بسم الله الرحمن الرحیم.
[نفس عمیق] السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه سه.
سلام علیکم و رحمة الله.
[نفس عمیق] در خصوص احکام جماعت خانمها نکتهای عرض کنیم.
خانمها میدونید وقتی که نامحرم حضور داشته باشه البته فرق نمیکنه چه فرادا باشه چه جماعت.
همین که حضور نامحرم بود، خانمها حتی نمازهایی رو که میتونن جهریه یعنی با صدای بلند اون سوره حمد و سوره رو اینها رو بخونن، اونجا هم باز اجازه ندارن خواهرها فقط با صدای بلند بخونن.
مثلا نماز صبح، مغرب و عشا اینها رو میتونن بلند بخونن.
البته حتی تکبیرات الاهرامشونو که همیشه در هر نمازی باید بلند بگه انسان باز در خصوص خواهرها این نکته رو توجه داشته باشن.
اگر حضور نامحرم باشد حتی تکبیرات الاهرامشونو نمیتونن بلند بگن.
پس نتیجه میگیریم در نماز جماعت که قطعاً نامحرم هست.
در این صورت اصلاً و ابداً خانمها حتی تکبیرات الاهرامشونو هم نباید بلند بگن که نامحرم بشنوه.
چه برسه دیگه بقیه [نفس عمیق].
اما در خصوص حالا روز میلاد آقامون امام عسکری صلوات الله علیه هست که در اون صلوات خواجه نصیر منسوب به خواجه نصیر به حضرت که میرسیم عرض میکنیم که "والهيبة العسكرية" بههرحال این هیبت حالا چه ارتباطی دارد به امام عسکری که نه که حضرت م-- که نه که نه قطعاً مظهر اتم همه اسماء جلالیه حضرت حقاند، جلالت دارند، عظمت دارند و ه-- لذا هیبتشون گل کرده است.
اینچنین که به فرزندشون عرض میکنیم شما صاحب هیبت عسکری هستی.
حالا ما گمان میکنیم امام عسکری اگر در یک کنجی گوشهای در یک خادگان نظامی محصور بودند مثلا دیگه هیبتی نداشتند.
اتفاقاً اینچنین نیست.
حالا داستانهایی روایاتی بر همین موضوع وارد شده.
من نمیخوام داستان برای شما عرض کنم و حکایت بگم موضوع قلب منزل رو ادامه بدیم هدیه کنیم به خود حضرت امام عسکری صلوات الله علیه [نفس عمیق] که دقت بفرمایید چ-- همونطور که عرض شد مراتب طولی نزولیه اول عالم اله بود بعد عالم عقل بود بعد عالم مثال بود و عالم طبیعت یا ملک یا ناسوت یا دنیا که ما الان در این نشئه قرار داریم و قراره که انشاالله عروج کنیم و سفر کنیم.
سفر، سفر مثلا اسفار جمع سفره دیگه.
سفرهای اربعه.
اون ص-- اهمیت خوندن اینچنین سفرها آماده کردن ما برای اون دیدار هست.
اهمیت رساله لقاء الله علامه یا رساله لقاء اللقائیه ایشون همین است که ما رو آماده میکنه برای اون سفرها که قراره همه بریم.
حالا در این طولی که داریم بههرحال بحث میکنیم مراتب هستی عرض شد اولین فیضی که انسان از خدا اخذ میکند به قلبش نازل میشه این فیض که مستحضر هستید اولین رزق همون فیض رو شما رزق بگیرید.
اولین رزق انسان همون وجودشه، وجود.
همین که شما وجود پیدا کردی اولین رزق شماست که البته اگر بخوای به سیر حالا حکمت نظری یا عرفان نظری دقت کنید نمیخوام بحث خشک بشه اما توجه داشت-- دارید دیگه مستحضر هستید این بحثها کم و بیش گذشته بین ما که از اون ثغ ذات حضرت حق، اون ذات خود حضرت حق رو، اون علم ذاتی حضرت حق رو بگیریم در حقیقت از همون جا ما یعنی اتصالمون، ارتباطمون برمیگرده.
هنوزم که هنوزه به همون جا که این نحوه ارتباط رو عرض کردیم از قلب کشیده شده.
لذا فرمود قلب المؤمن عرش الرحمن.
فی-- لذا فرمود در اون حدیث قدسی که من هیچ کجا جا نمیشه مگر در قلب بنده مؤمنم.
اینا تداعی از همین قصه دارد که اتصال به اونجاست و این اتصال عرض کردیم که ضعیف میشه بر اثر کدورتها و گناهان و اینها حتی اصطلاحاً میگن م-- قلب، قلب مرد، حیاتش رو از دست داد.
اما ا-- مو-- تماماً این اتصال قطع نمیشه چون اگر قطع بشه فناست.
اصلاً دیگه عدمه بهتره بگیم نه فنا، عدمه که نقطه مقابل وجود است و نمیشود وجود عدم بشود.
همیشه ارتباط داریم برای یک حجابی قرار میگیرد این حج-- اتصال و ما متوجه این اتصال یا اون اشراقات و القاءات الهیه نمیشویم.
خب اون مرتبه بعدی تنزل رو اگر بخواهیم از ثغ ذات اون بطنان حضرت، اون باطن حضرت که همه ازش-- هیچکس ازش خبر نداره و حتی به نحوه ااا میشه گفت دانایی و در حقیقت ااا اون علم حضرت حق در اون مرتبه نسبت به موجودات همه بیخبریم، همه بیخبرن.
اما یه رتبه پایینترش میشود ظل اون ذات یعنی سایه اون ذات یا اعیان ثابته بهش میگن.
عین این وجود تو، عین که تو یکی از اعین-- اعیان هستی، عین این وجود تو، این عین وجود تو که بالاخره در علم حضرت حق بوده دیگه.
به اون میگن اعیان ثابته و فیض اول از ذات حضرت حق به اونجا میرسه.
حالا اینکه به اونجا به ذیق لفظه دیگه، به اون مرتبه.
یعنی همه از ذات حضرت حق که فیض رو دریافت میکنند، میشن عین ثابت.
یعنی همین عینیت الان شما اما نه به وجود خارجی، به اون وجود تو در ذات حضرت حق که همه از اونجا در حقیقت ظهور کردن و بروز کردن.
به اون میگن فیض اقدس، فیض اقدس که به، به یک عبارت بهش مد هم میگن.
مد ببخشید ول.
م-مد مرتبهی بعدیه.
ول میگن.
حالا یه آیه داریم.
حالا الان که این مد و ول رو گفتم، خب چون قبلاً این آیه رو براتون گفته بودیم در وجود منبسط یعنی در حقیقت صادر اول که همهی ما از اون ظهور کردیم، اون اولین چیزیست که از خدا صادر شده.
اول ما صدر عن الله نه اول ما خلق عن الله.
اولین صاد، اولین چیزی که از خدا صادر شده چندین بار در رابطه با این صحبت کردیم که یه رتبه مادونتر از اون ولّه.
ظل همون اعیان ثابته، اولین رتبهی بعد از ذات حضرت حقن.
بعد در خارج از ذات، خوب توجه کنید خارج از ذات حضرت حق یعنی مرحله ظهور و بروز، ظهور حضرت حقه اولین چیزی که ص-صادر شده میشود صادر اول.
اون مد ولّه.
ظل میشه اون، ول میشه اون یعنی سایه میشه اون در حقیقت اعیان ثابته یا مرتبهی مادون ذات حضرت حق در ذات.
وقتی ظهور میکنی از ذات خارج میشی اولین مرتبه رو میگن صادر اول بهش میگن مد.
یعنی همون سایه که فیض اقدس بود مد الول.
آیهی قرآنه ها.
فکر نکنید من دارم از بیرون از قرآن با شما سخن میگم.
ألم تر آیا نگاه نکردی؟
نگاه نمیکنی؟
به چی؟
إلا ربک به پروردگار خودت.
كيف مد الول که چگونه مد میده به ول.
ول اون فیض اقدس بود.
اون وجود عین شما در ذات حضرت حق که بهش میگن اعیان ثابته.
بالاخره ما در ذات خدا بودیم دیگه.
بعد وقتی میای بیرون از وجود حق یعنی در خارج، بیرون از ذات حضرت حق یعنی در خارج بهش میگن مد یعنی کشیده شدن همون ول.
قرآن داره میگه مد الول که به این میگن فیض مقدس.
حالا فرق بین مق-- فیض مقدس با اقدس مشخص شد.
خب بعد دیگه بعد ز-- دیگه این مد الول میشه صادر اول که از اون بیست و هشت گانه اون خلائقه، خلائقه بیست و هشت گانه دیگه اینجا صادرات نیستن، خلائق ظهور کردن که یکی شمایی، یکیش انسانه.
حالا این مراتب رو عرض کردیم.
وقتی که میخواد همینطوری سیر نزولی پیدا کنه میاد مرتبهی بعدی از این حالت قلبی که الان بحث کردیم متصل میشه به رتبهی عقل انسان، عقل، مرتبهی عقل و از عقل تنزل پیدا میکنه به مرتبهی خیال و بعد طبیعت.
یعنی این سلسله همینطوری هست.
حالا اگر کسی گناه کنه اصطلاحاً بگیم آقا حیا-- میگن که حیات قلبش از-- قلبش مرد.
این چه اتفاقی افتاده؟
غبار و حجاب اومده رو این سلسله طولی و ارتباط رو گرفته.
مثل اینکه شعاع نور هست، تو عینک سیاه زدی به چشمت، دودی زدی نور رو نمیبینی، داری تاریک میبینی.
تو داری چشمت تاریک میبینه نه که اتصال نور نیست.
این ارتباط اتصال برقراره و این حیات قلب تو بر اثر حجاب در یک حالتی قرار گرفته.
اصطلاحاً بهش میگن ذیق.
در علم اخلاق میگن ذیق شده یعنی مضطرب شده.
نه مضطرب.
مضطرب خوبه، مضطرب بده.
قبلاً بحثش گذشته.
که بر اثر گناهه.
اینجا حالا فقه میاد میگه آقا شرع دین میآد آقا این، این، این، اینا تو رو در حجاب قرار میده یا قلب تو رو، اون اتصالت رو در حجاب قرار میده انگار که تو عینک دودی زدی اتصالو متوجه نمیشی لذا اشراقات هم نداری.
اتصال هست، تو دریافتی نداری.
تو رزقت بهت نمیرسه.
نه که تنزل نیست.
فیض دائماً در حال نزوله.
اون فیض از فیض اقدس بگیر تا مقدس همینطوری در حال فورانه.
کل يوم هو في شأن.
يوم هم که ظرف ظهور اشیاست.
دائماً داره خدا ظهور میکنه حتی در تو، بر تو، در تو، به سوی تو، برای تو.
دائماً در فیضه.
یعنی فیضش رو عن-- از انواع و اقسام رزقها بهتره رزق بگیم، داره میریزه تو سر تو.
تو بستی وجودت رو با گناه حجاب شدی.
این حجاب بعد این اگر کسی این کارو کرد هر چقدر این مرتبه شدت بگیره تنزل پیدا میکنه از اون مرتبه انسانیت و قلب که رتبه انسانی ما قلب ماست.
تنزل پیدا میکنه به عقل، عقل مشوب به وهم همینطوری دیگه حیوانات هم دارن اینو.
وهم دارن.
وهم حیوانات دارن.
این تنزل کرده.
میگه بلهم ازل مثل حیواناتن.
چرا؟
چون قلبش محجوب شده.
ع-عقلش هم مشوب به وهم شده.
نمیتونه درست فکر کنه.
حیوانه.
بلهم ازل یعنی اصلاً جماده.
یعنی دیگه از وهم و از اون خیال و وهم هم سقوط کرده صرفاً جماده، سنگه.
اصلاً هیچ احساسی نداره.
این آیه قرآن رو ببین حالا این سلسله طولی رو ببین چجوری با هم مرتبطاند که حالا یه هدیه هم به شما تقدیم کنیم.
قبل از این هدیه یه روایتی رو برای شما بگم ببینید اهل بیت چگونه این حقایق سنگینه حالا به قول ما عرفانی یا حکمی رو در قالب الفاظ خاکی به مردم یاد میدادن چارهای هم نداشتن.
پیغمبر تو مسجد نشسته-- به این روایتو دقت کنید.
ببینید پیغمبر این حقایق عرشی رو چگونه بیان کرده برای اون مردم.
ولی بیان کرده.
تو مسجد نشسته بود.
یه صدای مهیبی اومد، وحشتناک و همه ترسیدن، لرزیدن.
پیغمبر فرمود هفتاد سال پیش سنگی، سنگ نشانه جماده.
سنگی سقوط کرد به جهنم.
بعد از هفتاد سال الان به ته جهنم رسید و این صدای برخورد اون سنگ به اعماق یا اون اسفل السافلین حالا عمق جهنم بود.
همه حالا تعجب کردن.
عجب که اینام شنیدن.
حالا اینجا میرداماد علیه الرحمه میاد میگه بب-- ببخشیدا شما یه وقت نرید این در حقیقت شنیدن اینها رو ببرید رو اینکه پیغمبر معجزهش رو گوشه روی صدای اون سنگ پیاده شد.
میرداماد میگه نگید که صدای اون سنگ اینکه این صدا بلند شده معجزهی پیغمبر بوده.
نه.
معجزهی پیغمبر رو گوش مردم پیاده شده که اونا بشنون و الا این صدا بود.
که اینها بشنون.
حالا بعد پ-- رفتن از مسجد بیرون دیدن در یه خونهای داد و فریاد.
چه خبره؟
گفتن فلانی از دنیا همین الان رفت.
یه کافر، یه منافقی بود که هفتاد سالشم بود دقیقاً.
همون لحظه از دنیا رفته بود.
حالا پیغمبر خصوصی به اون کسایی که درک و فهمش رو داشتن این حقیقت عرشی رو باز کرد که این همونه.
همون سنگ است.
چرا سنگه؟
مگه انسان نیست؟
نزول کرده به مرتبه جمادیهست.
هفتاد سال پیش قعر جهنم سقوط کرد.
یعنی رفت به درک.
داره همینطوری میره.
از خدا داره دور میشه.
الان رسید به ته جهنم.
یعنی مرد.
تموم شد.
این پیغمبر تعبیر میکنه از این منافق به سنگ، به جماد.
چرا؟
تنزل پیدا کرده.
حقیقتش از اون مرتبه قلبی اومده به مرتبه جمادی حتی.
نه عقلی و نه خیالی حتی.
جماد.
سنگ.
یعنی کاملا نزول.
این هدیهای که میخواستم بهتون بگم خواهشا ارزششو بدونید.
حضرت علامه حسن زاده فرمودن برای حیات قلب، برای حیات قلب و اون حیات معنوی قلب یعنی اتصال شدید بشه، شدت بگیره، رزا-- اشتداد وجودی پیدا کنی، هی وجود رو وجود.
رزقتو بگیری اینطوری بگم.
هی رزقت ااا مانعی نباشه برای رسیدن و اخذ فیض و رزق که انواع و اقسام رزق هست.
این ذکر رو فرمودن اکثارش، اکثار.
خود حضرت علامه فرمودن اکثار این ذکر.
نه مثلا همینطوری بگی به بعضی موقع دلخوشی، نه.
اکثار.
زیاد.
در وزن افعال.
که بگی.
چی بگی؟
"یا حی یا قیوم یا من لا اله الا انت".
حالا چ-- این ذکر رو بعد ایشون باز میکنند در شرح فصوص، در شرح فصوص القیسری این ذکر رو باز میکنند.
ایشون توضیح میدن یا حی یا قیوم یعنی چی؟
یا من لا اله الا انت یعنی حالا خیلی شریف، شیرین.
پس یه بار دیگه میگم و شما رو به خدا میسپارم.
ان شا الله امام عسکری از ما قبول کنه و از ما بپذیره همین قلیل رو.
"یا حی یا قیوم یا من لا اله الا انت".
ان شا الله که عاقبتمون ختم به خیر بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد