ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 022

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آیهٔ پنج سجده و قوس نزول و عروج

از فرصت گردهمایی تبرک به آینهٔ آیات و روایات می‌جوییم. آیهٔ پنجم سورهٔ سجده پیش‌تر در سیر قرآن آمده و بسیار شگفت است:

«يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ» (سجده/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کار را از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند؛ سپس در روزی که اندازه‌اش هزار سال از آنچه می‌شمرید به سوی او بالا می‌رود.

«یدبر الأمر من السماء إلی الأرض» — تدبیر امر از آسمان تا زمین. قوس نزول است نه صعود: از عالم امر و عوالم بالا تا جماد، انزل مراتب. سپس «یعرج إلیه» — ضمیر به همان حق بازمی‌گردد که تدبیر می‌کند. وظیفه آن است که از این انزل مراتب — که نسبت به مراتب بالاتر ظلمت‌سراست نه آنکه ظلمت محض باشد؛ دنیا نیز عین نور است چون کلمات وجودی و شئون اسماست، اما نسبت به مافوق ظلمت دارد — برای عروج آماده باشیم. خدا به معراج می‌برد؛ اگر آماده نباشی باز «یعرج إلیه» رخ می‌دهد اما با حجاب می‌روی و فهم منقطع می‌شود.

قلب و وحدت شخصیه؛ حجاب و بهشت و جهنم

بحث قلب منزل است. آیه به وحدت شخصیهٔ وجود و مظاهر از جهت سعه و ضیق توجه می‌دهد: موجودات مراتب دارند از نشئهٔ طبیعت تا مثال و عقل و الهیت یا عالم امر. از آنجا آمده‌ای و کمک می‌شود دوباره بازگردی؛ رسیدن کمال است. مرتبهٔ قلب بالاست؛ الهیت قلب است. تنزل شئون به‌اجبار رخ داده؛ اختیار بازگشت نزد توست. بالاخره می‌برندت؛ با حجاب یا بی‌حجاب. با حجاب رفتن عذاب و فشار و ظلمت است چون در عالم ظلمت مانده‌ای؛ بی‌حجاب بهشت است. مطالب بدین‌سان با هم چفت می‌شوند.

باید از مراتب نازله به عالیه رسید. ما اعیان و اشیا و اسما و خارج از ذات و شئون حق‌ایم. چون به ذات بازگردیم مستهلک و مندمج در احدیت می‌شویم. وقتی در عین علم الهی بودیم الهی بودیم؛ چون تنزل یافتیم طور عقلی و مثالی و طبیعی یافتیم. بازگشت باید زنجیره را طی کند: «ثم یعرج إلیه». اگر برنگردیم به زور برمی‌گردانند. موت قبل أن تموت — موت اختیاری — رفتن به طور مثالی و عقلی است تا از طریق قلب به الهیت نظام دست یابد.

شنود شب و شهود روز

این بازگشت با شنود و شهود صورت می‌گیرد. بر وفق آیاتی چون قصص هفتاد و یک و دو — که بعد می‌آید — شنود به شب و شهود به روز نسبت داده شده است. رمز جلسهٔ پیش: کسی که نماز شب نمی‌خواند شیطانی به نام «رها» می‌آید تا از قید الهی رها کند تا آنجا که نماز صبح نیز قضا شود. شب مال شنود است و روز مال شهود. اگر شنود شب داشتی شهود روز می‌یابی. اگر زنجیره قطع شود در عالم طبیعت می‌مانی؛ حتی اگر به موت اجباری ببرندت در برزخ سرگردانی؛ علقه داری و باور نمی‌کنی رفته‌ای. حدیث هزار سال سکرات مرگ یک معنایش همین است: هنوز در طور طبیعی مانده و طور عوض نشده است.

حداقل آن است که از جهت طور مثالی صدای عالم مثال وجود خود را بشنوی. وقتی «بسم الله» و حمد خوانده می‌شود صوت مسموع عالم ماده است؛ آیا طور مثالی همان آیه را نیز می‌شنود؟ اگر نه، هنوز در نشئهٔ طبیعت و غفلتی و از دل شب استفاده نکرده‌ای. دل شب به شنود می‌کشاند؛ از این رو شیطان قوتش را جمع می‌کند تا از نماز شب و سحر بیندازد. با مداومت می‌رسی؛ با انقطاع و نوسان نمی‌رسی.

اگر طور مثالی را رد کردی و با برزخ پیوند یافتی — چنان‌که برخی صدای مثالی قرآن یا صدای اموات را می‌شنوند — آمادهٔ طور عقلی می‌شوی و صدای ملائکه را می‌شنوی: «سبوح قدوس ربنا و رب الملائکة». بالاتر، صدای الهیت نظام و نور واحد و حقیقت کلیه و توحید ناب. این راه پیش روست؛ نباید گفت به درد نمی‌خورد. حکما و عرفا بر اساس آیات ترازبندی کرده‌اند. پیامبر فرمود با هر گناه بخشی از عقل گرفته می‌شود و بازنمی‌گردد؛ یعنی از طور عقلی می‌افتی و در مثال یا پایین‌تر با حجاب می‌مانی؛ عروج تاریک و فشار برزخی و اخروی از همین‌جاست.

علامه و زبان زمین

علامه حسن‌زاده نقل می‌کنند دو نفر بر سر زمین کشاورزی نزاع داشتند. فرمود باید حرف زمین را نیز بشنوم. سر زمین سلام کرد و چند کلمه گفت و آنان مات ماندند. این شنود زبان مثال — یا عقل — زمین است. زمین نیز نازل شده است:

«وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ» (حجر/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ چیز نیست مگر آنکه خزائن آن نزد ماست و جز به اندازهٔ معلوم فرو نمی‌فرستیم.

زمین جان و شعور دارد و اطوار مثالی و عقلی و الهی. علامه کدام طور را شنید؟ دست‌کم لسان برزخی را. سپس فرمود زمین می‌گوید اینان دروغ می‌گویند که زمین مال ماست؛ بلکه آنان مال من‌اند. ظاهر ذهن به فریاد قبر و کرم و ظلمت می‌رود؛ اما از جهت حکمت: وقتی زمین می‌گوید آنان مال من‌اند، یعنی بدن و حد وجودی‌شان در طور طبیعی و زمینی و ظلمانی مانده؛ به مثال و عقل و الهیت نرفته‌اند. «بل هم أضل» — از حیوان پست‌تر، جماد؛ و جماد مال زمین است و در دل خاک می‌شود. علامه با سخن زمین تنبّه داد.

هیچ چاره‌ای از عروج نیست

ثم یعرج إلیه قرار است همه برویم. اکثرهم لا یعقلون و لا یتدبرون را نگاه نکن؛ ما نمی‌خواهیم چنان باشیم. آیه را دوباره بچش: من السماء إلی الأرض همان إنا لله و قوس نزول است؛ ثم یعرج إلیه معراج با کمک حق. پیامبر می‌فرماید اعینونی — دست بدهید تا ببرم؛ دست بی‌طهارت نمی‌گیرم چون دست من طهارت مطلقه است:

«إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» (أحزاب/۳۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا فقط می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و پاکتان کند پاک‌کردنی.

آمادهٔ این عروج باید بود وگرنه سکرات هزاران ساله و ارواح سرگردان در نشئهٔ طبیعت می‌ماند؛ کسانی هزاران سال پیش مرده‌اند و هنوز تعلق نکَنده‌اند. الهی عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

آمادگی یا حجاب در عروج

تدبیر از آسمان تا زمین قطعی است؛ عروج نیز قطعی است. اختیار در آمادگی است. بی‌آمادگی نیز می‌برند اما فهم منقطع و راه تاریک است. قلب که مقام بالاست اگر به شنود شب و شهود روز زنده نشود، در نزول می‌ماند و نام عروج بر فشار می‌نهد.

زنجیرهٔ اطوار وجود

طور طبیعی، مثالی، عقلی، الهی — هم برای انسان و هم برای هر شیء از جمله زمین. شنیدن لسان برزخی زمین یعنی باور به حیات مراتب. دعوای دو کشاورز وقتی زمین بگوید شما مال منید، یعنی در جمادیت مانده‌اید. این تنبیه علامه است برای هر که در طبیعت متوقف است.

نماز شب و شیطان رها

رها می‌خواهد از سحر رها کند تا شنود نیاید و شهود روز نماند. مداومت راه رسیدن است؛ نوسان راه نرسیدن. گناه عقل را می‌برد و راه طور عقلی را می‌بندد؛ آن‌گاه عروج اجباری با ظلمت همراه می‌شود. طهارت دست اهل بیت شرط گرفتن دست سالک است.

ظلمت نسبی دنیا

دنیا ظلمت محض نیست؛ کلمات وجودی و شئون اسماست و نور است. ظلمتش نسبی است به مراتب بالاتر. از این انزل باید عروج کرد. یدبر الأمر آغاز قوس نزول است و یعرج إلیه وعدهٔ بازگشت. فهم این دو نیم‌آیه نقشهٔ سلوک قلب منزل است.

موت اختیاری پیش از موت اجباری

موت قبل أن تموت یعنی پیش از گرفتن اجباری نفس، خود به طور مثالی و عقلی سفر کنی. اگر نکنی، در سکرات سال‌ها می‌مانی چون علقه به طبیعت نبریده‌ای. ارواح سرگردان نمونه‌اند: مرده‌اند و هنوز در نشئهٔ حس‌اند.

از شنود مثالی تا توحید ناب

نخست صدای مثال وجود خود؛ سپس صدای ملائکه؛ سپس ادراک نور واحد و حقیقت کلیه. این نردبان شنود است. گناه پلهٔ عقل را می‌شکند و انسان را در ظلمت میانی زندانی می‌کند؛ فشار برزخ از همین حبس است.

تنبیه زمین به زبان حکمت

زمین گفت آنان مال من‌اند نه من مال آنان. یعنی حد وجودی‌شان جماد است. بل هم أضل از انعام نیز گذشته و به جماد رسیده. علامه با سلام به زمین این حکم را شنید و نزاع ملکیت را به نزاع اطوار وجود بدل کرد.

دست طاهر و دست آلوده

پیامبر می‌گوید کمکم کنید تا دستتان را بگیرم. دست بی‌طهارت گرفته نمی‌شود. آیهٔ تطهیر اهل بیت معیار طهارت مطلقه است. عروج بی‌این دست‌دادن یا نمی‌شود یا با حجاب و عذاب است. آمادگی یعنی طهارت و شنود شب.

هزار سال سکرات یک معنا

حدیث طول سکرات را باید با توقف در طور طبیعی خواند. می‌خواهند طور را عوض کنند و او پابند طبیعت است. شنود و شهود اگر پیش از مرگ بیاید، سکرات کوتاه و عروج روشن می‌شود.

بازگشت به ذات و استهلاک

ما وقتی در ذات و عین علم حق بودیم الهی بودیم. تنزل ما را به اطوار کشاند. بازگشت استهلاک در احدیت است نه فنای پوچ. قلب راه این بازگشت است چون مقامش بالاست. بدون طی مثال و عقل، نام عروج بر فشار می‌نهند.

آیه را در خلوت چشیدن

آیهٔ پنج سجده را در خلوت بخوان: من السماء إلی الأرض کشش نزول است؛ ثم یعرج إلیه وعدهٔ معراج. خدا می‌برد؛ تو آماده شو. اکثریت تعقل نمی‌کنند؛ تو از آنان مباش. این چکیدهٔ قلب منزل در این نشست است.

شهود روز میوهٔ شنود شب

شب اگر شنود آمد روز شهود می‌زاید. قطع این زنجیره ماندن در طبیعت است حتی پس از مرگ. شیطان رها دقیقاً بر همین نقطه می‌زند: سحر را بگیرد تا روز بی‌شهود بماند. مداومت نماز شب پدافند این نقشه است.

خلاصهٔ عملی عروج قلب

تدبیر نزول قطعی است و عروج نیز. اختیار در آمادگی شنود شب و طهارت است. زمین به زبان برزخی می‌گوید توقف در جماد تو را از آنِ خاک می‌کند. دست به اهل بیت بده تا بی‌حجاب ببرند؛ وگرنه سکرات طولانی می‌شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.