د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۳
دارای متن همگام
حکم مأموم در الحاق به امام و قرائت حمد
قلب منزل23_ج395
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۹:۲۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## حکم مأموم در الحاق به امام و قرائت حمد
۰:۰۰
## شیطان رها و غفلت از نماز شب
۱:۲۱
## آیهٔ هفتاد و یک و هفتاد و دو قصص؛ شب شنود و روز شهود
۳:۱۶
## نماز شب و گشودن گوش باطن
۳:۳۸
## تشهد و سلام و حضور امام عصر
۵:۱۴
## روایت سلیمان و گشودن گوش قلب
۱۰:۲۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. سلامٌ علیکم و رحمة الله.
اگر چنانچه مأموم
در رکعت سوم امام ملحق بشه یا دوم،
چه اتفاقی میفته؟ امام داره تسبیحات أربعه میخونه.
مأموم باید وظیفشه که
چه کنه؟ در رکعت اول خودش
یا دوم خودش بنا به اینکه کی متصل به امام شده باید حمد رو خودش بخونه حداقل.
اگر نرسه سوره نیاز نیست ولی حمدو که حتما باید بخونه.
سؤال: آیا میتونه مثلاً
نماز چیه؟ نماز مغرب و عشا است که باید چگونه، چگونه بخونه؟
نباید به نحو اخفات بخونه دیگه مغرب و عشا رو باید
جهراً بخونه. اگرچه در نماز جماعت باید بلند بخونه یا نه.
بدون استثناء همه مراجع فرمودن که واجبه که آهسته بخونه حتی بسم اللهشو.
و متأسفانه ما گاهی اوقات میبینیم که حتی در ن--
عجیبتر از اون که در نماز ظهر و عصر میبینیم که مثلا ما داریم تسبیحات
أربعه میگیم کسی که اقتدا کرده
وسط نماز رسیده داره بلند حمد و سورهشو میخونه.
این نماز رو باطل میکنه حواستون باشه.
درش اختلاف هم نیست عزیزان.
یعنی مراجع مطرح البته.
در بحث قلب منزل
امروز یک نکته بسیار ض-- هرچی میریم جلوتر بحث ظریفتر میشه و البته کاربردیتر.
چرا شما گفتید انیش؟ ما که نگفتیم روایت از امام رضا صلوات الله علیه بود که شیطانی به نام رهاست که سحرها میاد
و انسان رو غفلت میندازه به،
از نماز شب و درک شب تا بکشش به صبح و از نماز صبحش هم
بندازش. وقتی که این اتفاق افتاد، این شیطانی که اسمش رهاست
او رو همینجوری رها نمیکنه بره.
چه میکنه؟ خب خود شیطان که پلیدترین موجوداته،
خبیثترین چیزها هم که فضولات
وجوده. اون فضولات خودش رو که در روایت میگه ادرار رو در گوش این شخص میکنه و میره.
به رها میکنه میره. اسمش هم رهاست.
چرا در گوش؟ چرا در گوش؟
چرا در چشم این کارو نمیکنه؟
چرا در دهان نمیکنه؟ در
مخرج بینی نمیکنه؟
چرا به صورتش نمیپاشه؟
و، و، و. نکته در اینجاست که اصلاً
چون ما بحث قلب منزل رو داریم از وجوه متعدد میشه این سؤال رو جواب داد.
ما نسبت به سیر بحثمون جواب میدیم.
اون هم اینکه عرض شد که بر اساس آیات که الان من آیاتشو براتون میخونم اساساً شنود مربوط به شبه
و شهود مربوط به
روز است و ما
عرض کردیم که همه قوای وجودی ما هم شنود دارند هم شهود.
مخصوصاً قلب که سلطان وجود است اون هم شنود دارد
و شهود. و اگر کسی قلبش به
شو-- به حد شنود و سپس به شهود نرسد،
چنین کسی نتونسته
به اون مراتب عالیه
پرورش وجود و روح و قلبش برسد.
آیه رو دقت کنید، آیه هفتاد و یک و هفتاد و دو سوره قصص
چه زیبا که دوتاش هم عین هم که عبارات شبیه به همه
انتهاش فرق میکنه. فقط یکیش مربوطه به شبه، یکیش روز.
آیه هفتاد و یک "قل أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ"
لیل، شب. سَرْمَدًا یعنی دائمی.
"إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ". بگو اگر میدیدید که
خدا شب رو، لیل رو تا روز قیامت ادامه میداد
"مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ" به جز الله چه الهی،
چه الههای، چه خدایی "يَأْتِيكُم"
برای شما میآورد "بِالضِّيَاءِ"
روز رو. "أَفَلَا تَسْمَعُونَ".
تسمعون، گوش. قوای سامعه.
چی رو؟ شنود رو.
اینجا به چی زده؟ به شب.
آیه بعدش باز همون سیاق رو داره.
"قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا".
حالا "النَّهَارَ سَرْمَدًا" اونجا "اللَّيْلَ سَرْمَدًا" اینا "النَّهَارَ".
یعنی اگر ش-- اینجا میگه اگر روز رو
"إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ" ادامه میداد "مَنْ إِلَهٌ
غَيْرُ اللَّهِ" به جز الله
چه کسی "يَأْتِيكُم بِالَّيْلِ"
شب رو برای شما میآورد که
"تَسْكُنُونَ فِيهِ". خیلی جالبه اینجا باز
ازش برمیآد که شب برا
اسکانه، برا آرامشه، برا سکونه.
شب سکون میاره که میفرماید "بِالَّيْلِ تَسْكُنُونَ".
کی شبو میاره؟ که اگر روز همیشگی بود.
"أَفَلَا تُبْصِرُونَ".
وقتی بحث روز رو میاره میگه تبصرون،
شهود. بحث شبو میاره میگه تسمعون،
شنود. اینا رمرو- رمز و رمز و رموزات قرآنیه.
چون دقت بفرمایید نتیجه.
چون اصلاً بحث شبه، سحره،
لیله، بیداری سحره تا بین الطلوعین.
چون شنود برمیگرده به شب
میگه شیطان در گوشش
این خبیثات رو میریزه
که تأویلش رو نسبت به حالا به فرمایش حضرت علامه حسن زاده عرض کردیم یعنی همون غفلت.
نه یعنی که واقعاً یه چیزی از خارج میاد تو گوش طرف میریزه، غفلته.
انقدر غفلت پست و کثیف و
خبیثه و پلیده
مثل فضولات شیطان اونم نه چه کس دیگه تازه شیطان.
انقدر پسته. لذا عرض کردیم اون روایت که میفرماید قیامت هیچ چیزی رو مردم به اندازهی
حس-- به اندازهی لحظاتی که غفلت داشتن از
یاد خدا روز قیامت براش حسرت نمیخورن.
یوم الحسرة. براش حسرت نمیخورن.
برای چی؟ غفلت. حالا شنود
این چنینه. انقدر مهمه اینکه شنود
این باز یه چیز دیگهای رو هم نشون میده.
اگه گفتید اونمی که سحر حالا میخوایم بریم دنبال شنود،
شهود چه کنیم؟ سحر خصوصاً بیداری شب،
بالاخص نماز گوش رو باز میکنه.
نماز در دل شب خصوصاً.
اولاً نمو نشون میده که نه-- چون شیطان میاد چه کنه؟
تو رو از نماز شب بندازه و از نماز صبح که
بین شب و روزه تقریباً
به قول قدیمها گرگ و میشه.
اونجا دیگه هم باید شنود باشه هم شهود.
میاد از نماز بندازه. پس نماز خصوصاً در دل شب شنود میآورد که شیطان میخواد از اون
ما رو به غفلت بندازه.
این مراتبه که ما رو باید بریم که حالا یکی اول شروع میکنه شنود س--
طبیعی که همه داریم. این گز-- اذنمون میشنوه اما خدا اصلاً
حرفی از اذن اینجا نزده.
تسمع، اون قوای سامعه، اون گوش باطن.
بعد یکی پله پله رشد میکنه،
شنود مثالی پیدا میکنه، میره بالاتر شنود عقلی یعنی
"سبحوا ان قدوس ربنا ورب الملائكة والروح" ملائکه رو میشنوه.
بعد شنود الهی دیگه قلب صداهای قلب خودش رو میشنوه
و کسی بالاتر بره صدای قلب تپنده عالم امکان رو
که قلب تپنده عالم امتا-امکان اون قط-قلب چیه؟
قطب الاقطاب یا قطب.
اون قلب امام عصر است.
صداهای اون رو میشنوه. من در فرمایشات حضرت
علامه حسن زاده الان یه مقدار سطح بحث ما پایینه که بخوایم اون رو مطرح کنیم.
انشاالله بعدها. یه دستورالعملهایی ایشون داره و صراحتاً میگه به جایی برسی که اول صدای قلب خودش رو میشنوی.
این صدای قلب نه این تپ تپه، خب
یه گوشی پزشکی بذاری میشنوی.
این تپش این ظاهریه نیست، اون قلب باطنیست و از صدای نبض قبل-قلبت میتونی حالت رو بسنجی.
حالا اینا اسرار و رموزی که الان جاش نیست.
پس ما این که میگه
شب شیطان میاد این کارو میکنه پس به این نتیجه رسیدیم شب شنود میآورد.
نماز به خصوصاً شنود میآورد
که اگر کسی در پس نمازش
شنود پیدا نکرد، نمازش نماز نیست.
اینه که من برا همیشه سؤال بود چرا آقای بهجت؟
خب خیلی ما نمازای ایشون که میرفتیم مدت که قم درس میخوندیم
خیلی تو تشهد سلام ایشون توجه میکردم.
اصلاً مخصوصاً میرسید به سلام که دیگه عالم کثرت است.
"اشهد ان لا اله الا الله
وحده". این وحده
واحدیت دون مقام احدیت است.
"قل هو الله احد" که قبلاً بحثش گذشت.
احدیت م-مقام استهلاک
و اندماج همه کثرات در ذات و ثقل ذات حضرت حق است.
واحدیت مقام کثرت و بیرون از ذات است.
وقتی میگه "اشهد ان لا اله الا الله وحده" دیگه اومدی تو عالم کثرت.
نشونهش شهادت به
رسالت و عبودیت پیغمبر میدی.
بعد سلام میدی ا-- مگه تو الان با خدا حرف نمیزدی؟
مخاطب قرار میدی اول پیغمبر رو.
اومدی تو عالم کثرت. بعد مخاطب-- سلام میدی به همه عباد الله صالحین.
بعد دوباره میگه "السلام علیکُم" به کی؟
عباد صالحین رو که همه رو سلام دادی
و "السلام علینا" غیاباً هم سلام دادی و "وعلى عباد الله
الصالحین". درست شد؟
همه رو سلام دادی. کیان الان حاضرن که دوباره میگه "السلام علیکُم"؟
آقای حسن زاده علیه الرحمه میفرمود امام عصرت حاضره
و انبیا همه حاضرند
و الا ضمیر کم نمیآمد.
و ایشون میفرمود نسبت به حالا اون بحث رتق و فتق و
رساله عجیب ایشون میفرمود "من به نیت همه انبیا همه دورههای
رتق و فتق و دهو العرض سلام میدم به همه انبیا پیشین و بعدی."
حالا یه بحث مفصلیه و می-- اونجا تذکر میده میفرمود مبادا صدای جواب ج-- این
سلام اینا رو نشنوی. حالا اینو من-- اگه اینا رو بگیم بعد طرف میگه بابا این
چی میگه این حاجی دیوونه شده، خول شده، ولمون کن بذار بریم پشت میز کارمون به کارمون برسیم.
خب برو به سلامت. برو
بذار من غافل بمونم تو هم غافل بمونی.
شو-- اگر شنود نیامد تو همون مراتب انزل و عبادت موندی.
شنود خیلی مهمه. اجازه بدید من یه روایت براتون بخونم.
اهمیت این رو بهتر متوجه بشید.
این روایت هم در کتابه.
کتابی که دست منه "دهان روح"ه.
کتاب بسیار خوبیست. بارها توصیهشو به شما کردم
که خلاصه تقریباً صد کتاب فلسفیه سنگینه به زبان همه فهم.
توصیه میکنم در معرفت نفس خیلی کتاب شریفیه.
من اینو تدریس کردم یه جا. زمین تا آسمون آدمها رو عوض کرد.
اینطوری به شما بگم. حالا این
حدیثی که اینجا آورده از مرحوم مجلسی جلد پنج صفحه دویست و سه.
امام باقر قربونش بریم علیه الصلاة والسلام به یکی از
یارانشون به نام سلیمان فرمودند که "ای سلیمان همانا تو قلبی داری که دارای گوش است.
زمانی که خداوند اراده میکند بندهای را هدایت کند،
گوشهای قلبش را میگشاید
و زمانی که اراده غیر از آن را کند" یعنی نمیخواد کسی ه-- یه شخصی هدایت پیدا کند.
خودش یعنی نمیخواد، خدا هم نمیخواد.
چیکار میکنه خدا؟ "گوشهای قلبش را میبندد.
در نتیجه هیچ اصلاح نمیشود.
هرچه حق میشنوه منکر میشه.
و این گفتار خداوند است." بعد اه-حضرت رو-- ارجاع میده به این آیه شریفه.
"آیا بر دلهای ایشان قفلهاییست؟"
اشاره است به آیه بیست و چهار سوره حضرت محمد صلى الله عليه و آله وسلم.
که میفرماید "افلا یتدبرونه
افلا یتدبرون القرآن ام على قلوبٍ اقفالها".
قفل خورده. قفل به چیه قلبشون خورده؟
به گوششون. که ما تو-- اینو تو بحث قلب
مقفول یعنی قفل شده اونجا بحث کردیم.
که بله گوش
قلب رو خدا میبنده. کرش میکنه.
اصلا شنود چیه؟ این حرفا چیه؟
اصلا حالیش نمیشه این حرفا. و الا اگر ظاهراً نماز بخونه.
یه روایت دیگه براتون بگم اینکه دیگه خیلی عالیتر.
از آقامون علی ابن موسی الرضا علیه السلام.
اینم همون سند رو داره.
البته جلد پنجاه و نه
صفحه سیصد و نه. حضرت فرمودند که فرمانروایی بدن انسان قلب است.
یعنی قلب سلطان مملکت وجوده.
حرز و حصار آن چیه؟
هر فر-- هر فر-فرمانروایی،
هر مملکتی، هر سلطان و
سلطنتی یه حرزی داره، یه دروازهای داره، یه سربازانی داره، یه بالاخره یه کسایی رو داره که مراقبند.
میفرمود حرز و حصار آن یعنی اون چیزی که محصور کرده این قلب شخص رو خیلی جالبه.
امام رضا فرمودند گوشهاند.
اون قوای سامعه حس--
حرس-- حرزند حرز.
حصنن. نگه میدارن قلب رو.
این دو بر پادشاه، این دو یعنی چی؟
دو تا قوای سامعهی ما، گوشهامون.
این دو بر پادشاه چیزی را وارد نمیکنند که با آن موافق نباشد
زیرا پیش از اشارهی پادشاه نمیتوانند چیزی را وارد سازند.
پادشاه که قلبه اشاره میکنه گوش تو چی رو بشنو
و اگر پادشاه به آن دو اشاره کند
خود سراپا گوش خواهد شد.
یعنی چی؟ یعنی خود پادشاه که قلبه وقتی اشاره به قوای سامعهاش
کرد که بشنو خودش سراپا میشه گوش.
یعنی قلب. به این میگن شنود قلبی.
تا به آنچه مایل است پاسخ دهد.
اینجا قلب در مقام شنود قرار میگیره
تا جواب بده یعنی واکنش بده.
البته بحث مفصل اینجا در کنش و واکنش قلب و شنود و شهودش شده بماند.
ببینید شما چقدر جایگاه شنود و ارتباطش با قلب اصلاً خود قلب
که اینجا به شنود میفته چقدر مهمه.
اینجا الان متوجه شدیم که
قلب در حقیقت به شنود میفته از
یعنی جلوهی قلب در قوای سامعه است.
همون که گفتیم نفسه که میشنوه نه گوش تو.
قلب در قوه سامعه خودش رو نشون میده.
النفس فی وحدتها، فی وحدتها کل القوی.
سمعاً كله بصرًا كله.
همش میشه سمع. لذا ما باید اگر میخوایم البته اینو من بگم لا یه پرانتز یه نکتهای رو بگم.
یادتون باشه بعداً اینو یه مقدار بیشتر براش شاید چند جلسه حتی دربارش صحبت کنیم.
رابطهی حیات مزاجی با حیات ذاتی.
این دو تا خیلی مهمه. اکثریت آقای بچههایی که حزباللهی هستید، مذهبی هستید، نمازخون هستید،
از هر قوم و خویش و دستهای هستید،
مداحید، سخنرانید، نمیدونم کارشناس رسانه، هرچی که هستید
اینو توجه داشته باشید که اکثر ما ازش غافلیم.
از رابطهی حیات مزاجی با حیات ذاتی.
حیات مزاجی خیلی در حیات ابدی ما مؤثره.
یعنی مثلاً اینکه همین مسائل طبیعی، طبیعیات یا مزاج،
مزاج تو چگونه است؟
اگر اینطور نبود این همه روایت نداشتیم که چی بخور، چی نخور،
کی بخور، کی نخور. اینا رو با هم چگونه ترکیب کن.
بسيط بخور یا مرکب بخور.
همهی اینها در حیات ما و حیات قلب ما مؤثرند.
اجازه بدید دوستا صریح حدیث براتون بگم اگرچه وقت گذشته ببینید چقدر اهمیتش رو اینجا داره تسری میده.
حالا اولاً این در تب و رضاست.
خوبه عزیزم . نگهش میدارم.
پادش-- فرموده، اینو کی فرموده؟
امام رضا. سریع میخونم میرم.
سریع دیگه وقت نیست. پادشاه مملکت ب- مملکت بدن قلب است و رگها کارگرانند.
سرزمین آن بدن و اعضا و جوارح یاران او هستند.
خود این حدیث کلی الان روش حرف داریم.
بعد حضرت رضا صلوات الله علیه میفرمود که
در اون مریضیهایی که بر این سربازان و یاران پیش میاد
و این سربازان و یاران که ما پادشاه وطنند و اون وطن موطن تو،
پادشاهش قلب توئه بیماریهایی پیش میاد.
میفرمود کاسنی خصوصاً برگ کاسنی
این بیماریها رو برطرف میکنه
و مستقیماً ربط به باطن داره اینا رو.
حالا دیگه وقت ندارم الان اینا رو باز کنم.
در یک روایت دیگهای دیدم در عیون اخبار الرضا فرمود از امام رضا از امیرالمؤمنین از پیغمبر فرمود
به، به قلب را راحت
و تقویت میکند. باز
در روایتی فرمود به بخورید که قلب را جلا داده و سینه را تمیز میکند.
اینا همهی این روایات باطن دارن، ظاهر دارن.
مستدرک الوسائل، جلد هفده، صفحه پنجاه و شش.
پیغمبر فرمود هرگاه غذا میپزید کدو زیاد بپزید.
کدو حلوایی منظورش اینه که اسمش القرع هست به
عربی. فاکثر القرع.
کدو حلوایی. چرا؟
زیرا قلب محزون را شاد میکند.
دیدی یهو غصه میفته تو وجودت جلو عباداتت هم میگیره.
یه حوصله نداری. کدو حلوایی.
اینا رابطهی م-- حیات مزاجی با حیات
قلبیست بهتره بگیم. یکی دیگه هم براتون بگم.
باز فرمودن سیر
مویرگهای ریز را باز میکند.
اونجا گفتیم مویرگها سرباز بدناند، سرباز قلباند.
مویرگ گرفت اینا باطن هم دارهها.
نه که این مویرگ ظاهری.
بله این ظاهر به باطن کمک میکنه.
یعنی بذارید یه وجهشو بگم.
اگه میگه مویرگ رو باز میکنه سیر،
شما بفرما ببینم اگر چیزی نازل شده گفت "إن من شيء إلا عندنا خزائنه"
پس همه چی نازل شده. پس سیر هم نازل شده.
پس سیر هم مرتبه طبیعی دارد، مثالی دارد، عقلی دارد، الهی دارد.
پس سیر اگه میگه راه رگ رو باز میکنه که سرباز قلبه
یعنی راه رگ مثالی وجود تو رو هم باز میکنه.
یعنی راه رگ عقلی وجود تو رو هم باز میکنه.
راه رگ الهی وجود تو رو هم باز میکنه.
اینا همه مرتبت داره اجازه بدید بعداً توضیح بدیم
و اینکه فرمود کرفس.
حالا به رو حضرت فرمودن که
چیکار میکنه؟ سیر ببخشید سیر رگ
این رگهایی که گرفته مویرگها رو رگشو باز میکنه و ریتم قلب رو تنظیم میکنه و اعتدال میاره.
کرفس چیکار میکنه؟ آهک داره اصلا کرفس.
کرفس پیامبر فرمود کرفس سبزی پیامبران است.
خصوصاً خوراک خضر و الیاس بوده.
خیلی مقوی اشتهاآوره.
چرا؟ چرا این کارو میکنه؟
چون آهک داره و تحلیل رسوبات در رگ رو میکنه.
یعنی گرفتگیها رو باز میکنه.
عزیز دلم این گرفتگیها رو فقط نگیر به همین طبیعت بدنت.
گرفتگیهای رگهای مثالی تو باز میکنه.
گرفتگیهای رگهای عقلی و قلبی تو.
الله اکبر. اگه اینطوری بریم جلو غوغاست.
و ما چقدر از همین کلمات وجودی نظام هستی مثل سیر و کرفس و به و چه میدونم اینها غافل بودیم.
انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد