ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 027

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

همت؛ شرط رسیدن به اسم یقین

جلسهٔ پیش گفته شد باید اهل همت باشیم و تلاش کنیم. دست بر دست گذاشتن و فقط شنیدن و به به گفتن و لذت بردن به جایی نمی‌رساند. تا دیر نشده باید آغاز کرد تا اصحاب همت آستین بالا بزنند. چاره‌ای جز رسیدن به اسم یقین حضرت حق نیست. باید با کسب معرفت و عمل به آنچه گرفته‌ایم سعهٔ وجودی را از ضیق به سعه بدل کنیم و ظرف وجود را بزرگ کنیم تا بهره از وجود بیشتر شود.

خدا مرحوم افعمی را رحمت کند؛ در مصباح‌شان وقتی اسماء الهی را شرح می‌کند یکی از اسماء — بلکه به گفتهٔ ایشان اسم اعظم — یقین است؛ خدا را به یا یقین می‌خوانند. در قرآن است: واعبد ربک حتی یأتیک الیقین؛ پروردگارت را عبادت کن تا به یقین برسی. این جز با همت رخ نمی‌دهد.

حقایق فوق طور عقل‌اند؛ اگر در عقل بمانیم و قلب را رها کنیم، قلب که فرودگاه الهامات است از رزق خود بی‌بهره می‌شود و خروج از آن مشکلات دشوار است. باید از آغاز حرکت کرد. قرآن اصل را گفته: واعبد ربک. عبادت به معرفت است. در مناجات امیرالمؤمنین آمده: اللهم نوّر ظاهری بطاعتک و باطنی بمحبتک و قلبی بمعرفتک و روحی بمشاهدتک و سرّی باستقلال اتصال حضرتک یا ذا الجلال والإکرام. پایان با جلال و اکرام است؛ هم اسماء جلالیه هم جمالیه. چاره‌ای جز غور در اسماء نیست؛ هرچه می‌بینی اسم است؛ در ذات یا بیرون از ذات. شما هر یک از اعیان و اسمائید: وعلّم آدم الأسماء کلها.

حروف عالیات و اهل‌بیت

چاره‌ای جز چشیدن حروف عالیات نظام هستی نیست؛ از مادون تا مافوق. این حروف غذای وجودند. حدیث است: کنّا حروفاً عالیات لم نُقل؛ ما اهل‌بیت آن حروف عالیاتیم؛ نه کلماتی که قرائت می‌کنید؛ مافوق تصور شما. اما نسبت به سعهٔ وجودی خود باید از این کلمات بچشید. مشکل آن است که خود را دست‌کم می‌گیریم و در چشیدن حقایق می‌مانیم.

یکی از مشکلات به کارکرد نادرست قلب برمی‌گردد. حروف و کلمات هستی — که یکی خود ماییم — نسبت به غلبهٔ کدام اسم حق در آن‌ها سعه و ضیق می‌یابند و مزاج حاصل حیات ویژه دارد. برای شناخت این حیات باید چگونگی درج حیات را در رتبه‌های وجودی، به‌ویژه در قلب، شناخت.

حیات مزاجی و حیات ذاتی

اینجا بحثی داغ میان حکما و عرفا است. شیخ در فتوحات می‌گوید حیات دو گونه است: مزاجی و ذاتی. حیات مزاجی ترکیب عناصر و فعل و انفعالات است؛ در تجرید و کتب فلسفی و نمط سوم اشارات نیز آمده. حیات ذاتی کاری به مزاج ندارد و حس وجودی است؛ هرچند ظهورش در مزاج بیشتر نمایان می‌شود. هرچه مزاج معتدل‌تر، اسماء و صفات بهتر می‌درخشند و ما با همین حیات مزاجی حقایق را می‌چشیم. اگر مزاج معتدل نباشد درک حروف هستی دشوار می‌شود. جایگاه قلب بسیار مهم است.

ثمّ‌های قرآن — ثم من نطفة ثم من علقة ثم من مضغة — بر استدراج دلالت دارد و همان حیات مزاجی است. آخوند در اسفار بر شیخ در فتوحات اعتراض دارد که چرا حیات را دو گونه کرده. علامه حسن‌زاده با انبساط خاطر می‌فرمایند این اشکال وارد نیست و بحث می‌کنند. اجمالاً نکاتی خواهد آمد.

مزاج غیر از نفس؛ تفاوت مشاهدات

مزاج غیر از نفس است. چنان‌که انسان ظاهر و باطن و صورت و سیرت دارد و ظاهرها متفاوت‌اند، سیرت و باطن و مزاج‌ها نیز متفاوت‌اند؛ ازاین‌رو مشاهدات و واردات متفاوت است. نه آنکه یکی حق و یکی باطل؛ در طول هم‌اند؛ مانند شدت و ضعف نور. شهود مبتنی بر مزاج است؛ هرچه معتدل‌تر، مشاهده زلال‌تر. قلب قوی نشانهٔ مزاج معتدل است و امیر قوای وجود بهتر تدبیر می‌کند. این‌ها در هم تأثیر دارند.

باید بحث مزاج را جدی گرفت. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

از ضیق تا سعه؛ برنامهٔ عملی همت

همت یعنی معرفت را به عمل دوختن و ظرف را فراخ کردن. هر بار که اسمی از اسماء حق چشیده شود و به طاعت بنشیند، سعه افزوده می‌شود. یقین میوهٔ این استمرار است نه جرقهٔ حال. رها کردن قلب به سود بحث‌های صرفاً ذهنی، فرودگاه الهام را تعطیل می‌کند.

اعتدال مزاج و زلالی شهود

بدون اعتدال مزاج، حرف از شهود زود به خیال می‌آمیزد. شرع با آداب خوردن و خواب و پرهیز، مزاج را برای دریافت اسماء آماده می‌کند. قلب معتدل امیر قواست؛ قلب آشفته اسیر وهم. ازاین‌رو سلوک علمی و سلوک عملی در این مکتب از هم جدا نیستند.

جمع‌بندی جلسهٔ همت و یقین

عبادت تا یقین، غور در اسماء، چشیدن حروف عالیات، و حفظ حیات مزاجیِ معتدل چهار رکن این جلسه‌اند. اشکال اسفار بر فتوحات در دوگانه‌سازی حیات، با پاسخ حسن‌زاده گشوده می‌شود تا راه چشیدن حقایق برای سالک عملی بماند نه جدال لفظی.

یقین به‌مثابه اسم و مقصد بندگی

مرحوم افعمی یقین را از اسماء — و بلکه اسم اعظم — می‌شمارد. آیهٔ واعبد ربک حتی یأتیک الیقین عبادت را وسیله و یقین را غایت می‌نهد. این غایت با همت می‌آید: گرفتن معرفت و عمل به آن تا سعهٔ وجودی از ضیق به فراخی بدل شود. لذتِ شنیدنِ بی‌عمل، سدّ راه است.

مناجات نور و نقشهٔ اسماء

در مناجات امیرالمؤمنین ظاهر به طاعت، باطن به محبت، قلب به معرفت، روح به مشاهده و سرّ به استقلال اتصال حضرت روشن می‌شود و ختم آن یا ذا الجلال والإکرام است؛ جمع جلال و جمال. انسان مظهر اسماء است و علم آدم الاسماء یادآوری همین حقیقت است. سالک باید حروف عالیات هستی را بچشد؛ اهل‌بیت خود فرموده‌اند کنّا حروفاً عالیات لم نُقل.

دو گونه حیات در فتوحات و پاسخ به اسفار

ابن‌عربی حیات مزاجی را محصول ترکیب عناصر و حیات ذاتی را حسّ وجودی می‌داند که ظهورش در مزاج قوی‌تر است. ملاصدرا بر این دوشقی بودن خرده گرفته؛ حسن‌زاده می‌گوید اشکال وارد نیست. ثُم‌های آفرینش انسان در قرآن نقشهٔ استدراج حیات مزاجی است. بدون مزاج معتدل، چشیدن کلمات هستی دشوار می‌شود و قلب که امیر قواست ناتوان می‌ماند.

تفاوت مزاج‌ها و وحدت طولی شهود

مزاج غیر نفس است. چنان‌که صورت‌ها فرق دارند، سیرت‌ها و مزاج‌ها نیز فرق دارند و ازاین‌رو واردات و مشاهدات شدت و ضعف می‌یابند؛ نه حق و باطلِ متقابل، بلکه مراتب نور. شهودِ زلال فرعِ مزاجِ معتدل است. جدّی گرفتن بحث مزاج، راه عملی همین جلسه برای رسیدن از همت به یقین است.

همت مداوم و پرهیز از افسونِ حال

حالِ خوشِ جلسه اگر به برنامهٔ ذکر و طاعت و اصلاح مزاج نرسد، دود می‌شود. همت یعنی هر روز سهمی از معرفت را به عمل بردن تا اسم یقین در وجود بنشیند. سالک باید بداند شهود بدون اعتدال خواب و خوراک و پرهیز، غالباً خیال است. ازاین‌رو استادان اخلاق اصلاح مزاج را مقدّمهٔ کشف می‌دانند نه امری حاشیه.

نسبت عقل و قلب در مسیر یقین

عقل راه را می‌نمایاند؛ قلب منزل نزول معارف است. اگر عقل بماند و قلب رها شود، الهام فرود نمی‌آید و انسان در مفاهیم خشک می‌ماند. اگر قلب بی‌عقل بجهد، در وادی وهم می‌افتد. جمع این دو با همت ممکن است: خواندن و فهمیدن اسماء، سپس چشیدن آن‌ها در طاعت. اهل‌بیت که حروف عالیات‌اند، هم معلّم‌اند هم مَطعم؛ باید از سفرهٔ آنان خورد تا سعه آید و یقین بماند.

جمع‌بندی عملی جلسه

سه دستور کوتاه از این بحث برمی‌آید: نخست، همت را جایگزین تماشای منفعل معارف کن؛ دوم، مزاج را با آداب شرع معتدل دار تا قلب بتواند بچشد؛ سوم، در اسماء جلال و جمال غور کن و از حروف عالیات — معارف اهل‌بیت — روزی بگیر تا از ضیق به سعه برسی و خدا را به اسم یقین بخوانی. اختلاف نظر اسفار و فتوحات در حیات نباید سالک را از عمل بازدارد؛ حسن‌زاده راه را برای جمع دو نگاه گشوده است. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

بحث مزاج را باید جدی گرفت؛ هرچند در اسفار بر فتوحات اشکال شده که چرا حیات دو گونه شده، علامه حسن‌زاده می‌فرمایند اشکال وارد نیست و با گشادهرویی توضیح می‌دهند. اجمالاً نکاتی در آینده خواهد آمد. امید که عاقبت همه ختم به خیر باشد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.