یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
جمعبندی قلب مألوف؛ واگذاری امر به صاحبش
موضوع قلب مألوف را به فضل الهی سفرهاش جمع میکنیم و به حق وا میگذاریم. هرچه پیشتر رویم بر اساس آیات و روایات و گفتههای بزرگان این دریا عمیقتر و خطیرتر و ژرفتر و موّاجتر میشود. بهتر آنکه دامن جمع کنیم و امر را به صاحبش واگذاریم و به همین میزان اکتفا کنیم تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. البته فقط یک آیه از آیات مربوط به قلب مألوف در این چند جلسه بیان شد؛ دریا بیش از آن است که با چند جلسه تمام شود.
تألیف قلوب؛ کار خداست نه تلاش ما
نکتهٔ جمعبندی: بر اساس آیات — بهویژه آیهٔ صد و سه آل عمران و شصت و سه انفال — موضوع تألیف قلوب کار خداست. بنده زحمت میکشد و تیر میاندازد، اما:
«وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ» (انفال/۱۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چون تیر انداختی تو نبودی که انداختی، بلکه خدا بود که انداخت.
آنکه تیر را پرتاب میکند به واقع خداست؛ نه اعتباراً، حقیقتاً — و فهمش مهم است.
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» (آل عمران/۱۰۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید آنگاه که دشمن بودید پس میان دلهایتان الفت افکند و به نعمت او برادر شدید؛ و بر لب پرتگاهی از آتش بودید پس شما را از آن رهانید. خدا اینگونه آیاتش را برای شما روشن میکند باشد که هدایت شوید.
یادش بخیر زمان جنگ چقدر این آیه خوانده میشد: به راههای متفرق نروید؛ همگی به رشتهٔ خدا چنگ بزنید. دشمن بودید؛ فألف بین قلوبکم؛ به نعمت او برادر دینی شدید. همه کار، کار خداست. بر لب پرتگاه آتش بودید؛ فأنقذکم منها. خدا آیاتش را بیان میکند تا هدایت شوید.
نکات بسیار در این آیه است؛ تبرکاً یکیدو تا: نعمت هدایت بسته به توجه به آیات است. دیگر آنکه خدای منان تألیف قلوب را به یبین الله لکم آیاته نسبت میدهد؛ یعنی تألیف قلوب خود یکی از آیات الهی است. اول انقلاب دلهای مردم چقدر به هم نزدیک بود؛ میان اهل ایمان چون این فرمول قطعی قرآن است هنوز هست — اگرچه گاه در اجتماع کمرنگ دیده میشود، اما اجتماعات ایمانی همچنان هست. موضوع تألیف قلوب مستقیماً به خدای منان نسبت داده شده است.
«وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَّا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (انفال/۶۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و میان دلهایشان الفت افکند؛ اگر آنچه در زمین است همه را انفاق میکردی میان دلهایشان الفت نمیافکندی، ولی خدا میانشان الفت افکند؛ همانا او عزیز حکیم است.
اگر همهٔ ثروت روی زمین را انفاق میکردی این اتفاق نمیافتاد؛ ولیکن الله ألف بینهم — خداست که به معجزهٔ خود تألیف قلوب ایجاد کرده. انتهای آیه با عزیز و حکیم بسته شده؛ بحثش بماند. موضوع قابل بحث اینجاست که تألیف قلوب دست خداست؛ آنچه دست و پا زدیم و تلاش کردیم و گفتیم و شنیدیم و عطش یافتیم میخواهیم به مقام جمعی برسیم — خروج از عادت، کندن از تعلقات، موتوا قبل أن تموتوا، دوبار تولد یافتن. این آرامش را در انسان ایجاد میکند که اگر میخواهی اثر گیری: لا مؤثر فی الوجود إلا الله.
دو شرط؛ ایمان و عمل صالح
اگر دو شرط لحاظ شد خدای منان دست به کار میآورد و دلها را نزدیک میکند. بسیاری از عبادات جمعیاند: نماز جماعت، هیئتها، جلسات. در آیهٔ نود و شش مریم:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا» (مریم/۹۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند به زودی خدای رحمان برای آنان محبتی قرار میدهد.
همان دو شرط: ایمان — دل دادن — و عملوا الصالحات؛ تلاش کن که ألیس للإنسان إلا ما سعی. این دو که آمد قطعاً سیجعل لهم الرحمن ودّاً: محبت شدید میان دلها به دست خدا و به اسم رحمان؛ کانالهای وجودی مرتبط میشوند. اگر با این دو شرط — دلدادگی و ایمان، و تلاش و عمل صالح؛ تنبلی نه، همت بلند — زانو بزند، قطعاً خدا دست به کار میشود. نمیشود امام جماعتی باشد و مأمومین علقهٔ قلبی نداشته باشند؛ نمیشود سخنران و مداح و مدیر و پدر و مادر خانواده باشند و زیردستان دل ندهند — و خدا اصلاحات میکند و دلها را متصل میکند.
در بحار جلد هفتاد و یک، صفحهٔ سیصد و شصت و شش، امیرالمؤمنین علیهالسلام حدیث زیبایی دارند: من أصلح ما بینه وبین الله أصلح الله ما بینه وبین الناس. سری است که چرا الله — نه فقط رحمان یا رحیم؛ یعنی تمام اسماء الهی را در خود جمع کند. أصلح الله فیما بینه وبین الناس: خدا دست به کار میشود و میان او و همهٔ مردم اصلاحگری ایجاد میکند. بخشی در دنیا رخ میدهد، بخشی هنگام مرگ، و شاید بخش اعظم پس از مرگ که ارتباط عمیق یکپارچگی نظام هستی را آنجا درک میکند. غافل و حاضر هر دو در حضورند؛ غفلت خبر ندارد که در حضور است. وقتی مرد خبر از حضور و مقام جمعی پیدا میکند که باید در دنیا با رسیدن به قلب مألوف به آن حقیقت دست مییافت.
خداست و خدایی میکند؛ توحید صمدی
نکتهٔ مهم القا این بود که همه چیز را خدا ببینیم و هیچ چیز را مستقل از خدا نبینیم. در دعای عرفه گفته شد حتی نگوییم چیزهایی هستند آیات و نشانههایی از حق که مستقل محل ظهور خدایند؛ نه — همه چیز خودِ ظهور حضرت حق است؛ دست خدا را در کار ببینیم. لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم؛ مطلقاً ناامید نشویم که خدا، خداست و به قول عرفا خداست و خدایی میکند.
در این سخن لطافتی است و بستگی به نیت دارد. بسیاری از اهل هیئت اینگونه میگویند: خدایا به هیئت میرویم و عبادت و زیارت و گریه برای امام حسین میکنیم؛ تو توجه کن. یک وقت فعل و انفعالات خود را مستقل از خدا دیدهای و میگویی خدا به کارهای تو توجه کند — این توحید عددی است؛ توحید ناب و توحید صمدی به تعبیر علامه حسنزاده نیست. پلهٔ بالاتر: خدایا من منبر میروم، مداحی و سخنرانی و مدیریت میکنم؛ تو خودت صحبت کن، تو بشنو، تو تأثیر کن، تو ناله بزن، تو اشک بریز، تو جلوه کن. لا مؤثر فی الوجود إلا الله. برخی معنای لا حول را چنین میگیرند که من کارم را میکنم تو کمکم کن درست انجام دهم؛ ازاینرو وقتی تعریفی میشود به خود برمیگردانند نه به خدا. باید لب به این آیه تر باشد:
«مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ» (نساء/۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر نیکی که به تو رسد از خداست.
فهمش مهم است؛ بلندای قلهٔ تقوای عرفاست. نیت چنین باشد: خدایا من میروم منبر؛ خودت صحبت کن. اساساً چیزی جز ظهور حق در نظام اسمائی و در نشئهٔ طبیعت نداریم؛ عین ظهور او هستند که اباعبدالله در دعای عرفه میفرماید.
امروز نیت این بود که بدانیم هرچه هست خداست. ازاینرو عارف به هر قدرتی هم دست یابد دست تصرف به نظام هستی باز نمیکند؛ چنانکه برخی در نوجوانی طیالارض یافتند و مطلقاً استفاده نکردند مگر ظاهراً یک بار. انشاءالله خدای منان به فضل و کرم با ما رفتار کند و همین مقدار قلیل شناگری در دریای مواج معارف — خاصه سیطرهٔ قلب مألوف — را بپذیرد. عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد خیر باشد.
این جمعبندی را از آن رو آوردیم که سالک در وادی قلب مألوف گمان نکند الفت دلها محصول مهارت سخن یا انفاق مال یا مدیریت هیئت است. آیه تصریح دارد که اگر همهٔ زمین را انفاق کنی ألفت نمیآید مگر خدا ألفت دهد. ایمان و عمل صالح شرط قابلی است؛ فاعل حقیقی رحمان است که ودّ میآفریند. ازاینرو اصلاح رابطه با الله اصلاح رابطه با الناس را به دنبال میآورد؛ و توحید صمدی آن است که در منبر و روضه و گریه خود را ظهور حق بدانی نه عاملی مستقل که از خدا کمک میخواهد. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.