ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آiate.

السلام علیکم و رحمة الله.

استفتاء شده از رهبر عزیزمون که یه تعدادی جوون گفتن ما تکیه ها و حسینیه و اینهایی که داریم دور هم جمع میشیم وقتی که نماز میشه وقت نماز که میرسه یه فرد عادلی رو مقدم میکنیم و نماز رو به او اقتدا میکنیم.

ولی بعضی از برادران ما اشکال می‌کنند که امام راحل علیه الرحمه خوندن نماز پشت سر غیر عالم دینی رو حرام می‌دونسته.

وظیفه ما چیه؟

رهبر عزیزمون فرمودند که با دسترسی به روحانی به غیر روحانی اقتدا نکنند.

یعنی تقریباً همون نظر حضرت امام رو برن.

ایشون فرمودند که اگر دسترسی به امام به روحانی هست جایز نیست به غیر روحانی اقتدا کنید مگر اینکه دسترسی نباشد.

بحث ما بحث قلب منزل بود و تا جایی پیش رفتیم که خب الحمد لله باز هم سوالات پشت سؤال.

من از همه عزیزان تقاضام این هستش که خیلی عجله نکنند.

بعضی از سوالات در سیر بحث جوابش میاد.

وقتی بعضی سوالا مطرح میشه و ما به هر حال شنونده دوست داره جواب بگیره.

سوالی پیش اومده براش.

ما برای پاسخگویی مجبوریم بعضی چیزا رو زودتر بگیم.

چیزایی که هنوز بهش نرسیدیم و بعضا اینها تداخل بحث پیش میاد و مستمع گیج میشه.

من خواهش می‌کنم که خیلی توقع نداشته باشن عزیزان که سوالاتی که می‌پرسن رو ما به عینه و تمامه جواب بدیم.

لحاظات رو هم داشته باشن.

در آیه دویست و هفتاد و سه بقره حالا یکی دو تا مطلبی که در یکی از این مجالس مربوط به قلب منزل میخواستم بگم جا مونده بود و در اونجایی که در پس اون مبحثی که میخواستیم معرفت امام رو بزنیم به معرفت الله یا طاعت الله رو همون معرفت امام بگیریم، اونجا جا مونده بود.

یادم هست که وعده داده بودیم جا موند.

در این آیه می فرماید "و من یؤت الحكمة فقد أوتي خيرا كثيرا".

به به، به به.

می فرماید که هر کسی که حکمت بهش داده شده قطعاً بهش خیر کثیری داده شده.

خب اینجا وقتی میگه خیر كثير اونجا هم تو سوره کوثر می فرماید "إنا أعطيناك الكوثر" پیداست که یک ربطی بین این خیر كثير و اون کوثر هست.

خب همه میدونید کوثر منظور حضرت زهرا سلام الله علیهاست.

به یک معنا اون حوض کوثر هم حوضی است که این علم لایتناهی حضرت حق دفعةً جاری شده از اون ثغء ذات ربوبی حضرت حق جاری شده و با واسطه ها به وسا-- وساطت وسیله‌ها همینطور جریان پیدا کرده.

در قوس نزول اومده تا انزل مراتب که جماد است.

بعد دو مرتبه در قوس صعود حرکت کرده و رفته در مقام قلب امام و از اونجا دو مرتبه برمی‌گرده به الهیت نظام هستی از قلب امام و روح نظام هستی و نفس کل و اینها که صاحبان ولایت کلیه اون نفس کل هستند و برمی‌گرده می‌ریزه به حوض کوثر و اون هم علم امام است.

به یک معنا علم خداست که همش رو خدا در ظرف وجودی نوریه حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها ریخته است که او ظرف وجودی آل الله هست علیهم صلوات الله که لذا سر سر الهی شده است و خودش سر است.

خب [نفس عمیق] اینجا حالا بریم ببینیم روایات چی می فرمایند.

در کتاب کافی جلد یک صفحه صد و هشتاد و پنج امام صادق صلوات الله علیه می فرماید "هی طاعة الله ومعرفة الإمام" این حکمت رو امام صادق صلوات الله علیه طاعت الله و معرفت امام گرفته‌اند.

حکمت، حکمت رو اینجا که خیر كثير است از معرفت امام گرفته‌اند که همون حقیقت طاعت الهی است.

در آیه دوازده سوره لقمان هم می فرماید "ولقد آتينا لقمان الحكمة" که به تحقیق ما به حضرت لقمان علیه السلام حکمت عطا کردیم.

ویل این آیه در کتاب شریف بحار مرحوم مجلسی جلد بیست و چهار صفحه هشتاد و شش روایت کرده که از این آیه علی ابن قصیر سؤال کرد از امام صادق صلوات الله علیه.

حضرت فرمودند "أوتي معرفة امام زمانه" یعنی چیزی که به عنوان حکمت به لقمان بخشیده شده همون معرفت امام زمانشه.

خب حالا ما قبلاً عرض کردیم حدود هفده ترجمه از حقیقت حکمت رو و به زبان یونانی حالا فلسفه رو حکما فرمودن حضرت علامه حسن زاده هم آوردن در کتاب شریفشون.

یکی از اونها رو فرمودن علم به احوال اعیان موجودات.

درست شد؟

خب اگر این است پس معرفت امام که می‌شود حکمت و حکمت علم به اعیان یا احوال اعیان موجودا-موجودات است.

یعنی حال عین یک موجود رو بدونی.

اونطور که هست كما هیه.

که رب اللهم ارنی الاشیاء كما هي.

به من نشان بده اشیا رو اونطور که هستند.

یعنی حقیقت وجودیشون رو به من بنمایند.

این می‌شود حکمت.

اگر این چنین است پس معرفت امام می‌شود همان ارتباط و اتصال به علم الهی و اون احوالات اعیان موجودات.

یعنی رسیدن به باطن اعیان و رسیدن به باطن عالم.

سفر کردن از ظاهر به باطن عالم که این کار، کار قلب است.

یعنی قبلاً هم براتون عرض کردیم که معرفت وعایش ظرفش قلب است.

این سفر از ظاهر به باطن عالم برهنش رو عقل می‌آورد اما سیرش رو قلب می‌کند.

این رو توجه داشته باشید.

نکته ظریفی است.

برهان و اون صغری، کبری و قضیه مربوطه به این سیر رو عقل می‌آورد.

ورزش فکری اقتضا می‌کند.

لکن اون حرکت رو، اون درک رو، اون شعور رو، اون چشیدن رو یا به عبارتی حرکت از ظاهر به سمت باطن عالم رو قلب انجام می‌دهد.

قلب است که منقلب است.

چهره برمی‌گرداند از دنیا به سمت آخرت.

یا البته بهتر بخواهیم بگیم در حین اینکه یک نگاهش به کثرات است و دنیا و ملک، همون نگاه همه این کثرات رو به نگاه دوم یا در طول همون نگاه مستهلک در ذات حضرت حق می‌بیند.

این یعنی عبور از ذات، عبور از ظاهر به باطن.

باز به یک معنای دیگه عزیزان همین جا موت قبلن تموتو خودش رو نشان می‌دهد و هر مقدار که از این سیر قلب ما رکود داشته و هر مقدار در جا زده و نتوانسته این سیر رو درک کنه و بچشه و عبور کنه و به حکمت برسه؛ یعنی به معرفت امام؛ یعنی به علم خود الهی، به اون علم لایتناهی.

هر مقدار که نرسیده باید برسانند او را.

کی؟

بعد از مرگ.

در برزخ.

که حالا به میزان سعة و ضیق آدم‌هایی که از این دنیا چگونه رفتند، چه مقدار کسری داشتند، باید اون کسری‌شون جبران بشود.

اسم جابر حضرت حق میاد که جبران کنه.

میاد این کسری رو برطرف کنه.

حالا عذاب برزخی پیش میاد.

توقف و انتظار برزخی پیش میاد.

فشارهای برزخی.

حالا اون فشار برای اینکه ما بفهمیم.

سختی‌ها برای اینکه ما بفهمیم.

توجه کردید؟

اینکه حتی می‌فرماید ان ضرب بهم يرزقون اون فعلاً مجهول اومده.

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبيل الله این فعل مجهوله.

کشته شدن در راه خدا.

حالا چه خودشون خودشان را کشتند؛ یعنی نفسشون رو کشتن؛ یعنی قبل از موت اجباری به موت طبیعی مردن یا نه در راه خدا، در جهاد، در خط مقدم جنگ دشمن این‌ها رو کشت.

به هر حال هرکس که فی سبيل الله کشته شد که ما در یک جلسه‌ای عرض کردیم که اون الله اسم جامع است و قلب اتصال با اون الله که الهیت نظام هستی‌ست دارد و این کار، کار قلب است.

قلب است که از طریق اسم الله با الهیت نظام هستی ارتباط می‌گیرد.

پس نتیجه اینکه قلبی که متوجه الله شد، اون اسم جمع، اون قطب، اون مرکز، اون کعبه که باز عرض کردیم مصداق عینیش می‌شود امام عصر.

پس قلبی که متوجه امام عصر بود به تمامه، تمام شده کارش.

با اینکه تمام شده و در حقیقت کشته شده در راه خدا تمام مقامات رو طی کرده باز علم خدا لایتناهیه.

در این نشئه تمام کرده.

اون ور دو مرتبه سیر برزخی‌ش چی میشه؟

به سعة میره نه به ضیق.

چگونه میشه؟

ان ضرب بهم يرزقون.

مرحوم سید بحر العلوم می‌فرماید که این ان ضرب بهم می‌شود همون کسب معارف، کسب علوم لایتناهی حضرت حق.

باز میره در مکتب اهل بیت.

اونجا هم امام صادق و امام باقر علیهما صلوات الله السلام کرسی اشارات دارند، تنبیهات دارند، عبارات دارند.

اونجا هم متون الهی برای ما تدریس میشه.

اول کار ماست تازه.

خب حالا که به اینجا رسیدیم اجازه بفرمایید استفاده کنم از فضای بحث و یک سوالی رو هم جواب بدم که مطرح شده بود.

که شما گفتید که امام شانش و جایگاهش اجل از اینه که ما بخواهیم مثلاً حاجات دون خودمون رو، خواسته‌های خیلی سطح پایین رو با حضرت مطرح کنیم.

ایشون جایگاهش خیلی بالاست و ما مثلاً از طریق اعم امامزاده‌ها، سادات این‌ها می‌تونیم ارتباط بگیریم.

خب بعد گفتن که پس چگونه است که خدا فرموده نمک سفره‌تون رو از من بخواهید؟

ببینید اینکه خدا فرموده یا اهل بیت علیهم السلام فرمودن نمک سفره‌تون رو از ما بخواهید.

این نه یعنی که شما بری در خونه امام معصوم بگی آقا نمک سفره‌م رو بخوا، بده.

معنیش اینه که این رو متوجه باشید از جزئی‌ترین تا کلی‌ترین نیازهای شما از طریق ما تامین میشه.

باز معنیش اینه که شـ، ما کانال فیض هستیم.

بنا عبد الله به ما خدا عبادت شده.

اصلا به تو اا زیارت جامع کبیره بخونیم "بکم فتح الله و بکم یختم" درسته؟

"من اراد الله بدعه بکم و من وح، وحده قبل عنه و من قصده توجه بکم." ببینید یعنی هر کس که قصد خدا کرد به شما متوجه میشه.

هر کس خدا رو به توحید قبول کرد از شما قبول کرده.

سرمنشاء خیرات شمایید.

کنتم اوله و آخره و اصله و فرع.

اصلا همه فرع و اصل و اول و آخر و ابتدا و منتهی و همه خیرات شمایید.

منشاء خیرات شمایید.

نه اینکه من برم چون فرمودن نمک سفره‌تون رو از ما بخواهید من برم از امام معصوم نمک سفره بخوام.

منظور این هستش که شما از هر خیری، از هر واسطه‌ای و از هر طریقی به شما برسد حتی اون شیری که مادر در گلو شما می‌ریزه، لقمه پاکی که پدر به شما می‌رسه، اونم از طریق ماست.

ما کانال فیض الهی هستیم.

ما حجت خدا روی زمین هستیم.

باز معنیش اینه.

یعنی تعال سطح نگاهت رو بیار بالاتر.

بعض، حالا بعضیا شاید بگن که عرض شود خدمتتون که اگر حالا ما این راه رو پیش گرفتیم در مسیر سیر و سلوک مشکلاتی برای ما پیش اومد، آیا مشکلاتمون رو نخواهیم از اهل بیت که برطرف کنه یا از خدا؟

چون عرفا مثلا گفتن از خداوند متعال که عین علم است و به تمام موجودات محیط است و به همه عوالم هستی احاطه کامل دارد و بلکه همه شعی از شعونه هستند.

آیا خلاف ادب نیست ما حاجت بخواهیم که خب اون علم به حال ما دارد که.

اولا او دوست داره که ما حاجت بخواهیم.

خودش فرموده ما، دوست داره ما حالا اینها درش حکمت‌هایی داره که جاش اینجا نیست.

ا دوست داره که ما حاجت‌هامون رو بخواهیم.

اما اینکه چگونه بخواهیم، با چه ادبی بخواهیم این مهمه.

بله حسنات الأبرار، سیئات المقربین.

ما نباید ادا دربیاریم.

شاید یه کسی به جایی رسید، بودن او مثلا در خصوص خود اهل بیت علیهم السلام داریم که هر وقت، یه وقت مریض می‌شدن از خدا نمی‌خواستن خدا شفاشون بده.

وقتی عافیت داشتن و سالم بودن از خدا دوام سلامت رو می‌خواستن.

ولی وقتی که مریض می‌شدن شفا نمی‌خواستن.

یعنی می‌سپردن به خدا.

می‌سپردن به خدا.

آنچه که خدا صلاح می‌دونه همونه.

الان می‌دونید چرا علت اینکه گره ظهور آقا باز نمی‌شه چیه؟

مگر ما عقیده نداریم که امام عصر اسم اعظم حضرت حق است.

لب ترک کنه خدا نه نمیگه.

پس چگونه‌ست که یعنی حضرت تا حالا دعا نکرده برای ظهور خودش؟

با اینکه این همه تصریح کردن که شما برای ظهور و فرج من دعا کنید.

میگیم نه قطعا آقا دعا نکرده.

چرا دعا نکرده؟

به همون دلیلی که از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسیدن آقا جان شما که قدرت دارید چرا یعنی شما اراده رب هستید پیداست که هرکسی این سؤالو حضرت، از حضرت نکرده.

مقام سلمانی می‌خواهد، می‌خواهد این سؤال.

مقام ابوذری می‌خواهد این سؤال.

آقا جان شما که اراده رب هستید چرا معاویه رو از تختش پایین نمی‌کشید کارش رو یکسره کنید؟

حضرت فرمودن چون رضای خدا رو در این کار نمی‌بینیم.

توجه کردید؟

یعنی اگر اون‌ها به این، یعنی امام عصر برسد به اینکه رضایت خدا محقق است در ظهور ایشون الان، آنی معطل نمی‌شه و دست به دعا برنمی‌داره.

کما اینکه اینطورین هم می‌شود.

خود حضرت آخر سر اون شب جمعه‌ای که روایت داره تا صبح در سجده "أَمَّن يَجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ" دعاء می‌کنن و اشک می‌ریزن.

صبح مژده ظهور به حضرت میدن.

توجه کردید؟

و تا حضرت یقین حاصل نکنه که این چیزی که از خدا می‌خواد قطعا رضایت خداست، دست به دعا برنمی‌داره که اگر برداره او حجت خدا دیگه نیست.

چون اراده او باید اراده رب باشد.

یعنی اتحاد وجودی.

اینکه می‌فرماید "لي مع الله وقتًا نحن هو و هو و نحن" یعنی چی؟

که تمام آثار وجودی اون‌ها می‌شود آثار وجودی حضرت حق.

بله.

حالا کسی می‌بینی مقامش پایین‌تره.

مثلا جزء ابرار می‌خواد باشه.

میره از امام حسین هم که حتی میره کربلا می‌بینی آدم خوبی هم هست.

میره کربلا حتی مثلا کفن هم می‌خره اونجا.

اما یه آدمی که خیلی تیزهوش‌تره، باهوش‌تره، توجهش بیشتره، مقام آقا رو درک می‌کنه.

مثالی زدم که همه فهم باشه.

هیچوقت کربلا کفن نمی‌خره.

حسنات الأبرار، سیئات المقربین.

نزد بی کفن، کفن بخره؟

در کربلا گوشت و غذای خوب بخوره؟

ببینید می‌خوام عرض کنم که باز این هم به سه اوضوع بستگی داره.

یعنی هر چقدر ادبت بیشتر باشه بیشتر راه بهت میدن.

اصلاً بی‌ادب در را-- بارگاه قدس راه ندارد.

توجه بفرمایید چی دارم عرض می‌کنم.

هرچی تو ادب رو بیشتر کنی بیشتر گیرت میاد و البته این ادب تا جایی می‌رود که خداست و دارد خدایی می‌کند.

اون‌ها هم آقا بالای سر خودشون دارن.

بی‌اذن حق کاری نمی‌کنن.

چرا بسیاری از حاجت‌های ما از امام رضا صلی الله علیه روانه می‌شود ظاهراً.

توجه بفرمایید چرا ظاهراً؟

چون امام میگه خداست خدایی می‌کند.

اگر خدا اذن داد امام بخواهد می‌خواهد و می‌شود.

اگر اذن الهی نبود نمی‌خواهد.

توجه کردین؟

و البته باید طبقه‌بندی رعایت شود.

بعضیا سؤال کردن که مثلاً ما چگونه از طریق سادات گفتید میشه حاجت گرفت؟

خب تعظیم سادات هدیه کردن به اون‌ها مثلاً حضرت عبدالعظیم گفتن چجوری حاجت بخواهیم؟

برید اونجا زیارت‌نامه بخونید نماز هدیه کنید.

خیلی محاوره‌ای قشنگ با حضرت عبدالعظیم علیه السلام حرف بزنید.

حرف دلتون رو بریزید بیرون.

ایشون می‌شنوه.

ایشون نسبت به اون مقام ولایتی که دارن عنت وليّانا حقا خیلی جمله ارشی و با عظمتی‌ست.

مقام ولایت دارن ایشون.

مقام ولایت یعنی قرب.

قرب بسیار بالایی که متصل شده به اون چشمه جوشان وه.

ولایت اینچنین است.

شما می‌تونید با ایشون حرف بزنید محاوره‌ای و ایشون بشنوه.

می‌تونید با یک امامزاده، می‌تونید با یک شهید، با یک سید، می‌تونید حتی نذر سادات کنید.

جدشون پیغمبر جواب میده.

یعنی می‌خوام عرض کنم که این ادب مع الله رو فرض کنید کا-- رو-- این رو رعایت کنیم هممون.

ادب مع الله رو تا رعایت نکنیم عزیزان دلم ما رو به مدارج بالاتر راه نمیدن.

آدم بی‌ادب رو در اندرونی راه نمی‌دهند.

هرچه ادبت بیشتر بود در اندرونی بیشتر راه بهت میدن.

انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر باشد.

به برکت سلام