د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۶
دارای متن همگام
میلاد زینب و جلوهٔ طوفانِ تهلیل
قلب منزل26_ج398
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۷:۳۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۹ سرفصل
## میلاد زینب و جلوهٔ طوفانِ تهلیل
۰:۱۲
## بُعد اجتماعی انسان و درس زینب
۲:۰۵
## سنگینی معارف و تعطیل نکردن عقل
۲:۲۵
## از برهان عقل تا سلطان قلب
۳:۵۶
## قلب و خطر انقلاب در یک آن
۴:۱۶
## قلب منزلگاه عنایت و نفس رحمانی
۹:۴۶
## صادر اول و کلمات وجودی
۱۰:۲۱
## آیهٔ کلمات الله در سورهٔ لقمان
۱۳:۴۰
## حیات خلقی؛ استهلاك در احدیت و شنیدن در قلب
۱۴:۵۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. سلام علیکم و رحمة الله.
ایام میلاد بسیار با عظمت و بینظیر حضرت زینب کبرا سلام الله علیها را بر همه دوستان و عزیزان
تبریک عرض میکنیم. ان شاء الله که مورد عنایت خاص و ویژه عمه امام زمانمون قرار بگیریم همگی.
بله، طوفان هوى
تهلیهٔ عنی زینب.
خب میدونید که همه آنچه که مشهود ماست،
هر آنچه که میبینیم وجود است و
به یک معنا تشئونات وجود است که و "کل يوم هو في شأن".
اصلاً از همین آیه این
بحث شؤون الهی برداشت شده است.
هو في شأن و همه این تشئونات حضرت حق هر کدوم یک جلوهای دارن.
هرچه سعه وجودی بیشتر،
جلوهشون بیشتر. یکی جلوهش مثل یک نسیمه، یکی
شدیدتره، یکی طوفانه.
حالا اینجا عرض میکنیم طوفان هوى تهلیهٔ عنی زینب.
تهلیه هم که همون ذکر حقیقت ذکر لا اله الا الله هست.
امیدوارم که در جدول وجودیتون این شعر درست جا بیفته که عنایت حضرت حق بود در جلسهای به این حقیر.
طوفان هوى تهلیهٔ عنی زینب،
زینب علی و فاطمهٔ عنی زینب.
این عین حسن مثل حسین عمه ماست.
به به. این عین حسن مثل حسین عمه ماست.
آن ولوله در علقه عنی
زینب سلام الله علیها.
عزیزان توجه داشته باشن که
خب از بحث احکام هم جا نمونیم.
ذیل محبت و ولایت بیبی جانمون عرض میکنیم که
سؤال، چرا انقدر نماز جماعت
اهمیت پیدا کرده و هرچه تعداد بیشتر ثواب بیشتر؟
جواب، اهمیت
بُعد اجتماعی انسانهاست که این چنین
میکند تا جایی که پردهنشینی مثل
دختر شیر خدا حضرت زینب سلام الله علیها به جهت اون عظمت و جایگاه و اهمیت
بُعد و ابعاد اجتماعی
حاضر میشن بیرون و بیرون از
صحنه و
در حقیقت در میان گود
این چنین خرو-- به خروشند و
شکوه بیافرینند و آنچنان خطبه بخوانند و اینها.
پس یادمون نره اهمیت و جایگاه ابعاد اجتماعی ما رو که متأسفانه
دستخوش تحلیل غلط بسیاری از
رهروان دروغین این راه قرار گرفته و جوونهای ما رو از ابعاد اجتماعی و اهمیت اون غافل کردند و دچار
عرفانهای حلقه و گوشهنشینی و روحانیت و این چنین چیزها کردند.
اما بحثمون که پیرامون قلب منزل بود رو به فضل الهی ادامه بدیم.
بله به هر حال بعضاً یا پیامهایی که میاد از طریق مدیر کانال یا عزیزانی که حضوری شرکت میکنند.
خب بعضیا معتقدن که این مطالب و این معارف
خیلی دست یافتنی نیست و
به نوعی میشه گفت عملیاتی نیست
و خیلی بیشتر بُعد نظریست.
خیلی-- حالا خلاصهش اینکه خیلی به درد ما نمیخوره.
به چه جهت به درد ما نمیخوره؟
چون ما متوجه نمیشیم. خیلی بحث سنگینه.
خب اینجا وقتی بحث سنگین میشه دو تا مطلب رو عرض کنم.
عقل رو خدا برای چی به ما داده؟
عقل برای مطالب و مباحث پیچیدهست.
مسائل متعارف که نیازی به عقل نداره.
مسائلی که در حقیقت قوه خیال ما و وهم ما جوابگوی
اونها هستند چه نیازی به عقل؟
عقل اصلاً برای مطالب پیچیده و غامض و دشواره.
اگر کسی وقتی متوجه شد
درک چیزی سخته، دشواره
و سر باز زد از اون یعنی عقلش رو به بیگاری گرفته و عقلش رو تعطیل کرده.
چنین کسی نه به عقل
یعنی نه به عقل میرسد، نه به فوق طور عقل.
خب چنین کسی بله در گردابهای نفهمی گیر میکنه.
حالا ما جسارت نمیکنیم به عزیزان.
منظورمون کساییه که این چنین هستند.
یعنی با این روشی که ما عرض کردیم جلو میرن.
بله اینها گیر میکنند و اون مطالب پیچیده و غامض رو متوجه نمیشن.
لذا به اطوار
گوناگون خودشون، به اون اطوار خطیر
و دقیق وجودی خودشون آگاه نمیشن.
لایههای وجودی خودشون رو بیخبر میمونن.
و چه بد که انسان نسبت به خودش بیخبر باشد.
این بدترین نوع زندگیست به نظرم که کسی از خودش بیخبر باشد.
خب بله این معارف وقتی عقل به کار افتاد،
عقل اینها رو برهانسازی میکنه و کلیسازی میکنه.
اون جزئیسازیهایی که وهم ایجاد کرده بودو به صورت کلی در میاره تا بفهمه.
و وقتی باز عقل
کارکردش اینجا تمام شد،
این کلیسازیها رو برای درک بهتر و درک عمیقتر و ظریفتر تحویل
اون رتبه پنهانیتر یا رتبه بالاییتر از جهت مکانیتی عرض میکنیم
از جهت رتبهای یعنی قلب میده که سلطان وجود است و همه اینها کارگران او حساب میشوند
و اینجا در حقیقت فهم این حقایق و این م-مطالب غالباً میشود
فوق طور عقل. بارها عرض کردیم
که بزرگان اهل معرفت
بسیار این رو گوشزد کردن.
بسیار حضرت علامه حسن زاده گوشزد کردن که این معارف فوق طور عقل شماست
و باید با قلبتون در مقام
حضور، در مقام Sand دیدن حقایق
در معرکه باشید، در محضر باشید.
و الا خب بله انسان گیر میکنه و دست و پا میزنه و چیزی هم متوجه نمیشه.
لذا باید درست درمان به داد قلبمون برسیم، او رو بشناسیم، جایگاهش رو،
چگونگی انزال حقایق بر او رو،
پس و پیشش رو. اینکه
بزرگان فهمیدن و چند جلسه ما عرض کردیم که قلب مقامش مقام برزخیست.
یعنی چی؟ اینها رو بداند و در کم و کیف کار در حین عملیات بندگی
از اینها بهره بگیرد و بهره بجوید که اگر غیر از این باشد
خب انسان به سمت
همون حیوانیت پیش میره بلکه پس میفته و به سمت نباتی و بلکه جمادی.
پس وقتی که
حقایق فوق طور عقل شد
اسمش رو خودشه. میطلبد که انسان
خیلی اولاً نسبت به شناخت لایههای درونی خودش بیشتر
توجه کرده باشه، زحمت کشیده باشه و اهل همت باشه.
و دو اینکه خیلی
عملیات پیچیدهتری رو میطلبه
و دقت نظر بیشتری رو میطلبه
که اصلاً اسمش هم رو خودشه.
قلبه یک آن ازش غافل بشی
منقلب میشه. منقلب میشه یعنی
قلبی که تا لحظاتی پیش
وجهش رو به قدس نظام هستی داشت، رو به عرش داشت.
یک آن غفلت میبینی رو به
مادون و دنیا دارد.
یک آن غفلت کنی میبینی
دچار یعنی مشوب به وهم و خیال و اینها میشه.
حقایق رو درست متوجه نمیشه.
خیلی باید دقت کرد. تازه این
الفاظی هم که میبینید بزرگان استفاده میکنند برای
سهولت در فهم این الفاظ هم خاکیاند.
یعنی اینها هم توان این رو ندارن که اون حقیقت رو به ما القا کنن.
اینها این الفاظ تازه خیلی موقع به قول حضرت علامه حسن زاده علیه رحمة رهزن میشوند و ما رو به بیراهه میکشونن.
خیلی میطلبه که انسان اهل تلاش و کوشش و سوز و توسل و سجاده و اشک و آه و اینها باشد که بحثش گذشت.
پس عزیزان
میطلبد که اهل همت باشند
و در اوصاف الاشراف کتاب خیلی
با عظمت و عالیست. عزیزان بگیرن مطالعه کنن.
الحمدلله ترجمه به فارسی هم شده.
مرحوم خواجه طوسی علیه رحمة
اونجا اصلاً این مقام رو این مقام برهان رب رو
که فوق طور عقل هست رو مقام هیمان میگیرد.
هیمان که اون
به یک تعبیری میشه شاید از اونجا برداشت کردن که ملائکهای هستند که مهیمین
که هستن. اینا اون در این
رتبههای بسیار بالا قرار گرفتند که اونها فقط از حضرت حق باخبرند نه از هیچ خلقی.
از هیچکس خبر ندارند جز حضرت حق که بحثش در
موضوع لقاء الله شبهای جمعه گذشت.
بحث ما در قلب منزل این بود که قلب منزلگاه و فرودگاه
عنایات الهیست و رزق رو از طریق قلب وجود ما اخذ میکند.
در صفحه دویست و هفتاد و دو فس الشعیبی
خصوص الحکم رو اگر عزیزان داشته باشن مرحوم ابن عربی اونجا
یه جمله خیلی ظریفی رو دارن
که میفرماید "و لیس ذلک النفس الا عين الهویه الساریه في الموجودات کلها"
بحث نفس رحمانی رو مطرح میکنند.
چون بحث حیات اینجا مطرح میشود و هر مقدار که قلب ما
در وجود خودش در جدول وجود اون حس
وجودی خودش از آب حیات بیشتر بهره گرفته است،
فهم و درکش هم بیشتر است.
که ما باید تا میتونیم ظرفیت سازی کنیم.
یکی از مهمترین کارهایی که یک سالک الی الله میکنه ظرفیت سازیست.
عبادات ظرفیت سازی میکنه.
البته ع-عبادات به حق معثور.
نه هر ذکری، نه هر نمازی، نه هر کاری.
بعضی دوستان میان به ما میگ- مثلاً میگن فلان نماز اصلاً این تو هیچ کتابی نیومده، نه اسمش نه
طورش. هیچ طور هیچ کجا ندیدیم ما.
نمیدونم این نمازها از کجا ساخته میشه.
این از کار از کجا ساخته میشه.
بارها عرض کردیم کتابهایی که بزرگان سفارش کردن حالا
به مرور عرض میکنیم. جای دیگهای نرن عزیزان.
اینجا میفرماید که
وقتی بحث حیات مطرح میشود،
حیات رو میبره از همون ابتدایی که حس
وجودی ما به اونجا مرتبط میشه
که اون هم صادر اول است.
البته اون هم الب-- از وجود اهدی حضرت حق بهره گرفته است.
وقتی که ما ذیل نفس رحمانی حضرت حق قرار گرفتیم که "و لیس ذلک النفس الا عين الهویه الساریه في الموجودات کلها"
همه موجودات که همه اینها به یک معنا همون اشیاءاند.
به یک معنا همون اسماء خارجی هستند.
اینها بهره گرفتند از نفس رحمانی حضرت حق
و این عنایتیست به همه موجودات نظام هستی که خدا به همشون
توجه کرده است و اونها، اونها رو قابلیت بخشیده است که از آب حیات و وجود بهره بگیرند.
که این حیات رو ما مدیون
پس از حضرت حق مدیون
مقام شامخ نفس رحمانی یا صادر اول هستیم که از اونجا حیات منشعب میشود
و همه این خلائق
از عقل اول بگیر
تا مادون عقل اول که همه خلق هستند و در آنها تقدیر و اندازه هست
همه که خلقند یعنی در آنها تقدیر و اندازه.
همه اینها در حقیقت یک
قدری، یک اندازهای، یک جدولی تعبیه شده است
و از همون جا از وجود بهرهمند شدند که همه اینها در هویت سارية یعنی همون صادر اول منطقشاند
که اینها کلمات وجودی نظام هستی رو
در حقیقت میسازن دیگه.
همه این خلائق، همه این کثرات که البته اگر کسی
به تشریح و به، اه، تفصیل خواست این بحث رو دنبال کنه در کتاب شریف وحدت از دیدگاه عارف و حکیم
حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه مباحث،
اه، این اول ما خلق الله،
اه، العقل
یا نوری اینها رو اونجا آورده است.
علامه خیلی خوب دستهبندی کردن
که حالا در آیات قرآن هم
مثلاً همونطور که در سیر بحث
لقاءالله عرض کردیم در آیه بیست و هفت سوره لقمان، اونجا خدای منان میفرماید که "و لو انما في الأرض
من شجرة أقلام
والبحر یمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت كلمات الله إن الله عزيز حکیم".
این همون کلمات وجودی ذیل رقیه منشور یا صادر اول رو داره بیان میکنه
که همه اینها اجتماع کردن و منطقشن در اون پرده
آویخته. این کلمات قرآن میفرماید این آیه شریفه میفرماید که اگر
هفت تا دریا هم بشن و
درختان قلم باز
اینها تموم میشن، این دریاها و قلمها تموم میشن اما کلمات الهی تموم نمیشن.
کلمات الهی به یک معنا همون آیاتند، همون مجالیاند،
همون تجلیات حضرت حقاند، همون اضلالند،
ظل و سایهاند که همه
ذیل هویت سارية و اینها
اونجا تعریف میشوند که
در حقیقت هر کجا رقیه منشور یا این هویت سارية یا
عرض شود نفس الرحمن قدم گذاشت به فراخور
سع و ضیغ مظاهر
خودنمایی میکند. حالا
اینجا از اینجا به بعد که دیگه حیات خلقی خودش رو نشون میده،
حیات انشعاب پیدا میکنه که عرض شد دیگه
از اینجا به بعد مقام یعنی بعد از احدیت حضرت حق که مقام استهلاك است،
مقام استهلاك که،
اه، بحث قلب مقام
Sandیدن است در مقابل استهلاك.
اینو دیگه مستحضر هستید قبلاً عرض کردیم دیگه.
که به ضرب من البيان همونطور که حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه فرمودن
در شرح در اون کتاب شریف ممد الهمم همشون.
در تشریح حقیقت هستی
و وجود و عرفان به الله
که میشه گفت غایت قصبای مسیر تکاملی انسان است.
در این سیر الله منتشر شد.
الله همون مقام، اه، سان است.
مقام حضور است.
اینکه سان میبینی از همه قوای وجودی
و میشود گفت که اسماء و صفات
میان در مقام کثرت از اینجا به بعد خودشونو نشون میدن که ذیل مقام احدیت حضرت حق تعریف شده است.
حالا ما خیلی وارد این اصطلاحات نشیم.
منظورمون ارتباط و اتصال اینها با هم است
که متوجه بشیم بالاخره ما کجا قرار داریم.
و، اه، اونجا به نحو اهدی
همه کثرات مستهلک هستند.
مقابلش میشه مقام قلب که مقام
Sandیدن حقایق است. و این مقام قلب
مقامیست که برزخ است.
در حقیقت حیات ما
بعد از مقام احدیه حضرت حق، حیات ما از طریق قلب
منتشر شده، از طریق قلب ایجاد شده، از طریق قلب ادامه پیدا کرده است که
عرض کردیم اگر قلب رو ورداری
اصلاً اون اتصال قطع میشه و امکانش نیست.
میشود که قلب کسی بمیرد منظور در حجاب است نه اینکه اون اتصال بن کل قطع بشود.
حالا چون فرصت گذشت انشاالله
بقیه همین مطلب رو ادامه خواهیم داد که جایگاه قلب رو بهتر متوجه بشید و انشاالله ربطش بدیم به بحث
حیات مزاجی. والحمد لله رب العالمين.
انشاالله که عاقبت بخیر شود.
به برکت صلوات بر محمد و آل.
جلسه قبل
جلسه بعد