه از حیث حیات
مزاجی که حالا بعد انشاالله در جلسات بعد
بیشتر با هم سخن خواهیم گفت که اصلاً مزاج اتم چیست، مزاج اشرف چیست
یا مزاج خارج چگونه است و ربط اینها.
انشاالله که عاقبت good به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد