ددرس‌گفتارها

[همهمه] سلام.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

ما ظهر عرض کردیم که قلب مقام یعنی به یک عبارت مقام برزخی که دارد گاهی رو به حالا عالم شهود دارد گاهی رو به عالم غیب و محل تعلقات انسان است.

محل القه‌ها، علاقه‌ها، دلبستگی‌ها و همچنین نفرت‌ها دارد.

یه همچین جایگاهی دارد.

بعد عرض کردیم مادر این چنینه.

مادر در نظام هستی جایگاهش جایگاه قلبه.

جایگاه شفقت و مهر و محبت و پرورشه.

عرض کردیم که نفس کل مادر و مرد جایگاه عقل دارد.

عقل هم که تدبیر و این‌هاست.

بعد عرض کردیم که در کتاب فس الصمتی از تلامذة حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها رو ایشون می‌فرماید از این جهت پدرشون بهشون می‌گفتن ام ابیها که در سیر صعودی در نشئه طبیعت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها رفتند و به مقام نفس کل رسیدند و چون مقام نفس کل، اینجا سوالی که ایجاد شده اینو توجه نداشتن دوستان چون در مقام نفس کل همه عوالم مادون تحت پرورش نفس کلا من جمله خود پیغمبر و حضرت زهرا سلام الله علیها رفته به اون مرتبه رسیده در قوس صعود از این جهت بهشون گفتن ام ابیها.

بعضی از عزیزان گفتن پس مقام حضرت زهرا بالاتره.

دقت به این نکردند که نفس کل، عقل کل، اون مقام رقه منشوره، اون پرده آویخته و اون عرض شود صادر اول و حالا بهش ام الاكوان می‌گن یا مثلاً ااا بهش می‌گن به یک معنا حالا بهتره بگیم همون رقه منشور که پرده‌ای که افتاده و نشر پیدا کرده، همه کثرات، این کثرات نه فقط تو عالم نشئه طبیعت حتی عالم مثال، عالم عقل و حتی عالم اله همه اینا منتقشن در او.

که اگر او نبود مثل یه پارچه‌ای رو در نظر بگیرید نقش‌هایی روش کشیده شده.

این نقش‌ها اگر اون تار و پود اون پارچه نبود کجا کشیده می‌شدن؟

اصلاً نیست و ما-ما-م-محو می‌شدن، نابود می‌شدن.

اون بوده، اون مقام نفس کل بوده.

اینو میخوام عرض کنم.

مقام نفس کل، مقام عقل کل پیش از خلق بوده.

صادر اول که خلق نیست.

اولین چیزیست که از خدا صادر شده، نه خلق شده.

پیغمبر وجودش بعد از صادر اوله.

همه خلائق این چنین‌اند.

درست شد؟

این اشاره اینجا رو خیلی توجه نشده که این سؤال پیش اومده.

حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها که به مقام نفس کل رسیده، در این نشئه رسیده.

نفس کل بود.

یعنی حضرت پیغمبر هم به یک معنا تحت پرورش اون نفس کل بود.

درست شد؟

اما چون حضرت زهرا سلام الله علیها در این نشئه طبیعت تو قوس صعود رفت به مقام نفس کل رسید، به مقام نفس کل رسید، اتحاد وجودی برقرار شد بینشون.

یعنی انگار که حضرت زهرا نه خود نفس کل شد.

نه اینکه رتبه پیغمبر مادون حضرت زهرا باشه.

نه.

چون حضرت زهرا رفت و تحت میشه اینو گفت رسید، اتحاد وجودی پیدا کرد با نفس کل از این جهت و چون نفس کل پرورش دهنده همه موجودات من جمله پیغمبر است از این جهت بهش پیغمبر فرمود ام ابیها.

امیرالمؤمنین هم همینطور به عقل کل رسید یا خود پیغمبر اصلاً این رو خوب شاید با خود پیغمبر بهت-بهتر بشه به جواب رسید.

پیغمبر هم می‌فرماید وقتی می‌گن که حقیقت محمدیه همون صادر اول است نه یعنی اینکه پیغمبر از اول بوده.

نه یعنی اینکه پیغمبر چون رفته رسیده به مقام صادر اول، اون صادر اول پیغمبره.

نه.

صادر اول بود و پیغمبر هم مقامش از جهت خلقی مادون صادر اوله.

اما توی قوس صعود یعنی در همین نشئه طبیعت که ما داریم زندگی می‌کنیم، ایشون چنان او عبادت کرد، عبدیت ایشون به جایی رسید که اشهد ان محمدا عبده و رسوله.

این عبادتش و عبدیتش بهتره بگیم به مقام رسالت رسوندش.

رفت چنان پرواز کرد، صعود کرد با مقام صادر اول مقامش برابری کرد و اتحاد وجودی برقرار شد.

[پچ،پچ] از جهت رتبه‌ای حساب کنی از جهت مثلاً تقدم تأخر بگیری بله، اول صادر اول بوده بعد پیغمبر.

چون پیغمبر خلقه.

صادر اول خلق نیست.

اولین چیزیست که مثل nefsi که از خدا صادر شده، إنشاء شده.

خب؟

خلق نیست یعنی حد نداره، جنس نداره، نمی‌دونم وزن نداره، ارتفاع و عرض و طول و این‌ها نداره صادر اول.

خب؟

مثل نفس.

نفس من و شما میاد می‌زنه به مخارج حروف، کلمات خ-- این همه بی‌نهایت کلمات رو از خودش إنشاء می‌کنه.

اون نفس اما پیغمبر در قوس صعود یعنی بعد از صادر اول، بعد از صادر اول اومد توی همین نشئه طبیعت رفت به مثال و عقل و الهیت و همه رو عروج کرد.

یعنی به معراج رفت از همین جا، از همین نشئه خاکی قشنگیش اینه پیغمبر اومد از این عالم زلمانی رفت همه حجاب‌های نور و ظلمت و همه رو پاره کرد.

رفت تا رسید به مقام صادر اول.

چون رسید به مقام صادر اول فرمود أنا مثلا من اون عقل اول‌ام یا اول ما خلق الله نوری، اول ما خلق الله العقل.

بعد فرمود اون عقل اول منم.

یا بهش میگن حقیقت محمدیه.

به چی؟

به صادر اول.

از این جهت فکر می‌کنم این گره باز شد که نه یعنی اینکه حضرت زهرا سلام الله علیها مقامش بالاتر از پیغمبره، نه.

شبیه به اون حدیثی که می‌فرمود "لولک لما خلقت الأفلاك"، "لولا فاطمه لما خلق" یا "لولا علی لما خلقتک"، "لولا فاطمه لما خلقتكما".

اگر هم-- اگه تو نبودی افلاک رو نمی‌آفریدم.

اگر علی نبود تو رو نمی‌آفریدم.

اگه فاطمه زهرا نبود علیهما صلوة الله هیچ‌کدوم از شما دو تا.

یعنی حضرت زهرا بالاتر از پیغمبر و امیرالمؤمنینه؟

نه.

یعنی اینکه این رتبه‌ها این چنینه.

عالم ملکوت که ما فوق عالم ملکه به دست حضرت زهراست.

عالم جبروت که ما فوق عالم ملکوته به دست امیرالمؤمنینه.

یعنی سلطان اونجا امیرالمؤمنینه.

عالم لاهوت که ما فوق جبروته و مادون صادر اوله، اونجا سلطان پیغمبره.

اگر پیغمبر می‌خواست اون نور اصلی و عظمت وجودی ایشون که به مقام صادر اول رسیده تجلی کنه، عالم جبروت که یه رتبه پایین‌تر بود گنجایش اخذ اون نور رو نداشت.

انقدر اون نور عظمت داشت.

یک آینه‌ای نیاز بود که نور پیغمبر رو از عالم لاهوت انعکاس بده به مادون، به رتبه پایین‌تر.

یعنی عالم جبروت که سلسله خلقت ادامه پیدا کنه.

همچنین امیرالمؤمنین نورش در عالم جبروت به حدری ج-جلوه داشت، عظمت داشت، شکوه داشت، عالم ملکوت گنجایش اینو نداشت.

اصلاً عالم یه رتبه پایین‌تر.

حالا علی الاسم هر اسمی می‌خوای بذار.

گنجایش اینو نداشت که نور امیرالمؤمنین رو به یک باره بگیره و اصلاً خلق ادامه پیدا نمی‌کرد.

این انعکاس، این نزول اصلاً دیگه وجود نداشت.

ق-- انا لله.

مگه کلهم نورا واحد نیست؟

ثابت و طهرت بعضها من بعض.

مقام نداریم که.

همشون جود یه دونه‌ند دیگه.

بله هم-همه‌شون یک حقیقتن.

اما اول پیغمبر رفته به این رتبه رسیده.

اینو توجه- ما جود یک بدن رو می‌بینید مثل این که چشم رسیده، مغز رسیده، چشم مثلا جود همون بدنه.

پس همه‌شون اگر آقا رسول الله به نورشون خلق نمی‌شد عالم خلق نمی‌شد.

اگر حضرت زهرا سلام الله خلق نمی‌شد، خلق نمی‌شد.

خب.

برای همین قیاس، قیاس تو اسلام اصلاً چه عیبی-- رتبه بندی نداریم.

نه چرا نداریم.

اول کی رفته به اون مقام رسیده؟

آقا رسول الله، آقا امیرالمؤمنین علیه السلام، آقا رسول الله.

نه، نه.

ببینید این، این مثالی که زدم رو درست توجه نکردید.

اول کی به اون مقام رسید؟

پیغمبر.

همه‌شون یکین.

نه ببینید- اگه همه‌شون رو یکی بگیریم اول- از، نه از حیث، نه از این حیث یکین که همه‌شون به اون مقام صادر اول یا انسان کامل رسیدن.

و الا پیغمبر همون علیه از حیث خلقت.

نه.

ایشون یه حد داره، ایشون یه حد داره.

اصلاً دو- جسمانی‌شون.

خب دیگه.

از جهت نورانی می‌خوای بگی بله از جهت نورانی کلهم نور واحد.

چرا نور واحد؟

چون همه‌شون رفتن به اون مقام رسیدند که اگر یک دیگه‌ای هم پیدا می‌شد مثلا حضرت علی هم می‌تونست در قوس صعود بری به مقام صادر اول برسی.

شما، شما هم می‌شدی با اون‌ها اتحاد وجودی برقرار می‌کردی.

شما هم با ا-اضافه اون‌ها می‌شدی کلهم نور واحد.

این ثابت و طهارة بعضها من بعض رو باید توجه کنید.

بعضها من بعض.

یعنی ترتیب وجود داره.

بعضها من بعض.

بعضی از بعضی دیگه.

یعنی امام حسن رفت به اون رتبه رسید اما بچه ام-امیرالمؤمنینه.

یعنی رتبه وجودی رو باید در نظر گرفت.

اون که اول رفت بقیه به تبعش رفتن.

یعنی امیرالمؤمنین به، به تبع از پیغمبر رفت به اون مقام رسید.

نه که بالعصاله.

به تبع رفت.

اون که بع-بالعصاله رفت پیغمبر بود.

بقیه عالم از خود امیرالمؤمنین بگیر تا حضرت بقیةالله همه به دنبال پیغمبرن.

منتهی از اینایی که دنبال پیغمبر حرکت کردن رفتن تو قوس صعود چهارده، سیزده تا تونستن به اون مقام برسن.

بقیه نتونستن.

حتی انبیا به اون مقام کل نتونستن برسن.

از این جهت همه‌شون کلهم نور واحد، اون چهارده تا که تونستن اون سیزده تا هم بعد از پیغمبر اینو توجه بکنید بعد از پیغمبر به تبع پیغمبر برسن.

یعنی امیرالمؤمنین هم به تبع پیغمبر رسیده.

نه ذاتاً، نه بالعصاله.

حضرت زهرا به تبع پیغمبر.

برای همینه حضرت علامه میگه یعنی چی اومدید کتاب نوشتید فاطمه فاطمه‌ست.

نگید فاطمه بنت رسول الله.

اتفاقا علامه حسن زاده میگه خط بزنید رو این جمله.

این جمله غلطه.

دکتر شریعتی این کتاب رو نوشته.

میگه اتفاقاً بگید یابن-- یا بنت رسول الله.

ای دختر رسول خدا از این جهت که در صلب همچین کسی بوده طهارت لازم رو داشت که بره به اون قوس برسه که کنتم فی الاسلاب الشامخه والارحام المطهره.

برای همین پدر مادر خیلی مهمن.

حرف اولو دارن می‌زنن.

همونطور که ما تو این بحث سیر بحثمون تو قلب داریم میگیم قلب حرف اولو تو وجود میزنه.

مادر حرف اول رو میزنه.

نساءکم حرف لكم.

قرآن میگه همسران شما، زنان شما نساءکم حرف لكم زمین کشتزار شما.

م-مرد مقام ده‌ش داره.

دانه رو میکاره.

والسلام.

برای همین گفتن الولد سر ابي.

بچه سر پدرشه.

یعنی دانه رو پدر کاشت.

درست.

هرچی اگه پوکه بچه هم پوکه.

نمی‌دونم درست حسابیه بچه هم درست حسابه.

اما همون دانه رو کی پرورش میده به مقام می‌رسونه؟

زمین.

درست شد؟

اون زمین کیه؟

قرآن میگه نساءکم حرف لكم.

یعنی مقام پرورش با مادره، با زنه، مقام قلبه.

اصلاً رزقش رو قلب، قلب مقامی داره که رزق رو از الله می‌گیره چون مرتبت الهیت وجود ماست.

رزق رو از الله می‌گیره در کانال وجودی هر جزئی از اجزاء موجودات جاری می‌کنه که اون کاناله می‌شه رب.

این سلسله طولی رو باید در نظر گرفت.

حالا بعداً دوست داشتید حالا بعد از جلسه مفصل با هم بحث می‌کنیم.

ولی الان اینو بدونیم که اول کسی که رفت به قو-- در قوس صعود به اون مقام و مرتبت رسید پیغمبر رسید.

امیرالمؤمنین هم رفت رسید.

حضرت زهرا هم رفت رسید.

امام حسن هم همینطور تا حضرت بقیةالله فقط این سیزده تا بعد از پیغمبر رفتن رسیدن.

اما به تبع پیغمبر.

یعنی اونام شیعه پیغمبر حساب می‌شدن و همه این‌ها رفتن چون به اون رتبه انسان کامل که مقام صادر اول هست رسیدن، گفتن ما همونیم.

توجه کردید؟

پس حضرت زهرا سلام الله علیها هم رتبه خ-- ایشون مادون پیغمبر بوده اما از حیث اینکه رفت به اون مقام نفس کل رسید چون اون نفس کل پیغمبر رو پرورش داده، همه موجودات رو پرورش داده بهش میگه ام ابيها.

این چیزیه که حضرت علامه در کتاب آوردن.

حالا اگه سوالی باز باقی موند ان شا الله با هم بحث می‌کنیم.

ان شا الله که عاقبت good خیر باشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد