ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

آیا امام جماعت می‌تواند [مکث] برای بار دوم جماعت به پا کند؟

مثلاً در مسجدی، حسینیه‌ای، جایی، نمازخونه‌ای دو بار نماز جماعت ظهر و عصر رو بخونه.

دو بار پشت سر هم اقامه کنه.

آیا این اجازه هست؟

رهبر عزیرمون فرمودن که این کار در خصوص نمازهای يومیه اس- اس- اتفاقاً نه که جاوزه بلکه مستحب هم هست.

منتها باید حواسش جمع باشه که برای مأمومین دیگری باشد؛ یعنی مأمومین عوض بشوند.

جماعت دیگری.

اونم برای بار دوم.

یعنی اولین بار که خوند مأمومین میرن، مأمومین دیگری می‌آیند برای اون‌ها می‌تونه دو بار بخونه.

اما در خصوص نماز عیدین، عیدین، نماز عید، حالا فطر و قربان فرمودن این محل اشکال است.

اجازه بفرمایید که نکته‌ای رو امروز عرض کنیم که خیلی یه مقدار کاربردی‌تر می‌شه نکته‌ی امروز ما پیرامون قلب منزل و به هر حال برای کسایی که تو مسیر سیر و سلوک حرکت می‌کنند خیلی به دردبخور هست.

داشتم بررسی می‌کردم، تحقیق اجمالی انجام می‌دادم پیرامون اینکه به هر حال فرق بین شنود و شهود چیست؟

شنود مرتبه‌اش برمی‌گرده خب به، ما وقتی می‌شنویم شنود فکر می‌کنیم که صرفاً شنود برمی‌گرده به عالم حس.

یعنی با این اذن، با این گوش ظاهریمون چیزی رو بشنویم.

در حالی که شنود همون‌طور که وجود ما، نفس ناطقه ما، ذات مراتبه‌ست یعنی وجود ما مرتبه‌ی الهیه دارد که قلب است.

مرتبه، مرتبه‌ی عقلی دارد که عقل ماست.

مرتبه‌ی مثالی که برزخ وجود ماست و مرتبه‌ی طبیعی شنود هم برمی‌گرده به این مراتب.

یعنی قلب ما می‌تواند شنود کند.

فعلاً بحث شهود رو نداریم ها.

بحث شنود رو داریم.

می‌تواند شنود کند از عالم حس؛ یعنی همین رشتۀ طبیعت.

الان شما دارید صدای من رو می‌شنوید با گوش طبیعی‌تون.

این انزل مراتب شنود است.

اگر انسان یه مقدار ارتقاء وجودی پیدا کند می‌تواند شهود مثالی داشته باش-- شنود مثالی داشته باشد.

یعنی از عالم مثال و برزخ هم اصواتی رو بشنود.

یه مقدار رشد کنه شنودش میره تا مرتبه‌ی عقلی.

یعنی می‌تواند تسبیح ملائکه را در عالم مجردات اون‌ها بشنود.

بودن کسانی و هنوز هم هستند اگرچه کم‌اند.

و اگر خیلی رشد کنه دیگه نهایت مرتبه‌ی شنود می‌رسد به شنود مرتبه‌ی الهیت نظام هستی.

یعنی اون شنود در حقیقت قلب، شنود مقام قلب ن-- م-- منتهی مرتبتی‌ست که انسان می‌تونه بشنوه.

یعنی تو اون، یعنی انتها می‌رسه به ذات حضرت حق.

و اینو هم نگید آقا مگر شدنیه؟

بله شده.

اینکه بزرگان اهل معرفت علیهم الصلاة والسلام از خود حالا میگیم بزرگان اهل معرفت، خود اهل بیت هم جزوشونن دیگه.

دیگه بقیه ریزه خوار سفره اون‌هان.

همه متفق القول‌اند که اهل بیت علیهم الصلاة والسلام به این مرتبه رسیده بودند.

حالا در اینکه آیا دون مرتبه‌ی ولایت کلیه کسی می‌تواند به اونجا برسد یا نه بحث هست.

عده‌ای میگن می‌شود.

اینکه امام صادق صلوات الله علیه در نماز، در نماز انقدر یک آیه رو تکرار می‌کرد تا مدهوش می‌شد، غش می‌کرد.

از حضرت علتش رو سؤال می‌کردن می‌فرمود به قدری تکرار کردم که یکی از اسرار تردد، تردد که ملا صدرا در مفاتيح الغیبش میاره برای عبور از ظاهر به باطن همینه.

تردد یعنی تکرار.

هی بره بیاد، بره تکرار کنه با توجه عرفانی البته.

انقدر تکرار کردم تا مشافهتاً از خود حضرت حق از صاحب قرآن، از صاحب آیه شنیدم.

این شد که به این همه ت-- یعنی جسم حضرت دیگه توان نداشت که بشنوه صدای حضرت حق رو.

این دیگه نهایت مرتبه‌ی شنود است که به شنود ذاتی از حضرت حق برمی‌گرده.

اما این امکان هست، این امکان وجود داره، در ما تعبیه شده.

منظورم اینجاست که شنود باید به قدری ارتقاء وجودی در ما ایجاد بشود که صرفاً در شنود حسی قرار نگیریم.

بریم برسیم اونم کدوم مقام ما؟

مقام قلب ما.

مقام قلب ما به شنود حداقل برزخی برسه.

اینکه بعضیا صدای امواج رو می‌شن- می‌شنیدن این‌ها هنوز هم هستند.

ما در زمان جنگ می‌دیدیم بعضی از بر و بچه‌های زمان جنگ رو که صدای امواج رو می‌شنیدن و حالا یه وقت هی چیزایی بگیم چون میره تو عموم و رسانه‌ای می‌شه شاید در حد فهم خیلی‌ها نباشه.

حتی ساعت رو اصلاً ساعت مچی نمی‌بستن بعضیا.

من داشتم یکی از اساتید، اساتید خودم مثلاً از غیب بهش می‌گفتن ساعت چنده.

اصلاً نیاز نداشت ساعت ببنده.

این‌ها به هر حال هست.

مقاماتیه که برای ما حالا متأسفانه اینا چیزای عجیب و غریبی شده دست نیافتنی.

علتش هم اینه که ما متأسفانه غافل بودیم، غفلت کردیم و گوش ما معذرت می‌خوام این تعبیر رو استفاده می‌کنم نجس شده اون قواي سامعه ما بهتره بگیم نجس شده.

گوش قلبمون‌ها.

این گوش ظاهری رو نگاه نکن.

این که داره می‌شنوه هیچ.

آقا چرا این حرفو شما می‌زنی؟

رو چه حسابی می‌زنی که اگر قلب ما شنود ندارد به جهت اینکه قلب ما یعنی گوش قلب ما نجس شده است.

اولاً بر اساس آیه صد و بیست و پنج سوره انعام می‌فرماید "کذلک یجعل الله الرجس".

اصلاً خدا قرار داده ناپاکی رو کجا؟

"على الذین لا یؤمنون".

برای کسایی که ایمان نمیارن.

ایمان مرتبش برا قلبه.

یعنی جایگاه ایمان قلبه.

وقتی میگه نجاست، پ- پلیدی مال اون کساییه که ایمان نیاوردن یعنی قلبشون نجس شد.

یعنی گوش قلبشون نجس شد.

در یک جای دیگه در آیه صد سوره یونس داشتم دقت می‌کردم جالب بود که به این آیه رسیدم که اونجا هم می‌فرماید "ویجعل الرجس".

رجس، ناپاکی و آلودگی.

خدا این ناپاکی رو قرار داده برای کجا؟

"الذین لا يعقلون".

پس اگر گوش عقلی ما و گوش قلبی ما این‌ها نمی‌شنون چون نجس شدن.

خ-- قرآن داره میگه اصلاً نا- ناپاکی، آلودگی، نجاست، رجس برمی‌گرده به کجا؟

به قلب و عقل.

یعنی کسی اینطوری شد یعنی نمی‌شنوه، شنود عقلی نداره که البته عرض شود نهایت شنود عقلی هم می‌شه برمی‌گرده به اسماء و صفات.

نهایت شهود قلبی به ذات برمی‌گشت شنود، شنود عقلی به اسماء و صفات.

حالا اینا رو فعلاً ما کاری نداریم که نهایت‌شون به کجاست.

همونطور ما شنود برزخی داریم یعنی شنود خیالی، شنود مثالی.

همونطور که شنود حسی داریم.

همه این‌ها مراتب وجودی خودمان.

حالا هر کدوم هم دو مرتبه در خودشون مرتبا- مرتبه دارن.

یعنی در شنود قلب انزل مرتبه داره خودش تا برسد به ذات حضرت حق.

قلب ما می‌تونه صدای خدا رو بشنوه.

نه اون صدای صوت که کم مسموعه.

حالا عرض شود مادی.

این نه.

چون مقام قلبه دیگه مربوط به الهیت نظامه است.

حالا دلیل اینکه حالا اینجا حرف زیاد می‌شه پیاده کرد، اجازه بدید که روزهای بعد خیلی وقتتون رو نگیریم.

من یک روایتی اینجا تقدیم حضور شما بکنم که بر اساس این روایت متوجه می‌شید که ما بی‌خود حرف نگفتیم تا الان.

از امام باقر [ضجه孩子] البته روضت الواعظین، سند روایت روضت الواعظین نیشابوری، جلد دو، صفحه سیصد و بیست و یک می‌تونید اونجا این روایت رو ببینید.

امام باقر صلی الله علیه فرمودند همانا برای شب شیطانیست.

اینکه می‌خوام بگم چی؟

علت اینکه ما نمی‌تونیم شنود قلبی داشته باشیم، گوشمون ناپاک شده و غافل بودیم.

از این روایت برخاسته.

امام باقر صلی الله علیه فرمودند همانا برای شب شیطانیست که به او رها گفته می‌شه.

اسم این شیطان چیه؟

رها.

کارش چیه؟

پس هنگامی که بنده برای نماز شب بیدار می‌شود به او می‌گوید وقت آن فرا نرسیده.

یعنی به غفلت می‌کشونش.

حالا وقتش نشده بخواب حالا مثلا نیم ساعت دیگه پاشو، یه ربع دیگه پاشو.

بعد از مدتی دوباره از خواب برمی‌خیزد.

خیلی ما اینطوری می‌شیم.

دوباره به او می‌گوید موقع آن نشده.

کی میگه؟

همین رها.

یعنی این شیطانه.

و همچنان بر این کار مداومت می‌کند و بنده را از نماز باز می‌دارد تا اینکه فجر طلوع می‌کند.

یعنی دیگه آفتاب می‌زنه.

آنگاه هنوز حدیثه‌ها حضرت باقر الائمه شکافنده علوم می‌فرمود آنگاه گوش او را، اینجاست ببینید، آنگاه گوش او را، آن- آنگاه گوش او را ادرار کرده در حالی که از خوشحالی فریاد می‌زند دم خود را می‌جنباند و او را رها می‌کند.

رها.

اصلاً اسم خودشم چی بود؟

شیطان رها.

امام باقر داره می‌فرماید توی گوش کسی که این حالت رو پیدا می‌کنه.

حالا ما الان داریم می‌فهمیم که چطور خدا رحمت کنه این پیرزن، پیرمردها، مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌هامون می‌گفتن اگه نمازت قضا شد‌ها باید بری گوشت رو بشوری.

ما اینا رو می‌شنیدیم و این قدیمی‌ها نمی‌فهمیدیم چی میگن.

یعنی چی؟

می‌گفتن شیطان میاد ادرار می‌کنه تو گوشت.

نگو روایته.

ایناها از خودشون حرف نمی‌زدن.

اگرچه شاید سندی نداشتن بر روایت اما حق بود حرفاشون.

حالا اینکه حالا چرا؟

چرا شیطان؟

چرا ادرار؟

و منظور از این ادرار چیه؟

به هر حال ما باید تعویل کنیم دیگه.

روایات معصومین به حد، به حد درک و عقل مخاطبه.

در حد، حد اون عقل و درک مخاطب حرف زدن.

حالا باید یه عالمی با ذره‌بین طهارت نفسش بیاد چی کار کنه؟

با اون دقت نظرش تعویل بیاره که منظور باطن این حرف یعنی چی.

اجازه بدید که بهره ببریم تو این اتمام سخن‌مون از قربونش بریم استاد حسن زاده علیه الرحمه.

می‌تونید اینی که من می‌خونم بسطش رو من مختصرشو می‌خونم.

در نکته ششصد و هشتاد هزار و این یک نکته علامه ببینید.

من از این قسمتش براتون می‌خونم، انتخاب کردم.

که شیطان، سخن کیه؟

حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه.

داره تعویل میاره از این سخن حضرت.

شیطان خبیث‌ترین موجودات است و ادرار نیز پست‌ترین فضولات است که به واسطه‌ی آن سموم بدن دفع می‌شود و غفلت، گذاشت، دستو گذاشت رو اون نقطه‌ی اصلی و غفلت شبیه‌ترین چیز به این نجاست است.

نجاستی که از موجود خبیثی چون شیطان بیرون می‌آید و چون گوش دهلیزی برای صوت ملائکه است، ابلیس با ادرار خود مجرای آن را مسدود کرده و نمی‌گذارد که ندای ملائکه به او برسد.

به چی برسد؟

به گوش قلب او.

میگه چیه؟

منظور از این ادرار چیه؟

نجس‌ترین چیزه دیگه.

اونم از شیطان که خودش پلیدترینه.

پلیدترین و نجس‌ترین و منفورترین چیزها در عالم حقیقت چیه؟

غفلته.

به همه راحتی دراومد، حلقه مفقوده.

هرچی یعنی غفلت باعث می‌شه.

منظور اینه که اون شیطان با تو یه کاری می‌کنه که غافل بشی.

نه یعنی این که واقعاً میاد یه چیزی می‌ریزه تو گوشت.

غفلت حالا تعبیر برای اینکه طرف بشنوه، یه چیزی بفهمه، اخذ کنه.

حالا یه بخش دیگه‌ای از سخنان ایشون رو هم عرض کنم در توجیه حالا اینکه چرا گفتن ادرار شیطان و اینا.

هر معنا و مفهومی صورتی مناسب با خود دارد که در هر عالمی به فراخور ویژگی‌های آن تغییر می‌کند و به واسطه‌ی آن صورت‌هاست، به واسطه‌ی آن صورت‌هاست که رؤیاها تعبیر و باطن کردار انسان مجسم می‌شود.

از این رو باطن غفلت زمانی که در عالم معنا صورتی به خود می‌گیرد، حقیقتاً، حقیقتاً همون ادرار ابلیس می‌شود.

یعنی میگه وقتی شما مثلاً خواب می‌بینی مثال بزنیم وقتی خواب می‌بینی میگه از اون صورتی که تو خواب داره نفس ناطقه انشا می‌کنه در عالم برزخ وجودت از اون صورت‌ها باید پی ببری به یک پیامی، به یک رمزی، به یک الهامی.

یک چیزی براش تو داره.

یعنی همینطوری نیست.

یه داستانیه، یه قصه‌ی واقعیه.

باید پی‌ش رو بگیری که این صورت نشانگر چیست، چه پیامی برای تو داره.

می‌فرماید این روایت هم این چنینه.

از اینکه میگه ادرار شیطان منظور همون غفلت است.

صورت ادرار به واقع می‌شود غفلت.

پس اگر کسی، یه جمع‌بندی بکنیم امروز حالا این بحث ایشالا روزهای بعد ادامه پیدا می‌کنه.

اگر کسی نتیجه‌ی اولمون، اگر کسی شن-- شنود قلبی ندارد در هر مرتبتی.

مثلاً اینجا میگه صدای ملائکه نمی‌شنوه.

اون نهایتش چی می‌شد؟

صدای خدا.

اصلاً کاری به اون نداریم.

صدای مرده‌ها رو نمی‌شنوه.

صدایی از عالم برزخ نمی‌شنوه.

اینطوری بگیم.

چون عالم ماده رو که داریم می‌شنویم درست شد؟

یه پله برو بالاتر می‌شه عالم مثال، برزخ.

از مثال هیچ اخذی نداره گوشش.

دهلیز حالا اون دروازه‌ی قلبش، دهان قلبش، دهان روحش که همون گوش قلبشه چیزی از عالم برزخ دریافت نداره.

چنین کسی قطعاً در غفلته و قطعاً شیطان برش مستولی شده و ادرار ریخته حالا به این تعبیر در گوش او و گوشش نجس شده.

باید به سمت پاکی‌ها و طهارت‌ها حرکت کنه.

می‌ترسیم از این حرفه‌ها.

هم خودم هم شماها.

می‌دونم.

اما چه کنیم؟

ما چرا نگیم این حرفا رو؟

تا کی تو غفلت بمانیم هممون از من بگیر تا دیگران.

باید یه کسی بالاخره مثل استاد علم الهدی حسن زاده بیاد قربونش بریم با آثارش و لو گوش ما رو بپیچونه حواس ما رو جمع کنه دیگه.

تا کی دیگه؟

تموم شد.

ریش‌ها سفید شد و موها سفید شد و انا لله و انا الیه راجعون.

ناگهون خواجه بر-- ناله برآمد که چی؟

خواجه بمرد.

تمام شد.

ایشالا عاقبتمون ختم بخیر بشود و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد