ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

خب استفتایی که از رهبر عزیزمون خود بنده کردم در خصوص این حرفی که بین مردم شایع هست که اگر چنانچه کسی شب عید فطر افطاری کسی رو دعوت کنه فطریه‌ش میفته گردن میزبان، فطریه مهمان میفته گردن میزبان.

چون در فتوا هستش که آقا فرمودن که اگر طرف نانخور میزبان هست و مهمان نانخور میزبان بشه فطریه‌ش میفته گردن میزبان.

اما مصداق نانخور چیه؟

این مهمه.

من از دفتر آقا خودم که استفتاء کردم این حکم رو فرمودن که آقا نظرشون اینه که با یکی دو شب کسی نانخور کسی نمیشه.

حالا شما یه شب عید فطر مثلا کسی رو دعوت کنی افطاری خونه‌تون، نخیر اگر مقلد آقا هستی با خیال راحت بگیر و فطریه مهمان تو گردن تو نیست.

و پرسیدم خب نظر دیگران چگونه است؟

ظاهراً بعضیا از یک هفته تا دو هفته اینا گفتن اگر کسی مهمان شد جایی اون میشه نانخور.

با یکی دو شب و سه شب و اینا نانخور نمیشه.

خیالتون راحت.

بحث قلب معلوف رو به فضل الهی دومین جلسه است.

ادامه بدیم.

از کتاب‌های لغت معانی که بنده توجه کردم در خصوص تألیف، تألیف به چه معناست؟

تدوین، تصنیف اینا مترادفاشه.

این در حقیقت ترجمه‌های بحث تألیفه.

جمع‌آوری، گردآوری کردن، نگارش، تدوین کردن، ایجاد الف و انس، انس و الفت و دلجویی، دلجویی هم حساب میشه.

ترکیب کردن، پیوند دادن.

مثلا تو لغت‌نامه ده، دهخدا نگاه کردم نوشته بود تألیف و جمع کردن معنا کرده بود.

مقام جمعی دارد.

جمع کردن که البته در قرآن هم می‌دونید در سوره قرش این به این شکل اومده.

ایلاف هم، لایلاف قرش همون از ریشه الف و لام و فاء.

همون هم‌خانواده معلوفه، الفت.

لایلاف قرش، ایلافهم رحلت شتاء و صيف.

حالا من توجه کردم تو تفاسیر و اینا دیدم.

خب چرا اینجا اومده؟

میره به بحث اجداد پیغمبر.

بنی عبد مناف فرزندان حضرت عبد مناف که جد پیغمبر بودن یکیشون هاشم بود که دیگه ایشون هم میشه جد پیغمبر ما.

که این‌ها حضرت هاشم سلام الله علیه، ایشون اولین کسی بود که در قرش در مکه سفرهای تابستانه و زمستانه رو باب کرد تو قرش.

چرا؟

تو مکه قحطی بود، گرسنگی بود، سختی بود، خشکی بود و قرش داشتن از هم متشتت و جدا جدا می‌شدن.

اون الفت از بینشون داشت از بین می‌رفت که برن جاهای دیگه کار کنن.

ایشون اومد سفرهای تجاری رو راه انداخت به کشورهای دیگه، به عرض شود سرزمین‌های دیگه می‌رفتن که جالبه که حالا من حتی درآوردم که برادران ایشون، برادران چون خیلی زیاد هم بودند اینا هر کدوم به کجا رفتن سفر کردن.

مثلا خود حضرت هاشم سلام الله علیه به، رفت پیش قیصر در شام.

اونجا معاهده‌ی پیمان، مثلا پیمان تجاری امضا کرد و اون‌ها هم به بالاخره کلیددارای کعبه، به مردمی که در حرم امن الهی بودند حتی اونایی هم که قائل به توحید ابراهیمی نبودن خیلی احترام قائل بودند.

مثلا برادرشون نفل رفت پیش کسری در عراق.

عبد شمس که باز برادر حضرت هاشم فرزند عبد منافه، ایشون رفت پیش نجاشی، نجاشی در حبشه.

مطلب رفت پیش پادشاه حمیر در یمن.

همه این‌ها رو البته اصحاب ایلاف یاد می‌کردن.

کیا رو؟

بنی عبد منافه.

رسوخ مذهب‌ها تو ایران بود.

جان؟

رسوخ مذهب‌ها تو مذاهب ایران بود.

بله جزءش بوده دیگه.

ایشون- پخش شده.

بله اینا همه یک س-- یک امپراتوری بودند.

احسنت.

یک امپراتوری بودند که مثل مثلا ایران خودمون که الان یک حکومته با چندین استان، این شکلی بودند.

به هر حال اینا پخش شدند.

چیکار کردند؟

چرا میگه لایلاف قرش؟

اشاره می‌کنه به اون تألیف قلوبی که حضرت هاشم جد پیغمبر تو قرش ایجاد کرد.

این‌ها رو جمع کرد دور هم و حفظ کرد این‌ها رو.

که این کار بسیار با ارزشیه.

خیلی کار قشنگیه.

مقام جمعه، مقام جمعیه که جالبه که حالا برگردیم به بحث سیر بحث خودمون، یه حاشیه رفتیم از جهت تاریخی متوجه بحث حالا معنای تألیف و ایلاف و الفت و اینا بشیم چون بحث ما قلب معلوفه.

اساساً خود قلب جمعی‌ست، مقامش مقام جمعیه.

قلب تمام شؤون دوائر وجود رو در خودش جمع کرده.

لذا بهش، بهش میگن مقام حضور.

مقام در حقیقت جمعیه و همه قوای تو متمرکز در قلب تو هستند.

لذا می‌فرماید قلب المؤمن عجیب حدیثه.

عرش الرحمن.

اساساً عرش مقام جمعیه دیگه.

البته این جمعی برای اینکه متوجه بشیم قشنگ یعنی چی تو سیر بحث حکمی و عرفانیمون درست پیش بریم به نظم بحث، متوجه باشید که این مقام جمعی در قوس صعود اتفاق می‌افتاد.

در قوس نزول از جمع تشتت ایجاد شده.

انا لله.

من از قوس صعود، از قوس النزول از سمت حضرت حق شما تشریف آوردید به این دنیا.

همه کثرات یعنی از یک وجود واحد، واحد خدای احد، واحد صمدی، این از این حقیقت توحید ناب کثرات چی شدند؟

ظهور کردند.

کنت کنز-