د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱
دارای متن همگام
زکات فطره؛ سه کیلو قوت غالب
قلب مالوف1_ج323
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۶:۳۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## زکات فطره؛ سه کیلو قوت غالب
۰:۰۰
## قلب مألوف؛ ودّ و شاکله
۳:۲۳
## حسودان و سه آیهٔ مدّ نظر
۵:۰۸
## توحید صمدی و یکپارچگی هستی
۶:۱۹
## نماز جماعت و خطر تعطیلی مساجد
۸:۱۰
## مرگ خواب سلول و لا إله إلا الله
۱۲:۱۶
## هفت سال آنبهآن و اضطرار
۱۴:۵۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
رحیم و به نستعین.
السلام علیک ای داعی الله و ربانی ایاته.
این اکو شد در خصوص فطریه
میدونید حکم این هستش که
تمام مراجع هم فرمودن که اختلافی هم درش نیست که
زکات فطره این هستش که هر کسی
سه کیلو از
در حقیقت اون قوت غالبش رو،
این رو معمولا خیلی توجه بهش نمیشه.
قوت غالب رو باید فطریه بده.
بر اساس هر یک نفر که نون خورشن سه کیلو
قوت غالب یعنی اون بیشترین چیزی که استفاده میکنه.
دیگه باید هرکی خودش حساب کنه.
نباید منتظر بشه که مرجع اعلام کنه که
شما خودت نمیدونی بیشترین چیزی که تو خونه استفاده میکنی از جهت خوراک چیه؟
اگه حبوباته، قیمت حبوبات، اگه برنجه برنج، اگه نانه قیمت گندم،
هرچی. اگه نان و نمکه،
اگه نمکه هرچی. چه میدونم هرکی بالاخره یه قوتی داره دیگه
غالب. اگه رهبری اخیراً حالا هر سال یه قیمتی امسال فرمودن بیست تومن،
منظور بر اساس دیگه حد اقلی حساب میکنن با این فشارهای اقتصادی و بالاخره
که مردم هم از دین زده نشن.
خب اعلام میشه که حد اقل بیست هزار تومن یعنی بر اساس قیمت گندمه که دیگه حد اقل دیگه الان ارزونترینش نونه.
حالا کسی که بیشتر برنج استفاده میکنه
باید قیمت برنج حساب کنه.
قیمت مثلا برنج ایرانی استفاده میکنه باید برنج قیمتش
ایرانی حساب کنه. اگر کسی نه نمیتونه خب همه چی استفاده میکنه.
به قولی همه چی خواره. این باید خودش چی کار کنه؟
یه میانگینی حساب کنه دیگه.
حالا به نظر من پنجاه تومنه مثلا میانگین بین برنج و نون و چی و مسائل دیگه
حدودا نفری پنجاه تومن. حالا اگر کسی بگه آقا من رسید زکات فطرم چشم تو چشمم خدا
میخوام تقدیم کنم اما الان چی کار کنم ندارم.
من همون دو هفته اول ماه حقوقم تموم میشه.
دو هفته دوم به قول بعضیا باید سماق بمیکم.
چه باید بکنم؟ خیلی راحت دیگه چه باید بکنمش مشخصه
. آفرین. المفلس یعمان الله حدیثشم فرموده.
حکم به هر حال فقه هم از دل روایات میاد بیرون بر اساس استنباط فقیه دیگه از دل روایات و آیات البته.
فرمودن که کسی که نداره، اگه داره به قدر یه نفر بده،
به قدر یه نفر از طرف همه خانواده بده.
اگر اون رو هم نداره استغفار کنه.
تمام شد دیگه. استغفار کنیم انشاالله
. استغفار میکنیم هممون. آره
. که همون استغفاری که میکنه کفارهی
بالاخره. حالا اینا رو ما به ص-- به یک
نحوی بیان میکنیم که فشاری هم به کسی نیاد گمان کنیم حالا حساب عرض شود دیگه از
دین اومده یه پاشو گذاشته رو گلوی ما و نه همه راه همه جا فکر همه جا رو کرده دین.
ولی کسی که داره خب کجا بهتر از این راهها؟
عزیزان این میره دست کی؟
میره دست فقرا، گرفتارا، نیازمندها
. اجازه بفرمایید که امروز به فضل الهی ورود کنیم به بحث و قلب جدیدی که خیلی
انشاالله به فضل الهی روی این قلب حرفها داریم انشاالله.
قلب معلوف، معلوف.
الف. لام. فا. تألیف قلوب شنیدید؟
اینکه حالا ظاهرا دلها یکی بشن
و بپیچند در هم.
آیه آخر سوره مریم هم میفرماید که “من الذين آمنوا وعملوا الصالحات”
اگر دو تا شرط بیاد وسط
ایمان، عمل صالح
تو هر جمعیتی “سيجعل” قطعا
خدا قرار میده "سيجعل لهم الرحمن ودا".
ود یکی از اسامی خدا هم ودوده دیگه.
رحمت پیچیده شده یعنی یک عشق، یک
سوز، یک گداز، یک شوق.
دیدی دلت تنگ میشه برای بچه هیئتی، برای مسجدیا،
برای بچههای همشکل، همشکل خودت حالا بهتره بگم.
که قل کللی عمل علی شاکلته.
عملیات تو اصلاً بر اساس شاکلهی وجودی تو که و هرکی هم شکل تو باشه
تو بهش شوق پیدا میکنی.
تألیف قلوب میکنه. این دو باعث میشه خدا
محبت بندازه تو دل اهل ایمان.
بعد حالا یکی اون وسط قط میشه به جهت
تقوای بیشترش، به جهت
رشد علمی و معرفتی و خودسازی و تهذیب نفسش.
مثل، مثل مثلا محزبین، عرفا، علما
مثلا سر سلسلهشون رهبر عزیزمون، امام عزیز
میبینی قط میشه قطب الاقطاب میشه همه به سمت او حرکت،
دلها به سمت او حرکت میکند که دل
حرکتش اساسا به س-- به دست حضرت حق است و السلام.
بعد اینجا یه سری نادان یا حسود
میان چیکار میکنن؟ میگن که آقا این آقا مثلا مریدبازی راه انداخته و
نمیدونم دنبال آدم جمع کردن دور خودشه شلوغ کنه.
دل دست خداست. تو چی کارهای؟
بله یکی میاد دکون دستک راه میندازه،
معرکه گیری میکنه، اون و کاری نداریم.
اونکه خلافه. اما یکی واقعا خ-خالصانه داره حرکت میکنه همه دوسش دارن.
چطور میشه که سر شهید همت میریزن که ببوسنش بعد شست دستش،
شست انگشت شستش میشکنند
و این شدت معرفت و محبت از کجا اومده؟
خب شما بفرمایید شهید همت چیکار کرده؟
عسل میذاشت دهن اینا؟ جز بشین پاشو تو جبهه چی به اینا میگفت؟
این “ألّف قلوبهم ألّف
بين قلوبهم” این تألیف قلوب دست خداست.
ما میخوایم پیرامون این قصه انشاالله حرف بزنیم
که سه تا آیه رو مد نظرمونه.
آل عمران صد و سه “فألّف بين قلوبكم”.
انفال شصت و سه "و ألّف بین قلوبهم".
توبه "و المؤلفة قلوبهم".
همش بحث تألیف قلبه.
برای اینکه به فضل الهی اینها رو
بتونیم خوب مور-- ورود کنیم یه مقدمهای امروز لازمه که این مقدمه رو چون الحمد لله قبلاً در بحث
توحید صمدی قرآنی
چیدیم راحت وارد این بحث میشیم
که نظام هستی یکپارچه،
واحد در هم پیچیدهست.
یک حقیقت و یک واقعیت در هم پیچیدهست.
بر اساس توحید صمدی قرآنی
که "هو الأول والآخر والظاهر والباطن" یک معناش اینه که
او ظاهر است.
او باطن است. او اول است.
او آخر است. یک معنای دیگه میتونی بگی ظاهر اوست.
باطن اوست. اول اوست.
آخر اوست. اصلاً چیزی جز او نیست.
که این بحث تو-لیلة القدر وجودی گذشت که هر مقدار که به نیستی خودت بپیبردی به همان مقدار به هستی میرسی.
از هستی برخورداری که این باعث میشه که انسان نظام هستی رو یکپارچه یک حقیقت وجودی ببینه.
اصلاً جدایی و انف-انفکاکی نیست.
همه شؤون و ظهور و بروز یک وجودند که شد نمودار حضرت حق.
این بحثها گذشت دیگه. اصلاً میبینی که همه چی تألیفه.
همه چی در هم پیچیدهست.
همه در هم تنیدهست.
همه به سمت یک حقیقت واحد در حرکتاند.
که این هم اتفاقاً همون اسم اعظم وجودی هم است.
ببین این وجودی، وجودی،
توحید وجودی، لیلة القدر وجودی، اسم اعظم
وجودی. خیلی اینا کارسازه عزیزان.
گرههای ما رو باز میکنه. نمازت نماز
باطnte معنینی میشه. چرا نماز جماعت انقدر تأثیرگذره؟
چرا انقدر پیش خدا عزیزه؟
چون همه به یک سمتاند.
به یک قبله، به یک شکل، به یک نفر اقتدا میکنند.
همش وحدته. همه بی--
وقتی او رفت رکوع، همه رکوع، سجده، همه سجده.
همه-- اصلاً نگاه میکنی یکپارچگی درش هست.
یک تألیف قلوبی. لذا میگه فقط خدا ثوابشو میدونه.
حالا بگذاریم الان متأسفانه مساجد رو به جای اینکه
بیان ابرو بردارن زدن چشم کور کردن.
به جای اینکه بیان خب رعایت کنن مسائل بهداشتی رو به همون
شیوه مساجد رو احیا کنن یا هیئتها رو کلاً مساجد تعطیل شده.
الان جوونا کجا برن؟ یه خطر بزرگی که الان داره جامعه جوونها رو تهدید میکنه
همین طوریش که خالی شده بود از جوونها به خاطر
بداخلاقیهای خیلیها.
اما الان که دیگه بدتر. حالا به اون سمت نریم.
پس اون حتی اسم اعظم وجودی هم بر اساس تألیفه،
تألیف. خصوصاً حضرت علامه حسن زاده میفرمود که
هر کسی از جدول وجودی خودش
و "إنا إليه راجعون" به سمت حضرت حق در حرکته.
ببینن جالبه که حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمه در اول کتاب
بدایه و نهایش دو تا کتابند.
بدایت حکمت، نهایت حکمت.
اول حکمت، آخر حکمت.
کتاب شریفیه. بچههای حوزه میخونن.
شما هم میتونید بگیرید. میشه فهمید.
مطالب خیلی، خیلی واقعاً عرشیه کتابش.
ابتدای هر دو کتاب مینویسه که حقیقت
یک حقیقت بیش نیست. نشان
چطور بچه به دنیا میاد میره به سمت سینه مادر.
تمام بچهها بدون استثناء.
کی به این بچه آموزش داد که برو به سمت سینه مادر؟
کی وقتی که بچه از شکم مادر تو حیوانات حتی به دنیا میاد مادرشو تشخیص میده؟
یه بچه رو بنداز بین یک هزار تا دو هزار تا
گله گوسفند، راس گوسفند.
این بچه مادرشو بین اونا پیدا میکنه.
مادر هم اصلاً بچه بیاد اشتباهی بره به سمت یه مادر دیگهای بخواد از
سینه پیش-- کم پیش میاد.
اما حالا اشتباهی مادر با لگد پرت میکنه این بچه رو اونور.
میفهمه از کجا میفهمه این بچشه؟
چجوری تشخیص میده؟ این درخت چجوری تشخیص میده اینطوری ریشه بزنه، اینطوری
رشد و نمو داشته باشه، آونداش،
عروقش، برگهاش، شاخههاش.
چجوری به این شکل؟ میوهاش به این شکل؟
همهسالهاند به همین شکل. هیچ سالی تغییر نمیکنه.
انگور، انگور است. انار، انار است.
هیچ کدومش نمیتونی تو، تو نسخهاش دست ببری.
کی تا حالا تونسته یه کاری کنه انار، انگور بده؟
درخت انار، انگور بده؟
اصلاً میتونی دست ببری؟ یکپارچه نظام، نظام احسنه است.
لذا در قرآن سوره نوه-- صد و نود و یک آل عمران "ربنا
ما خلقت هذا باطلا".
اصلاً این خلقت و باطل نیافریدی.
"سبحانک فقنا عذاب النار".
در آیه هشت مائده "بالعدل قامت السماوات والأرض".
این قامت آسمانها و زمین همه نظام هستی به یک معنا پیچیده شده در یک حقیقته، اونم عدله.
اعتدال وجودی. اسم اعظم وجودی تو
به قول علامه جدول وجودی تو که از بحر وجود از دریای وجود جدول وجودی تو فیض بخش میگیره و برخوردار میشه،
داره تو رو سوق میده به سمت اعتدال.
معتدل باشی. لذا امام عصر و امامان معصوم اعدل امزجه رو دارن به قول شیخ الرئیس علیه الرحمه.
اعدل امزجه یعنی مزاجشون معتدلترینهاست.
لذا به بالاترین درجات غرب رسیدن.
در آیه بیست و دو جاسیه هم میفرماید "و خلق الله السماوات والأرض بالحق".
این حق همون عدله. آیه هفتاد و سه انعام "وهو الذي خلق السماوات والأرض بالحق".
اصلاً تار و پود نظام هستی حقه.
حق هم یک حقیقت دیگه.
ببینید پس چطور تألیف قلوب پیش نیاد؟
اصلاً نمیشه تو به حقیقت فکر کنی،
به حقیقت زندگی کنی،
به سمت حقیقت در حرکت باشی بعد تألیفی نباشه.
مگه میشه؟ اصلاً نظام وجودی تو یکپارچه تألیفه و الا میپاچه.
مرگ قصهش چیه؟ چه بلایی سر بدن میاد؟
اون تألیف بین نفس ناطقه
و بدن به یک معنا یا جسمیت تو برداشته میشه.
نفس ناطقه انصراف اعلام انصراف میده از این جسم مثل اینکه تو خواب از همین جسم تو انصراف میده.
نم-- اما نه کامل تعلقش رو کامل برنمیداره.
متوجه بدن برزخی تو میشه.
تو با اون بدن فعال میشی تو خواب این ور اون ور میری.
تو عالم برزخ هم هستیم که فاصله بین یعنی حد اون عالم برزخ که تو خواب میری
و قراره ما بعد از مرگ بریم که ان النوم اخ الموت بحثش گذشت.
خواب برادر مرگه. مثالش به این دنیا اونجایی که میری تو خوابها
اندازهش به این دنیا میدونی چقدره؟
حدش رو امام معصوم صلوات الله علیه مشخص کرده.
فرموده عالم رحم مادر چقدر زیغه برای تو.
اونجا چقدر تنگه. تو ب-بچه دیدی تو عالم رحم
چنبات میزده زانوهاشم تو بغلش چقدر احساس راحتی میکنه وقتی میاد تو این دنیا عجب!
الا ما شاء الله. حالا اونجا میتونه-- برزخ هم نسبت به دنیا همچین عظمتی دارهها.
اینطوریه. مثل یه ارزن در برابر کوه دماوند.
ما داریم به این سمت حرکت میکنیم.
یکپارچه تألیفه. اگر این تألیف در وجود تو نباشه نظامت میپاچه.
مثل مرگ که دیگه بدن میپاچه
برمیگرده به چرخه طبیعت.
بدن برزخیت فعال میشه.
توجه کردید؟ تمام سلولهای بدن ما تک تک در حال تألیفن.
یکپارچه تألیف بینشون یکپارچگی و پیچیدگی هست.
تومارشون در هم تنیده است.
یک محبت، علقه و علاقه خاصی
این برق، این لامپ حتی علم روز.
ببینید تا مث-- مثبت و منفی با هم
تألیف پیدا نکنند، نوری ایجاد نمیشه.
تألیفه همش مثبت و منفی با هم جمع میشن.
لا اله این نفیه
الا الله. لا اله الا الله نفی و اثباته.
یعنی منفی مثبته. اینم تألیفه.
اصلاً همه چی تألیفه. سبحان الذي خلق الازواج كلها.
ازواج كلها.
زوج زوج تألیف. همه چی زوجه.
همه چی زن و شوهر. همه چی در حال تألیفند.
حالا این رو هم عرض کنم که در علم روز،
علم تجربی ثابت کرده هر هفت سال تو بدنت کاملاً بدن جدید و تازهایه.
یعنی شکل سلولهات،
گلبولهات هرچی ریزترین اجزاء وجودت همه بعد هفت سال نو به نو میشه.
دیگه اون-- اما علم الهی،
متافیزیک، نه فیزیک، متافیزیک.
مرا-- ماوراء طبیعت
بر اساس آیات و روایات ثابت کردن نه، تو آن به آن آدم جدیدی هستی.
آن به آن سلولها تغییر میکنند.
به چه سمتی در حال حرکتی؟ به سمت اون اسم اعظم وجودی.
توحید فطریت، فطریت،
توحید فطری تو. که متأسفانه
ختم کلام متأسفانه
با کمال تأسف وقتی ما متوجه اون میشیم
که تو اضطرار میفتیم متوجه اون توحید فطری یا یقین وجودی یا به یک معنا اسم اعظم وجودی میشیم.
لذا قرآن میگه "ام یجيب المضطر اذا دعاه ويكشف السوء".
وقت اضطرار استجابت قطعیه.
چرا؟ توجه به اسم اعظم وجودی، همون یقین، همون جدول وجودی برای تو اسم اعظم توست.
اگر کسی از همه جا قطع امید کرد فقط نگاهش به خدا باز میشه وحدت.
به حضرت حق بود تمام استجابت قطعیه.
انقدر ما تعلق خاطر به این، به اون، به مدیر بالادستیمون، به رفیقمون،
به این پولدار، به اون نمیدونم دفتردار، به کی
دستیم آخر کار میبینیم کار از دست کسی باز نشد.
میریم خب حالا یه خدایی هست
جلسه بعد