ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 013

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نذر روزه و سفر غیرضروری

اگر کسی نذر کند روز پنج‌شنبه یا روزی معیّن روزه بگیرد، روزه آن روز بر او واجب می‌شود. به فتوای رهبری حتی اگر سفر غیرضروری برود می‌تواند برود؛ اما قضای آن روزه بر گردنش می‌ماند و کفاره ندارد. در روزه‌های واجب از جمله رمضان نیز به همین فتوا سفر غیرضروری جایز است و فقط قضا می‌ماند.

تأسف بر قلب نفهم و آیهٔ کهف

«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۖ وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا» (کهف/۵۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کیست ستمکارتر از آنکه به آیات پروردگارش پند داده شود پس روی بگرداند و آنچه دو دستش پیش فرستاده فراموش کند؟ ما بر دل‌هایشان پوشش نهاده‌ایم تا درنیابند و در گوش‌هاشان سنگینی است؛ و اگر به هدایت بخوانی‌شان هرگز هدایت نپذیرند.

انسان با ظرفیت لایقفی تا فوق عرش چه کرده که خدا چنین با او سخن می‌گوید: گوش سنگین، فراموشی گذشته، قلب نفهم، و هدایت‌ناپذیری ابدی؟ صمدی آملی از علامه نقل می‌کند اکثر آیات خطاب عموم است و قلیل برای خواص؛ پس چرا باید چنان باشیم که خدا با آیات توبیخ با ما حرف بزند؟ إن الله لیس بظلام للعبید.

پایین آوردن افق شهادت و عمل

قرآن دفعة در شب قدر بر قلب نبی نازل شد و لیلة مرتبط با حضرت زهراست. با این عظمت، اکثر آیات تشویق و تهدید عموم است. حتی وقتی از شهادت سخن می‌گوییم گاهی إن الله اشتری... بأن لهم الجنة را معامله می‌کنیم؛ در حالی که رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه افق بالاتر است. انسان کلمات وجودی و بسم‌الله و آیت‌الله است؛ چرا رفتاری نکند که خدا با او از افق معیت سخن بگوید؟

حدیث مرسل مصباح الهدایه و معیت

حدیث ایام جنگ که مرسل می‌نمود، به استناد بهجت به مصباح الهدایه ص۱۱۶ و شبیه آن در مستدرک ج۱۸ آمده است. مضامین معیت و دیه و صوم لی وأنا أجزی افق خطاب خاص را نشان می‌دهد. هو معکم أینما کنتم و فأینما تولوا فثم وجه الله شیرینی معیت است.

امام صادق و درِ باز

ابوحنیفه به باقر گفت به پسرت بگو رو به درِ باز نماز مکروه است. باقر گفت از خودش بپرس. صادق فرمود خدایی که رو به او کرده‌ام فثم وجه الله نزدیک‌تر از آن در است. علمِ پیاده‌نشده پز است. باید رشد کرد؛ قلوب ظلمانی در قرآن بسیارند و اینک بخش نخست قلب نفهم.

سفر و قضا نه سبک‌شماری نذر

جواز سفر غیرضروری در نذر روزه رخصت است نه تشویق به فرار از عهد. قضا بر عهده می‌ماند تا حرمت نذر حفظ شود. رمضان نیز همین منطق را دارد: سفر ممکن است اما روزه از ذمه نمی‌افتد بی‌قضا.

ظرفیت لایقفی و خطاب توبیخ

نفس ناطقه می‌تواند به فوق عرش برسد؛ پس خطاب أکنّه و وقر نتیجهٔ ظلم خدا نیست. إن الله لیس بظلام للعبید. انسان با اعراض و نسیان گذشته خود را به این خطاب کشانده است.

عموم آیات و حسرت خواص

نظر علامه به روایت صمدی آملی: اکثر آیات برای عموم است. حسرت آن است که ظرفیت کلمهٔ الله بودن را داریم و همچنان مخاطب آیات تغلیظ‌ایم. باید رفتار را عوض کرد تا خطاب معیت جای توبیخ بنشیند.

شهادت فراتر از معامله

کاستن شهادت به خرید بهشت افق را پایین می‌آورد. آیهٔ رجال صدقوا و من ینتظر سطح عهد را نشان می‌دهد. نفخت فیه من روحی دربارهٔ هر انسان ظرفیت آیت‌اللهی وجودی می‌گذارد.

معیت در عبادت

صوم لی وأنا أجزی و فمن قتلته فعلى دیته افق پاداشِ خودِ خدا را می‌گشاید. هو معکم أینما کنتم مکان را بی‌اهمیت می‌کند چون وجه الله نزدیک‌تر از دیوار و در است.

علم بی‌عمل ابوحنیفه نماد

چهار کلمهٔ یادگرفتهٔ پیاده‌نشده در برابر شهود صادق رسوا می‌شود. رشد یعنی از پز به تحقق رفتن. قلب نفهم همان دلِ پُر از اصطلاح و خالی از وجه الله است.

بخش نخست قلب نفهم

استاد می‌گوید قلوب ظلمانی در قرآن بسیار و قلوب سالم کم‌اند. این جلسه درآمد آیهٔ کهف برای سلسلهٔ قلب مکنون/نفهم است. تأسف آغاز راه درمان است.

کفاره نداشتن و مسئولیت قضا

نبود کفاره در این سفر به معنای سبکی عهد نیست؛ قضای روزه همان سنگینی ذمه است. مکلف باید پیش از سفر غیرضروری این بار را ببیند.

لیلة القدر و ظرف نوری

نازل یکجای قرآن بر قلب نبی و نسبت لیلة با زهرا عظمت ظرف را می‌گوید. با این عظمت، ماندن در افق معاملهٔ بهشت خسارت است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار () تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی در متن نهایی آورده نشده است.

رخصت سفر و سنگینی قضا

جواز سفر غیرضروری در روز نذر یا حتی رمضان به معنای تشویق فرار از عبادت نیست. رهبری رخصت داده اما ذمه را با قضا سنگین گذاشته است تا مکلف بداند عهد به آسانی ساقط نمی‌شود. نبود کفاره نیز بار مسئولیت را کم نمی‌کند؛ فقط نوع ضمان را مشخص می‌کند. پیش از بستن چمدان برای سفر تفریحی باید این قضا را دید.

لایقفی و سؤال تأسف

استاد با تأسف می‌پرسد انسان با ظرفیت رسیدن به فوق عرش چه کرده که مخاطب أکنّه و وقر شده است. این سؤال اخلاقی است نه فلسفیِ صرف. فراموشی ما قدّمت یداه یعنی پروندهٔ اعمال پیشین پاک نشده؛ فقط از یاد رفته. درمان با یادآوری همان پرونده و ترک اعراض آغاز می‌شود.

خطاب عموم و حسرت ظرفیت

صمدی آملی از علامه نقل می‌کند بیشتر آیات برای عموم مردم است. حسرت آنجاست که ما کلمات وجودی و مجرای بسم‌الله‌ایم و همچنان در افق آیات تغلیظ مانده‌ایم. إن الله لیس بظلام للعبید؛ ظلم از ناحیهٔ خیال ماست که گمان ستم می‌برد. باید رفتار را عوض کرد تا خطاب عوض شود.

افق شهادت بالاتر از معامله

آیهٔ خرید جان و مال در برابر بهشت افقی والاست اما استاد هشدار می‌دهد آن را معاملهٔ بده‌بستان نکنیم. رجال صدقوا ما عاهدوا و من ینتظر سطح عهد را حفظ می‌کند. نفخت فیه من روحی و آیت‌الله بودن وجودی هر انسان بار مسئولیت می‌آورد نه لقب اعتباری.

اسناد حدیث معیت

حدیثی که در جنگ‌ها بر سر زبان بود مرسل می‌نمود؛ اما استناد بهجت به مصباح الهدایه و وجود شبیه آن در مستدرک وسائل دل را آرام کرد. مضامین دیه بر عهدهٔ خدا و صوم لی وأنا أجزی افق پاداشِ خودِ حق را می‌گشاید. معیت هو معکم أینما کنتم مکان‌ها را در نور وجه الله یکسان می‌کند.

داستان درِ باز و علم پیاده‌نشده

ابوحنیفه کراهت ظاهری را دید؛ صادق قرب وجه الله را. چهار کلمهٔ حفظ‌شده بدون تحقق وجودی پز است. جلسه دعوت به رشد از اصطلاح به شهود می‌کند. قلب نفهم انباشته از لفظ و تهی از قرب است. سلسلهٔ بحث از همین آیهٔ کهف آغاز شده و ادامه خواهد یافت.

لیلة و ظرف نوری قرآن

نازل یکجای قرآن بر قلب نبی و نسبت لیلة با زهرا عظمت ظرف را می‌گوید. با چنین نوری چرا باید مخاطب آیات إعراض باشیم؟ خسارت دوری از خدا به اندازهٔ عظمت کتاب بزرگ است. تأسف آغاز توبه از قلب نفهم است.

جمع فقه نذر و فقه قلب

همان‌گونه که قضا روزه را از ذمه برنمی‌دارد، أکنّه نیز با غفلت از ذمهٔ باطن برنمی‌خیزد. سفر ظاهر رخصت دارد؛ سفر از ذکر رخصت ندارد. معیت وجه الله سفر باطنی را بی‌نیاز از دیوار و جهت می‌کند؛ چنان‌که صادق نشان داد.

هدایت‌ناپذیری ابدی تهدید است نه جبر

فلن یهتدوا إذا أبدا تهدید نتیجهٔ اعراض مکرر است نه بسته‌شدنِ تکوینیِ بی‌سبب. تا اعراض هست أکنّه هست. امید در ترک اعراض و شنیدن دوبارهٔ آیات است؛ وگرنه دعا به هدایت بی‌اثر می‌ماند.

از منبر شهادت تا عمل معیت

منبر اگر فقط بهشت را بهای شهادت بشمارد افق را کوتاه کرده است. معیت و وجه الله و صدق عهد افق را بلند می‌کند. عمل به دانسته — حتی اندک — از پزِ بسیار بدون عمل نجات‌بخش‌تر است. عاقبت به برکت صلوات ختم به خیر باد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.