یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
زیرساخت عرفانی فقه و جماعت
در بحث احکام، امروز زیربنایی از فقه گفته میشود که همهٔ فقه ما بر بستری عرفانی و شناختی بنا شده است. برای نمونه در احکام جماعت سخن میرود که نماز جماعت اینهمه تأثیر و ثواب و جایگاه دارد؛ جماعت یعنی چه جماعتی؟ آن نقطهای که محل اتکای این عرفان و شناخت است و فقه از آن صعود کرده — کلام معصوم قرآن صاعد میشود — همان بحث اجتماع است. اجتماع یعنی جماعتی از اهل ایمان گرد آیند و به مقام جمعی برسند؛ قلبشان به سمت یک نقطه و به دور یک قطب بچرخد و معطوف آن سو شود؛ همان مقام جمعی که به قلب مربوط است. وگرنه اگر جماعتی گرد هم آیند در حالی که قلوبشان پراکنده و متشتت است، چه جماعتی و چه ثوابی؟ اهمیت اجتماع و جماعت از همین جاست؛ امید که بلای عمومی رفع شود و اجتماعات اهل ایمان بهتر از پیش پا بگیرد.
سوختن، حس حضور و نقطهٔ تحت الباء
نکتهای که به بحث جلسهٔ پیش قلب منزل الصاق میشود و بسیار سودمند است، ارتباط سوختن و حس حضور با عالم ذر است و معنای عالم ذر. پیشتر گفته شد که همه چیز در سوختن است. اگر خدای منان میفرماید أنا عند المنکسرة قلوبهم؛ من نزد دلهای شکستهام. دل چگونه میشکند؟ میسوزد. وقتی میسوزد پیدا است که ظرفیت و سعهٔ وجودی مییابد تا خدا جایش شود. خدا هیچجا جایش نمیشود مگر در قلب شکسته یا قلب مؤمن سوزناک. این سوز همان حس حضور است؛ به یک معنا همان نقطهٔ زیر باء. حس حضور و سوختن؛ اگر تمام قرآن در بسم الله الرحمن الرحیم جمع شده و آن نیز در نقطهٔ زیر باء، آن نقطه همان سوختن و حس حضور است. هرچه تو را به سوختن و حس حضور رساند به حقیقت نزدیک کرده؛ وگرنه دورتر شدهای.
چه شیرین که مولا علی علیهالصلوة والسلام فرمود أنا نقطة تحت الباء؛ آن نقطهٔ زیر باء منم. به یک وجه هرکس به ولایت من ملتزم شود او نیز میسوزد و همراه من میسوزد و به حس حضور میرسد. شیرینتر آنکه در حدیث شریف فرمودند العلم نقطة؛ علم یک نقطه است. کفرها الجاهلون. اگر به سوختن رسیدی همان علمی است که العلم نور یضعه الله فی قلب من یشاء. پس پاسخ بسیاری که میپرسند چه کنیم ظرفیت وجودیمان زیاد شود؟ فاعلیت نظام هستی در دهش بخل ندارد؛ اشکال در قابلیت است. إنّ الأعطیات علی قدر القابلیات. چه کنیم قابلیت و سعهٔ وجودی زیاد شود؟ هر آنچه تو را بسوزاند و به حس حضور بکشاند. اینجا مراقبت حرف اول را میزند.
سعهٔ قلب و عالم ذر
وقتی قلب چندان بسوزد که گنجایشش به حدی برسد که بر قبل و بعد سیطره یابد — ماقبل را بخواند و مابعد را بداند — چنین سعهای همان عالم ذر است. از پس سوختن قلب، مقام قلب به چنین جایگاهی میرسد. در آیهٔ صد و هفتاد و دو اعراف:
«وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَىٰ» (اعراف/۱۷۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چون پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریهشان را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری.
نقطهٔ اتکا ذریتهم است. پروردگار از پشت فرزندان آدم — همان ذریه — گواهی خواست و آنان را بر خودشان شاهد ساخت: ألست بربکم؛ قالوا بلی. تا روز قیامت نگویید ما از این غافل بودیم. این اشاره به عالم ذر است به یک معنا. عالم اصطلاحات وسیع دارد: عالم عقل، خیال، طبیعت، علم، خواب، بیداری، انس و جن؛ یکی از اطلاقات نیز عالم ذر است.
چرا ذر میگویند؟ منشأ اشتقاق را برخی از ذرأ به معنای خلق گرفتهاند؛ ذریه به معنای مخلوق. برخی از ذر به معنای موجودات ریز مانند ذرات غبار؛ در عرب به مورچه ذر میگویند. برخی از ذر به معنای تفرق و پراکندگی. ازاینرو در عالم ذر نظرات مفسران و حکما و عرفا بسیار گوناگون است. چون سیر بحث ذیل فرمایشات علامه حسنزاده علیهالرحمه است، توجه به نکتهٔ سیصد و نه هزار و یک نکته: عالم ذر چنانکه از روایات آن با تأیید روایات دیگر و اصول براهین عقلیه مستفاد است عبارت است از فرقان کثرت از متن قرآن وحدت در قلب لیلة القدر. ففهم. ففهم نشان میدهد عبارت مغزی غنی دارد؛ لذا میفرماید ففهم یا فتدبر یا فاعمل.
قرآن وحدت و فرقان کثرت
فرقان کثرت یا قرآن وحدت چیست؟ توضیح کوتاه: از تمثل تفصیلی فرقانی موجودات برای انسان در مقام قلب به عالم ذر تعبیر میشود. حقایق دو نحو وجود دارند: وجود جمعی قرآنی — چون قرآن مقام جمعی دارد — و وجود تفصیلی. حضرت آدم آنچه بعداً تحقق مییافت را در قالب شکلی متمثل دید؛ از همین تمثل حقایق برای آدم به عالم ذر تعبیر شده. همهٔ موجودات یک وجود جمعی و یک وجود تفصیلی دارند؛ آن نیز در لیلة القدر قلب انسانی. حقایق جمعی به نحو حقایق تفصیلی متمثل میشوند؛ آن قرآن که مقام جمعی موجودات است در لیلة القدر قلب به نحو فرقان متمثل میشود. مقام تفصیل را فرقان و مقام جمع را قرآن میگویند:
«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» (قدر/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما آن را در شب قدر نازل کردیم.
لیلة القدر اشاره به مقامی است که در آن حقایق کلمات وجودیه برای عارف کامل تمثل مییابند. همهٔ حقایق در روح انسان — مرتبهٔ احدیت صورت وجود ما — به نحو جمعی قرآنی موجودند. وقتی شب قدر قرآن به سر میگیریم آن قرآن را با قرآن وجودی تطبیق میدهیم. انزال این حقیقت جمعی از مقام روح به مقام قلب را فرقان گویند. روح بسیط است؛ انزال از آن مقام به مقام قلب فرقان است.
پس قرآن مقام جمعی حقایق است و فرقان نشئهٔ تفصیلی حقایق. در قلب انسان کامل حقایق جمعی عالم تفصیل و تمثل مییابند؛ از این تمثل حقایق تفصیلیه در مقام قلب اولیای الهی به عالم ذر تعبیر شده است. به یک معنا همانطور که انسان با گذشته ارتباط میگیرد و حقایق گذشته را میداند، با آینده نیز ارتباط میگیرد و حوادث آینده را به تفصیل درک و معانی مدرکه را مفصل و متمثل میکند؛ همین حقیقت عالم ذر است که آدم ذریهاش را به شکل ذراتی متمثل دید.
عبارت علامه؛ قبل را خواندن و بعد را دانستن
علامه بیان همین مقام را چنین میفرمایند: عارف کامل در هر مرتبه از عالم هم قبل آن را میخواند و هم بعد آن را میداند. آنکه میخواند قرآن جمعی است؛ آنکه میداند فرقان تفصیلی. قبل را برای آنکه قرآن است — جمع و متن مابعد — میخواند چون متن و اصل است. بعد را برای آنکه فرقان است — شرح و تفصیل ماقبل — میداند؛ چون وقتی متن را دارد شرحش را نیز میداند. و قلب چنان عارف ربانی مصداق إنا أنزلناه فی لیلة القدر است. علامه میفرمایند کثرت آحاد بنیآدم را مثلاً در مقام تمثل همانند ذر میبیند؛ فتدبر.
لیلة القدر؛ لیل و نهار در قوس نزول و صعود
چرا لیلة القدر نه روز قدر؟ لیل اشاره به شب دارد. چون میفرماید إنا أنزلناه قوس نزول است. در قوس نزول مراتب عالیه نسبت به مادون به منزلهٔ روزند و روشناند؛ مادون ظلمت دارند یعنی مادون لیل است و مافوق نهار. وقتی قوس نزول است انزال در لیل رخ میدهد. این یک معناست. اما در قوس صعود که اکنون در آنیم برعکس میشود: از لیل به نهار میرویم؛ از نشئهٔ طبیعت به عالم مثال و عقل و الهیت نظام. لذا در قرآن غالباً لیل بر نهار مقدم شده: واللیل إذا یغشی والنهار إذا تجلی؛ یا تولج اللیل فی النهار. چه شیرین که فرمودند این لیلة حضرت زهراست و قدر خدای منان.
ظرفیت قلب منزل
پس اینکه بتوانیم قبلمان را بخوانیم و بعدمان را بدانیم همان مقام عالم ذر است؛ امکانش از این مقام به روی هیچکس بسته نیست. یکی از ظرفیتهای قلب ماست؛ قلبی که منزلگاه القاءات و الهامات الهی و حقایق نظام هستی است و متأسفانه از آن غافل بودهایم و قلب را در حجاب نهادهایم. إنشاءالله به برکت این ایام خدای منان نظر کند و حجابها برطرف شود و منزلگاه آن حقایق کلیهٔ قبلی و بعدی قلب ما گردد. والحمد لله رب العالمین. إنشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
پیوند جماعت، سوختن و ذر
اگر جماعت بدون اجتماع قلوب ثواب ندارد، سوختن قلب همان چیزی است که قلوب را به یک قطب جمع میکند. نقطهٔ تحت الباء ولایت است؛ التزام به ولایت سوز میآورد و سوز سعه میآورد و سعه عالم ذر را میگشاید. فقه جماعت از همین عرفان بالا میآید: بدون قلب سوزناک و حس حضور، اجتماع کالبدن بیجان است. مراقبت برای افزایش قابلیت همان مراقبت بر سوختن است؛ نه انباشتن معلومات بدون حضور.
مراقبت عملی برای سعهٔ وجودی
پرسش عملی بسیاری این است که فاعلیت هستی در بخشش بخل ندارد؛ مشکل در قابلیات است. راه افزایش قابلیت همان سوختن و حس حضور است. هر ریاضت و ذکر و خدمت و مصیبتی که دل را بسوزاند و حضور آورد، سعه میآورد. وقتی سعه به خواندن ماقبل و دانستن مابعد برسد، همان افق عالم ذر گشوده شده است. این با انباشتن اصطلاحات حاصل نمیشود؛ با مراقبت بر حضور حاصل میشود. جماعت نیز وقتی قلوب به یک قطب جمع شود همان سوز ولایی را تمرین میدهد. ازاینرو فقه جماعت از عرفان قلب جدا نیست.
ذر؛ خلق، ذرات یا تفرق
اختلاف در اشتقاق ذر — خلق، ذرات ریز، یا تفرق — نباید اصل معنا را بپوشاند. اصل آن است که در مقام قلب، کثرت از متن وحدت تفصیل مییابد و عارف آن تفصیل را میبیند. علامه این را با روایات و براهین عقلی استوار کرده و با ففهم خواننده را به عمق فراخوانده است. لیلة القدر قلب همان شبستانی است که قرآن جمعی در آن به فرقان تفصیلی نازل میشود. حضرت زهرا لیلة و قدر خداوند است؛ این نیز همان جمع و تفصیل را در آینهٔ ولایت نشان میدهد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.