ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 002

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتای فطریهٔ مهمان شب عید فطر

پس از نام خدا و سلام بر داعیِ الهی، استفتایی که خودِ استاد از رهبر عزیز کرده بازگو می‌شود دربارهٔ سخن شایع میان مردم: اگر کسی شب عید فطر دیگری را به افطار دعوت کند، فطریهٔ مهمان بر گردن میزبان می‌افتد. زیرا در فتوا آمده اگر طرف نان‌خور میزبان باشد و مهمان نان‌خور شود، فطریه‌اش بر میزبان است. اما مصداق نان‌خور چیست؟ این مهم است.

از دفتر آقا استفتا شد. نظر ایشان آن است که با یکی دو شب کسی نان‌خور کسی نمی‌شود. پس اگر یک شب عید فطر کسی را به افطار خانه دعوت کنی و مقلد آقا باشی، با خیال راحت بگیر؛ فطریهٔ مهمان بر گردن تو نیست. پرسیده شد نظر دیگران چگونه است؟ ظاهراً بعضی از یک هفته تا دو هفته گفته‌اند اگر کسی مهمان جایی شد نان‌خور می‌شود. با یکی دو شب و سه شب نان‌خور نمی‌شود؛ خیال آسوده باشد.

قلب مألوف؛ لغت تألیف

بحث قلب مألوف به فضل الهی دومین جلسه است. از کتاب‌های لغت معانی‌ای که دربارهٔ تألیف آمده: تدوین، تصنیف و مترادفات؛ این‌ها ترجمه‌های بحث تألیف‌اند. جمع‌آوری، گردآوری، نگارش، تدوین، ایجاد الف و انس، انس و الفت و دلجویی، ترکیب کردن، پیوند دادن. در لغت‌نامهٔ دهخدا نوشته بود تألیف یعنی جمع کردن؛ مقام جمعی دارد.

جمع کردن در قرآن نیز در سورهٔ قریش آمده است. ایلاف — «لإیلاف قریش» — از ریشهٔ الف و لام و فاء است؛ هم‌خانوادهٔ مألوف و الفت:

«لإیلاف قریش إیلافهم رحلة الشّتاء والصّیف» (قریش/۱–۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): برای الفت‌دادن قریش؛ الفت‌دادن آنان در سفر زمستان و تابستان.

چرا ایلاف؟ کار تجاری هاشم

چرا اینجا آمده؟ به بحث اجداد پیامبر می‌رود. بنی عبدمناف — فرزندان حضرت عبدمناف جد پیامبر — یکی‌شان هاشم بود که او نیز جد پیامبر ماست. حضرت هاشم سلام‌الله‌علیه نخستین کسی بود که در قریشِ مکه سفرهای تابستانه و زمستانه را باب کرد. چرا؟ در مکه قحطی بود، گرسنگی و سختی و خشکی بود و قریش داشتند از هم متشتت و جدا می‌شدند؛ آن الفت از میانشان می‌رفت تا برای کار به جاهای دیگر روند. او آمد سفرهای تجاری به کشورهای دیگر و سرزمین‌های دیگر را راه انداخت.

جالب آنکه حتی درآورده شد برادران — که بسیار بودند — هر کدام به کجا سفر کردند. خود حضرت هاشم نزد قیصر در شام رفت و معاهده و پیمان تجاری امضا کرد؛ آنان نیز به کلیدداران کعبه و مردم حرم امن الهی — حتی آنان که قائل به توحید ابراهیمی نبودند — بسیار احترام می‌گذاشتند. برادرشان نوفل نزد کسری در عراق رفت. عبدشمس — باز برادر هاشم، فرزند عبدمناف — نزد نجاشی در حبشه رفت. مطلب نزد پادشاه حمیر در یمن رفت. همهٔ این‌ها را اصحاب ایلاف می‌خواندند؛ کیان را؟ بنی عبدمناف را.

این‌ها پخش شده بودند؛ یک امپراتوری مانند حکومتی با چندین استان. چه کردند و چرا می‌گوید لإیلاف قریش؟ اشاره می‌کند به آن تألیف قلوبی که حضرت هاشم جد پیامبر در قریش ایجاد کرد. این‌ها را جمع کرد دور هم و حفظ کرد. کاری بسیار باارزش و زیبا؛ مقام جمع، مقام جمعیت.

بازگشت به قلب مألوف

حاشیهٔ تاریخی برای فهم معنای تألیف و ایلاف و الفت بود؛ چون بحث ما قلب مألوف است. اساساً خود قلب جمعی است؛ مقامش مقام جمعی است. قلب تمام شؤون دوائر وجود را در خود جمع کرده. لذا به آن مقام حضور می‌گویند؛ مقام جمعیت؛ و همهٔ قوای تو متمرکز در قلب تو هستند. لذا می‌فرماید قلب المؤمن — حدیثی عجیب — عرش الرحمن. اساساً عرش مقام جمعیت است.

البته این جمعی برای آنکه در سیر بحث حکمی و عرفانی درست پیش رویم و به نظم بحث برویم، باید دانست که این مقام جمعی در قوس صعود اتفاق می‌افتد. در قوس نزول از جمع تشتت ایجاد شده است. إنّا للّه: از قوس نزول از سمت حضرت حق تشریف آورده‌اید به این دنیا. همهٔ کثرات یعنی از یک وجود واحد — واحد خدای احد، واحد صمدی — از این حقیقت توحید ناب، کثرات ظهور کردند. حدیث قدسی «کنت کنزاً…» نیز بر همین گنج پنهان و ظهور اشاره دارد. بدین‌سان معنای مألوف بودن قلب با جمعیت و الفت و ایلاف اجدادی پیامبر در یک رشته دیده می‌شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.