یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
فتوای فطریه و پول کنارگذاشته
عزیزی پرسیده بود که در نظرات رهبری گفته شده اگر فطریه را کنار گذاشته باشد دیگر نمیتواند از طریق بانک بدهد؛ باید همان پول نقد کنارگذاشته را بدهد. کسی که حکم را نمیدانسته و پول نقد کنار گذاشته، سپس چون به فقیر دسترسی نداشته از بانک فرستاده، تکلیف پول مانده چیست؟ از دفتر رهبری پرسیده شد. فرمودند در آن پول نمیتواند تصرف کند مگر آنکه از همان فقیر یا واسطه اجازه بگیرد که این پول را برای شما کنار گذاشته بودم و از بانک فرستادم؛ اکنون این مبلغ مانده اجازه دهید جابهجا شود. وگرنه باید همان را نیز رد مظالم کند.
قلب مألوف؛ خروج از عادت
بحث قلب مألوف به عادت و خروج از عادت رسیده بود. گفته شد تولد حیوانی تاریخ تولد است و تولد انسانی خروج از عادتهای حیوانی به انسانیت از راه عقل و قلب، تا به حقیقت الف و الفت با حقایق هستی برسیم. امروز پرسش این است: چرا گاه از محسوسات — باصره و سامعه — و از ماوراء طبیعت — نماز و هیئت و زیارت — لذت نمیبریم؟ علت عادت است. هرچه خو و عادت در آن بیاید، حتی اگر آن چیز تازه به تازه نو شود، چون عادت به تکرار کردهایم لذت نمیبریم.
مثالهای حس و عادت
چرا دکوراسیون منزل را پیدرپی تغییر میدهید؟ تا حس باصره عادت نکند؛ عادت به یک منظره لذت را میمیراند. چرا لباس را عوض میکنید؟ لباس ثابت لذت نمیدهد. ماشین نو را نخست هر روز دستمال میکشید و زیر سقف نگه میدارید؛ پس از مدتی عادی میشود و در خیابان رها میکنید چون عادت کردهاید. کتاب نیز چنین است: سالی یک کتاب را بخوانید و اشراف یابید؛ بار دوم لذت کمتر است. اما قرآن چیست که هزار و چهارصد سال هر بار نکتهای تازه میدهد؛ حتی بیسوادان سورهٔ قل هو الله را میگشایند و خسته نمیشوند؟ روضهٔ امام حسین نیز چنین است: همان روضه را مدام میشنوید و هر بار تازه به تازه نو به نو جلوهای مییابید. چون در نهادش حقیقتی خفته که هر بار تازه درک میشود؛ اگرچه ظاهراً تکرار است.
فصول و شب و روز؛ لطف در طبیعت
خدای منان در نشئهٔ طبیعت فصول چهارگانه نهاده است. اگر همیشه تابستان داغ یا زمستان کولاک بود خسته میشدید؛ پاییز و بهار تعدیل میکنند. شب و روز از حرکت وضعی زمین است؛ اگر همیشه شب یا همیشه روز بود چه لذتی میماند؟ علامه در رسالهٔ رصد و فلک ثابت کردهاند که پس از صد و هشتاد و شش هزار سال دوباره کرهٔ زمین را آب میگیرد؛ چون منطقة البروج با مدار چنان قرار میگیرد که طلوع و غروب خورشید در جایی ثابت میماند و دیگر دقیقه به دقیقه جابهجا نمیشود. وقتی خورشید دائماً بتابد و غروبی نباشد، آب حالت مد میگیرد و کل کره را فرامیگیرد؛ علامه این را قیامت این دوره دانستهاند. سپس با حرکت جوهری تدریجاً — نه دفعتاً — دوباره تغییر بازمیگردد و فصول و ظهور ارض و انسانهای جدید. حتی در ادراک حسی خدا کاری کرده که همیشه لذت ببری: گاه شب گاه روز، گاه گرم گاه سرد.
معنویات و تجدد احوال
در مسائل معنوی نیز چنین است. اگر نماز همیشه حال ثابت داشته باشد و همان لذت ظهر عیناً در عصر تکرار شود، لذت واقعی نمیماند؛ چون خو گرفتهاید و تجدد و تبدل در آن نیست؛ خسته میشوید. راه آنکه قلب از راه کشف و شهود با نظام احسن عالم انس و الفت یابد — بحث قلب مألوف — آن است که خو نگیرد. قلبی که با عالم و با توحید صمدی الفت گرفته:
«همه یار است و نیست غیر از یار / واحدی جلوه کرد و شد بسیار»
همان حضرت حق دائماً در ظهور و جلوه است. اصطلاح حرکت جوهری اندکی خطرناک مینماید اما در عمق شیرین است: تو دائماً در تغییر؛ آنِ پیشین نیستی؛ آنِ تازهای و ازاینرو لذت میبری.
چرا از دنیا نمیروند؟
آدمی که در نشئهٔ طبیعت دچار مشکلات متعدد است، وقتی میگویند پنجاه و شصت و نود سال عمر کردهای بفرما به عالم دیگر، میگوید نه؛ میخواهم بمانم. با آنکه میگوید اوضاع بر وفق مراد نیست، حاضر نیست برود؛ چون میبیند همهچیز در حرکت است: حرکت جوهری یا تبدل امثال یا تجدد صور. صورتها دگرگون میشوند؛ مثالها متبادلاند؛ چیز ثابتی نیست. نشئهٔ طبیعت حرکت وجودی است؛ نشئهٔ ملکوت حرکت ایجادی: ملائکه از بالا انشاء میکنند. دائماً قلب در انقلاب است؛ ازاینرو قلب نامیده شده که منقلب است و تقلب دارد؛ حال به حال میشود و لذت میآورد.
بهشت و جهنم و تغییر عذاب
بهشت نیز چنین است: دائماً در تغییر و تبدل نعمتها؛ ازاینرو لذت میبرند. جهنم چرا عذاب الیم است؟ چون هی عوض میشود. اگر یک نوع عذاب ثابت میماند عادت میکردند و دردناک نمیبود؛ همچون کودکی که مدام کتک یکسان بخورد عادت میکند. وقتی عذاب متغیر باشد عذاب الیم است.
خلاصه: خروج از عادت
اگر بخواهیم به حقیقت قلب مألوف برسیم — قلبی که با نظام ملکوت و حقیقت یکپارچهٔ عالم الفت گرفته که واحدی جلوه کرده و بسیار شده — باید خو نگیریم. عادت به هر چیز بد است؛ حتی عادت به نماز و خواب در ساعتی ثابت لذت را میمیراند. عادتها را باید شکست. اگر خدا دفعتاً ما را از رحم با همین فهم و شعور بیرون میآورد، متحیر میماندیم و زندگی نمیتوانستیم؛ ازاینرو تدریج نهاده است. بدی تدریج آن است که خو میگیریم و لذت نمیبریم. راه لذت خروج از عادت است؛ همهچیز را تازه به تازه نو به نو دیدن. این کار عقلی میخواهد که به قلب برساند.
الف و الفت؛ مقصد قلب مألوف
تولد انسانی خروج از عادت حیوانی است تا به حقیقت الف برسیم: الفت و انس با حقایق نظام هستی. قلب مألوف قلبی است که با ملکوت و با توحید صمدی انس گرفته است. شعر علامه همان را میگوید: واحدی جلوه کرد و شد بسیار. جلوهٔ پیوستهٔ حق همان تازگی دائمی است که عادت را میشکند اگر چشم باطن باز باشد.
طلوع متغیر خورشید و قیامت دوره
هر روز طلوع خورشید دقیقهای زودتر یا دیرتر میشود؛ تغییر و تبدل در کار است. وقتی دایرهٔ نصفالنهار با منطقة البروج یکی شود طلوع و غروب ثابت میماند و مد آب زمین را فرامیگیرد؛ قیامت این دوره. سپس تدریج دوباره فصول را بازمیگرداند. حتی حس نیز بر تغییر استوار است تا لذت بماند.
نماز بدون تجدد؛ خستگی عبادت
اگر حال نماز ظهر عیناً در عصر تکرار شود و تبدلی نباشد، خو میگیری و خسته میشوی. لذت واقعی در تجدد احوال است. کشف و شهود با نظام احسن وقتی الفت میآورد که عادت نشکنَدِ تازگی را. حرکت جوهری در عمق همین تازگی آنبهآن است.
تقلب قلب و نام قلب
چرا به این عضو لطیف قلب میگویند؟ چون منقلب است و تقلب دارد؛ حال به حال میشود. ملائکه در ملکوت ایجاد میکنند و قلب پیوسته زیر انقلاب است. این تقلب سبب لذت است. بهشت با تبدل نعمت و جهنم با تبدل عذاب هر دو بر همین منطقاند: ثبات میمیراند و تغییر زنده میکند — یا در لذت یا در الم.
تدریج الهی و خطر خوگیری
خدا تدریج آورده تا طفل کمکم رشد کند و با نظام مواجههٔ ناگهانی او را از پا نیندازد. اما تدریج زمینهٔ عادت است. اگر عادت بماند لذت نمیبری؛ اگر عادت بشکنی و تازه ببینی، قلب مألوف میشوی. راه لذت خروج از عادت است؛ کار عقل که تو را به قلب برساند.
ماشین و لباس و کتاب؛ عادت روزمره
ماشین نو را نخست مراقبت میکنی و کسی نگاه چپ به آن کند سختت میآید؛ پس از مدتی در خیابان رها میکنی چون عادت کردهای. لباس ثابت و چیدمان ثابت منزل نیز لذت را میگیرند. کتاب علمی پس از اشراف بار دوم کملذت است؛ اما قرآن و روضه چون در نهادشان حقیقت تازه خفته، تکرار ظاهریشان تکرار باطنی نیست. این فرق عادت مرده و تازگی زنده است.
اجازهٔ فقیر در فطریهٔ بانکی
اگر فطریه نقد کنار گذاشته شده و از بانک به فقیر رسیده، پول مانده بدون اجازهٔ همان فقیر یا واسطه قابل تصرف نیست؛ باید جابهجایی با اذن او روشن شود وگرنه رد شود. حکم رهبری همین دقت را میخواهد تا فطریه از ملک فقیر بیرون نرود.
دو تولد؛ حیوانی و انسانی
ما یک تولد حیوانی داریم که تاریخ تولد است، و یک تولد انسانی که باید از عادتهای حیوانی خارج شویم به انسانیت وجود از راه عقل و قلب. تعاریف عقل و قلب پیشتر گذشته است. مقصد آن است که به حقیقت الف برسیم و با حقایق نظام هستی انس بگیریم. بدون خروج از عادت، قلب مألوف نمیشود؛ فقط قلب معتاد میماند.
شعر علامه و توحید صمدی
علامه سروده است: همه یار است و نیست غیر از یار؛ واحدی جلوه کرد و شد بسیار. همان حضرت حق دائماً در ظهور و بروز و جلوه است. اگر چشم عادت کرده باشد جلوه را تکرار میبیند و لذت نمیبرد؛ اگر چشم تازه باشد هر جلوه نو است. حرکت جوهری نام این تازگی آنبهآن است: یک آن، آنِ قبلی نیستی.
نشئهٔ طبیعت و نشئهٔ ملکوت
نشئهٔ طبیعت حرکت وجودی دارد؛ نشئهٔ ملکوت حرکت ایجادی. ملائکه از بالا انشاء و ایجاد میکنند در ما. دائماً قلب در انقلاب است. کسی که این را ببیند حاضر نیست از دنیا برود چون تازگی حرکت را میچشد؛ حتی اگر بگوید اوضاع خراب است. ماندن بهخاطر دیدن حرکت است نه بهخاطر رفاه.
عادت در خواب و نماز و ساعات
عادت کردهای فلان ساعت بخوابی؛ لذت نمیبری. عادت کردهای از روی عادت نماز بخوانی؛ لذت نمیبری. عادتها را باید شکست. تدریج الهی برای رشد لازم بود؛ اما خوگیری آفت تدریج است. اگر میخواهی لذت ببری راهش این است که خو نگیری و همهچیز را تازه به تازه نو به نو ببینی. این کار عقلی میخواهد که به قلب برسد.
روضه و بیت «هر لحظه بوی کربلا»
در هر هیئتی همان مضامین تکرار میشود؛ «بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا» را بارها میشنوی و هر بار تازهای دستگیرت میشود. سرّش آن است که حقیقتی در نهاد واقعه خفته که تکرار لفظ تکرار معنا نیست. قرآن نیز چنین است؛ حتی پیرزن و پیرمرد بیسواد سوره را میگشایند و خسته نمیشوند. این ضد عادت مرده است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.