د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۳
دارای متن همگام
نذر روزه و سفر غیرضروری
قلب مکنون18_ج253
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۱:۴۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## نذر روزه و سفر غیرضروری
۰:۱۲
## تأسف بر قلب نفهم و آیهٔ کهف
۰:۳۲
## پایین آوردن افق شهادت و عمل
۲:۱۳
## حدیث مرسل مصباح الهدایه و معیت
۷:۰۲
## معیت در عبادت
۹:۴۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته سلام علیکم و رحمة الله.
اگر کسی نذر کنه مثلا روز پنجشنبه هر هفته روزه بگیره
یا مثلا یه پنجشنبه، یه روزی رو روزه بگیره نذر کنه.
خب گرفتن روزه در اون روز براش واجب میشه.
سؤال اینه که آیا اجازه داره حتی به غیر ضرور
یعنی ز-- سفر ضرورتی براش نداره، سفر بره.
وقتی که اون روزی که نذر کرده روزه گرفته بره سفر
. فتوای رهبر عزیرمون اینه که بله حتی اگر سفرش غیر ضرور باشه میتونه بره سفر
، اما قضای اون روزه گردنش میمونه.
کفاره هم نداره. بعدا باید قضاشو بگیره.
در خصوص روزه واجب هم خب بالاخره نذر که میکنه واجب میشه دیگه.
روزههای ماه مبارک رمضان و
مثلا روزههای واجب کلا مطلقا این چنینه به فتوای رهبری حتی ماه مبارک رمضان هم شما میتونید سفر غیر ضرور حتی برای
اینکه روزه نگیری بری
. فتوای رهبری و فقط قضا گردنش میاد
. یه تاسفی بخوریم شروع به این چند دقیقهای که پیرامون
قلب نفهم میخوایم حرف بزنیم
. خب آیهای که ما رسیدیم بهش آیه پنجاه و هفت سوره کهف که
"و من علم من من و کرب آيات ربه فأعرض عنها و نسي ما قدمت يداها إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّا
أن يفقهوه و في آذانهم وقرا و إن تدعهم إلى الهدى فلن يهتدوا إذا أبدا".
الله اکبر. ما چه کردیم که خدا این چنین با ما حرف میزنه، سخن میگه
. ان- انصافا انسان چه کرده؟
انسانی که باید به مراتب
والای وجود و اون مدارج عالیه که عرض شود نفس ناطقه انسان
لایغفی سیرش میتونه به فوق عرش برسه.
آخه چه کرده که خدا این چنین باهاش سخن گفته تو قرآن
که گوشش سنگین شده "في آذانهم وقرا
نسي ما قدمت يداه".
گذشتهشو فراموش کرده چه غلطهایی کرده
. فکر کرده خبریه .
استغفرالله. یا یه کاری میکنه خدا باهاش که قلبش نفهمه
"إن تدعوهم إلى الهدى
فلن يهتدوا إذا أبدا" اصلاً ابداً این هدایت پذیر نیست.
آخه چه کرده این انسان
؟ حالا من داشتم تو خلوتم فکر میکردم که در خصوص همین تک و توک آیاتی که داریم بهش میپردازیم ما چه کردیم؟
یهو برخوردم به شرحی از حضرت آيت الله صمدی آملی از برجستهترین شاگردای علامه حسن زاده دیگه کوب کردم.
ایشون فرمود نظر علامه حسن زاده اینه که اکثر غریب به اتفاق آیات قرآن
مربوط به عموم مردمه و قلیلی از آیات برای خلاصه
عرض شود آدمای خواص کمملی نه
. آخه ما چه کردیم که خدا با ما اینطوری صحبت کرده
؟ چرا خدا ب-- ما چرا باید طوری رفتار کنیم که خدا با ما با این آیاتش سخن بگه که "إن الله ليس بظلام للعبيد"
. هیچوقت خدا ظلم نمیکنه به بندهش.
چرا تو ذهن تو، تو عالم خیال و وهم تو
این خطورات اومده که خدا ظلم میکنه، که خدا باید بیاد بگه نه بابا جان بنده من خدا ظلم نمیکنه.
الله اکبر .
آخه خسران تا چه حد ؟
این قرآن به این عظمت
که دفعة در شب قدر
بر ظرف وجودی حضرت
نبی اکرم بر قلب مقدسشون نازل شده و چون اون لیله رو حضرت زهرا سلام الله علیها، علامه
اندیاری هم فرمودن اون لیله حضرت زهرا سلام الله علیهاست پس ظرف نوری قرآن حضرت زهراست
. این همه عظمت به یکباره نازل شده است
، ولی میبینید بیش از
یعنی اکثری آیات قرآن تشرف ماهاست، به عموم مردم.
چقدر ما باختیم، چقدر از خدامون دوریم
. چرا خدا باید با ما این چنین سخن بگه که "إن الله لا يضيع أجر من أحسن عملا"؟
خدا کسی که خوب عمل کنه رو
اجرش رو ضایع نمیکنه.
"لا يضيع أجر من أحسن عملا"
. و باید انسان به قول حضرت آ-- حضرت صمدی آملی به جایی برسه که اصلاً عملی از خودش نبینه
. یعنی اصلاً همه رو انقدر اعمالش پر نور باشه که مگه نفرمود ما "أسألك من حسنة فمن الله"
انقدر حسنه داشته باشه و یه دونه از این حسنات و اعمال خودش نبینه از خدا ببینه
. خودش رو خالی خالیه مثل امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام.
چقدر عجیبه این روایت، این کار مولا که رو کفن سلمان
نوشت با دست خالی دارم میام.
سلمان نوشت من با دست خالی دارم میام.
الله اکبر .
اصلاً عملی در خودش نمیبینه.
همه رو اتصاف به خدا میدهد
. حتی ما گاهی اوقات به قول ایشون وقتی میایم از شهادت و شهدا تازه با عظمت بالا منبر یاد میکنیم،
استناد به این قبیل آیات میکنیم که
"إن الله اشترى من المؤمنين
أموالهم وأنفسهم"
که چی بشه؟ رفته شهید شده، جان و مالشو داده که چی بشه؟
"وأن لهم الجنة"
که به بهشت برسه .
انقدر ما شهادت رو حدشو میاریم پایین حتی اصلاً انگار معاملهست، بده بستونه
واقعا شما ببینید حتی تو این آیه هم ما حرف داریم اگرچه این دیگه
حد بالاست اما "من المؤمنين رجال
صدقوا ما عاهدوا الله عليه ومنهم من
قضی نحبه ومنهم من ينتظر"
این هم الحمدالله باز این سطح بالاست.
اما حرف چیز دیگه است.
چرا ما به گونهای رفتار نکنیم که خدای منّان چون ظرفیت وجودی انسان این چنینه
آقا شوخی نیست و فخت-- و نفخت و در خصوص تک تک شما این رخ داده.
مگه بحثش نگذاشت که شماها بسم الله الرحمن الرحیم هستید، تک تکتون.
مگر بحثش نگذشت که تک تک شما آیت اللهاید؟
مگر بحثش نگذشت که تک تک شما
کلمات، کلمات،
کلمت اللهاید، کلمات وجودی هستید؟
اینها اگر بحثش نگذشت چرا ما به گونهای رفتار نکنیم که البته این حدیث
من خیلی تلاش کردم دیدم که مرسله این حدیث.
این حدیثی که زمان جنگ خیلی به ما میگفتن مرسل یعنی اینکه
سند خاصی تو مجامع روایی ما براش
نیست. اما خب وقتی دیدیم یکی مثل آقای بهجت ازش سؤال کردن، ایشون استناد داده به کتاب مصباح الهدایه
همین حدیث رو به صفحه صد و شونزده
و البته شبیه به همین حدیث در مستدرک الوسائل هم هست.
من نوشتم خیلی هم کیف کردم خواستید برید ببینید
جلد هجده صفحه چهارصد و نوزده شبیه به اینه.
بعد اونجا هم میگه مرسل، مرسل یعنی
این سند خاصی تو مجامع روایی ما نداره.
ولی در مثلا متون عرفانی ما، اسلامی ما زیاد عرفا، حکما اینا ازش یاد کردن
چرا خدا اینطوری ما ج-- به گونهای رفتار نکنیم که خدا با ما اینطوری حرف بزنه.
من اینو بخونم اونایی که جبهه بودن ذائقهشون شیرین بشه یادشون بیاد
که "من طلبنی وجدنی".
طلبنی. هرکس که منو طلب کنه،
نه از من بهش طلب کنه، درجه، مقام،
نورانیت و معنویت حتی، نه.
من طلبنی، منو طلب کنه.
بله اگر طلب کرد وجدنی
و "من وجدنی عرفنی" هرکس که منو پیدا کرد میشناسه.
چرا ما خدا رو نمیشناسیم؟ چون
وجدنی صورت نگرفته.
چرا وجدنی نیست؟ چون طلبنی نبوده
و "من عرفنی احبنی" هرکس که منو شناخت
دوستدار من میشه. خدا دوست داشتنیه.
خب آقا وقتی کسی دوست خدا شد دیگه از خدا سیب و گلابی طلب میکنه
که حتی خدا با مژدهش میخواد با ما حرف بزنه از حورالعین و سیب و گلابی حرف بزنه
و "من احبنی عشقنی"
میره بالاتر. هرکس که دوست من شد میبینه عه به عشق افتاد، شدت گرفت.
"الذین آمنوا أشد حبا لله" دیگه.
این همون عشقه "و من عشقنی عشقتو"
هرکس که عاشق من شد منم عاشقش میشم.
الله اکبر "و من عشقتو قتلتو"
هرکی عاشق من شد من میکشمش
"و من قتلته فعلی
دیته" هرکس که
من بکشمش دیهش پا منه.
واقعا کسیو بکشی باید دیه بدی دیگه
. "و من علی دیته" هرکس که دیهاش بر منه "فأنا دیته"
من دیهشم. یعنی چی؟ یعنی خودم رو بهش میبخشم.
مثل "صوم لی وأنا أجزی عن صیمه" که هرکس روزه بگیره من پاداششم.
خیلی حرف بالاست. خیلی حرف عمیقه.
چرا، چرا ما به گونهای رفتار نکردیم
که خدا اینطوری با ما صحبت کنه.
بیایید رو اون کلماتی که رو قرآن پیغمبر یه عده رو همراه خودش میگه "و من معي"
رو این معيّتها کار کنیم.
"هو معكم أینما كنتم" انقدر شیرینه، انقدر شیرینه اینجا دیگه آدم براش مهم نیست کجا باشه
. "أینم یا فأینما تولوا فثم وجه الله" هر طرف رو کنید رو به خدا کردید.
اصلا دیگه براش مهم نیست روش به چه سمتی باشه.
او خدا میبیند و خدا که امام صادق
ظاهرا داشتن بچه سال بودن نماز میخوندن رو درب باز
بعد ابو حنیفه پز علمشو میداد و اینا به امام باقر
صلوات الله علیه گفت به پسرت تذکر بده بگو کراهت داره رو درب باز داره نماز میخونه.
حضرت فرمود که از خودش نمازش که تموم شد از خودش بپرس.
نماز امام صادق صلوات الله علیه تموم شد بهش گفت.
حضرت فرمود خدایی که من رو به او کردهام
"فثم وجه الله" این وجه خدا نزدیکتر از اون در باز به منه.
آقا جلو پرستو جمع کن برو.
چهارتا کلام یاد گرفتی پیاده نشده تو وجودت فکر میکنی خبریه.
بیایید رشد کنیم بالا بریم.
متاسفانه این قلوب رو تم-- حرف من تموم شد.
ولی هرچی میخوایم هی قلب خوبو بگیم،
قلب سالم رو ببینیم چند تا بیشتر نیست.
همش قلبهای ظلمانیه متاسفانه تو قرآن، قلب نفهم.
خود قلب نفهم چند بخش حالا ما تو بخش اولشیم انشاالله
عاقبت ما ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد وآل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد