د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۴
دارای متن همگام
جماعت دوم نزدیک جماعت اول
قلب منزل14_ج386
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۰:۵۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۸ سرفصل
## جماعت دوم نزدیک جماعت اول
۰:۰۰
## قلب منزل؛ محل نزول فیض
۱:۱۳
## سلسلهٔ طولیهٔ نزول و جایگاه امام
۲:۵۲
## سنت الهی؛ فیض از طریق اسباب
۷:۰۸
## کل قرآن را با هم دیدن
۹:۱۲
اهل بیت فرمودند نحن الوسیلة؛ ما آن وسیلهایم. نیز:
۱۰:۰۸
## سمیع و بصیر از قوای حجت
۱۲:۰۰
## ادعونی و دریای بیکران حجت
۱۳:۱۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.
السلام علیک یا داعی الله
و ربانیة آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
استفتاء شده از رهبر عزیزمون که
اگر چنانچه در یک محلی نماز
جماعتی به پا بشه که جماعت زیادی از اهل ایمان دور هم جمع شن و نماز اقامه کنن
و البته صدای اذان و اقامه هم شنیده بشه، آیا
اقامه نماز جماعت
دومی در نزدیکی این محل
اشکال داره؟ نداره؟ رهبر عزیزمون فرمودن که
اقامه نماز جماعت دوم
نزدیک این محل اشکال نداره.
شرعا بیاشکاله. اما مناسبه که مؤمنین تو یه محل اجتماع کنن و همگی توی نماز جماعت شرکت کنن.
سعی بشه که اجتماع پرشور و حالتر بشه برای اینکه به عظمت مراسم دینی نماز جماعت افزوده بشه.
اینم یه به هر حال نهییه دیگه.
متأسفانه گروه گرایی، دست بازی، هیئت من، هیئت تو، مسجد من، مسجد تو.
این یه آفتیه. خدا انشاالله برطرف کنه منیتها رو.
خب بحث ما بحث قلب منزل بود و رسیدیم به اینجا که.
بله؟ قلب منزله یا
قلب منزه؟ بله.
جلسهی اولتون شما تشریف آوردین؟
بله، بله. خب قلب،
قبلاً عرض کردیم قلب منزل یعنی محل نزول.
بر وزن مفعل و
جاییه که تمام آنچه که فیض حضرت حق بر ما نازل میشه ابتدا در قلب ما نازل میشه این مباحث گذشته.
و ما الان تقریباً در جان سخن هستیم
و در نبض سخن هستیم تقریباً.
چه عجیب که اون
صحبتی که ما در خصوص
کتاب شریف انشاء الدوائر شیخ
محی الدین علیه الرحمه در دوائر و رقائم و احکام ائمه معصومین الهی عرض کردیم،
همون بحث اول فیضی که از حق تعالی نزول میکند بر قلب
حضرت قطب الاقطاب و غوث الاعظم
بعد نزول مینماید و از قلب
ایشون به حضر-- از قلب ایشون به
قلب ذو قطب وارد میشه.
بعد همینطور سهتنان ابدال و چهار تنان اوتاد و هفت تنان رجال الغیب و
عرض شود چهل تنان نقبا و
سیصد تنان نجبا و
همینطور تا علی الاغرب فالاغرب خیلی مورد توجه دوستان قرار گرفت و خیلی هم سؤال ایجاد کرد البته.
و این خیلی هم خوبه.
یکی از نشانههای یک جلسهی خوب
اینه که اصلاً هم ایجاد سؤال بکنه هم اینکه نظام فکری که از قبل شکل گرفته رو یا ترمیم کنه
یا از نو بسازه.
این یعنی تخریب کنه از نو بسازه.
یعنی یا بازسازی کنه،
تعمیرات کنه یا نه از، کلاً از بنا بکنه و
شروع کنه از نو پایهریزی کردن.
حالا ما یه مشکلی هم متأسفانه برخوردیم.
نمیدونیم با این مشکل چه کنیم.
البته عزیزان خیلی در تلاش هستن.
خدا خیر كثير بهشون بده.
خیلی هم اذیت میشن. خب فقط حد--
همین، همین کانال، فقط در همین کانالی که
مباحث اینجا داره بارگذاری میشه، قریبه به بیش از ده هزار نفر عضویش شدن.
خب اینا هی عزیزان جدید هم تشریف میارن.
بعد متأسفانه اینا از سرور پاک شده، بچهها میگن.
و یه هجمهای از سؤالات پیش میاد.
این جواب این سؤالات تو صوتهای قبلی بوده.
مباحث سلسلهوار بوده.
من میپذیرم که عزیزانی که جدید ملحق میشن اذیت بشن
و این سلسله رو ندارن. اما
خب دوستان ما هم در یک کار انجام شده و پیشبینی نشده در حقیقت گرفتار شدن.
ولی خب در تدارک این هستن که بشه انشاالله
برنامه ریزی کنن و ما هم البته دنبال این نبودیم.
برکت مباحث نفس العلامه بهتره بگیم
اینچنین کرد و امیدوارم که
رفته رفته ذائقه دل هممون شیرینی و حلاوت این پیاده شدن این حقایق رو در وجودمون بچشه و شرح صدرمون
لحظه به لحظه بیشتر بشه.
نه، نه که فقط روز افزون بلکه آن به آن بیشتر بشه.
خب ببینید یکی از سؤالاتی که در خصوص
مبحث همین قطب الاقطاب یا این سلسله
طولیه نزولی
فیض حضرت حق از قلبها
ایجاد کرده بود این بود که ما اونجا عرض کردیم
امام، امام عصر جایگاهش
نظامدهی و تدبیر
تمام ممکنات است.
تمام عوالم هستیست.
همانگونه که امام صادق صلوات الله علیه فرمودن، تصریح فرمودن که
تمام عوالم هستی مثل یک نگینی در کف دست ماست.
اینچنین هست که اگر اون "لیس کمثله شيء" رو،
اون تعبیری که از علامه بنا به فرمایش
شیخ اکبر در فتوحات دارن، اون رو
مثل مثل الله بگیریم قصه حل میشه.
اما حالا بحث اینجاست که بعضیا گفتن خب اگر اینچنین است، اگر ما
مثلاً حالا سؤالات متعدد، یکی اینکه
اگر شأن امام نظامدهی کل نظام
یا کل عوالم هستیست
پس چ-چطور فرمودن که نمک سفرهتون رو از ما بخواهید؟
یا اینکه مگر خدا سميع و بصير نیست؟
یا خود خدا نفرموده "ونحن اقرب الیه من حبل الورید".
من از رگ گردن به شما نزدیکترم.
و این دست سؤالات این چنینی که خب
شما چگونه میش-- میگید که اولاً بدون واسطه نمیشه با خدا سخن گفت
و اون سخن ابتر است.
ثانیاً، ااا
پس چگونه گفتند که جزئیترین مسائلتون رو از ما بخواهید یا در
زیارت آل یاسین سؤالاتی که مطرح شده توسط عزیزان و به گوش ما رسیده.
چگونه است که فرمودند با زیارت آل یاسین با ما
ارتباط بگیرید و متوجه ما بشید
یا در ص-- حدیث ثقلین
فرمودند که از طریق قرآن و عترت میتونید به حوض کوثر برسید با ما ارتباط بگیرید.
یا اونجا چگونه است که خدا فرموده "ادعونی استجب لکم"
منو بخونید تا استجابت کنم شما رو.
ببینید سؤالات متعدد اما همشون تقریباً یک جواب دارن.
توجه بفرمایید عزیزان.
اولاً خدا در قرآن فرموده "ولن تجد لسنة الله تحويلا ولن تجد لسنة الله تبديلا".
نه تبدیل بردار است، نه تحویل بردار.
چی؟ سنت الهی.
سنت الهی بر این محقق شده که خدای منان از طریق اسباب فیض رو برسونه.
حتی راه در میان خودش و خلائق.
حالا به یک تعبیر نه ولا خب اون که اگر بخواهیم توحید رو صمدی بگیریم هیچ جدایی بین او و
اه اشیاء نیست. بین خلائق و او جدایی به اون انفکاک اون چنینی نیست.
اینا شؤون او هستند. حالا میگیم یک واسطهای،
یک مرتبه دیگری مادون مرتبه اهدیّت قرار گرفته.
حالا صادر اول بگیر، هویت ساریه بگیر در جمیع موجودات
و اذا اخذ لا بشرط
شیء ولا بشرط لا شیء
وهي مسمّات بالهویة السارية فی جمیع الموجودات.
خب این حالا همین صادر اول یا نفس الرحمن اینها
شدند واسطه. واسطه بین اون ذات غیب الغیوب
و همه کثرات که البته همه مستهلک در ذاتاند و اندماج و استهلاک در ذات دارند.
همه اسماء و صفات به وجود اهدیه
خودشون در ذات مستهلکاند،
مندمجاند. خب، خدای منان میتونست به یکباره
نسبت به ق-قدرها و قدرها،
اندازهها خلق رو بیافریند اما واسطه زد.
نفس الرحمن بعد خ-خلائق.
این اصلاً سنت الهیه.
اون عزیزانی که میان اشاره میکنند به اینکه مگر خدا نفرموده است که بارها جای جای قرآن خودش رو
سميع و بصير معرفی کرده
یا فرموده "ادعونی استجب لکم"
چگونه اینجا واسطه بردار است؟
عرض میکنیم که حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمه فرمودند که
ما باید کل قرآن رو با هم ببینیم.
تمام آیات رو کنار هم ببینیم.
اگر جدا جدا ببینیم به انحراف میریم.
"ولا يزيد الظالمين الا خسارا".
اگر انسان دچار ظلم شد خس-- همین قرآن باعث
خسرانش میشه. اگر ظالم بنفس بشی همین قرآن دچار
چی میشه؟ خسران ما.
با هم ندیدن قرآن خودش یک نوع ظلم کردنه.
باید این حقیقت واحدهی القرآن رو که "انا انزلناه في ليلة القدر" رو
با هم دید. این رو دقت بفرمایید
که در همین آیات قرآن میفرماید "وابتغوا الیه الوسيلة"
با وسیله بیایید پیش من.
یعنی ابتقاء وجه من رو با وسیله انجام بدید.
این وسیله چیه؟ خود اهل بیت علیهم الصلاة والسلام فرمودند
"نحن الوسيلة" ما
اون وسیلهایم. یا فر-- مثلاً آیه قرآن میفرماد که "ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها".
برای خدا ا اسمهای حسنایی وجود داره با اینها خدا رو بخونید.
اهل بیت علیهم الصلاة والسلام چرا فرمودند "نحن اسماء الحسنی"؟
چرا فرمودند؟ این یعنی واسطه.
یعنی ما باید تأویل آیات رو هم دقت کنیم.
اینجا که میفرمود "وعر تسقی موسی لقومه فقل نضر بعصاک الحجر".
وقتی حضرت موسی علی النبي و آله و عليه الصلاة والسلام
استسقاء کرد، طلب آب کرد برای قومش.
فقلنا ما گفتیم "اضرب بعصاک الحجر" با این عصات به سنگ بزن.
خب تأویلش رو امام معصوم فرموده که "وعر تسقی لقومه و عر تسقی موسی لقومه"
به ولایت علی ابن ابی طالب.
ظاهراً این تو قرآن نیومده، تو ظاهر قرآن.
این باطن قرآنه. این حقیقت باطنی و یه لایه پنهانتر قرآنه.
چگونه است که ما حدیث داریم هر حرف از قرآن هفتاد هزار تأویل دارد یا هفتاد هزار عمر دارد
یا هفتاد هزار معنا دارد.
علمش نزد حجت خداست.
ولی خ-- ولی اعظم خداست.
نزد قطب الاقطاب است. اینجا
در حقیقت ما توجه به تأویل نکردیم که میگیم خب خدا فرموده "ادعونی استجب لکم" مرا بخوانید.
خب با چی بخونیم خدا؟ قبلش فرموده، توی آیه دیگه فرموده
"ولله الاسماء الحسنی
فادعوه بها" با این اسماء بخونید.
بعد اهل بیت فرمودند که ما اون اسماء ایم.
پس این "ادعونی استجب لکم"
یعنی اینکه من رو با حجت خدا "وابتغوا الیه الوسيلة" ب-با اون وسیله، با اون
برزخ جامع، با اون وفق الله الاعظم
که وفاق و وفق و موافقت بین اجزاء تک تک
عالم هستی برقرار میکند و جوا- جداول هستی و موجودات و این کلمات وجودی رو با هم تطبیق میده
و نظامبندی میکنه با اون در خونه من بیاید که غیر از این اصلاً راه نداره.
این از عقاید قطعیه ماست.
مسلم ماست. بر-- به قول حضرت علامه
برهان سخت مستحکم بر این قصه ما داریم.
این که سميع است و بصیر است اصلاً حضرت حق از وسیله
قوه سامعه و باصره حجت خدا
همه عالم رو میپاد. خواهش میکنم توجه بفرمایید.
اگر الان برای بعضیا این قصه یه مقدار ثقیله و سنگینه از نگاهها پیداست متعجبا.
چون حداقل یه رساله
نهج الولایه علامه حسن زاده رو
به قول دانشگاهیا پاس نکردن، اینو طی نکردن.
وارد به بطون مقامات ولایت کلیه الهیه و اون نفس کل نشدن.
رضا؟ بله. در جا میزنن.
متوجه عمق قصه نیستن.
جایگاه امام در نظام هستی رو متوجه نمیشن.
چرا ابا عبدالله صلوات الله عليه
صراحتا فرمودن در میان اصحابشون
و اون حدیثی که فرمود عرض کردیم خدمتتون.
خرج الحسین بن علی علی اصحابی فقال ایها الناس ان الله جل ذكره ما خلق العباد الا ليعرفوه یادتونه؟
فإذا عرفوه عبدوه
هر که خدا را شناخت عبادتش میکنه.
فإذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة ما سواه.
فقال له رجل يا ابن رسول الله به ابی ان توأمی
فما معرفة الله؟
معرفت الله چیست؟
قال حضرت فرمودن قربون اون لبان مبارک و پاک اون دهان پاک شما که به غیر از دهان پاک شما نمیشه اینچنین حرف زد.
قال معرفة اهل کل زمان امامهم.
کدوم امام؟ الذي يجب عليهم طاعته.
بله، اون امامی که مفترض الطاعه است.
اطاعتش واجب است.
که یک آن غفلت از اون امام افتادن از ذکر است و افتادن از عبودیت
است. که اصلاً
حالا بعضیا هم حالا بین بحثیم اشکال نداره بین
س-- جواب این سؤال جواب یه سؤال دیگهای هم بدیم
اشکالی نداره. توأمان بحثها
که مثلا بعضیا گفتن چگونه بعضیا اسمشونو میذارن مثلا عبد زینب، عبد الزهرا، عبدالرضا، عبد المهدی.
حالا این شرک نیست؟
اصلاً قبلاً گفتیم اون راهی که
مثلا بین سبزهزار، توی جادهای، توی بیابونی،
جایی بر اثر کثرت تردد
یه خطی مشخص میشه، یه جادهای نمایان میشه.
اون جاده رو عرب بهش میگه عبد.
اگر مثلا کسی اسمش مثلا شد عبدالرضا، عبد زینب، عبد الزهرا هرچی.
این ترقی از این داره میکنه.
یعنی اینکه داره این رو تفهیم میکنه، این القا رو میکنه که یعنی انقدر کثرت تردد بین او
و مثلا حضرت رضا صلوات الله عليه
اتفاق افتاده، انقدر رفت و آمد رخ داده دیگه ایشون رو عبد
اون میدونن. این از این جهت اشکال نداره.
یعنی این از جهت ااا
عرض شود تعظیمه، شرافته.
نه به اون معنای ااا
پرستشه، به اون معنای
اینکه پرستش فقط مخصوص خداست.
نه، این ارتباط یعنی این حلقه وصل
تمام خلائق با حضرت حق است.
اون راه و پل ارتباطی و صراط مستقیم است.
این بیاشکال است. اصلاً راهی جز این نیست.
راهی جز معرفت امام نیست.
پس این رو حواسمون باشه.
خستتون نکنیم حیف که فرصت نیست
که متوجه باشیم که ما باید تمام آیات رو با هم ببینیم
و در حقیقت وقتی امام رو میخونیم که انّ خدا رو خواندیم
چون او مثل الله است.
حتی اگر مثل اولیای حق هم بگیری یعنی مثل نگیری، بگیری مثل، بالاترین مثل،
باز هم بالاترین رتبه رو بعد از حضرت حق دارد.
یعنی به محض ارتباط با او با حق ارتباط برقرار شده است.
چرا؟ چون تمام اسماء و صفات در او پیاده شده است.
تو با هر کدوم از اسماء و صفات بخواهی مرتبط بشی راهش همینه.
مثل اینکه شما بخواهی از آب بهره بگیری.
خب بهره گرفتن از آب
راهش ارتباط با دریاست
و راهی جز این نیست.
اونجایی هم که میفرمود ادعونی استجب لکم توجه بفرمایید
که میفرمود ادعونی یعنی مرا بخواند.
این مثل اونجا که میفرماید
و اذا سألک عبادی عنی.
اا وقتی که بندگان من از تو سؤال کردند در خصوص من بهشون بگو که
انی قريب اجيب دعوة
الداع اذا دعاني.
اون کسره زیر داع میدونید چی رو داره میگه؟
یعنی مرا بخواند. نه یعنی لغلغه زبان.
یعنی نه، نه یعنی یک وردی روی زبان مجاری بشه.
یعنی تمام قوای
ظاهر و باطن تو مرا بخواند یعنی مرا بخواهد.
چه کسی تمام وجودش خدا را میخواهد؟
چه کسی؟ کسی که
متصل شده به اون دریای بیکران.
خب اون دریای بیکران در چه وجودی تجمع پیدا کرده؟
یعنی اون وجود، اون آب حیات در کجا استکان پیدا کرده؟
اون آب حیات در وجود حجت خداست.
لذا همه علم خدا پیش حجت خداست.
الا اسماء مستفره که
مخصوص خود حضرت حقاند که کاری به اون نداریم.
پس وقتی میفرماید ادعونی مرا بخوانید یعنی با واسطه بخوانید چون قبلش فرموده و ابتغوا الی هل وسيله.
یعنی راهی غیر از این نداره.
و اگر به غیر از وسیله حجت خدا بری در خونه خدا،
جوابی نمیگیری. و یه نکته دیگه هم هست، اونم اینکه
گاهی اوقات شاید ما بریم در خونه
اهل بیت علیهم السلام یا بریم در خونه خدا جواب بگیریم.
بگیم خب ما بدون واسطه رفتیم جواب گرفتیم.
ولی غافل از این هستیم که باز حجت خدا واسطه بوده.
یعنی حتی اگر من متوجه نبودم امام از خدا درخواست کرده.
خدا مستقیم به امام نگاه میکنه
از قوای امام با قوای عالم مرتبط میشه.
نه اینکه خدا محتاج باشه.
خودش این رو خواسته و
در حقیقت استجابت خدا عینا استجابت
امامه. اراده خدا عینا اراده خداست.
رضایت حضرت حق عینا رضایت حضرت زهراست و همچنین غضبش.
یعنی واقعا شدند مثل الله.
حالا بگو مسئله اعلی. اصلاً اینکه میفرماید تمام موجودات منتقش در
اون هویت ساريه و صادر اولاند
و اصلاً راهی غیر از این نیست.
چه بخواهی چه نخواهی همه منتقشاند، نقشیاند بر اون پرده گسترده شده که به یک معنا وجه الله بهش میگن.
خب مگر در، اه،
قوس صعود اهل بیت علیهم الصلاة والسلام نرفتند و به مقام صادر اول نرسیدند؟
یعنی اتحاد وجودی برقرار مگر نشد؟
پس ما هم منتقش در او هستیم.
ما هم شأنی از شعون امامیم.
ما هم در حقیقت
تشعن همه موجودات نه فقط انسانها،
همه شأنی از شعون امامتاند.
حتی ملائکت الله در خدمت اویاند، قوای اویاند
و او برزخ جامع است.
راه پ-- و پل ارتباطی بین
خدا و ما سوی الله هست و غیر از این راهی ندارد عزیزان هیچ راهی ندارد.
اگرچه بحث ما پخته نشد و وقت زیگ بود و اجازه نداد.
با اینکه ما بیشتر از حد وقت هر روزمون صحبت کردیم اما چه کنیم؟
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.
انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و
جلسه قبل
جلسه بعد