بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلامٌ علیکم و رحمة الله.
آیا خانمها میتونن امام جماعت باشن؟
[مکث] میتونن یا نه؟
مواردی هم میدونن که بله احسنت فقط برای خانمها میتونن.
خانمها میتونن امام جماعت بایستن اما فقط برای خانمها.
البته آقایون نه، هم برای آاا خانمها میتونن بایستن هم برای آقایون.
یعنی اگر فقط مأمومین خانم باشن باز آقا میتونه امام بشه.
ولی [مکث] خانم فقط در صورتی که همه مأمومین خانم باشن میتونه بایسته.
این فکر میکنم هنوز اکو داره آقای د.
خب [مکث]، یه نکته خیلی ظریفی رو امروز عرض میکنم چون [مکث] خیلی این نکته ظریفه و دقت نظر میخواد.
مخصوصا امروز این نکته رو انتخاب کردم برای بیان در قلب منزل چون روز شهادته به نظر حقیر شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها نه ف-وفات هستش و عظمت و جلالت ایشون این نخ-نکته دقیق و ظریف رو امروز هدیه میکنم به روح بلند خانم که همه ما مدیون ایشون هستیم و حق حیات گردن همه ما دارن.
[سرفه] اینم که میگیم شهید چون یک واقعه شبیه به کربلا در نزدیکی ساوه پیش اومد در تاریخ قم ذکر شده و ایشون مورد هجمه و دشمنی دشمنان قرار گرفتن با اون کاروان قریب سی و پنج نفر از بنی هاشم و نزدیکان و فامیل و اینایی که با حضرت بودن به شهادت رسیدن.
اینا یه واقعه عجیبی بود.
خانم از پس این مریض شدن و حالا هفده روز در قم تشریف داشتن و به شهادت رسیدن.
از دنیا رفتن امروز.
هدیه میکنیم این نکته ظریف رو به ایشون.
برای اینکه متوجه این نکته بشیم اشاره میکنم به اون دعای بسیار با عظمتی که دیروز عرض کردم حضررتون از مولامون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام که چون بحث قلب منزل است، قلب منزلگاه است، فرودگاه الهامات و القاءات و رزق الهی است از همه حیثیات اشاره میکنیم به اینجا که مولا عرض میکنه به خدا که اللهم نور ظاهری بطاعتك وباطنی بمحبتك وقلبی بمعرفتك.
این قلبی بمعرفتك وقتی مولامون علی این امیر بیان داره از خدا تقاضا میکنه که منور کن قلب مرا به معرفت خودت.
این قشنگ داره تصریح میکنه که وعاء معرفت کجاست؟
قلب.
یعنی ظرف معرفت قلب است.
جایگاه معرفت قلب است.
اشتباهی که خیلیا فکر میکنند فز-صرفا کار فکری انجام میدن و تعقل انجام میدن که مثلا مطالعاتشون رو زیاد کن-- حفظیاتشون رو، معلوماتشون رو زیاد میکنند گمان میکنند مثلا معرفت پیدا کردن.
نخیر.
جایگاه معرفت قلب است.
حالا اون نکته دقیقی که میخوام عرض کنم اینجاست که [نفس عمیق] حکما تو بحث از جهت خدمتتون ایجاد و اعدام خلق و حق وقتی وارد میشن اونجا میفرمایند که وعاء ماهیات، ماهیات همین مربوط به حالا در حقیقت حدود و جنس و فصل اشیا، اشیا.
یکی هم از این اشیا هم که ما هستیم.
خود من و شما هم از اشیا ایم دیگه.
و علم آدم الأسماء كلها أي الأشياء كلها که حکمت میشود علم به احوال اعیان موجودات.
یکی از این اعیان یعنی عین این موجودات و این اشیا من و شماییم.
وعاء اصلی و خانه اصلی این ماهیات در ذهن انسان است که وقتی از ذهن بیرون اومد این در حقیقت ماهیات از ذهن انسان خارج شدن اصطلاحا میگن مختفی میشن و هالك میشن در سلطان وجود، در سلطنت وجود.
یعنی این ماهیات، این اشیا وقتی ببینید میگه میخوای خوب ظهور و اثر یا سلطان اثر ماهیات رو درک کنی ببینی در وعاء ذهن خودت ببین که وقتی این از ذهن خارج شد در متن خارج قرار گرفت مختفی میشه، خفی میشه در وجود.
چرا؟
اصطلاحا به این اتفاقا میگن قیامت کبرای عارف.
یعنی غرق در وجود میشه.
در اون وجود اصمد که کل شیء حال کن الا وجهه.
نه اینکه نیست، نه اینکه وجودش رو ورداری اون ماهیات رو کلا بگی این وجود نداره، این آسمان الان دیگه نیست در متن خارج، از اون متن، از اون ذات حضرت حق از صورت علمیه حضرت حق که بهش میگفتن اعیان ثابته خارج شد، حد گرفت، ایجاد شد.
درست شد در نشئه خارج در اینجا در س-- خارج از ذات حضرت حق ایجاد شد.
این آسمان، این زمین، من، شما همه این میگه اثر اون اثر ظهورش رو دیگه از دست میده.
اون سلطنت ظهور رو نداره.
چرا؟
مخفی میشه در وجود.
چون هرچه هست اوست.
"هو الاول والآخر والله والباطن".
هرچه هست اوست.
اگه هرچه هست اوست، وجود اصمد حضرت حق است.
پس اینجا ماهیات اصلا دیده نمیشن.
به این میگن قیامت کبرای عارف.
یعنی عارف آنچه که ظهور کرده است رو در خارج ظهور حق میبیند.
سلطنت حق میبیند.
لذا میگه "لمن اليوم لمن الملك اليوم".
"لمن" یعنی برای کیست؟
"الملک" همه سلطنت، همه مالکیت.
"لمن الملك اليوم" امروز مال کیه؟
خود خدا جواب میده.
آیه قرآنه "لله".
اونم کدوم الله؟
"الواحد القهار".
الله اکبر.
که فرمودن اگر اسم الواحد به علاوه اسم القهار بشه یعنی مثل اینجا "لله الواحد القهار".
این معنای احدیت حضرت حق رو داره.
احدیت.
"لله الواحد القهار" اینجا معنای احدیته.
معنای احدیت هم به صغرا ذات برمیگرده.
یعنی اوست، دومی ندارد.
خداست و خدایی میکند تمام.
اصلا چیزی نیست جز او.
توجه کردین؟
و هرچی که حتی حالا ما و در حقیقت وجود زمین و آسمان و اینا رو که نمیتونیم برداریم.
اینا ایجاداند.
وقتی از اون وعاء ذهن یا وعاء اعیان ثابته در علم در صور علمیه در ذات حضرت حق خارج میشن، دیگه هالك میشن در وجود.
یعنی دیگه غرق در اون سلطنت رو دیگه ندارن.
اتفاقا اینجا خدا رحمت کنه از علامه حسن زاده رو به ضرب من التقریب و تمثیل به جهت حالا نزدیکی و فهم بهتر مثل میزدن از حضرت علامه رفیع قزوینی آشخ ابوالحسن که استادشون بودن مثال آوردن که میفرمودن که مرحوم علامه قزوینی اینجا که میرسیدن مثال اون عرض شود خدمتتون سیارات سبعه و بروج رو میزدن.
این مثال رو خوب گوش بدید قشنگ متوجه میشید یعنی چی.
که هر چیزی در خانه خودش اثرش قویتره.
اصلا خود ما هم اینطوریم.
وقتی تو خونه خودمونیم، در موطن خودمونیم، در شهر خودمونیم تمام تاثیرات ما عیان است.
ولی وقتی میریم یه جا غریب واقع میشیم، از خونه خودمون خارج میشیم، مسافر میشیم، غریب میشیم، اون اثر واقعی رو، اون ظهور رو نداریم.
کسی ما رو نمیشناسه اصلا.
یا اون مثالی که شیخ اجل این شیخ عارف سعدی علیه الرحمه زده.
حالا البته اینو به نظم کشونده.
این مثال اون کرمک شبتاب رو.
و میفرماید که این کرمک شبتاب رو بهش گفتن آقا تو چرا روز بیرون نمیای؟
همه شب بیرونی.
عجب!
کرمک شبتاب.
این نظم ش-سعدی علیه الرحمهست.
کرمک شبتاب، شبتاب شب میتابید مثلا.
میگن تو چرا روز بیرون نیومدی؟
میگه آقا من روز هم بیرونم اما به واسطه ظهور خورشید دیده نمیشم.
ببین یعنی، یعنی همه چی هالك میشه در وجود حضرت حق یعنی این.
نه اینکه اصلا نیست.
نه اینکه ماهیات وجود ندارن.
نه، نمیشه وجودشون رو برداشت.
ایجاد شدن، ایجاد شدن، ایجاد شدن.
اما اصلا اینا دیگه به-در ظهور سلطنت حق وقتی عزت حق ظهور کرد، دیگه اصلا اینا دیده نمیشن.
عین حقاند.
عین ظهور و شؤون حضرت حقاند.
وقتی هم موطن خودشون خارج میشن که اونجا حالا حضرت علامه اشاره میکنند به دعای عرض شود که سحرهای مناجات شعبانیه.
اونجا میفرماید "تسیر ارواحنا معلقةً بعز قدسک".
عز، عز، عزت.
اگر سلطنت عزت خودش رو نشون بده که حالا این بیت آخره به نظم کشیده سعدی ببین چه شیرین همین رو داره میگه.
چو سلطان عزت علم برکشد، چو سلطان عزت علم برکشد، جهان سر به جیب عدم برکشد.
این اعدام نه اینکه کلا ایجادش رو، اون انشاش رو، اون کلا وجودش رو ورداری.
نه، هست اما دیگه به خودی خود چیزی نیست.
اصلا دیده نمیشه.
این قیامت کبرای عارفه.
توجه کردی؟
حالا اون مثال حالا اون مثال چی بود؟
علامه ق-رفیع قزوینی میزدن مثال شیوائه.
در علم هیئت هم حضرت علامه حسن زاده میگفتن در علم هیئت هم هست مطرح این.
همون سیارات سبعه و بروج.
یعنی چی؟
مثلا میگن که خورشید خانهش برج اسده.
خانه خورشید برج اسده.
قلب الاسد میگن وقتی خورشید در برج اسده خیلی داغه.
به شدت ظهور دارد.
خب؟
خیلی گرمه.
وقتی که خارج میشه از این برج به خصوص به وبال میافته، حدود مثلا شش برج دور میشه، عقب میافته، خارج میشه این دیگه مثلا ظهور اون در حقیقت اثر رو نداره.
چرا؟
از خانه خودش خارج شده.
حالا این به ضرب من التمثیله.
جهت تقریب ذهنه.
مثاله.
این داره نشون میده که هر چیزی از خانه خود به-- اینو، این نکتهس دارم میگما.
اینم به זה دارم زور میزنم.
هر چیزی از موطن خودش خارج شد دیگه اثر خودش رو نداره.
ضعیفه.
اصلا هالکه.
اصلا دیده نمیشه.
خب چه ربطی داره به بحث قلب م-منزل؟
برمیگردیم به همین دعای مولا.
میگه، میفرماید که خدایا نورانی کن قلب مرا به معرفتک.
پس قلب وعاء معرفته.
خب نتیجه.
اگر معرفت از قلب خارج شد، معرفت، شناخت، اون یقین، اون باور، نور علم بهتره بگیم.
علم خود علم که حالا نور علم نگیریم، اون دانستهها، اون مفروضات، اون الفاظ، اونه که شخم میزنه وجود تو، اون وارد فضای فکر تو و عقل تو میشه، حوزه تدبر تو، تعقل تو.
اون اگر بره تو قلب میشه معرفت، میشه نور علم.
حالا الان دیگه وقت نیست فردا دربارهش صحبت میکنیم یعنی چی، چه فرقی دارن.
اگر این معرفت، شناخت از قلب خارج شد یعنی از دسترس قلب خارج شد، دیگه اثر نداره.
دیگه حالا این مثال رو من زدم.
مثال علمی و دقیق رو در حیث قیامت کبرای عارف به شما مثال زدم که بدونیم یعنی چی.
اگر م-- خانهی معرفت قلبه.
اگر کسی معارف رو به قلبش وارد نکنه اثری نداره.
تاثیری نداره.
اینه که میبینی هزار و یک نماز میخونم، زیارت میرم، قرآن میرم، هیئت میرم.
هزار و یک کار میکنم حتی اطلاعاتم ه-هر روز داره زیادتر میشه.
اما اون اثر ممکن رو نداره.
تاثیری نه در خودم دارم، نه در دیگران.
چرا؟
چون اون معرفت، اون شناخت از حوزه قلب خارج شده.
یعنی تحت تصرف و اون سکونت قلب نیست.
باید زحمت کشید و این رو در حوزه قلب قرار داد تا اثرش رو دید.
ان شا الله که عاقبتمون ختم بخیر شود.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد وآل محمد.
هرچه