[هم پوشانی گوینده ها] السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.
السلام علیکم و رحمة الله.
استفتاء شده از رهبر عزیزمون که گاهی دیده میشه هنگام اقامه نماز جماعت بعضیا یه گوشهای از اون محل اقامه، حالا مسجد، نمازخونه هر جا به صورت انفرادی نمازشون رو فرادا میخونن در حین برپایی نماز جماعت آیا اشکال داره یا نه؟
همه جا هم دیده میشه.
حالا یا امام جماعت رو قبول دارن یا اون جماعت رو قبول دارن، ندارن یا نه اصلاً عجله دارن میخوان سریع بخونن برن.
رهبر عزیزمون دو تا شرط گذاشتن که اگر این دو شرط باشه و اگه، اگر لحاظ بشه شما میتونین این کارو انجام بدید و الا جایز نیست.
اول اینکه اهانت به امام جماعتی که اون مردم او رو به عدالت قبول کردن نباشه.
یعنی اهانت محسوب نشه.
یعنی کسی نگاه کرد نگه که واسه حالا مثلاً آره دارن اهانت میکنن، منظورشون کوبیدن این امام جماعته مثلاً.
این نباشه.
نکته دوم تضعیف جماعت نباشه.
یعنی اون کسی که داره اونجا میخونه حالا یه گوشهای داره تنهایی میخونه.
یه وقت میبینی چند نفر با هم جمع میشن اون گوشه اینا تضعیف جماعت باشه نمیشه.
جایز نیست.
اما اگر اینها نبود مانعی نیست.
اجازه بفرمایید که ورود کنیم به ادامه بحث قلب منزل [مکث].
نکتهای که امروز عرض میکنیم رو اگر هم همین عبارت اولیه بحث ما رو شنیدید روش فکر کنید.
مهمه چون اصلاً اساس اومدن و رفت و برگشت ما به این دنیا همینه.
چیزی هم غیر از این نیست.
ما این جمله رو ما از وحدت به کثرت اومدیم.
اگرچه کثرت این عالم عین وحدته.
به قول حضرت علامه علیه الرحمه تأکید میکنه کثرت این عالم وحدت رو.
چون وجودش رو از اون وجود اصمد داره.
هر، هر حال حالا این بحثای فلسفی نکنیم بعضیا حوصلهشون سر بره.
بخوایم عرض کنیم که از وحدت آمدیم به کثرت.
اینجا نشئه کثرته.
قراره چی بشه؟
چه اتفاقی قرار بیفته؟
ما همینطور در کثرت خواهیم ماند.
انا لله.
اون الله هم جالبه.
اسم جمع است.
اسم جمع است یعنی همه اسما در اون متمرکز است به یک معنا.
معنای جمعی دارد دیگه تجمع، جمعه.
معنای جمعی داره.
یعنی مقامش مقام جمعیست.
مثل اینکه قرآن مقامش مقام جمعی است.
مثل اینکه عالم مجردات مقام جمع است.
مقام لفظ است.
قضا است.
متن است.
بقیه قدر او هستند، شرح او هستند، سایه او هستند.
همین کثرات.
حالا قراره که ما اینجا بمونیم یا بالاخره بریم.
انا لله آمدیم.
خب قطعاً همه میگید و انا الیه راجعون.
الیه بر میگرده این ضمیر الیه به کی؟
به اون الله و انا الیه.
یعنی میریم دوباره به جمع.
یعنی چی؟
یعنی میریم به وحدت.
پس اومدن ما از وحدت بوده به کثرت.
حالا ظاهراً کثرته.
چرا؟
چون عرض کردیم اینو خوب دیگه باید با آمیزههایی که عرض کردیم این مدت از آثار حضرت علامه قربونشون بریم دیگه باید متوجه باشید یعنی چی.
چون وجود، اصل وجود یک وجود بیش نیست.
وجود اصمد است که بقیه همه، همه موجودات نسبت به برخورداریشون از اون وجود موجود شدند و رتبه گرفتند و محل ظهور او، آن وجود شدند.
حالا از حیث وجودشون یک حقیقتاند چون وجود یک حقیقته.
وجود اصمد حضرت حق که همه جا رو پر کرده هیچ کجا از او خالی نیست.
اون ق-- مثالی که بعضیا زدن نفهمیدن توحید رو هنوزم هستن، نمازم میخونن، قرآن هم اینا، مشرکن.
خدا رو بنایی فرض میکنند که بنایی رو اهداف کرده.
بنا جدا، بنا جدا.
اصلاً این توحید نمیشه که این اصمد نمیشه که.
اصمد الذی لا جوف له هیچ کجا از او خالی نیست.
همه جا رو پر کرده است.
نمیشه بگی استقلالا ذا که ها ذا ذال که این، آن، آن، این، آسمان، زمین، حیوان، انسان، جماد، نبات.
حالا یه خدا هم بله یه و یه خدا.
نمیشه.
اصمد همه اصلاً وجود یعنی همین و السلام.
که اصلاً کثرات میشه ظهور او، مجالی اوئند، آیات اوئند، تجلیات اوئند، مظاهر اوئند.
درست شد؟
پس اینم باز بوی وحدت میده کثرات.
از حیث وجود عین وحدته.
پس از چه حیثی شده کثرت؟
که یکیش منم، یکیش شما حضرات حالا مشخص بخوای بگی یا فرد.
میگیم از حیث حدود کثرات پیدا کردن.
اون وجود حد گرفته، یه حدش شده این، یه حدش شده این، یه حد وجود شده این، یه حدش شده انسان، یه حدش شده حیوان، یه حد ح-- از حیث حدود و الا از حیث وجود به ماهیت وجود یعنی به آنچه که هو، هو و وجود است یک حقیقت است و السلام.
چیزی هم نمیشه ازش جدا بشه.
حالا پس این یک معنا.
بالاخره اومدیم حد گرفتیم، اومدیم وارد عالم کثرت شدیم، حد گرفتیم.
درست شد؟
قراره به چی برگردیم؟
به وحدت.
این نکتهست، به وحدت.
برای همین است که میگه تا میتونی "کن مع الناس ولا تكن معهم" با مردم باش، توی مردم باش اما با اونها نباش.
یعنی چی؟
یعنی تو کثرت باش اما حواشت، حواست به وحدتت باشه.
تو اهل وحدتی، اهل توحیدی، تأکد کنه همون کثراتت.
حالا قوای وجودیت به اون وحدت.
چرا میگه حالا اسرار رو بنداره یک یک فاش میشه.
چرا میگه نماز جماعت، جماعت بخون.
خیلی جالبه در عین کثرت، وحدته.
همه به یک امام اقتدا میکنند.
همه به یک قبلهاند.
به سمت یک قبلهاند.
همه به یک هیئتاند.
یک شکلاند.
همه رکوعاند.
همه سجودند.
"ورکعوا مع الراكعين وسجدوا مع الساجدين".
ببینید این معیتها رو این عین وحد-- داره ترغیب میکنه، تشویق میکنه، نگاهت رو باز میکنه به سمت وحدت.
طواف، حج خانه خدا.
ببین همه هفت دور، هفت شد.
این طوافی که دارند، مطاف.
این همه به یک شکل، به یک وضع، به یک هیئت، به یک ذکر، دور یک مرکز.
اصلاً "کل فی فلك یسبحون".
همه ه کل، کلن.
هیچی دیگه فروگذار نیست از حدود.
همه و همه "فی فلک یسبحون".
شناورن یا به یک معنا تسبیح گوئن تو فلک، تو مدارشون.
اصلاً عین وحدته، عین وحدته.
هر کدوم از میبینی اوامر الهی رو در حالا اوامر میبینی هر کدومشو بررسی میکنی بوی وحدت میده.
نواهی چیزهاییست که تو رو از وحدت دور میکنه، به کثرت میندازه.
تشتت افکار بهت میده.
این متخیلات فاسده پدر انسانو اصلاً از توحید آدم رو خارج میکنه.
صور و اشکال مدهشه به جای ملذّه.
مدهشه اونایی که آدم میترسه ازش و چیزایی که نفس ناطق ما با ازش بریه.
چیزی که نهی الهیه.
یعنی تو رو میبره به تشتت، میبره به تفرق و میبره از وحدت دور میکنه.
حالا حالا بیا تا برگردی.
اصلاً سیر استکمالی همه ما در برزخ به میزانیست که از وحدت دور شدیم و گرفتار کثرات شدیم.
میخوان ما رو برگردونن میشه به عذاب برزخی.
این یک معنای عذاب برزخیه.
ما چندین معنا بابت عذاب برزخی تو بحثهامون ارائه دادیم.
اینم یکیش.
اون حسّه وجودی ما از حضرت حق، اون حسّه وجودی ما حالا کجاست؟
اون چیزی که نحوه اتصال ما با وحدته، با اون توحیده.
چون بحث ما قلب منزل بود دیگه.
به بیراهه که نباید بریم.
همه اینا رو زور زدیم.
اون محل تمرکز، اون محل اتصال، محلی که من و شما که در دل کثرات هستیم ارتباط میگیریم با وحدت، با توحید و تأکد میکنیم اون رو قلب ماست.
قلب ما که جان وجود ماست.
شاید به همین خاطر باشد که امروز داشتم بررسی میکردم خیلی شیرین بود برام.
خدا هم کمک میکنه ما نیت خیر میکنیم خدا هم کمک میکنه آیاتو جلوی پا میز-- ما میگذاره.
آیه چهار سوره احزاب ببینید چگونه شروع میشه.
"ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه".
دو تا "من قلبین" دو تا.
مثنیست.
دو تا قلب رو خدا تو دل یک مرد نگذاشته.
یعنی چی؟
یعنی چی؟
چطور دو تا چشم داده، دو تا گوش داده، ها؟
چرا اینطور دو تا سوراخ بینی داده، دو تا دست داده، دو تا حتی دو تا به یک اعتبار میشه گفت دو تا مغز داده.
مغز و مخچه یا مغزچه هم بهش میگن.
چرا این چنینه ولی مثلاً قلب یه دونهست.
اون حقیقت قلب رو دارم میگم.
خب.
حالا از جهت ظاهری هم یه دونهست اما باطنی اون محل اتصال ما با کثرت، با وحدت نظام هستیه.
محل اتصال ماست.
یه دونهست.
چرا؟
چون از سمت خدا یه دونهست.
ع-العجیب آیهی این.
برید روش خواهش میکنم این آیه رو بشکافید.
تفاسیر رو نگاه کنید، حکما، علما ببینید چی گفتن.
واقعاً آدم شب و روزش با این آیه میگذره.
یه عالم دیگهای پیدا میکنی از من قبول کن.
"هو الذي في السماء اله و في الارض اله".
این الهیت نظام هستی کجا انت-- کجا متصل با الهیت نظام هستی بود؟
قلب ما.
میگه او کسیست همون "قل هو الله احد" اون هو میگه "هو الذي" همون هو "هو الاول والآخر والظاهر والباطن" همون هو، همون هو "الذي" کسیست که "في السماء اله" همون هو تو آسمون، همون الهه و همون هو در زمین هم "وفى الارض اله" همین الهه.
یک حقیقته.
یعنی اگر قرار باشد تو دو تا قلب داشته باشی میشه دو الهه.
الهه این میشه.
نمیشه که.
لذا دو تا قلب تو دلت نیست.
یه دونه قلبه.
چون یک الهه "في السماء اله و في الارض اله" اینو ببینید چگونه خودش رو باز میکنه این آیات با یک نگاه، یک نگاه ذرهبین بگذاری.
به هر حال اینا راهشه.
حالا میگه حتی مرد، طرف از دنیا رفت.
همه جمع شید نماز جماعت بهش بخونید.
نماز میت بهش بخونید.
نماز خود نماز.
نماز نماد وحدته.
تأکد داری میکنی به وحدتش.
ببینید خود نماز تنها سوره ای که عرض شد شب جمعه تو هیئت یا زهرا شرقی تهران اونایی که مباحث رو پیگیری میکنند، اونجا عرض کردیم تو مباحثی سنگین که قربونتون برم نماز با احدیت شروع میشه با واحدیت تموم میشه.
اجازه بدید همین رو بگیم و بسه دیگه.
نه دوست ندارم خیلی طول بکشه بحثها که بشینید حوصله کنید گوش بدید.
نگید وای حاج آقا دوباره شروع کرد.
با واحدیت "قل هو الله احد".
تنها سوره ای که اتفاقاً مستحبه تو دو تا رکعت یه نماز تکرار شه همین سوره است.
"قل هو" کدوم هو؟
الله.
کدوم الله؟
احد.
احدیت حضرت حق.
اون احدیت به اعتبار ذات و که همه لفن پیچیده شده در اون، اون مقام بسیط و حقیقت الحقایق اونجا که ما اتصال با اونجا داریم.
خب با احدیت شروع شده نماز با چی تموم میشه؟
تو شهادتین، تشهد ببخشید.
تشهد که آخر نمازته دیگه.
"اشهد ان لا اله" لا اله.
اله.
"الا الله".
همون "قل هو الله" اهده.
حالا اینجا به چی اشاره میکنه؟
"اشهد ان لا اله الا الله وحده، وحده لا شريك له".
واحدیته.
اون حالت ظهور و بروز اون احدیت رو میگن اومده به عالم کثرت.
یعنی ببین یه رفت و برگشت به کثرت به وحدت، وحدت به کثرت.
همین جوری.
همهی اینها عنایتهای حضرت حقه که من و شما اینا رو بفهمیم.
برای چی داریم نماز میخونیم؟
برای چی داریم طواف میب-- اصلاً برای عبادت یعنی چی؟
حالا یه معنایی از عبادت تو همین بحث داشتیم که فرصت گذشت.
انشاالله فردا.
انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله- [همهمه] اللهuma صلي على محمد و آل محمد