یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
اقامهٔ دوبارهٔ جماعت
آیا امام جماعت میتواند برای بار دوم جماعت به پا کند؛ مثلاً در مسجد یا حسینیه یا نمازخانه دو بار پشتسرهم ظهر و عصر را بخواند؟ رهبر معظم فرمودهاند این کار در خصوص نمازهای یومیه نه تنها جایز بلکه مستحب نیز هست. منتها باید حواس جمع باشد که برای مأمومین دیگری باشد؛ یعنی مأمومین عوض شوند و جماعت دیگری شکل گیرد. بار اول که خواند و مأمومین رفتند، مأمومین دیگری میآیند و برای آنان میتواند دوباره اقامه کند. اما در خصوص نماز عیدین — عید فطر و قربان — فرمودهاند محل اشکال است.
شنود و شهود؛ مراتب وجودی انسان
اجازه دهید نکتهای کاربردی پیرامون قلب منزل بگوییم که برای کسانی که در مسیر سیر و سلوکاند بسیار به کار میآید. در تحقیقی اجمالی پرسیدهام فرق شنود و شهود چیست. شنود را غالباً به عالم حس بازمیگردانیم: با این اذن و گوش ظاهر چیزی شنیدن. در حالی که وجود ما، نفس ناطقهٔ ما، ذات مراتب است. مرتبهٔ الهیه دارد که قلب است؛ مرتبهٔ عقلی که عقل ماست؛ مرتبهٔ مثالی که برزخ وجود ماست؛ و مرتبهٔ طبیعی. شنود نیز به همین مراتب بازمیگردد. یعنی قلب میتواند بشنود. فعلاً بحث شهود نیست؛ بحث شنود است. میتواند از عالم حس بشنود؛ همین رشتهٔ طبیعت. اکنون صدای این گفتار را با گوش طبیعی میشنوید؛ این انزل مراتب شنود است. اگر انسان مقداری ارتقای وجودی یابد میتواند شنود مثالی داشته باشد؛ یعنی از عالم مثال و برزخ نیز اصواتی بشنود. بیشتر رشد کند شنودش به مرتبهٔ عقلی میرود؛ یعنی میتواند تسبیح ملائکه را در عالم مجردات بشنود. کسانی بودهاند و هنوز هستند اگرچه کماند. و اگر بسیار رشد کند نهایت مرتبهٔ شنود به شنود مرتبهٔ الهیت نظام هستی میرسد؛ یعنی شنود مقام قلب، منتهی مرتبتی که انسان میتواند بشنود و انتها به ذات حضرت حق است.
آیا شنود از حق شدنی است؟
نگو مگر شدنی است؛ بله شده است. بزرگان اهل معرفت — و خود اهل بیت نیز از ایشاناند و بقیه ریزهخوار سفرهٔ آنان — همه متفقاند که اهل بیت علیهمالسلام به این مرتبه رسیده بودند. اینکه دون مرتبهٔ ولایت کلیه کسی بتواند به آنجا برسد یا نه محل بحث است؛ عدهای میگویند میشود. امام صادق صلواتاللهعلیه در نماز آنقدر یک آیه را تکرار میکرد تا مدهوش میشد و غش میکرد. علت را میپرسیدند؛ میفرمود به قدری تکرار کردم که — و یکی از اسرار تردد که ملاصدرا در مفاتیح الغیب برای عبور از ظاهر به باطن آورده همین است؛ تردد یعنی تکرار، هی برود و بیاید و با توجه عرفانی تکرار کند — آنقدر تکرار کردم تا مشافهةً از خود حضرت حق، از صاحب قرآن و صاحب آیه شنیدم. جسم حضرت دیگر توان نداشت صدای حضرت حق را بشنود. این نهایت مرتبهٔ شنود است که به شنود ذاتی از حضرت حق بازمیگردد. اما این امکان هست و در ما تعبیه شده است. مقصود اینجاست که شنود باید چندان ارتقای وجودی در ما ایجاد کند که صرفاً در شنود حسی نمانیم؛ برسیم — و کدام مقام؟ — مقام قلب؛ دستکم به شنود برزخی. بدون این ارتقا، سالک در انزل مراتب میماند و از اصوات مثال و تسبیح ملائکه و ندای حق محروم است.
نمونههای شنود برتر و آلودگی گوش قلب
اینکه برخی صدای امواج را میشنیدند هنوز هم هستند. در زمان جنگ میدیدیم بعضی از بر و بچهها صدای امواج را میشنیدند. حتی برخی ساعت مچی نمیبستند؛ یکی از اساتید از غیب به او میگفتند ساعت چند است و نیازی به بستن ساعت نداشت. اینها مقاماتی است که برای ما متأسفانه عجیب و غریب و دستنیافتنی شده است. علتش آن است که غافل بودهایم و غفلت کردهایم و — معذرت از تعبیر — قوهٔ سامعهٔ ما، گوش قلبمان، نجس شده است. گوش ظاهر را نگاه نکن؛ آن که میشنود هیچ. چرا میگوییم اگر قلب شنود ندارد گوش قلب نجس شده؟ اولاً بر اساس آیهٔ صد و بیست و پنج سورهٔ انعام:
«كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ» (انعام/۱۲۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اینگونه خدا پلیدی را بر کسانی که ایمان نمیآورند قرار میدهد.
خدا ناپاکی را بر کسانی نهاده که ایمان نمیآورند. ایمان مرتبهاش برای قلب است؛ جایگاه ایمان قلب است. وقتی میگوید نجاست و پلیدی مال کسانی است که ایمان نیاوردهاند یعنی قلبشان نجس شده، یعنی گوش قلبشان نجس شده. در آیهٔ صد سورهٔ یونس نیز دقت کردم: و یجعل الرجس علی الذین لا یعقلون. رجس، ناپاکی و آلودگی را خدا برای کسانی قرار داده که تعقل نمیکنند. پس اگر گوش عقلی و گوش قلبی نمیشنوند چون نجس شدهاند. قرآن میگوید ناپاکی و آلودگی و نجاست و رجس به قلب و عقل بازمیگردد. یعنی چنین کسی نمیشنود؛ شنود عقلی ندارد. نهایت شنود عقلی به اسماء و صفات بازمیگردد و نهایت شنود قلبی به ذات. چنانکه شنود برزخی داریم — شنود خیالی و مثالی — و شنود حسی؛ همه مراتب وجودی خود ماست. هر کدام در خود نیز انزل و اعلی دارد. در شنود قلب از انزل مرتبه تا ذات حضرت حق راه است. قلب میتواند صدای خدا را بشنود؛ نه آن صدای صوت مادی مسموع، چون مقام قلب مربوط به الهیت نظام هستی است.
روایت شیطان رَها
اجازه دهید روایتی تقدیم کنم تا دانسته شود بیسبب سخن نگفتهایم. در روضة الواعظین نیشابوری، جلد دو، صفحهٔ سیصد و بیست و یک، از امام باقر علیهالسلام آمده است. علت اینکه نمیتوانیم شنود قلبی داشته باشیم و گوشمان ناپاک شده و غافل بودهایم از این روایت برمیخیزد. امام باقر فرمودند همانا برای شب شیطانی است که به او رَها گفته میشود. کارش چیست؟ پس هنگامی که بنده برای نماز شب بیدار میشود به او میگوید وقت آن فرا نرسیده؛ یعنی به غفلت میکشاند: بخواب، حالا مثلاً نیمساعت دیگر، یک ربع دیگر. بعد از مدتی دوباره از خواب برمیخیزد — خیلی از ما چنین میشویم — دوباره به او میگوید موقع آن نشده. کی میگوید؟ همین رها، همین شیطان. و همچنان بر این کار مداومت میکند و بنده را از نماز بازمیدارد تا فجر طلوع کند؛ یعنی آفتاب بزند. آنگاه — حدیثهٔ حضرت باقر، شکافندهٔ علوم — فرمود آنگاه گوش او را ادرار کرده در حالی که از خوشحالی فریاد میزند، دم خود را میجنباند و او را رها میکند. نام خودش نیز رها بود. امام باقر میفرماید در گوش کسی که این حالت را پیدا کند چنین میشود. حالا میفهمیم چرا خدا رحمت کند پیرزنان و پیرمردان و مادربزرگها و پدربزرگها را که میگفتند اگر نمازت قضا شد باید بروی گوشت را بشویی؛ شیطان میآید در گوشت ادرار میکند. میشنیدیم و نمیفهمیدیم چه میگویند. نگو روایت است؛ آنان از خود حرف نمیزدند. اگرچه شاید سندی بر روایت نداشتند اما حق بود حرفشان. چرا شیطان و چرا ادرار و مقصود چیست؟ باید تأویل کنیم. روایات معصومین به حد درک و عقل مخاطباند؛ در حد همان عقل سخن میگویند. باید عالمی با ذرهبین طهارت نفس و دقت نظر بیاید و تأویل کند که باطن این حرف چیست.
تأویل حسنزاده؛ غفلت نجاست ابلیس
بهره ببریم از استاد حسنزاده علیهالرحمه. در هزار و یک نکته، نکتهٔ ششصد و هشتاد و یک، علامه میفرماید: شیطان خبیثترین موجودات است و ادرار نیز پستترین فضولات است که به واسطهٔ آن سموم بدن دفع میشود؛ و غفلت شبیهترین چیز به این نجاست است. نجاستی که از موجود خبیثی چون شیطان بیرون میآید. و چون گوش دهلیزی برای صوت ملائکه است، ابلیس با ادرار خود مجرای آن را مسدود کرده و نمیگذارد ندای ملائکه به گوش قلب برسد. میگوید مقصود از این ادرار چیست؟ نجسترین چیز است از شیطان که خودش پلیدترین است. پلیدترین و نجسترین و منفورترین چیزها در عالم حقیقت چیست؟ غفلت. به همه راحتی درآمد؛ حلقهٔ مفقوده. غفلت باعث میشود. مقصود آن است که آن شیطان با تو کاری میکند که غافل شوی؛ نه آنکه حقیقتاً چیزی در گوش ظاهری بریزد. تعبیر برای آن است که طرف بشنود و بفهمد و اخذ کند.
صورتها در عوالم و باطن غفلت
بخش دیگری از سخن ایشان در توجیه اینکه چرا ادرار شیطان گفتهاند این است: هر معنا و مفهومی صورتی مناسب با خود دارد که در هر عالمی به فراخور ویژگیهای آن تغییر میکند و به واسطهٔ همان صورتهاست که رؤیاها تعبیر و باطن کردار انسان مجسم میشود. از این رو باطن غفلت زمانی که در عالم معنا صورتی به خود میگیرد حقیقتاً همان ادرار ابلیس میشود. یعنی وقتی در خواب صورتی میبینی که نفس ناطقه در عالم برزخ وجودت انشا کرده، باید از آن صورت به پیام و رمز و الهامی پی ببری؛ قصهای واقعی است نه بازیچه. میفرماید این روایت نیز چنین است: از اینکه میگوید ادرار شیطان مقصود همان غفلت است؛ صورت ادرار به واقع میشود غفلت.
جمعبندی؛ طهارت گوش قلب
اگر کسی شنود قلبی ندارد در هر مرتبتی — اینجا میگوید صدای ملائکه نمیشنود؛ نهایتش صدای خداست و فعلاً کاری به آن نداریم؛ صدای مردهها را نمیشنود؛ صدایی از عالم برزخ نمیشنود — در حالی که عالم ماده را میشنویم. یک پله بالاتر عالم مثال و برزخ است؛ از مثال هیچ اخذی ندارد گوشش. دهلیز و دروازه و دهان قلب و روحش که همان گوش قلب است چیزی از عالم برزخ دریافت نمیکند. چنین کسی قطعاً در غفلت است و قطعاً شیطان بر او مستولی شده و ادرار ریخته — به این تعبیر — در گوش او و گوشش نجس شده است. باید به سمت پاکیها و طهارتها حرکت کند؛ بیداری برای نماز شب و ترک وسوسهٔ رها نخستین گام گشودن دهلیز قلب است. از این حرفها میترسیم؛ هم خودم هم شما. میدانم. اما چه کنیم؟ تا کی در غفلت بمانیم از من تا دیگران؟ باید کسی چون استاد علمالهدی حسنزاده بیاید و با آثارش ولو گوش را بپیچاند و حواس را جمع کند. تا کی؟ تمام شد؛ ریشها سفید شد و موها سفید شد و انا لله و انا الیه راجعون. ناگهان ناله برآمد که خواجه بمرد. تمام شد. انشاءالله عاقبت به خیر شود.
کاربرد برای سالک قلب منزل
برای سالکِ قلبِ منزل، شنود صرفاً مسئلهٔ نظری نیست. اگر گوش قلب به غفلت بسته شود، نه ندای ملائکه میرسد و نه راه مشافههٔ حق گشوده میماند. روایت رها و تأویل غفلت بهعنوان نجاست، هشدار عملی است: نماز شب را به تأخیر مینداز و دهلیز قلب را با طهارت نگاه دار.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.