ددرس‌گفتارها

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

آخرین جایی که در نماز ما می‌تونیم متصل بشیم به امام جماعت و البته یک رکعت حساب بشود در رکوع آخر است.

رکوع آخر امام رو درک کنیم آخرین جایی‌ست که می‌شود به امام متصل شد و یک رکعت حساب بشه.

اما آخرین جایی که میشه متصل شد و ثواب جماعت رو برد نه اینکه ر-- یک رکعت حساب بشه.

یه جا دیگه هم هست که در نماز جماعت ما رسیدیم، دیر رسیدیم می‌تونیم متصل شیم فقط ثواب نماز جماعتو برا ما می‌نویسن، دیگه یک رکعت حساب نمی‌شه.

اون مخصوص تشهد رکعت آخر نمازه.

حواستون باشه نه سلام‌ها.

بعضیا میان امام داره سلام میده، اق-- الله اکبر می‌گن اقتدا می‌کنند می‌شینن.

این غلطه.

باید تو تشهد باشه امام.

وقتی در تشهد بود می‌تونید اقتدا کنید و منتها وقتی نشستید به نی-- به حالت تجافي نیم‌خیز می‌شینید.

نه نشسته، نه ایستاده.

اینطوری نماز ثواب نماز جماعتو ان‌شاءالله بهتون هدیه می‌کنند و پا می‌شید ادامه می‌دید.

حالا به طمع ثواب دیگه از فردا ما باید تشهدمون رو طول بدیم که عزیزان به طمع ثواب موقع تشهد خودشون رو برسونن.

خب چون عرض کردیم که عزیزمون مادر خانمشون رو از دست دادن اجازه بدید که اگرچه ما نمی‌خواستیم امروز ورود کنیم به بحث، سلسله بحث منقطع می‌شه اما نیابتا ان‌شاءالله ثوابش برسه به روح اون بزرگوار و هر کسی که از اینجا هم مادر از دست داده مادرش فیض ببره.

تأمل کنید نکته خوبی گیره‌تون میاد پیرامون اینکه مقام مادر وا- و پدر چگونه است.

این‌ها فرقشون چگونه است.

اولا یک سیر کوتاه حکمی عرض کنم خدمتتون در کتاب فصل اسم سیفی کلمات فاطمیه حضرت علامه حسن زاده علیه رحمة اگر کسی مطالعه کرده باشه این کتاب رو، اونجا حضرت علامه مقام مادر رو می‌برن رو نفس پیاده می‌کنند و می‌فرمایند مقام مادر مثلا حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در قوس صعود تو این نشئه طبیعت رفت عروج کرد و رسید به مقام نفس کل.

نفس کل، نفس مقام پرورش دهنده است و امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام در سیر صعودی در نشئه طبیعت رفت رسید به مقام عقل کل.

پس مرد مقام عقل دارد.

زن مقام نفس.

مرد مقام تدبیر دارد، جایگاه تدبیر دارد، مدیریت دارد و [مکث] زن یا به عبارتی مادر مقام پرورش دارد.

حالا این مقام پرورش رو که حالا از این جهت هم اونجا البته اثبات می‌کند علامه که چرا خیلی شیرین، که چرا پیغمبر به دخترش گفت ام ابیها، مادر پدر و از همین حیث علامه اثبات کردن این مطلب شیرین رو که چون در قوس صعود حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها رفت و به مقام نفس کلیه الهیه رسید و نفس مقامش پرورشه حتی پدرش پیغمبر هم تحت نفس کل قرار می‌گیره.

از این حیث می‌شه مادر پدر.

که حالا کاری به اون نداریم اگرچه مطلب بسیار ارشی و سنگینه اونجا پیاده کرده ایشون.

حالا یکی از وجوه خود نفس عرض کردیم اون جایگاهی از نفس، اون می‌شه عرض کرد جلوه‌ای از نفس، وجهی از نفس، رتبه‌ای از نفس کل که مقام شفقت و علقه است یعنی تعلقات انسان در اونجا شکل می‌گیرد قلب است.

ببینید حتی خدا وقتی خودش رو می‌خواد معرفی کنه در احادیث قدسی که شیخ حر عاملی علیه الرحمه در جواهر الثنیه آورده به پیغمبرش می‌فرماید به این‌ها بگو من از مادر هزار مرتبه مهربان‌ترم.

اولا دست رو مادر می‌ذاره خدا.

خودش رو با شکل مادر می‌خواد معرفی کنه با شاکله مادر.

دو، می‌فرماید هزار مرتبه چی؟

مهربان‌تر.

بحث شفقت و رأفت رو میاره.

مهر و محبت رو میاره.

اصلا جایگاه مادر شفقت و مهر و محبته.

جایگاه علقه، علاقه، شفقت، محبت، این‌ها هم همه در قلبه.

پس به یک معنا الان ما داریم در مقام قلبی مادر سخن می‌گیم.

اینکه مادر مقامش مقام قلب است.

درسته نفس کل است اما یکی از وجوهش علقه و علاقه و شفقت و مهر و محبت است که مقام قلب است.

اصلا اینکه ما در زیارت اربعین می‌گیم "و قلبی لقلبکم سلم" به امام حسین صلوات الله علیه عرض می‌کنیم قلب من در طول قلب شماست.

یعنی همون هرچی شما علاقه داری منم علاقه دارم.

هرچی شما بدت میاد منم بدم میاد.

جایگاه علقه، جایگاه محبت و حب و جایگاه نفرت حتی همه قلبه.

[مکث] پس محبت برمی‌گرده به مادر.

حالا در قرآن وجه اختلاف مادر و پدر را از حیث مقام ببینید چگونه بیان کرده.

چند تا آیه براتون بخونم.

گاهی اوقات آیات قرآن میان هر دو رو تکریم می‌کنند که حق هم هست.

مثلا آیه بیست و سه سوره اسرا می‌فرماید "اما یبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما" هر کدوم از این دو تا هما ضمیر مفنا.

چه پدر، چه مادر اگر از پا افتادن پیر شدن این‌ها "فلا تقلهما افاً" کمترین بی‌حرمتی که مثلا اف بگی، اوه بگی، آه بگی، اه بگی مطلقا فلا تقلّهما اف نباید اینطوری کنی ولا تنهرهما و قلّهما قولا کریما.

به بهترین وجه ممکن با قول کریم با این‌ها سخن بگو.

یا مثلا در آیه پونزده سوره احقاف می‌فرماید انتهی آیه که و وصّینا الإنسان بوالدیه احسانا.

ما وصیت کردیم باور کنید من امروز که این آیه رو می‌نوشتم تنم لرزید.

دیدم و وصّینا خدا داره وصیت می‌کنه، خدا.

یه وقت هست یه کسی پدر، مادر، بزرگی وصیت می‌کنه و از-- می‌گن وصیت هر کسی انجام وصیت واجبه.

خدا داره وصیت می‌کنه.

ما وصیت می‌کنیم، توصیه می‌کنیم به شما.

چی رو؟

بوالدیه احسانا.

اینا خب همه مقام کلی داره.

یا اعوذ به الله از آیه دوباره بیست و سه اسراء که، اسراء که اون بالا خوندیم ادامه‌ش اینه و قل ربک الا اعبدوا الله ایه.

اصلا قضای الهی بر این تعلق گرفته.

نه قدر.

یعنی انقدر حکم سنگینه قضا است.

لف به هم پیچیده‌ست.

یعنی متنه، محکمه.

بعد قدر میاد اون رو شرح میده.

قضا چیه؟

یکی که مطلقا مشرک نباشی بلافاصله می‌فرماید و بالوالدین احسانا و احسان کردن بهوالده، بهوال-- یعنی در کنار منع نهی شرک یا عبادت محض احسان به والدین اومده.

یا مثلا اومده و انشکر لی و لوالدیک.

یعنی شکر پدر و مادر بلافاصله اومده در کنار شکر حضرت حق.

بزرگان گفتن تنها جایی که خدا شریک گرفته اینجاست.

همین جا.

انشکر لی و لوالدیک.

منو شکر بگو و پدر و مادرت رو.

این جایگاه دو-- هر دو بزرگوار.

خدا حقشون رو بر ما حلال کنه.

اما وقتی میاد از پدر سخن میگه در قرآن اختصاصا در همون آیه دویست و بیست و سه سوره بقره وقتی میاد مقام-- بعد از اینکه توصیه می‌کنه به هر دو، بعد میاد مختصا پیراهون پدر.

می‌فرماید و على المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف.

عجب.

می‌خواد مقام پدر رو بگه اما گوشزد می‌کنه انگار این آیه گوش پدر رو گرفته.

میگه حواست جمع باشه به وظیفت.

وقتی می‌خواد از پدر سخن بگه به وظایف پدر اشاره می‌کنه.

میگه تو وظیفه داری که به معروف یعنی به حد عرف اونطور که شایسته اعوذ به الله همسرت هست و خانواده و فرزندانت هست رزقهن و كسوتهن نفقه شونو فراهم کنی، لباسشون رو، لباس همسرت رو، لب-- و نفقه شو هرچی که نیاز داره رزقش رو و على المولود له، له یعنی وقتی بچه دار که میشی مثلا همسرتو بچه دار شد، بر توست که به حد عرف، به حد معروف نفقه این‌ها رو فراهم کنی.

اما وقتی مادر میاد، وقتی سخن از مادر میاد ببینید چگونه مطلب بیان می‌شه.

ادامه آیه پونزده سوره احقاف رو اگر دقت کنید متوجه جایگاه ویژه مادر می‌شید.

می‌فرماید که اینجا وقتی مقام-- می‌خواد از مادر سخن بگه مقام، مقام شرح وظایف نیست.

مقام گوشزد کردن به مادر به وظایفش نیست، بلکه مقام تجلیل ما از زحمات مادر است.

اصلا لحن متفاوته.

می‌فرماید حم-- هم-- حملته امه کرها و وضعت کرها و حمله و فصاله ثلاث ثلاثون شهرا.

اشاره می‌کنه به اون سی ماه.

خیلی جالب ها این از جهت علمی.

ذیل این آیه کتاب‌ها نوشتن باور کنید که چجوری اون موقع خدا اشاره به این سی ماه کرده.

این سی ماه اهمیتش چگونه است که وقتی این سی ماه پر شد دیگه نباید بچه شیر بخوره.

بعضیا ادامه میدن و این بچه هرچی میخوره خراب میشه، مزاجش به هم میریزه.

این سی ماه رو از حمل آورده یعنی وضع حمل و فصاله یعنی اون حال شیردهیش گرفته بارداری و وضع حمل و شیردهیشو همه رو گرفته شش ماه رو هم، چ-- سی ماه روی هم.

حالا شما و اون حالت بارداری مادر رو حذف کن، بقیش باید از این سی ماه کم کن.

باید اون مقدار شیر بخوره که اینو متاسفانه با اینکه قانون قرآنه رعایت نمیشه و بچه مزاجش به هم میریزه.

اینجا داره چی میگه؟

میگه توجه داشته باش که این همه مادر سی ماه سختی کشید برا تو.

متوجه این عظمت باش.

این کاملا با لحن آیه آدم متوجه می‌شه که جایگاه مادر نسبت به پدر چقدر ویژه‌ست.

من وقتی یه بررسی همین ضمنی کردم تو زندگی‌نامه، خیلی زندگی‌نامه بسیاری از بزرگان رو مطالعه کردم.

از انبیا و اهل بیتمون بگیر علیهم الصلاة والسلام تا عرفا و حکما سلام الله علیهم أجمعین.

غالب اونایی که مقامات عالیه داشتن مادراشونو تو بچگی از دست دادن.

دنبال این سر بودم تا یکی از عرفا شنیدم.

ایشون فرمودن که اصلا سرش اینه که انقدر مقام مادر سنگینه، خدا بار اولیاشو سبک می‌کنه.

زود از اینا می‌گیره که اینا بتونن تا آخرش بکشن این بار رو.

انقدر مقام مادر سنگینه.

خیلی مقام مادر یعنی اینکه میگه [اه] پیغمبر فرموده بهشت زیر پای مادرانه یعنی اصلا رضایت خدا به رضایت مادر بسته‌ست.

انقدر مهمه.

لذا بزرگان گفتن هر وقت گره به کارت افتاد، اینایی که دارن قدر بدونن.

اونا هم که ندارن برن همین کارو با خاک پای مادر بکنن.

هر وقت گره به کارت افتاد برو صورتتو بذار کف پای مادرت.

اگه می‌تونی اشک بریز.

اگر گریه-- اگر گره‌ت باز نشد تف کن به صورت ما.

بسیاری از بزرگان اینو گفتن و من خودم از بچگی این رو همیشه درک کردم.

هر وقت گره به کارم می‌افتاد تو همون عالم بچگیم صورت به کف پای مادر می‌ذاشتم، اشک می‌ریختم و گره واقعاً باز می‌شد.

الانم میریم سر خاک مادر می‌شینیم پایین پای مادر صورت به خاک پای مادر می‌مالیم و این‌هام که حالا توجه داشته باشن.

یه نکته‌ای هم در این آخر عرض کنم.

خب عزیزمون مادر خانم از دست داده یا بعضیا ما-- می‌گن خب چه ربطی داشت؟

حواستون جمع باشه، حواسمون جمع باشه.

حدیث داریم که ما سه پدر داریم و سه مادر.

می‌دونستید اینو؟

سه-- اصلاً اونجایی که می‌گه سه پدر داریم کی‌ان؟

می‌فرماید اولین پدر کسیه که تو رو به دنیا آورده، در صلبش بودی آمدی به دنیا، پدر جسمی‌ته.

پدر بعدی پدر ابا زوجک، اون ابا ولدک، ابا زوجک یعنی پدرخانم توئه.

اونم پدر دومته.

همونطور بعد می‌فرماید ابا علمک البته، پدری که به تو علم می‌آموزه که البته حدیث گفت پدری که به تو علم می‌آموزه مقامش از همه اشرفه، بالاتره.

یعنی معلم.

اونجا هم همینطوره.

ما هم سه تا مادر داریم باز.

مادر رو، هم مادر جسمی‌ته، هم مادر معنوی و کلی‌ته که حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیهاست و هم مادر خانومته.

این سه تا مادر.

خب این‌ها مهم‌اند.

ما باید این‌ها رو بدونیم و الا در مسیر سیر و سلوک شل می‌شیم و می‌بینیم یه گره‌هایی میاد تو کارمون زمین می‌خوریم، هی زمین می‌خوریم، نوسان تو عبادتمون هست.

چرا؟

چون این ریزه کاری‌ها رو نمی‌دونیم.

پس از این به بعد حواسمون نسبت به مقام مادر باشه.

من توصیه می‌کنم به همه‌ی شما.

این توصیه بنده رو تجربه‌ی پنجاه ساله‌ی عمرم بدونید که چند-- چقدر وقت گذاشتم یه منبر برای این، برای رفیقای خصوصیم رفتم.

خیلی خلاصه تو یه جمله برای شما جمعش کنم.

تجربه پنجاه سالم رو پیرامون مقام مادر.

اگر می‌خواید به اسرار عالم پی ببرید، اگر می‌خواید برکت عمر پیدا کنید، اگر می‌خواید خدا به شما چیزی رو بده که اگر کسی صد سال عمر بذاره نمی‌تونه برسه.

بخواید یه دفعه راه صد ساله ببرنتون.

یه چیزایی خدا بریزه تو دومت، بندازه تو وجودت که واقعاً دیگران متحیر بمونن.

می‌گن اصلاً به عمر تو نمی‌خوره، به سن تو نمی‌خوره.

تو چیکار کردی به این برکت، به این وجاهت به اینجا رسیدی؟

همش زیر پای مادره.

همش تو آغوش مادره.

همش ذیل مقام مادره.

تا می‌تونی به مادر خدمت کن، تا می‌تونی کوچیکیشو بکن، تا می‌تونی یه کاری کن جگر مادر خنک بشه.

اگر جگر مادر ازت خنک شد، برات همه‌ی عالم خنک می‌شه.

جهنمم ببرنت خنکه برات.

این تجربه پنجاه ساله‌ی من بود تو چند جمله براتون آخر منبر جمعش کردم.

انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم