یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آخرین محل الحاق به جماعت
آخرین جایی که در نماز میتوان به امام جماعت پیوست و یک رکعت حساب شود رکوع آخر است. درک رکوع آخر امام آخرین نقطهای است که اتصال با احتساب رکعت ممکن است. اما جایی هم هست که فقط ثواب جماعت نوشته میشود و رکعت حساب نمیگردد: تشهد رکعت آخر. نه سلامها. بعضی وقتی امام سلام میدهد اللهاکبر میگویند و مینشینند؛ این نادرست است. باید امام در تشهد باشد. آنگاه اقتدا میکنی و به حالت تجافی نیمخیز مینشینی؛ نه کامل نشسته نه ایستاده. ثواب جماعت داده میشود و برمیخیزی و ادامه میدهی. به طمع ثواب نباید تشهد را بیسبب طول داد تا دیگران برسند.
مقام مادر و پدر؛ نفس کل و عقل کل
امروز به مناسبت درگذشت مادر همسر یکی از عزیزان، با آنکه نمیخواستیم سلسله بحث قطع شود، نیابتاً سخن میگوییم تا ثواب به روح آن بزرگوار و هر مادر ازدسترفته برسد. در کتاب فصل الخطاب یا کلمات فاطمیه علامه حسنزاده، مقام مادر بر نفس پیاده شده است: صدیقهٔ طاهره در قوس صعود در نشئهٔ طبیعت عروج کرد و به نفس کل رسید. نفس مقام پرورش است. امیرالمؤمنین در سیر صعودی به عقل کل رسید. پس مرد مقام عقل و تدبیر و مدیریت دارد؛ زن و مادر مقام نفس و پرورش.
ام ابیها
از همینرو علامه وجهی شیرین برای ام ابیها میآورد: چون فاطمه به نفس کلیهٔ الهیه رسید و نفس کارش پرورش است، حتی پدرش پیامبر تحت نفس کل قرار میگیرد؛ از این حیث مادر پدر است. مطلب بسیار عرشی است.
وجه قلبی نفس؛ شفقت مادر
یکی از وجوه نفس کل مقام شفقت و علقه است؛ تعلقات انسان آنجا شکل میگیرد: قلب. خدا در احادیث قدسی که شیخ حر عاملی در جواهر السنیه آورده به پیامبر میفرماید به آنان بگو من از مادر هزار مرتبه مهربانترم. نخست دست روی مادر میگذارد؛ خود را با شاکلهٔ مادر معرفی میکند. دوم هزار مرتبه مهربانتر؛ شفقت و رأفت و مهر. جایگاه مادر شفقت و مهر است؛ علقه و علاقه و محبت همه در قلب است. پس به یک معنا از مقام قلبی مادر سخن میگوییم. مادر نفس کل است؛ یکی از وجوهش قلب است.
در زیارت اربعین میگوییم و قلبی لقلبکم سلم: قلب من در طول قلب شماست؛ هرچه شما علاقه دارید من نیز؛ هرچه بدتان میآید مرا نیز. جایگاه علقه و حب و حتی نفرت قلب است. محبت به مادر برمیگردد.
تکریم مشترک والدین در قرآن
«وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا» (اسراء/۲۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. اگر یکی از آن دو یا هر دو نزد تو به پیری رسیدند به آنان اف مگو و پرخاش مکن و سخنی بزرگوارانه بگوی.
گاهی قرآن هر دو را تکریم میکند. اسراء/۲۳: اگر یکی یا هر دو سالخورده شدند کمترین بیحرمتی — اف و آه — روا مدار؛ با قول کریم سخن بگو.
«وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا» (احقاف/۱۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و انسان را دربارهٔ پدر و مادرش به نیکی سفارش کردیم.
وصینا: خدا وصیت میکند. وصیت هر بزرگواری انجامش واجب است؛ اینجا خود خدا وصیت میکند به احسان به والدین. در ادامهٔ اسراء پس از نهی شرک بلافاصله و بالوالدین إحسانا آمده؛ قضای الهی است نه قدر: حکم محکم. و أن اشکر لی ولوالدیک: شکر پدر و مادر کنار شکر حق. بزرگان گفتهاند تنها جایی که خدا شریک گرفته همین جاست.
لحن قرآن دربارهٔ پدر: وظیفه
«وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» (بقره/۲۳۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بر عهدهٔ پدر است که خوراک و پوشاک آنان را به طور شایسته بدهد.
وقتی قرآن مختصاً از پدر میگوید پس از توصیه به هر دو، گوش پدر را میگیرد: به وظیفهات. رزق و کسوه به معروف بر توست وقتی همسر صاحب فرزند شد.
لحن قرآن دربارهٔ مادر: تجلیل
«حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا ۖ وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا» (احقاف/۱۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مادرش او را با سختی باردار شد و با سختی نهاد؛ و بارداری و ازشیرگرفتنش سی ماه است.
وقتی سخن از مادر است لحن شرح وظایف نیست؛ تجلیل از زحمت است. سی ماه حمل و فصال. ذیل آیه نوشتهاند اهمیت علمی این سی ماه را؛ پس از آن شیر نباید ادامه یابد وگرنه مزاج کودک به هم میریزد. حمل و وضع و شیردهی در سی ماه جمع است؛ بارداری را که کم کنی باقی مدت شیر است. قانون قرآن است و رعایت نمیشود. میگوید متوجه باش مادر سی ماه سختی کشید. از لحن آیه ویژهبودن مادر نسبت به پدر روشن است.
سر ازدستدادن مادر در کودکی بزرگان
در زندگینامهٔ بسیاری از انبیا و اهلبیت و عرفا و حکما غالب کسانی که مقامات عالیه داشتند مادر را در کودکی از دست دادند. سرش را از عارفی شنیدم: مقام مادر چنان سنگین است که خدا بار اولیای خود را سبک میکند؛ زود میگیرد تا بتوانند تا آخر بکشند. بهشت زیر پای مادران است؛ رضایت خدا به رضایت مادر بسته است. بزرگان گفتهاند هرگاه گره به کارت افتاد صورت بر کف پای مادر بگذار و اشک بریز؛ اگر باز نشد تف بر صورت ما. بسیاری گفتهاند؛ خود از کودکی چنین میکردم و گره باز میشد. اکنون نیز بر خاک مادر صورت میمالم.
سه پدر و سه مادر
حدیث داریم سه پدر و سه مادر داریم. پدران: آنکه تو را به دنیا آورد؛ پدر همسر؛ و پدر علمی — معلم — که اشرف است. مادران: مادر جسمی؛ مادر معنوی کلیه حضرت صدیقهٔ طاهره؛ و مادر همسر. اگر اینها را ندانیم در سلوک شل میشویم؛ گره میآید و عبادت نوسان میکند.
تجربهٔ پنجاهساله
توصیه را تجربهٔ پنجاهساله بدانید. اگر میخواهید به اسرار عالم برسید، برکت عمر بیابید، چیزی خدا بدهد که صد سال کوشش به آن نمیرسد، راه صدساله یکباره طی شود و دیگران متحیر بمانند که به سن تو نمیخورد — همه زیر پای مادر است؛ در آغوش مادر؛ ذیل مقام مادر. تا میتوانی خدمت کن و کوچکی کن تا جگر مادر خنک شود؛ اگر شد همهٔ عالم برایت خنک است حتی جهنم. عاقبت بهخیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
ادب اقتدا در تشهد پایانی
دقت در تفاوت دو مقام الحاق ضروری است. اگر رکوع آخر را درک کنی رکعت محاسبه میشود و نماز با امام ادامه مییابد. اگر تنها تشهد آخر را دریابی ثواب جماعت هست اما آن بخش رکعت مستقل برای تو نیست. نشستن به تجافی نشانهٔ آن است که هنوز در قیام کامل وارد نشدهای و در عین حال از تشهد امام جدا نیستی. سلام امام محل اقتدا نیست؛ کسانی که با سلام وارد میشوند از موضع شرعی خارجاند.
نفس کل و عقل کل در کلمات فاطمیه
علامه در کلمات فاطمیه سیر صعودی فاطمه را به نفس کل و سیر علی را به عقل کل میرساند. نفس کل مظهر پرورش و تربیت و شفقت است؛ عقل کل مظهر تدبیر و حکمت و اداره. خانوادهٔ توحیدی وقتی سامان مییابد که تدبیر عقلانی پدر با پرورش نفسانی مادر در یک آهنگ باشند. نقص هر یک نظام تربیت را میلرزاند.
امابیها و احاطهٔ نفس کلیه
چون نفس کلیه محیط بر مرتبهٔ مادون است، پیامبر که در قوس نزول و صعود با فاطمه پیوند دارد تحت تربیت معنوی آن نفس کلیه نیز قرار میگیرد. امابیها فقط تعبیر عاطفی نیست؛ خبر از رتبهٔ وجودی است. علامه این را با زبان حکمت شرح داده تا محبت عامیانه با معرفت همراه شود.
حدیث قدسی مهربانی و زیارت اربعین
خدا خود را با مقیاس مادر معرفی میکند تا بفهمیم زبان دین زبان مهر است پیش از زبان قهر. هزار برابر مهربانتر بودن حق، سقف شفقت مادر را نمیشکند بلکه افق آن را به بینهایت میگشاید. در اربعین قلب خود را سلم قلب حسین میکنی؛ یعنی علقههایت را تابع علقهٔ امام میسازی. مادر زمینی تمرین همان سلم است: علاقه را پاک کن تا به علاقهٔ امام متصل شوی.
وصیت الهی و قضای احسان به والدین
وصینا الإنسان بوالدیه إحسانا را با پوست لمس کن: فاعل وصیت خداست. در کنار ألا تعبدوا إلا إیاه، احسان به والدین آمده تا توحید عبادی از توحید عملی در خانه جدا نشود. أن اشکر لی ولوالدیک تنها نقطهٔ مشارکت تشکر است؛ نه مشارکت در الوهیت. شکر مخلوق در طول شکر خالق است نه در عرض آن.
معروف در نفقه و سی ماه در احقاف
بالمعروف یعنی اندازهٔ عرف عقلایی و کرامت همسر نه بخل و نه اسراف. سخن از پدر سخن مسئولیت است. در احقاف سخن از مادر سخن یادآوری رنج است: کرها در حمل و وضع. سی ماه افقی علمی و تربیتی است؛ کاهش یا افزایش بیضابطهٔ شیر مزاج را میزند. تجلیل مادر با آمار رنج اوست نه با شعار.
یتیمی مادر و سبکی بار اولیا
یتیمی مادر در کودکی اولیا به معنای کمارزشی مادر نیست؛ بهعکس سنگینی مقام اوست. خدا بار را کم میکند تا ولی بتواند مسیر را تا پایان برود. آنان که مادر دارند سرمایهٔ زندهاند؛ هر روز تأخیر در خدمت خسارت است.
سه پدر و سه مادر در سلوک
پدر جسمی، پدر همسر، پدر علمی؛ مادر جسمی، مادر معنوی فاطمه، مادر همسر. سلوک بدون رعایت این شش ضلع گرههای ناپیدا میآورد: عبادت هست و پیش نمیرود؛ اشک هست و حال نمیماند. گاه گره از آزردن مادر همسر است یا از بیادبی به استاد. نقشه را باید دانست.
خلاصهٔ عملی خدمت به مادر
خدمت به مادر را به لفظ مگذار؛ کوچکشدن عملی میخواهد. جگر مادر که خنک شد راهها باز میشود؛ این تجربهٔ تکرارشدهٔ اهل معناست. در قیامت و برزخ نیز اثرش میماند. اگر مادر در دنیا نیست بر خاک او ادب کن و به مادران معنوی و نسبی زنده احسان را ادامه بده.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.