ددرس‌گفتارها

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

نکته‌ای که می‌خواستم پیرامون احکام بگم عزیزمون یاد و برکت در خصوص اتفاقا نماز جماعت‌های در اداراته.

سازمان‌ها و ادارات مثل همینجا مثلا سازمان صدا و سیما.

استفتایی که از رهبر شده آیا این طول دادن نماز جماعت به هر دلیلی حالا یا مثلا امام خیلی کشش میده، قوسش میده اینا.

یا نه قبل و بعد یا در اثنای نماز بین نماز مستحبات زیاد انجام می‌شه.

انواع هم هستن بعضی جاها حتی دعا توسل رو یا عاشورا رو بین دو نماز میاد، سخنرانی رو بین دو نماز می‌کنن اینا.

آیا این اشکال داره؟

رهبر عزیزمون فرمودن در صورتی که تضییع حقوق اون کسی که میاد حالا بهش می‌گن ارباب رجوع، تض-تضییع حقوق از ارباب رجوع بشه.

یک.

حالا اونی که ارباب رجوع ندارن چی؟

کار اداری‌شون به جهت این طول کشیدن کار نماز حالا اون مستحبات، اون کار عقب بیفته، کار اداری‌شون مختل بشه.

اختلال در کار اداری‌شون.

در این دو صورت اگر اینها باشه اشکال داره نماز جماعت طول بکشه.

خب بهتر اینه که مثل همین جا صحبت بعد از نماز عصر باشه و بعد یه تسبيحت از ازده رو کفایت کن و دیگه برنامه‌های دیگه هم که، اِاِاِ ربطی به نماز نداره.

کسی واقعا ارباب رجوع نداشت، مشکل اختلالی در کارش ایجاد نمی‌شد، می‌تونه بیاد شرکت کنه خوبم هست.

اما اجازه بفرمایید که بحث دیروز رو که عزیزان گفتن خیلی شیرین بوده رو چون سوالی پیش اومد ادامه بدیم والا کاملا مبرهن بود.

سؤال اینجا این چنین پیش اومد.

عزیزان ریختن سر ما دیروز که آقا شما می‌گید که شأن امام عصر صلوات الله علیه، اممم فوق اینه که ما بریم حاجتمون رو از امام بخواهیم.

اون قطب الاقطاب بعد قوص اعظم، ذی قطب.

حالا قطب الاقطاب رو اگر قوص اعظم بگیریم، ذی قطب و امام و این چنین سلسله‌ای که دیروز گفتیم اوتاد و ابدال و نجبا و نقبا اینها یا نه بگیم اون قطب الاقطاب امام است، قوص الاعظم ذی قطب بشود یه حلقه اول یعنی یه نفر.

اون رو می‌تونیم نائب امام بگیریم.

اگه به این نگاه ببینیم که دیروز اینو من نگفتم.

اون نفر اول رو ذی قطب رو اگر به این شکل قطب الاقطاب رو امام بگیریم، ذی قطب یعنی حلقه اول می‌شود نائب امام.

حالا این نیابت می‌تونه خاص باشه یا عام که الان عامه.

ولی فقیه می‌شه عام.

که حالا من اینجا خیلی حرف دارم.

اینجا خیلی حرف دارم تو ذی قطب که اینا جاش نیست الان بعدا رسانه‌ای می‌شه و یعنی ظرفیت‌ها اقتضا نمی‌کنه.

جایگاه نا-نیابت امام کجاست و چگونه است؟

خب اینجا این سؤال پیش میاد که آقا اون رأفت امام چی می‌شه؟

الامام نه کل والد شفیق هم نه، بلکه ال والد شفیق یعنی اصلا پدر به شدت مهربانه، نه مثل پدر مهربان.

خب ما این رابطه چگونه است؟

یعنی چی شما می‌گید باید سلسله مراتب حذف بشود.

اولا این سلسله مراتب باید حذف بشه چون خدای منان ذات [مکث] زی-- ذات مراتب [مکث] شدت و ضعف در، در حقیقت در مراتبشه.

یک ذاتی‌ست، ذات اهدی صمدی‌ست که دارای مراتب در شدت و ضعفه.

اینو تو الهیات شفا می‌خونیم.

توی کتاب‌های عرفانی مثل فصوص و مصباح و تمهید القواعد و اینا می‌خونیم نه، ذات خدای منان، ذات اهدی صمدیه ذو مظاهر ثعه و ضیغه یعنی مظاهرش مظاهر خدا رو مراتب می‌گیریم.

مثل این‌که یکی از مظاهر خدا انسانه.

مراتبش اعظم از همه‌ی مظاهر دیگه‌ی خدا.

ذو مراتب رو میایم رو اون رو ذو مظاهر پیاده می‌کنیم.

در هر حال خود حضرت حق هم مراتب و مظاهرش با هم تعدد دارن، ثعه و ضیغ دارن، شدت و ضعف دارن.

این یک اصله.

ولن تجد لسنت الله تبدیلا و تحویلا.

شما آب رو می‌تونی مستقیم بریزی رو آتیش؟

اثر همگر رو خنثی می‌کنند.

باید یک واسطه‌ای باشد.

اون واسطه بهش می‌گن برزخ.

رز-لذا در حکمت و عرفان یکی از اسامی امام عصر برزخ جامع است.

مثل اون مثلا بلا تشبیه مثل اون قابلمه‌ای که آب می‌ریزن توش، داغی آتش داره آب رو می‌جوشونه اما به واس-- به وساطت اون ظرف اصلا نمی‌شه، امکانش نیست مستقیم با خدا مرتبط شد.

باید یه واسطه‌ای باشه و شما همین طوری هم بری مستقیم با امامت مرتبط بشی باز باید یه واسطه‌ای باشه چون نظام هستی ذو مراتب است، ذو درجات است.

تازه حضرت آقا علم الحسن زاده که اصلا فوق این.

می‌گه آقا حتی یک، نمی‌گه قیامت نمی‌فرمون اقرأ ورقق بخوان بالا برو، هر آیه قرآن که می‌خونی یه درجه.

اتفاقا علم الحسن زاده می‌فرمود اونچه که اینو خوب دقت کنید خیلی به دردتون می‌خوره.

اونچه که شما از این آیه اخذ کردی و تو وجودت پیاده شد، اون درجته.

نه این آیه.

والا هر آیه، حدیث داریم هر یک حرف یک آیه، یک حرف آیه تا قرآن هفتاد هزار تأویل و معنا داره، عمق داره.

هفتاد هزار هم عدد کثرته.

چه برسه به یک آیه.

تو از این آیه چه میز-چه میزان درک کردی؟

چه میزان اخذ کردی؟

چقدر متحقق شد، در وجودت پیاده شد، اون می‌شه درجه تو.

از همین آیه یکی دیگه بیشتر کسب کرد، اخذ کرد، فیض برد، درجه اون به مراتب...

می‌خوام بگم حتی یک آیه هم درجات داره، یک حرف قرآن درجات داره چه برسه.

پس این زومراتب باید حفظ بشه.

ضمن اینکه من این مثال رو زدم.

الان شما اگه بری مثلا پیش پروفسور سمعی که نفر اول هم حالا تو حالا مغز و اعصاب نفر اول دنیاست، زشت نیست، اصلا این دون شأن ایشون نیست.

شما بری به ایشون بگی آقا من می‌خوام یه آمپول بزنم، بیا به من آمپول بزن.

درسته؟

اصلا این کار درسته؟

عاقلانه است این کار؟

شما رو شماتت نمی‌کنم به خاطر این.

هر چیزی یه مرتبتی داره.

اینجا که می‌رسیم مرحوم آشیخ محمدتقی عاملی، استاد حضرت علامه حسن زاده که خیلی با عظمت از ایشون یاد می‌کنه، من خودم این رو از حضرت علامه شنیدم که فرمودن استاد ما آشیخ محمدتقی عاملی خودشون گفتن هرچه تو کل عمرم از آقامون علی ابن موسی الرضا امام رئوف خواستم نشد و نگرفتم، در عوض هرچه از حضرت عبدالعظیم حسنی سلام‌الله‌علیه خواستم گرفتم.

این زومراتب حالا نه اینکه امام رضا جواب نداده، امام رضا جواب داده.

سلسله این طولی نزولی که دیروز گفتیم از قلب‌ها میاد، این فیض از اینجا منتشر می‌شه و رعایت می‌شه.

اما اون کسی که واسطه فیض بین تو و سلسله مراتب تا امام می‌شه حضرت عبدالعظیم.

لذا حضرت علامه حسن زاده می‌فرمود که آقا بسیاریش یعنی اص-اصلا می‌شه گفت غالبه یعنی اکثر غریب به اتفاق حاجات ما رو یه شهید هم می‌تونه بده.

یه امامزاده خیلی حالا ج-- دسته چندم بگیم.

یه بچه سید هم می‌تونه بگیره.

بعضی شهدا عجیب دارن حاجت میدن.

ما اینا رو نباید غافل-- اون امام شأنش مافوق این حرف‌هاست.

اجل این حرف‌هاست که من برم بگم به من اون باید تمام نظام هستی رو تدبیر کنه.

اون کانال فیض تمام موجوداته.

حالا بعضیا میگن شونزده هزار عالم بعضیا میگن نه اصلا عوالم در عوالم لا یتناهی چون حضرت حق لا یتناهی است.

حض-- خ-- یعنی امام عصر جامع این برزخ جامع است.

کون جامع است برای وساطت فیض بین خدا و همه مخلوقات.

تو می‌خوای بری برای خودت.

امام استجابت می‌کنه، همون می‌سپره به کس دیگه.

حالا امتحان کنید.

من خودم به این امتحان افتادم.

البته امتحان نبود.

تجرباً این رو کسب کردم.

واقعاً از امام رضا بعضی موقع‌ها چیزایی می‌خواستم.

می‌دیدم هیچ خبری نمی‌شه.

بعدا از حضرت عبدالعظیم به زبانم اومد دیدم سریع شد.

اینو خودمم تجربه‌ش رو کردم.

این مراتب باید حفظ بشه در این که امام جواب تو رو میده، همون مراتب.

اون‌ها هم خدا دارن، آقا بالا سرشون دارن.

خداست داره خدایی می‌کنه.

امام رضا بی‌اذن حضرت حق کاری نمی‌کنه.

اگر امام رضا شأن خودش رو حفظ نکنه جسارت کرده به حضرت حق.

چون حضرت حق شأن دارد، مراتبش هم شأن دارد.

اجازه بفرمایید یه حدیث هدیه کنم.

این حدیث رو ببینید چقدر شیرینه در ادامه همین بحث که ما گفتیم وعاء معرفت چیه؟

ظرف معرفت چیه؟

قلبه و هرچه فیض حالا این شما معرفت رو فیض بگیر، رزق بگیر که اولین رزق ما وجود ما بود.

هرچه فیض میاد، هرچه میاد، هرچه میاد، هرچه میاد رزق، هرچه میاد از کجا میاد؟

از حضرت حق.

سلسله طولی‌اش رو گفتیم ولی میاد در قلب می‌شینه.

این مهمه که بدانیم اهمیت قلب که ما داریم بحث قلب منزل رو می‌کنیم.

حالا این حدیث رو توجه کنید از قربونش بریم.

آقامون ابا عبدالله الحسین سلام‌الله‌علیه.

بحار جlde پنج، صفحه سیصد و دوازده.

امام صادق صلی الله علیه فرمود "خرج الحسین بن علی علی اصحابه فقال".

امام حسین رفت تو جمع.

حالا به ما به قول ما رفیقاش فرمود "أيها الناس إن الله جل ذكره ما خلق العباد إلا ليعرفوه".

خدای منnam خلق نکرده بندگانشو مگر برای اینکه ليعرفوه.

مگر اینکه اون رو بشناسید.

قرآن می‌گه ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون.

از اینجا مفسرین از این حدیث اه امثال این حدیث استفاده کردن که اون ليعبد ليعبدون می‌شود ای ليعرفون.

عین عبادت می‌شود عین معرفت.

"فإذا عرفوه عبدوه".

اگر بنده‌ای اونو شناخت "فإذا عبدوه" و عبادتش کرد "استغنوا بعبدته عن عبادة ما سوا".

مستقل می‌شه از اینکه به غیر خدا رو عبادت کنه.

چون همه چی رو در او می‌بینه دیگه.

عین حیات، عین علم، عین قدرت، عین شعور، عین اراده، عین سمی-- سمع، عین بصر.

همه چی اونجاست.

"النفس فی وحدته کل القوی".

بعد حضرت ادامه دادن که "فقال، فقال".

البته یه نفر سؤال کرد "فقال له رجل يا ابن رسول الله بأبی أنت وأمی" چه سؤال قشنگی.

"فما معرفة الله؟".

حالا این شناخت خدا چیه که ما وظیفه‌مون اینه که خدا رو بشناسیم.

این نبض بحث ماست و سنجاقش به بحث دیروز.

"قال".

کی قال؟

کی قال؟

الان کی داره جواب میده؟

امام حسین.

یعنی توجه داشته باشید امام حسین داره با شما می‌گه الان.

"قال معرفت".

آقا چیو می‌گه؟

اینکه معرفت الله یعنی چی؟

ما به چی بگیم معرفت الله که ظرف اون معرفت بشه قلبمون.

"معرفة أهل کل زمان".

اینکه اهل هر زمانی معرفت پیدا کنن به چی؟

"امامهم الذي يجب عليهم طاعته".

امام‌شون که اطاعتش واجبه.

پس معرفت الله مسابق شد با چی؟

معرفت امام.

تا امام رو نشناسی معرفت هم به اما-- به خدا پیدا نکردی.

پس اصلاً سیر عبودیت و بندگی یعنی شناخت امام.

نه اینکه امام عصر کی به دنیا اومد، پدرش کی بود، مادرش کی بود، غیبتش چه سالی اتفاق افتاد، علائم ظهور.

اینا هم حق.

کسی دعوا با اینا نداره.

اما معرفت امام قصه‌ش فرق می‌کنه.

یه رساله نهج‌الولایه حضرت علامه حسن زاده رو باید بخونی اونم با شرح و بسط و توضیح تازه یه مقدارکی بفهمیم واقعاً این آقا شأنش کجاست، چه شأنی دارد امام عصر و ما با چه کسی طرفیم و اون جلالت حضرت باید حفظ بشه.

این نکته پایانی من باشه باز در جواب سؤال عزیزان دیروز که چرا امام حالا مثلا ما باید این سلسله مراتب رو رعایت کنیم.

یکی سنت الهیه، یکی هم بحث جلالته.

اون-- می‌دونید چرا خیلی موقع‌ها ما تو مسائل مذهبی‌مون، معنوی‌مون، عبادی‌مون سست می‌شیم؟

چون نفس اصلاً عادتش اینه به هر طرفی که می‌کنه خو می‌کنه.

خو که کرد عادی می‌شه براش.

ما عا-عادی شده برامون امام.

فکر می‌کنیم حالا چون پدر شفیقه دیگه بریم بغلش بشینیم بغلش کنیم و همینطوری داستان فلان بگیم.

نه.

چرا می‌گه پیش در ضریح، در ضریح امام، نزد ضریح امام زیاد نمون.

برای اینکه اون جلالت آقا برات حفظ بشه.

ذو الجلاله و الاكرام.

تو آیه قرآن می‌گه هم جلال داره جلالت، هم اکرام که جماله.

جمال و جلال رو با هم نبینی دچار افراط و تفریط می‌شی.

باید برای امام حسین جلالت و عظمت قائل بشی بلکه عظمت قائل بشی و البته جمال هم قائل بشی.

اگر کسی بره مستقیم پیش امام واسطه‌ها رو بزنه کنار، اصلاً امام جوابشو نمی‌ده.

چون این جلالت امام رو چرا هی می‌گه انا، انا، انا این تعریف از خوده؟

انا الله، انا القلم، انا الكرسي، انا-- اینا رو امیرالمؤمنین می‌فرماید.

انا الشمس، انا القمر.

آقا یعنی، یعنی چی؟

این اون وجهیه که به سمت حضرت حق داره.

ذو وجهینه دیگه.

یه دستش به سمت خداست، یه دست، یه دستش به سمت ماست.

از او می‌گیره به ما می‌ده.

اونو که نگاه می‌کنه انا الحق اصلاً می‌گه انا الحق امیرالمؤمنین.

کتاب الزام الناصب رو ببینید پونصد بار امیرالمؤمنین می‌گه انا، انا، انا الحق.

انا الحق، انا الجنه.

همه-- انا النور.

از این طرف خلق رو که می‌بینه می‌گه مولای یا مولای أنت المولى و أنا العبد هل يرحم العبد الا نور.

این مراتب باید حفظ بشه که اگر این حفظ نشه ما گیر می‌کنیم.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.