ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 008

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتا؛ نماز فرادا در کنار جماعت

استفتا شده گاه هنگام اقامهٔ نماز جماعت برخی در گوشه‌ای از محل اقامه — مسجد، نمازخانه، هر جا — به صورت انفرادی نمازشان را فرادا می‌خوانند؛ آیا اشکال دارد یا نه؟ همه‌جا دیده می‌شود. یا امام جماعت را قبول دارند یا ندارند، یا جماعت را قبول دارند یا ندارند، یا اصلاً عجله دارند سریع بخوانند و بروند. رهبر دو شرط گذاشته‌اند که اگر این دو شرط باشد و لحاظ شود می‌توان این کار را انجام داد وگرنه جایز نیست.

اول آنکه اهانت به امام جماعتی که آن مردم او را به عدالت قبول کرده‌اند نباشد؛ یعنی اهانت محسوب نشود؛ کسی نگاه نکند که دارند اهانت می‌کنند و منظورشان کوبیدن این امام جماعت است. این نباشد. نکتهٔ دوم تضعیف جماعت نباشد؛ یعنی آنکه آنجا گوشه‌ای تنهایی می‌خواند؛ گاه چند نفر با هم جمع می‌شوند آن گوشه و این تضعیف جماعت است؛ نمی‌شود؛ جایز نیست. اما اگر این‌ها نبود مانعی نیست.

اساس آمدن و بازگشت؛ از وحدت به کثرت

اجازه دهید ورود به ادامهٔ بحث قلب منزل شود. نکته‌ای که امروز گفته می‌شود اگر همین عبارت اولیه شنیده شد بر آن فکر کنید. مهم است چون اصلاً اساس آمدن و رفت‌وبرگشت به این دنیا همین است؛ چیزی غیر از این نیست. این جمله: از وحدت به کثرت آمده‌ایم. اگرچه کثرت این عالم عین وحدت است. به قول علامه علیه‌الرحمه تأکید می‌کند کثرت این عالم وحدت را؛ چون وجودش را از آن وجود صمد دارد. بحث‌های فلسفی دراز نکنیم؛ می‌خواهیم بگوییم از وحدت آمده‌ایم به کثرت. اینجا نشئهٔ کثرت است. قرار است چه شود؟ چه اتفاقی بیفتد؟ آیا همین‌طور در کثرت خواهیم ماند؟

إنّا لله. آن الله جالب است: اسم جمع است؛ یعنی همهٔ اسما در آن متمرکز است به یک معنا؛ معنای جمعی دارد — تجمع، جمعه. مقامش مقام جمعی است. مثل آنکه قرآن مقامش مقام جمعی است؛ مثل آنکه عالم مجردات مقام جمع است؛ مقام لفظ است؛ قضا است؛ متن است؛ بقیه قدر او هستند، شرح او هستند، سایهٔ او هستند — همین کثرات. حالا قرار است اینجا بمانیم یا بالاخره برویم؟ إنّا لله آمده‌ایم؛ قطعاً همه می‌گویید و إنّا إلیه راجعون. «إلیه» این ضمیر به کی برمی‌گردد؟ به آن الله؛ و إنّا إلیه. یعنی می‌رویم دوباره به جمع. یعنی چه؟ یعنی می‌رویم به وحدت. پس آمدن ما از وحدت بوده به کثرت. حالا ظاهراً کثرت است.

وجود یک حقیقت؛ صمد لا جوف له

چرا؟ چون با آمیزه‌هایی که این مدت از آثار علامه گفته شده باید متوجه بود یعنی چه. چون وجود، اصل وجود، یک وجود بیش نیست. وجود صمد است که بقیه همه موجودات نسبت به برخورداری‌شان از آن وجود موجود شده‌اند و رتبه گرفته‌اند و محل ظهور آن وجود شده‌اند. حالا از حیث وجودشان یک حقیقت‌اند چون وجود یک حقیقت است. وجود صمد حضرت حق که همه جا را پر کرده هیچ جا از او خالی نیست.

آن مثالی که برخی زده‌اند و توحید را نفهمیده‌اند هنوز هستند؛ نماز هم می‌خوانند قرآن هم؛ مشرک‌اند. خدا را بنایی فرض می‌کنند که بنایی را اهداف کرده؛ بنا جدا، بنا جدا. اصلاً این توحید نمی‌شود؛ این صمد نمی‌شود. الصمد الذی لا جوف له؛ هیچ جا از او خالی نیست؛ همه جا را پر کرده است. نمی‌شود بگویی مستقلاً این و آن و آسمان و زمین و حیوان و انسان و جماد و نبات و حالا یک خدا هم بله یک خدا. نمی‌شود. صمد همه؛ اصلاً وجود یعنی همین و السلام. که اصلاً کثرات می‌شود ظهور او، مجالی او، آیات او، تجلیات او، مظاهر او. پس این هم باز بوی وحدت می‌دهد کثرات؛ از حیث وجود عین وحدت است.

پس از چه حیثی شده کثرت؟ که یکی‌اش منم یکی‌اش شما. می‌گوییم از حیث حدود کثرات پیدا کرده‌اند. آن وجود حد گرفته؛ یک حدش شده این، یک حدش شده آن؛ یک حد وجود شده انسان، یک حد شده حیوان؛ از حیث حدود؛ وگرنه از حیث وجود — به آنچه که هو هو و وجود است — یک حقیقت است و السلام. چیزی هم نمی‌شود از او جدا شود. پس این یک معنا. بالاخره آمده‌ایم حد گرفته‌ایم؛ آمده‌ایم وارد عالم کثرت شده‌ایم؛ حد گرفته‌ایم. قرار است به چه برگردیم؟ به وحدت. این نکته است؛ به وحدت.

کن مع الناس؛ جماعت و طواف و کل فی فلک

برای همین است که می‌گوید تا می‌توانی کن مع الناس ولا تکن معهم: با مردم باش، توی مردم باش اما با آن‌ها نباش. یعنی چه؟ یعنی در کثرت باش اما حواست به وحدتت باشد. تو اهل وحدتی، اهل توحیدی؛ تأکید کن همان کثراتت را. حالا قوای وجودیت به آن وحدت. چرا می‌گوید — اسرار یکی‌یکی فاش می‌شود — چرا می‌گوید نماز جماعت بخوان؟ در عین کثرت، وحدت است. همه به یک امام اقتدا می‌کنند. همه به یک قبله‌اند؛ به سمت یک قبله‌اند. همه به یک هیئت‌اند؛ یک شکل‌اند. همه رکوع‌اند؛ همه سجودند. و ارکعوا مع الراکعین و اسجدوا مع الساجدین. این معیت‌ها نشان می‌دهد؛ عین وحدت؛ دارد ترغیب می‌کند تشویق می‌کند نگاهت را باز می‌کند به سمت وحدت.

طواف، حج خانهٔ خدا: همه هفت دور؛ این طوافی که دارند، مطاف؛ این همه به یک شکل، به یک وضع، به یک هیئت، به یک ذکر، دور یک مرکز. اصلاً کلّ فی فلک یسبحون. همه؛ کلّاً؛ هیچی فروگذار نیست از حدود؛ همه و همه فی فلک یسبحون؛ شناورند یا به یک معنا تسبیح‌گو در فلک، در مدارشان. اصلاً عین وحدت است. هر کدام از اوامر الهی را بررسی کنی بوی وحدت می‌دهد. نواهی چیزهایی است که تو را از وحدت دور می‌کند، به کثرت می‌اندازد؛ تشتت افکار به تو می‌دهد. این متخیلات فاسده پدر انسان را اصلاً از توحید خارج می‌کند. صور و اشکال مدهشه به جای ملذه؛ مدهشه آن‌هایی که آدم می‌ترسد از آن و چیزهایی که نفس ناطقه از آن می‌گریزد؛ چیزی که نهی الهی است. یعنی تو را می‌برد به تشتت، می‌برد به تفرق و از وحدت دور می‌کند. حالا بیا تا برگردی.

عذاب برزخی و قلب منزلِ اتصال

اصلاً سیر استکمالی همهٔ ما در برزخ به میزانی است که از وحدت دور شده‌ایم و گرفتار کثرات شده‌ایم. می‌خواهند ما را برگردانند؛ می‌شود عذاب برزخی. این یک معنای عذاب برزخی است. چندین معنا بابت عذاب برزخی در بحث‌ها ارائه شده؛ این هم یکی‌اش. آن حسّ وجودی ما از حضرت حق کجاست؟ آن چیزی که نحوهٔ اتصال ما با وحدت است، با آن توحید. چون بحث قلب منزل بود نباید به بیراهه رفت. همهٔ این‌ها را زور زدیم. آن محل تمرکز، آن محل اتصال، محلی که من و شما که در دل کثرات هستیم ارتباط می‌گیریم با وحدت، با توحید و تأکید می‌کنیم آن را، قلب ماست. قلب ما که جان وجود ماست.

ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه

شاید به همین خاطر باشد که امروز بررسی می‌شد بسیار شیرین بود. خدا هم کمک می‌کند؛ نیت خیر می‌کنیم خدا آیات را جلوی پا می‌گذارد. آیهٔ چهار سورهٔ احزاب چگونه شروع می‌شود:

«مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ» (احزاب/۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا برای هیچ مردی دو دل در درونش ننهاده است.

دو تا؛ من قلبین؛ مثنی است. دو تا قلب را خدا تو دل یک مرد نگذاشته. یعنی چه؟ چطور دو تا چشم داده، دو تا گوش داده؛ چرا این‌طور دو تا سوراخ بینی داده، دو تا دست داده، دو تا حتی به یک اعتبار می‌شود گفت دو تا مغز داده — مغز و مخچه یا مغزچه هم می‌گویند — چرا این‌چنین است ولی مثلاً قلب یکی است؟ آن حقیقت قلب را می‌گویم. از جهت ظاهری هم یکی است اما باطنی آن محل اتصال ما با وحدت نظام هستی است؛ محل اتصال ماست؛ یکی است. چرا؟ چون از سمت خدا یکی است. آیه عجیب است؛ بروید روش بشکافید؛ تفاسیر را بنگرید؛ سخن حکما و علما را بجویید. واقعاً آدم شب و روزش با این آیه می‌گذرد؛ یک عالم دیگر پیدا می‌کنی.

«وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَٰهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَٰهٌ» (زخرف/۸۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اوست آنکه در آسمان معبود است و در زمین معبود.

این الهیت نظام هستی کجا متصل با الهیت نظام هستی بود؟ قلب ما. می‌گوید او کسی است؛ همان قل هو الله أحد؛ آن هو؛ هو الذی؛ همان هو الأول والآخر والظاهر والباطن؛ همان هو الذی کسی است که فی السماء إله؛ همان هو تو آسمان همان إله است و همان هو در زمین هم و فی الأرض إله؛ همین إله است. یک حقیقت است. یعنی اگر قرار باشد تو دو تا قلب داشته باشی می‌شود دو إله؛ نمی‌شود که. لذا دو تا قلب تو دلت نیست؛ یک دونه قلب است؛ چون یک إله فی السماء إله و فی الأرض إله. این آیات با یک نگاه ذره‌بین چگونه خود را باز می‌کند.

نماز از أحد تا وحده؛ وحدت در عبادت

به هر حال این‌ها راهش است. حالا می‌گوید حتی مرد طرف از دنیا رفت همه جمع شوید نماز جماعت به او بخوانید؛ نماز میت به او بخوانید. نماز خود نماز؛ نماز نماد وحدت است؛ تأکید داری می‌کنی به وحدتش. خود نماز — تنها سوره‌ای که گفته شد مستحب است در دو رکعت یک نماز تکرار شود همین سوره است: قل هو الله أحد. نماز با احدیت شروع می‌شود با واحدیت تمام می‌شود. با أحدیت: قل هو الله أحد. کدام هو؟ الله. کدام الله؟ أحد. أحدیت حضرت حق؛ آن أحدیت به اعتبار ذات که همه لفاف پیچیده شده در آن؛ آن مقام بسیط و حقیقت الحقایق آنجا که ما اتصال با آنجا داریم. با أحدیت شروع شده نماز با چه تمام می‌شود؟ در شهادتین، تشهد ببخشید؛ تشهد که آخر نماز است: أشهد أن لا إله إلا الله؛ همان قل هو الله أحد. حالا اینجا به چه اشاره می‌کند؟ أشهد أن لا إله إلا الله وحده وحده لا شریک له. واحدیت؛ آن حالت ظهور و بروز آن أحدیت را می‌گویند آمده به عالم کثرت. یعنی یک رفت‌وبرگشت کثرت به وحدت، وحدت به کثرت؛ همین‌جوری. همهٔ این‌ها عنایت‌های حضرت حق است که فهمیده شود. برای چه داریم نماز می‌خوانیم؟ برای چه طواف می‌کنیم؟ اصلاً عبادت یعنی چه؟ معنایی از عبادت در همین بحث بود که فرصت گذشت؛ ان‌شاءالله فردا. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.